کد خبر: ۱۲۶۳
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۱۸:۱۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
گپ‌و‌گفتگو با مدیر سایت مامان‌پز،و راه کوتاه و دشواری که طی کرده است
در استارت‌آپ مسیرها خیلی تعریف نشده است کسی به شما نمی‌گوید چه کار باید انجام دهید همه کارها را خودتان اختراع و کشف می‌کنید برای همین کار بیشتری می‌برد غیر از آن هم اگر دیدند که موفقیت حاصل نمی­‌شود و خیلی به اندازه کافی صبر کردند باید به موقع کنار بکشند.
کلیدملی : مامان­‌پز از جمله تجربیات جالبی بود که فضای کسب‌و‌کار ایران آن‌را تجربه کرد. استارت‌آپی که تبدیل به یک برند شد. تبسم لطیفی 29ساله، دانش­آموخته رشته مهندسی برق و MBA خوانده دانشگاه شریف راه‌انداز سایت مامان­پز حرف­های بسیاری برای گفتن دارد. 
او داشتن انگیزه و تلاش و پشتکار را برای به نتیجه رسیدن یک ایده و تبدیل آن به کسب‌وکار بسیار مهم دانسته و حتی معتقد است تلاش شبانه‌روزی از خود ایده مهم‌تر است. شناسایی بازار، رقبا، مصرف‌کنندگان، فرصت­ها و موضوعاتی از این قبیل از جمله راهکارهایی است که این کارآفرین جوان پیش روی جوانان جویای کار قرار می­دهد.


* چگونه کسب‌و‌کار مامان پز را راه‌اندازی کردید؟ 
زمانی که جایی دیگر کار می­‌کردم به این فکر می­کردم که کاری داشته باشم که برای خودم باشد. بعد به موضوع غذا علاقه داشتم. اول فکر کردم رستوران یا کافه بزنم. بعد نظرم عوض شد چون که می­‌خواستم چیزیی باشد که قابلیت رشد داشته باشد. کافه یا رستوران سرمایه زیادی می­خواهد و گسترشش از یک جایی به بعد دیگر خیلی سخت می­شود. به هر حال امکانات و تولید محدود است. ولی کاری که اینجا در مامان‌پز می­کنیم این طوری نیست. به خاطر اینکه تولیدش برون‌سپاری شده و توزیع شده است بین خانم‌های خانه‌دار مختلف، ما اصلا احتیاجی به جا و مکان فیزیکی خیلی بزرگی یا تجهیزات پخت‌وپز و استخدام آشپز و کارهای این شکلی نداریم و این قابلیت رشدش خیلی بیشتر از یک رستوران است. یعنی با هزینه کمتر امکان رشد بیشتری دارد. ضمن اینکه کسب‌و‌کارهای اینترنتی را دوست داشتم. این ایده را در دوره استارت‌آپ ویکند شرکت دادم که جزء اولین دوره­‌هایی بود که در ایران برگزار می­‌شد، که آنجا هم برنده شد. کار مامان­‌پز را بعد از جدایی از محل کارم از اوائل سال 93 به طور جدی شروع کردم. 

* مامان‌پز با چند نفر کار را شروع کرد و الان چند نفر هستند؟
با یک نفر شروع کرد که خودم بودم و الان حدود 7 نفر نیرو هستیم به اضافه 7-8 نفر پیک.

*برای اینکه بتوانید به کارهایتان رونق و توسعه بیشتری بدهید، چه کارهایی را انجام داده‌اید؟
تمرکز ما اکنون روی زیر ساخت­های فنی­‌امان است. چون تا الان می­‌خواستیم مطمئن شویم مشتری­‌ها محصول ما را دوست دارند. الان یک مدتی است بیشتر روی بخش نرم‌افزار و زیرساخت وقت می­گذارم تا بتوانیم این را به حالت PTP در بیاوریم.PTP  یعنی یک نرم‌افزار مارکت پلیت که هر آدمی می­‌خواهد در این سیستم فعالیت کند بتواند اکانت خودش را تعریف کند، پروفایل را بسازد، غذاهایش را بتواند بفروشد از آن طرف مشتریان هم فرصت­های تازه­تری برای انتخاب داشته باشند. شاید برای ما بهتر می­بود که بازار قبلا ساخته می­شد و ما 50 تا آشپز تایید شده می­داشتیم و سپس این بازار را رها کنیم. اکنون ناچار هستیم این بازار را کمی مدیریت کرده و کنترلش کنیم تا تعادلش حفظ شود. فعلا تا یک مدت قرار است این کار را انجام دهیم و وقتی که تعداد شرکت‌کننده­‌های این بازار از هر دو سمت از سمت تولیدکننده و سمت مصرف‌کننده به یک حد قابل قبولی رسید آن وقت نقش ما کمتر می­‌شود. 

* چالش پیش روی کسب‌و‌کارهای حاصل از استارت‌آپ‌ها این است که نمی­توانند خود را بزرگ کنند تا کسب‌و‌کارشان پایدار بماند. همین‌طور است؟ 
این یک واقعیت است. آمارهای مختلفی است که می­‌گویند بیش از 80درصد استارت‌آپ­‌ها ناموفق بوده و فقط کمتر از 20درصد ممکن است موفق شوند. این هم دلیلیش این است که همه ایده­‌ها جدید است و همه تیم­‌ها جوان و سرمایه­‌های خیلی کمی در این میان وجود دارند، به محض اینکه پولشان تمام می‌شود اگر نتوانند سرمایه‌گذار جدید جذب کنند، بیزینس با شکست مواجه می‌شود. مثلا اعضای یک تیم تا 5-6 ماه بگویند ما حقوق نمی‌گیریم زیرزمین خانه پدرمان را استفاده می‌­کنیم ولی این یک مدتی دارد بعد از مدتی آدم­ها دلسرد می‌­شوند و کنار می­‌روند. به همین دلیل هم خیلی احتمال شکست زیاد است. اما می­‌شود برای جلوگیری از این اتفاق کارهایی را انجام داد. اصلا باید دید برای این محصول مشتری وجود دارد یا نه، کسی حاضر است این محصول را خریداری کند. همه نگاه می­‌کنند وای چقدر بامزه و خوب است ولی کسی استفاده نمی­‌کند. یعنی ممکن است رقبای قوی­تری قبل از شما در بازار باشند وقتی شما بیایید نمی­‌توانید هیچ‌گونه رقابتی با آنان کنید چون آنها سرمایه‌های میلیاردی برای تبلیغات و جذب مشتری می‌گذارند پس بهتر است از چنین بازاری کنار رفت چون شکست می­‌خورید. تدوام و استمرار در این کار، خیلی به بازار  و محصول بستگی دارد و باید اعضای تیم سعی کنند که تا جایی که ممکن است قبل از شروع به کار و هزینه کردن، کار خودشان را اعتبارسنجی کنند. استارت‌آپ فرقش با یک کمپانی در این است که در کمپانی بزرگ هر کسی یک شرح وظایفی دارد دقیقا می‌گویند از کار 1تا 5 به عهده شما است ولی در استارت‌آپ مسیرها خیلی تعریف نشده است کسی به شما نمی‌گوید چه کار باید انجام دهید همه کارها را خودتان اختراع و کشف می‌کنید برای همین کار بیشتری می‌برد غیر از آن هم اگر دیدند که موفقیت حاصل نمی­شود و خیلی به اندازه کافی صبر کردند باید به موقع کنار بکشند. در مدیریت بحثی داریم به نام تشکیل تعهد، اگر شما بخواهید خیلی روی تعهدی که قبلا دادید بمانید، باعث ضرر می­‌شود. مثلا شما می­‌گویید من منتظر اتوبوس ماندم نیم ساعت است حالا نیم ساعت بمانم شاید بیاید ولی اگر ده دقیقه قبلش رفته بودید خیلی موفق­تر بودید. ادم اگر ببیند موفقیت به دست نمی­‌آید بهتر است به موقع هم وقت، انرژی، پولش را از آن بیزینس بیرون بیاورد.

*با توجه به صحبت­های شما می­توان برای همه نوع کاری تعریف این گونه داشت؟
نه واقعا نمی­‌شود. برخی فعالیت­ها نیازمند زمان بیشتری است اما شاید برای بیزینس­‌های IT که خیلی معمول شده است بتوان گفت 2سال زمان خوبی است اگر 2 سال به این نتیجه نرسید باید بیرون بیاید، ولی یک بیزینسی خیلی زمان برتر باشد، شما یک کاری در حوزه فولاد بکنید من واقعا اطلاع ندارم شاید احتیاج باشد 10سال وقت بگذارید بعد از 10سال به یک نتیجه طلایی برسد.

*شما با چه سرمایه‌ای کار را شروع کردید؟
ما از یکی از دوستان‌مان کمک گرفتیم ایشان سرمایه‌گذاری در کار ما کردند. 

*برای توسعه‌تان به چه مقدار سرمایه نیاز است؟
بستگی دارد چه هدفی را دنبال می­‌کنید. مثلا اگر من به بیزینسم به دید یک مامان‌پزی که فقط قرار است در تهران در 4منطقه کار کند نگاه کنم بگویم خوب همین سرمایه­ای که تا به حال گرفتم کافی است با همین می­توانم به یک فروش خود و سود قابل قبولی برسم و دیگر خودش خودش را بچرخاند. ولی اگر بخواهید در تهران کار کنید کل تهران یعنی که به آن به دید فرامرزی نگاه کنید یا کشورهای همسایه که فرهنگشان به هم شبیه است، بتوانند از این استفاده کنند خیلی اینها فرق می‌کند. سبکش با هم فرق دارد یعنی نمی­‌شود از ابتدا گفت اول کار که شروع می­‌کنی دیدت این است که خوب می­‌خواهی یک بیزینس خیلی بزرگ داشته باشی ولی خیلی به موقعیت و میزان رشد بستگی دارد و نمی­‌شود از ابتدا پیش بینی کرد که برای رسیدن به هدف نهایی که مثلا این مامان‌پز یک چیز فرامرزی برسم، چقدر پول لازم است.

* دختران تحصیل­کرده و جویای کار در کشور ما بسیار است. آیا استارت‌آپ می­تواند راه مناسبی برای رهایی آنها از وضعیت بیکاری باشد؟
حتما این کار امکان­پذیر است.جامعه ما تا به امروز یک شرایط سخت اقتصادی را پشت سر گذاشته و امیدواری می­‌رود پس از این فضا کمی بازتر شود. در شرایط کنونی نمی­‌توان از دولت انتظار داشت برای این همه جمعیت بیکار شغل درست کند. این کار به سرمایه­‌هنگفتی احتیاج دارد. شاید بهترین راه تشویق جوانان برای ایجاد اشتغال توسط خودشان باشد و اگر بتوانند برای دیگران هم شغل تامین کنند که بسیار عالی خواهد بود. الان هم به خاطر اینکه بیزینس IT سرمایه خیلی کمی نسبت به بیزینس‌های دیگر می­‌خواهد شما با یک یا چند تا کامپیوتر و یک اینترنت می­‌توانید 4-5 تا آدم را دور هم جمع کنید تا کار کنند و به یک نتیجه خوبی برسند. فقط باید ایده اولیه و پشتکار خیلی قوی داشته باشند که پشتکار خیلی مهم‌تر از ایده است.

*اگر بخواهید به دختر­های جوان توصیه کنید کسب‌و‌کاری راه‌اندازی کنند، روی چه موضوعی تاکید کرده و به آنها مشورت می‌دهید؟
مهم این است که نترسند. نترسند و به خودشان باور داشته باشند. هم اینک مشکل افرادی که پیرامون من هستند تکرار کلمه نمی­‌توانم است. همه دنبال این هستند که باید فیس­بوک شوند و معلوم است که نمی­شود. اما می­‌توان ایده­ای را پیدا کرد که به فیس­بوک طعنه بزند. مهم‌ترین اصل در این کار نترسیدن است. وارد دل کار شوند و سختی‌­های کار را بپذیرند و عقب نشینند. پس شروع بقدری جذابیت و زیبایی می­‌بینند که برای ادامه کار انگیزه­شان چند برابر می­‌شود. 

در کشور ما تفکر غالب این است که دختران دانشگاه بروند درس بخوانند و مدرکی بگیرند و جایی استخدام شوند، از این تفکر تا تفکری که شما داشتید و منجر به پدید آمدن مامان‌پز شد، چه فاصله و تفاوت‌هایی وجود دارد؟
من معتقدم که تحصیلات آکادمیک داشتن چیز خوبی است، حالا بعضی­ها یک سری مثال­‌هایی می­‌زنند از این کیس­‌های موفقی که دانشگاه نرفتند و دانشگاه را ول کردند و تشویق می­کنند که ادم دانشگاه نرود و دنبال کار برود. به نظر من تحصیلات اکادمیک خیلی دید خوبی به آدم می‌دهد، تازه آنجا شما می­فهمید فضای کار چطور است، شما در دانشگاه بزرگ می­‌شوید و فرصت می­‌کنید یک سری چیزهای خوب را تجربه کنید، بخصوص اگر رشته­ای که انتخاب کرده‌­اید آگاهانه بوده و مرتبط باشد با شغلی که می­خواهید در ادامه انجامش دهید، نه اینکه هر رشته­‌ای قبول شدید بخوانید و بعد تمام مدت تحصیل افسرده باشید که این رشته را دوست ندارم بعد هم دنبال یک کاری بروید که ربطی به رشته­‌تان ندارد. به نظر من تحصیلات آکادمیک در حالتی که به شغل‌تان مرتبط باشد خیلی هم خوب است و توصیه می­‌کنم آدم‌ها اول دانشگاه بروند بعد شروع به تجربه­ ایده­‌هایشان کنند. حتی باز هم قبل از ان چند سال کار کرده، تجربه پیدا کنند بعد بروند یک کاری راه بیندازند. متاسفانه من آگاهانه رشته دانشگاهی خود را انتخاب نکردم و اگر کامپیوتر و یا صنایع می­خواندم برای این کارم بسیار مفید­تر بود. 

* رتبه ایران در توانمند­سازی اقتصادی زنان بسیار پایین است. یعنی رتبه 170 از 176 . فکر می‌کنید که حالا با تکیه بر استارت‌آپ می­توان این رتبه را تغییر داد؟
حتما می­‌توان. اما این کار نیازمند فضایی مناسب است. مردم باید این فرصت را داشته باشند که با استارت‌آپ­ها آشنایی یافته و این شیوه کار و فعالیت را بشناسند. وگرنه استارت‌آپ راه انداختن به خود افراد بستگی دارد. نمی‌شود خیلی دست برد و دستوری­‌اش کرد. فقط می­‌توان یکسری از این شرکت‌های ونچر کپیتال که الان در ایران وجود داشته و مشغول فعالیت هستند را برای سرمایه­‌گذاری تشویق کرد. این شرکت­ها حکم شتاب­دهنده را داشته و  در لحظه شروع کار و تا مدتی آنها را مثل یک انکوباتور در دل خودشان نگه داشته و تا به راه افتادن کامل استارت‌آپ­‌ها حمایت می­‌کنند. 

مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ملیحه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۱۸ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۱
0
0
سلام. من از همکلاسیهای دبیرستان خانم لطیفی هستم . چقدر خوشحال شدم که ایشون رو موفق دیدم . اتفاقا من هم مدتیه که راجع به رشته ام بی ای کنجکاو و علاقمند شدم و دوست داشتم راجع به این رشته بیشتر بدونم اگه ایمیل یا شماره ای ارگز ایشون رو داشته باشم خیلی سپاسگزار خواهم بود.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار