کد خبر: ۱۳۲
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۵۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
گفت و گو كليد ملي با علي حاجلي پژوهشگر برتر مواد مخدر:
شوراها دائما باید شهرداری ها را موظف کنند که فضاهای عمومی بیشتری برای شهروندان بوجود آورند. فضاهایی که آدم ها از پستوها بیرون بکشد و سلایق و علایق مختلف را با تنوع و تکثر درگیر خود کند. باید خیابان و میدان را فضای مواجهه انسان ها کنیم و نه محل عبور آن ها. دنیای آدم ها باید به هم گره بخورد و در این گره ها گفت و گو و کنش متقابل مثبت به وجود آید. از این طریق می توانیم فشار خیابان برای جلوگیری از بزهکاری به وجود بیاوریم
کلیدملی - مینوگله : انگار روی مین راه می روید هیچ جا برای شما امن نیست. این توصیف علی حاجلی از جامعه مخدر زده ایرانی است. جامعه ای که امروز سیاستگذارانش دیگرناچار شدند بحث مبارزه و چگونگی حل معضل مواد مخدر را از محوریت مرزها به جامعه، شهر و خانواده ایرانی بیاورند. علی حاجلی که چندین پژوهش و تحقیق را در این زمینه به سرانجام رسانده است، معتقد است، در تاریخ 100 سال اخیر ایران مسئله فراگیری با این شدت سابقه نداشته ، آسیب اجتماعی که مسئله همه خانواده ها شده است. این پژوهشگر می گوید: «این که استرتژیست های ما کی هستند و کجا ما نمی دانیم. چون جامعه ما سیال است استرتژیست هایش تغیییر می کنند.ما در سطح کلان که آدم تربیت نمی کنیم هیچ، در سطح خرد هم نمی توانیم این کار را بکنیم که اگر مثلا من به مشکل برخورد کردم چه کار می توانم بکنم . بیکار شدم ، شکست عشقی ، ترک تحصیل و ... اولین کار که می کنیم مواد مخدر، الکل و سکس است. فاصله زیادی بین انتخاب های ما است و ما به سرعت می خواهیم ناکامی ها را با این ها جبران می کنیم.» علی حاجلی با پژوهش هایش توانست جایزه پژوهشگر برتر را در حوزه مواد مخدر در سال 1384 به دست آورد ، هم چنین در سال 2009 جایزه دانشجوی برتردکتری دپارتمان جامعه شناسی را در دانشگاه برونل درلندن را از آن خود کرد. حاجلی در گفت و گوی زیر از نتایج پژوهش هایش و دلایل گرایش جامعه ایرانی به مواد مخدر گفته است.

*فضای اجتماعی ما مواد مخدر زده است، این آسیب در سطح کشور فراگیر شده و اگر تا دیروز خبرهایی از دستگیری قاچاقچیان و کشف مواد مخدر بود، به نظرمی رسد، امروز این ضرورت احساس شده که بخش زیادی از جامعه با آن درگیر است و باید کاری کرد، چه ساختارهایی مشکل دارند و سابقه این مسئله به کجا می رسد؟

اینکه شیوع مواد مخدر در کشور اتفاق افتاده است، بله همه آن را لمس می کنیم. هر کس در حلقه اول ، نهایتا در حلقه دوم خانواده اش ممکن است با این مسئله درگیر باشد. اما در مورد سابقه باید بگویم من در تاریخ یکصد ساله اخیر ایران بررسی کرده ام نه تنها مواد مخدر که هیچ مسئله ای اینقدر فراگیر در جامعه نداشتیم. تصور ما از معتاد یک آدم ژولیده، فقیر و کارتن خواب است در حالی که این افراد درصد کمی از مصرف کنندگان مواد مخدر را در جامعه ما تشکیل می دهند. لایه های مختلفی در جامعه ما با این مسئله درگیر هستند ، کسانی که نتوانستند خودشان را مدیریت کنند، لایه دیگر کسانی که خودشان را مدیریت می کنند و تعداد بسیار زیادی که سیار هستند وبه اصطلاح تفننی مصرف می کنند و ما انها را نمی بینیم.

*آیا این تعداد عموما در آمارها محاسبه می شوند؟

در آمارها می‌آیند اما درک ما از وسعت جامعه‌ای که درگیر این هستند مشخص نیست ما تصور می‌کنیم تعدادشان خیلی کم است. آن ها در مهمانی ها، سفر ممکن است مواد مصرف کنند. برخی از آن ها هستند که مواد روانگردان مصرف می کنند و ما نمی دانیم نه تغییر رفتار دارند و نه چهرهشان تغییر می کند، تا این که مصرف به اوجش برسد، عصبی می شوند، خانه نمی آیند، سر کار نمی روند. در واقع می خواهم بگویم شیوع مصرف مواد مخدر تاکید می کنم مصرف مواد مخدر نه فقط سوء مصرف خیلی بیشتر از آن است که حکومت و دستگاه های دولتی و دستگاه‌های مسئول و تحقیقات نشان می‌دهند.

*اما آنچه که امروز در موردش صحبت می شود همان سوءمصرف مواد مخدر هست یعنی هنوز مصرف مواد مخدر مسئله که شما به آن اشاره دارید، برجسته نشده است.

بله در این خصوص کمتر صحت می شود. من در سال 84 یک تحقیق ملی انجام دادم که در آن نگرش مردم در ایران نسبت به مصرف مواد مخدر سنجیده شد . 33 درصد از جامعه آماری ما مواد را از نزدیک دیده بودند، یعنی مرد زن نوجوان ، جوان . این مسئله مهمی است. اینقدر مواد گسترده است که مردم مواد را می بینند. اگر بپرسید چند نفر تفنگ از نزدیک دیده اند نمی دانم چند درصد جوابشان مثبت باشد. اما 33 درصد که ترکیب جمعیتی خاصی هم نبوده مواد را از نزدیک دیده اند. طرح ملی نگرش ها و ارزش های وزارت ارشاد دو دوره در سالهای مختلف تکرار شده و طرح های خرد مختلف دیگری هم که در سالهای مختلف انجام شده است، همه نشان می دهد که ترس از اعتیاد ترس از مواد مهم ترین مسئله جامعه است. یعنی همیشه جز سه مسئله اصلی جامعه بوده است . بیکاری ،گرانی ، اعتیاد یا گرانی اعتیاد، بیکاری و این سه به ترتیب همیشه نگرانی اصلی جامعه ما بوده است.

*اگر روزی خانواده هایی که در بستگان و نزدیکان درجه یک شان مصرف کننده مواد داشتند نگران از سرنوشت فرزندانشان بودند اما امروز نگرانی همه خانواده‌ها شده است ، چرا ؟

بله الان کسی هم که در خانواده اش سابقه مصرف مواد نداشته، این نگرانی را دارد. این دغدغه مسئله همه خانواده ها شده است و هیچ مسئله اجتماعی بدتر از این مسئله نیست یک وقت مسئله اجتماعی بخشی از جامعه را درگیر می کند و مسئله بخش دیگری نیست. مثل بیکاری. اما یک وقتی هست که مسئله دیگران مسئله شما هم می شود و جامعه احساس می کند در معرض خطر است. به جرات می توانم بگویم جامعه در هیچ مسئله ای این قدر احساس خطر نمی کند. این که یک روزی کسی در کنارش همسر یا فرزندش را مبتلا به مواد ببیند.انگار روی میدان مین راه می روید وهیچ جا برای شما امن نیست.

* برای خانواده‌ها غیرقابل پیش بینی شده است که چه در انتظار فرزندشان است، کجای کار اشکال دارد، چه ساختارهایی منجر به این وضعیت شده است؟

الان در سطح تصمیم گیران وقتی می خواهند بحث مواد را تحلیل کنند عموما دو نوع رویکرد رایج است که متاسفانه هر دو هم غالب است . یک رویکرد امنیتی-سیاسی است که می گویند دشمنان ما این کار را می کنند یا شرایط مرزهای ما اینطور است یا مافیا عامل اصلی است و ما نمی توانیم مرز را ببندیم. مسئله را سیاسی می بینند و فکر می کنند به ما تحمیل شده است. این رویکرد متاسفانه همیشه غالب بود تا اینکه در اواخر دهه 1380 تعدیل شد. بعد از دو دهه تبلیغ و هزینه کردن دیدند جواب نداده و نتیجه ای نداته است. یک رویکرد دیگر که دوشادوش این رویکرد آمده است، رویکرد روانشناختی است. اینها میگویند آدمی که مواد مصرف می کند مشکل دارد. احتمالا از همسرش جدا شده یا در خانه دعوا دارد، بیکاراست و... مسئله را به سطح فردی شخص تقلیل می دهند. خب ممکن است اینها هم دلیل باشد ما تا 100 دلیل برای مصرف مواد پیدا کردیم اما شما نمی توانید یک مسئله را غالب کنید و بقیه را نبینید.

*به نظر می رسد، این دو رویکرد هم چنان غالب است، در دستگیری ها و تزانزیت مواد مخدر صحبت از دشمن هست و از طرفی دیگرمعتاد بیمار است و باید درمان شود و صحبتی نیست از کسانی که مصرف می کنند اما بیمار محسوب نمی شوند.

رویکرد روانشناختی متاسفانه هنوزهم غالب است و به همین دلیل فکر می کنند با ایجاد کلینیک ترک اعتیاد همه چیز حل می شود. همه کلینیک ترک اعتیاد راه انداختند. اما مسئله این است که مواد مخدر در ایران یک متغییر بسیار بزرگ دارد که ما اصطلاحا می گوییم overdeterminationعوامل مختلف در کنار هم جمع می شوند و یک عامل بزرگتر پیدا می شود که شما آن عامل بزرگ را نمی توانید ببینید ،الان شما چیزی به نام جامعه را نمی توانید ببینید. ما عموما نمی خواهیم این را ببینیم . مشکل اصلی یا ذهنیت تصميم گیران، آمادگی پذیرش این مسئله را ندارد یا نمی خواهند آن را ببینند. چون پذیرش این مسئله تبعات زیادی برایشان دارد. مسئله اعتیاد یک مسئله اجتماعی است و مسئله اجتماعی راه حل اجتماعی دارد و شما نمی توانید غیر از این راه حلی بیابید. وقتی در یک جامعه یک مسئله فراگیر می شود نمی توانید، دلایل آن را فقط در سطح افراد پی گیری کنید مثل طلاق که الان فراگیر شده است. یعنی مناسبات در جامعه ما به گونه ای شده که مصرف کننده موادمخدر یا روان گردان تولید می کند. این مناسبات را باید شناخت و رفع کرد. نباید برای حل این معضل به سراغ روان افراد رفت بلکه اکنون مساله موادمخدر و روان گردان در جامعه ما ماهیتی ساختاری پیدا کرده است. باید ساختارها و مناسبات را بررسی کرد و دید چرا بای پروداکت یا اثر جانبی آنها این شده است. وقتی از ساختارها حرف می زنیم لزوما دستگاه های بزرگ را در نظر نگیرید. مناسبات خانواده، شیوه های آموزشی، فضاهای شهری و اجتماعی، رویه های اعمال قدرت و ... همه در بوجود آمدن این وضع سهیم هستند.


*شما در جستجوهایتان برای این مسئله اجتماعی به چه نتایجی رسیدید؟

در سطح کلان دو مسئله اصلی وجود دارد . اولا جامعه ما جامعه تربیت شده ای نیست. جامعه می تواند رشد کند اما تربیت نشده باشد. منظور من از تربیت نشدن، الزاما آدم کف خیابان نیست ، پزشک، مهندس کارمند، استاد دانشگاه ،مدیران ارشد و یا سیاستمدار و ... برای زندگی امروز تربیت نشده ایم. در قرن 18 و 19 در جوامع غربی این مسئله مطرح شد که جامعه را چگونه تربیت کنیم نه برای اینکه از ما اطاعت کنند بلکه برای این که در فضا جدیدی که به وجود آمده است بتوانند بهتر زندگی کنند. یعنی این تربیت فقط به فرد کمک نمی کند بلکه در خدمت جامعه نیز هست.چون با تربیت نشدن نیروی انسانی هزینه های زیادی از دست می رود. آنها می خواستند بدانند چطور یک بزهکار را تربیت کنند که به جامعه برگردد و در جریان تولید سود و سرمایه در جامعه مشارکت داشته باشد. مسئله شان تربیت افراد بود که به پیشرفت بیشتر جامعه کمک کنند.

*این فکر هیچ وقت مسئله جامعه ما نبوده است؟

نه اینکه نبوده اساس این مسئله به ذهن سیاست گذاران و برنامه ریزان جامعه ما نرسیده است که آدمها می توانند ابزاری برای پیشرفت های کلی سیاست های و راهبردهایشان باشند. آدمها را مقطعی می بینند. جنگ می شود می گویند سرباز می خواهیم . راهپمایی می شود آدم می خواهند برای راهپیمایی ... آدمها را مقطعی می خواهند آدمها را همه جانبه نمی خواهند. تربیت یعنی آدمها را به گونه ای رشد داده شوند که به درد این جامعه بخورند. به درد جامعه بخورند یعنی اینکه ما باید بدانیم این جامعه قراراست به کجا برود و چشم اندازش چیست. ما تازه با این فکر رسیدیم که چشم انداز می خواهیم از این گذشته چندین برنامه هم نوشته شده که تماما به سرانجام نرسیده است.

*و بی‌برنامگی در سیاست‌های کلان در یک جایی با فراگیر شدن مواد مخدر تلاقی می‌کند، آن نقطه کجاست؟

ببینید این که استرتژیست های ما کی هستند و کجا ما نمی دانیم. چون جامعه ما سیال است استرتژیست هایش تغیییر می کنند.ما در سطح کلان که آدم تربیت نمی کنیم هیچ در سطح خرد هم نمی توانیم این کار را بکنیم که اگر مثلا من به مشکل برخورد کردم چه کار می توانم بکنم . بیکار شدم ، شکست عشقی ، ترک تحصیل و ... اولین کار که می کنیم مواد مخدر، الکل و سکس است . یعنی در حالیکه فاصله زیادی بین انتخاب های ما است و ما سریعا می خواهیم ناکامی ها را با پر هزینه ترین راه حل ها فراموش کنیم.شاید یک آدم معمولی اگر می دانست یک پیاده روی ساده بعد از ظهر و یا یک مراجعه به مشاور میتوانست به مرورزمان به حل مشکلش کمک کند بجای مصرف مواد این کارها را می کرد، می خواهم بگویم خیلی ها همین مسئله ساده نمی دانند. دایره گزینه آدمهای جامعه ما خیلی پایین است. من اگر شغلم را از دست بدهم اتفاقات دیگری هم برای من می افتد من نمی توانم شغلم را از دست بدهم. یا از طرفی دیگر من درآمد زیادی دارم، زندگی خوب وکار خوبی دارم اما چقدر می توانم پارک یا سینما ویا شمال و. .. بروم. گزینه های فراغتی کم است من پارک رفتم ، سینما رفتم ،شمال رفتم ،پول هم دارم پس بروم و بشینم پای الکل و مواد مخدر.حوزه های فراغتی ما کم است و نمی توانند آدمها را درگیر کنند. دوستی از ترکیه برای من صحبت می کرد که مصرف مواد مخدر پایین است ، جالب بود تحلیلش این بود که آنجا مردم وقت ندارند مواد مصرف کنند. کار می کنند یا درگیر خانواده یا حوزه های فراغتی می تواند آنها را جذب کند. ما بالاخره در یک میدان هستیم و گزینه ها هم مشخص است هر چه ما گزینه ها را در یک جامعه بیشتر کنیم مثل این است که پله رسیدن به مواد مخدر را بیشترکرده ام. باید زمینه های مشغول کردن مردم چنان زیاد باشد که آخرین انتخاب ما مصرف مواد باشد و پیش از آن آتقدر انتخاب های متنوع داشته باشیم که مانع از فکر کردن به مصرف مواد باشند.

*گزینه‌های در شهرهای مختلف متفاوت است و این تفاوت چه نسبتی با مصرف کنندگان مواد مخدر دارد؟

قاعدتا در مراکز استان ها گزینه ها بیشتر است. اما کافی نیست و در عین حال منظورم از گزینه های فراغتی نوع گزینه هاست نه مصداق آنها. مثلا در تهران تعداد زیادی پارک وجود دارد منظور تعداد زیاد پارک نیست بلکه منظور تعداد زیاد گزینه هاست مثل پارک رفتن، کوه رفتن، کنسرت، کافه و ... الان درتهران کم نیستند جوانان و نوجوانانی که مواد مصرف می کنند. پس به سوال اصلی تری می رسیم اینکه اساسا جامه ایرانی چرا مواد مصرف می کند. به خصوص که در خانم ها هم زیاد شده است و می گویند مثلا مصرف شیشه آدم را لاغر می کند خب چندین راه دیگر هم وجود داشته و دارد که تجربه هم شده است چرا شیشه را انتخاب می کنند.چرا مواد مخدر جذابیت دارد.

*منظور شما این است که چرا این همه تقاضا وجود دارد؟

بله دقیقا بحث اصلی بحث تقاضا است. چیزی که ما نمی بینیم ما در 30 سال گذشته بحث عرضه را دیدیم خب درست است مواد مخدر بحث پلیسی دارد که باید برخورد شود و هر چقدر هم پول خرجش شود کم است . اما همه مواد مخدر این نیست بلکه یک طرفه موضوع عرضه است و یک طرف دیگر تقاضا . باید تقاضا را شناخت و تمرکزی بیش از آن که تاکنون داشته ایم بر روی تقاضا داشته باشیم.

*جناب آقای حاجلی مسئله کمی پیچیده شد، بی برنامگی در سیاست های کلان، انتخاب کم و حالا چرا جامعه مواد مصرف می کند، با توجه به اینکه مسئله اجتماعی است، این سوال شما از یک جواب پنهان هم در خودش دارد، چه رخدادی در جامعه ایرانی در حال اتفاق افتادن است ؟

اتفاق جدیدی که در جامعه ما افتاده این است که یک نظم جدید زندگی در حال به وجود آمدن است که ما آن نمی ببینیم و یا هنوز درک نمی کنیم . ما داریم می بينیم ولی نمی توانیم بفهمیم چه اتفاقی می افتد. یک تضادهایی به وجود آمده است که قابل فهم و درک نیست . نظم جدید ی است در جامعه ما که در ظاهر بی نظمی نظر می آید. گویی جامعه جدیدی در حال تولد است. شاید برآیند نهایی اش مثبت باشد شاید از این تلاطم عبور کنیم به یک ثبات برسیم شاید هم نرسیم . ما داریم یک چیزهایی می بینیم، طلاق زیاد است، رانندگی هایمان بد است، دعوا می کنیم ،فحش می دهیم، جوک هایمان تغییرکرده ،اندیشه به اس ام اس های یک خطی بی اصالت تبدیل شده است . انگار شما دارید وارد جامعه جدید می شوید. مسئله در سطح کلان این است که ما این نظم جدید را کشف کنیم.

*چیدمان یانظم،این کلمه معنای مثبتی رابه ذهن متبادر می‌کند.

نظم یعنی order of life .متاسفانه این نظم جدید در غیبت دولت و گروه های مرجع(، روشنفکران و تئوریسین ها دانشگاهیان و روحانیون) رخ می دهد. یک دوره ای دانشگاه ها تاثیر داشتند، یک دوره ای روحانیون یک دوره ای هم روشنفکران. اما حالا این نظم در غیاب همه این ها دارد اتفا ق می افتد. ما باید این را پیدا کنیم که به نظر من داده های فراوان و پژوهش های و بررسی های زیاد می خواهد. اگر قادر به شناخت این نظم باشیم نه فقط مساله موادمخدر بلکه بسیاری از موضوعاتی که این روزها مساله شده اند را می توانیم تحلیل کنیم.

*در کجای جامعه اتفاق می‌افتد که  گفته شما دیده و یا درک نمی‌شود؟

در لایه های پایین جامعه ، البته منظور من لایه پایین از نظر اقتصادی و یا فرهنگی نیست، منظورم لایه های پایین قدرتی است، کسانی که دیده نمی شوند. آدمهایی که مثل ورزشکارها، استاد دانشگاه، پزشک، هنرمند، معلم و ... دیده و یا صدایشان شنیده می شود کم هستند. لایه هایی که مقصود من است، اصلا دیده نمی شوند و صدایی در جامعه ندارند. بخش زیادی از جامعه را این آدمها تشکیل می دهند. اینها و می خواهند خود را به شکلی دیگر نشان دهند. یا به عبارت دیگر رفتارهای آنها به ما نشان می دهد که گفتمان دیگری دارند و در فضای متفاوتی زندگی می کنند. درغرب هم در دوره ای وضعیت همینطوربود. در دوره ای فقط شاه دیده میشد، از جانب مردم فقط سکوت شنیده می شد. اما واقعیت چیز دیگری بود. این سکوت در واقع رویه یک اتفاق بزرگ بود که حاکمان قصد دیدن آن را نداشتند و یا مشروعیتی برای آن قائل نبودند. اما وقتی روند اتفاقات به گونه ای پیش رفت که علیرغم این سکوت جنبش ها بزرگی به راه افتاد و یا جامعه دچار تغییرات شگرف شد تابه این فکرافتادهند که آدمهاهم ه باید دیده شوند ماباید یک رکورد ازآدمها داشته باشیم. که چه کارمیکند،آیا تولید میکند ،بزهکاراست آیاخطری ازجانب اوبرای ماوجود دارد،یعنی آدمها درمسیری نباشند که مسئله هاومشکلاتشان برایمان قابل پیش بینی نباشدآ نجابودکه مسئله تربیت به وجودآمد. گمان می کنم این اتفاق در جامعه ما در حال وقوع است. در سطح زیرین این سکوت و دیده نشدن مردمان عادی اتفاقات زیادی در حال وقوع است ما اکنون بخشی از کوه یخی که بیرون زده را می بینیم ولی هنوز درکی از این کوه یخی نداریم.

*در مسیری که در این گفتگو دنبال کردیم از جامعه مخدر زده به جریان نظمی رسیدیم که در غیاب تئوریسین ها در حال اتفاق افتادن است و در حال حاضر به بررسی و پژوهش های کلان نیاز دارد اما پیش از این جریان جدید در ساختارهای اجتماعی و یا شاید فرهنگی ما اشکالاتی وجود داشته است.

در مورد نظم، ما اول باید آن را بشناسیم و بعد در موردش حرف بزنیم اما در مورد جامعه بله درست است اشکالاتی وجود داشته که فراگیری مواد مخدر زیاد است. یک مشکل شخصیتی یا فرهنگی داریم که همواره مامیخواهیم درهمه چیزبه آخرش برسیم درموادهم سریعا میخواهیم به آخرش برسیم،درحالیکه دردنیاهمه پله پله جلومیروند. مامیل به انتها رسیدن داریم،سریعامیخواهیم ازصفربه آخربرسیم. این یک رفتارفرهنگی است. بخشی از این بخاطر باورهایی است که ما درباره خودمان داریم. هنرنزد ایرانیان است و بس ومابهترازهمه هستیم.مااگرجامعه راروانکاوی کنیم خواهیم دید احساس میکند جامعه جداافتاده ای است،همه چیزش برتراست،همه چیزرامیفهمد،منابع ما ازهمه بهتراست والی آخر. مااین احساس وغروزبزرگ نسبت به همه دنیاداریم وبه همین دلیل است می خواهیم این غرور را ازهرراهی تجلی دهیم. اما واقعیت این است که ما هم مثل همه مردمان این روزگار داری توانایی ها و کاستی های مشخصی هستیم. به همین دلیل باید از ظرفیت نهادهای موجود بهره بگیریم تا بطور دایم افراد را تربیت کنیم و آموزش بدهیم. مثلا آموزش و پرورش باید نقش بسیار مهمتری بعهده بگیرد. ما باید فکر 20 سال آینده باشیم. اگر از امروز شروع کنیم ممکن است نسلی که طی دو دهه بعد به سن بلوغ و کار می رسد را مصون کنیم. ظرفیت های بسیاری در نهادهای آموزشی وجود دارد که متاسفانه به دلیل فقدان درک درست از مفهوم پرورش (در کنار آموزش) از این ظرفیت ها استفاده نمی شود.

*شوراها در کمک به حل این مشکل چه نقشی می‌توانند داشته باشند؟

به دلیل اینکه همه مردم از مواد نگران هستند هر نهادی که در این حوزه بتواند با مردم ارتباط بگیرد قدرت تاثیرگذاری خواهد داشت. شوراها و شهرداری ها حتما باید برنامه فکر شده و جدی در این ارتباط داشته باشند یا حداقل فضای کنش نهادهای غیر دولتی را بوجود آورده و از آنها حمایت کنند. اساسا مفهوم پلیس اولین بار در غرب به معنای گروهی از ماموران بود که باید به فکر شوکت شهر می بود. یعنی نظافت شهر یا جمع آوری افراد ولگرد و بی نظمی و بطور کلی مقابله با انواعی از موضوعات که موجب بی اعتباری شهر می شد. مفهوم پلیس و شهرداری در واقع در کنار هم و بر مبنای درک عام تری از شهر بوجود آمده بود. بر خلاف امروز که شهرداری به معنای رفع و رجوع شهر به مفهوم فیزیکی است در ابتدا شهر به معنا محل زندگی انسان اهمیت داشت. شوراها می توانند این مفهوم را بر دستگاه های بوروکراتیک شهرداری ها تحمیل کنند. شهر فقط خیابان و ساختمان و پول نباشد بلکه شهر را بستری برای انسان ها ببینند. بجای پل های بزرگ بدنبال فضای های بزرگ زندگی و کنش انسانی باشیم. با این رویکرد مساله اعتیاد و مصرف مواد می تواند یکی از مهمترین مشغله های شوراها باشد. اتفاقا به کسانی که در هر سطحی قصد انتخاب شدن دارند (برای ریاست جمهوری – مجلس- شورا و...) باید دایما یادآوری کرد بخش زیادی از جامعه از مواد نگران هستند و اگر شما روی این مسائل متمرکز شوید و بخشی از محورهای کاری آنیده خود را به این موضوع معطوف کنید این باعث رای آوری شما می شود. البته ما از سال 84 تا همین انتخابات اخیر برای اغلب نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تحلیلی از اوضاع ارسال کردیم و بر اهمیت موضوع تاکید داشتیم اما گوش شنوایی وجود نداشت.

شوراها دائما باید شهرداری ها را موظف کنند که فضاهای عمومی بیشتری برای شهروندان بوجود آورند. فضاهایی که آدم ها از پستوها بیرون بکشد و سلایق و علایق مختلف را با تنوع و تکثر درگیر خود کند. باید خیابان و میدان را فضای مواجهه انسان ها کنیم و نه محل عبور آنها. دنیای آدم ها باید به هم گره بخورد و در این گره ها گفتگو و کنش متقابل مثبت بوجود آید. از این طریق می‌توانیم فشار خیابان برای جلوگیری از بزهکاری بوجود بیاوریم. در اینصورت خیابان بجای آنکه محلی برای پنهان کردن هویت ها و به دنبال آن رهایي از قیود و آزادی برای بزه باشد، به محلی برای حلول روح جامعه در فرد و حفظ پیوستگی فرد با قواعد و هنجارها تبدیل شود.






مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار