کد خبر: ۲۱۱۰
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
فریده حمیدی دانشیار دانشگاه شهید رجایی از لزوم افزایش مشارکت سیاسی زنان در شهرها گفت:
حمیدی: حضور در شبکه های اجتماعی مجازی و غیبت در فعالیت های اجتماعی واقعی موضوع بسیار مهمی است. واقعیت این است که شبکه های اجتماعی بستر ایجاد اجتماعات یا کارگاه های آموزشی یا هر چیز دیگری هستند. اما قبل از نقد این موضوع باید براین تاکید کنم که ما نمی توانیم دم از این بزنیم که می خواهیم جامعه مدنی بشویم یا جامعه مدنی ایجاد کنیم ولی امکان آن را فراهم نکنیم.
کلیدملی: زاده «آبادان» است و به خوبی به خاطر دارد که زنان در سال های دفاع مقدس چه حماسه هایی خلق کردند. «فریده حمیدی» دکترای روانشناسی دارد و عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه شهید رجایی تهران است. او درباره چگونگی افزایش مشارکت سیاسی زنان در آستانه انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی می گوید: « وقتی شاهدیم که حضور زنان در پارلمان ترکیه 14/2درصد و پاکستان بیش از 22 است برای ما رتبه خوبی نیست که فقط 3 درصد از نمایندگانمان را زنان تشکیل می دهند. ما نیز باید از روشی که در دنیا به عنوان تبعیض مثبت شناخته می شد استفاده می کردیم ولی حالا که چنین نکرده ایم باید بتوانیم به خوبی روشنگری کنیم تا مردمی که رای می دهند با شناخت کافی دست به انتخاب بزنند.» گفتگویی که پیش رو دارید مروری بر راه های موجود در افزایش مشارکت سیاسی زنان است.

فریده حمیدی

*تنها یک روز دیگر به پایان ثبت نام نامزدهای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی است. با وجود آنکه کمپین هایی از مدتی قبل راه اندازی شد و با عناوینی نظیر «رای زنان به زنان» یا «تغییر چهره مردانه» بر حضور زنان برای ثبت نام تاکید شد اما شاهدیم که به جز در تهران و برخی نقاط مختلف هنوز تعداد زنان ثبت نام کننده چشمگیر نیست. به عبارت دیگر به نظر می رسد این کمپین ها نتوانستند خود را به جامعه زنان در شهرهای مختلف کشور وصل کنند و پیام خود را به آنها برسانند. این وضع را چگونه تحلیل می کنید؟
بله چندین کمپین برای جلب مشارکت زنان در انتخابات پیش روی مجلس شکل گرفت. باید ببینیم برای اطلاع رسانی و آگاه سازی به زنان کشور باید دقیقا چه باید بکنیم که همه زنان با خبر شوند. واقعیت این است که شبکه های اجتماعی پتانسیل بسیار عظیمی دارند. استفاده از این شبکه ها می تواند در اطلاع رسانی مفید باشد. اما وقتی می بینیم که در کشورهای همسایه خودمان و نه کشورهای توسعه یافته وضع زنان در مشارکت سیاسی چگونه است و چه سهمی از پارلمان به زنان اختصاص دارد این پرسش برجسته می شود که ما بر 37 سال که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد چرا فقط 3 درصد از پارلمان را زنان کسب کرده اند. در حال حاضر سهم زنان افغان از پارلمان این کشور 30 درصد است، سهم زنان ترکیه از پالمان این کشور 14/2(چهارده و دو دهم درصد) درصد و زنان پاکستانی بیش از 22درصد از کرسی های مجلس اشان را تصاحب کرده اند. این در حالی است که بعد از مجلس پنجم که بیشترین تعداد زنان در مجلس را شاهد بوده ایم و 14 کرسی به زنان تعلق گرفته با وجود رونق فعالیت سیاسی در دوره اصلاحات شاهد روند نزولی در تعداد زنان مجلسی هستیم. با این توضیحات باید بتوانیم در فرصت اندک باقیمانده شبکه های اجتماعی را با شهرستان ها مرتبط کنیم و از طریق آنها به اطلاع رسانی و معرفی زنان بپردازیم.  

* تکیه بر شبکه های اجتماعی یک نگرانی بزرگ را به همراه دارد. این نگرانی از شبکه های اجتماعی از آنجا ناشی می شود که مردم پای موبایل ، تبلت یا کامپیوتر خود نشسته اند و فکر می کنند با به اشتراک گذاشتن یک متن یا یک عکس کنش اجتماعی انجام داده اند. اما در جامعه و در وقت عمل کسی نیست.  بنابراین نگرانی این است که ما در یک گروه 200 تا یکهزارنفره از شبکه های اجتماعی شاهد تکاپو باشیم اما در عمل شاهد فعالیت هیچ کس نباشیم.
حضور در شبکه های اجتماعی مجازی و غیبت در فعالیت های اجتماعی واقعی موضوع بسیار مهمی است. واقعیت این است که شبکه های اجتماعی بستر ایجاد اجتماعات یا کارگاه های آموزشی یا هر چیز دیگری هستند. اما قبل از نقد این موضوع باید براین تاکید کنم که ما نمی توانیم دم از این بزنیم که می خواهیم جامعه مدنی بشویم یا جامعه مدنی ایجاد کنیم ولی امکان آن را فراهم نکنیم. وقتی بانوان ما حتی یک نشریه پایدار ندارند که بخواهند فعالیت خود را جهت دهی کنند و در آن به فعالیت های آموزشی و ایجاد کارگاه های توانمندسازی بپردازند، یا ان جی اوها توان برگزاری جلسه و نشست های خود را ندارند نمی توانیم شاهد یک فعالیت اجتماعی باشیم. شبکه های اجتماعی بستر خوبی برای ایجاد یک حرکت است ولی باید دولت بستری را فراهم کند که با صراحت در آن بتوان به گفتگو و بحث پرداخت. دانشگاه ها فضای مناسبی برای بحث، گفتگو و مناظره هستند. در این فضاها است که  افراد می توانند خود را به معرض قضاوت دیگران بگذارند. در این فضاهاست که بانوان فرهیخته شناخته می شوند.

* اما در ماه های اخیر دیدیم که در دانشگاه ها محدودیت بسیار بوده و حتی کار به زد و خورد و چاقوکشی و ممانعت از سخنرانی ها کشیده است. آیا در این فاصله اندک تا انتخابات می توان از این پتانسیل بهره برد؟
ببنید ما در کشور بیش از 30 نهاد فرهنگی داریم، همان طور که برای فرهنگسازی این همه پتانسیل خاموش بوده اند و دلنگرانی های بسیاری از فعالیت فرهنگی فقط متوجه چند نهاد است در مورد مشارکت های اجتماعی – سیاسی نیز وضع همین گونه است. برای مثال فرهنگسراها برای اجتماعات مناظره و گفتگو و طرح مسائل اجتماعی، حقوقی و موضوعاتی از این دست بسیار مناسب است.  اما مشکل اینجاست که در کشور ما به دلیل اینکه به محض شروع فعالیت سریعا برچسب هایی به افراد زده شود فضای ایمنی نیست. بنابراین قبل از هر چیز لازم است فضا ایمن سازی بشود . وقتی می بینیم چند گروه از افراد اصلاح طلب در دانشگاه با چه برخوردی مواجه می شوند این بیانگر وضعیت ناایمن بودن فضاست. مثال دیگرش برگزاری کنسرت های موسیقی است. اینجاست که می توان فهمید مراکز تصمیم گیری متعدد است.  وقتی برای برپایی یک کنسرت افراد با تعدد دیدگاه ها نمی توانند به تصمیم واحد برسند ببینید در عرصه سیاست وضع چگونه است. در این عرصه این وضع شدیدتر است. حال آنکه در قرآن به مسلمانان تاکید شده «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» پس چرا ما بیاییم و مانع از طرح دیدگاه های متعدد شویم. وقتی قرآن می گوید دیدگاه های مختلف را گوش کنید و بهترین آنها را انتخاب کنید پس ما چرا حاضر نیستیم چنین کنیم. اگر به این دستور قرآن عمل کنیم فضای دانشگاه ها یکی از این فرصت هاست.  

*ولی در مجموع در افزایش مشارکت سیاسی زنان هنوز نتوانسته ایم توفیقی داشته باشیم. در این فاصله اندک تا انتخابات چگونه می توان این تحرک و پویایی را برای کسب یک نتیجه بهتر ایجاد کرد؟
دنیا از بحث تبعیض مثبت استفاده کرد تا وضعیت مشارکت سیاسی زنان را بهبود بخشید. حال اگر احزاب در این انتخابات بیایند و درصدی را به بانوان اختصاص دهند می توانیم شاهد تغییری مثبت باشیم. مثلا اگر در فهرستی که برای تهران ارائه می شود 10 زن معرفی شود این وضع تغییر می کند. اما مادامی که افراد بخواهند تمام خواهی کنند مطمئن باشیم که تغییری رخ نمی دهد. اگر این اختصاص سهمیه به زنان از مجلس آغاز شود بعد می توانیم تعیین سهمیه برای سایر مناصب و موقعیت های مدیریتی در دولت را هم  در دستور کار داشته باشیم. 

*اما این کار فقط برای حوزه های انتخابیه ای مثل تهران شدنی است. ما 171 حوزه انتخابیه تک نماینده در مجلس داریم که نمی توانیم برای آنها سهمیه ای برای زنان تعیین کنیم. در چنین شرایطی وضعیت زنان چه خواهد شد؟ 
بحث رقابت همه جا هست. وقتی بانوان در همه جا برای دادن رای هستند کافیست که بتوانیم به آنها اطلاعات دقیق و مناسب بدهیم. این قابلیت را برای کسانی که می خواهند رای بدهند باید به وجود آوریم که بتوانند به درستی انتخاب کنند. این کار با روشنگری و اطلاع رسانی ممکن است و نتیجه آن قدرت انتخاب به همه به ویژه زنان است. در این شرایط مردان با سوابق خوب هم احساس می کنند باید با تکاپوی بیشتر و برنامه های بهتر وارد کارزار انتخابات شوند.  در چنین حالتی کسانی که رای می دهند شناخت بیشتری از نامزد انتخابات دارند. پس بهتر است خیلی فرقی بین حوزه های انتخابیه تک نماینده و چند نماینده نبینیم و فرصت اطلاع رسانی موثر و مناسب را ایجاد کنیم.

فریده حمیدی
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار