کد خبر: ۲۲
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
تحیل دکتر زهرا شجاعی درباره نقش بنیانگذار انقلاب اسلامی و نقطه عطف فعالیت زنان
شجاعی:باید بگویم اندیشه ناب حضرت امام در ارتباط با جایگاه و نقش زن متاسفانه در ذهن و اندیشه و برنامه‌ریزی های کلان کشوری آن چنان که باید و شاید ساری و جاری نشد. با کمال تاسف یا اینکه به خوبی درک و دریافت نشد یا بعضی برداشت‌های شخصی و سلیقه‌ای خود را بروز و ظهور دادند.
سینا قنبرپور: علوم سیاسی خوانده است و در مقطع دکتری مدیریت استراتژیک. وقتی «سیدمحمد خاتمی» رییس جمهور شد و تغییراتی در ساختار دولت به وجود آورد از او خواست تا به عنوان رییس مرکز مشارکت امور زنان همراهی‌اش کند. 
«زهراشجاعی» از سال ۱۳۶۷ عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان بود. وقتی بعد 2 سال فعالیت در این شورا به عنوان رئیس آن فعالیت خود را ادامه داد در سال 70 و 71 که آقای خاتمی وزیر ارشاد بود در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی برای دفاع از طرح‌هایی که شورای فرهنگی اجتماعی زنان داده بود دیدار داشت و همین سبب آشنایی او با رییس‌دولت اصلاحات شد. شجاعی می‌گوید:«من مشاور حجه‌الاسلام نوری در وزارت کشور بودم و آنجا را هم بیشتر دوست داشتم اما با آقای خاتمی شرط کردم که اگر در جلسه هیئت دولت حاضر می‌شوم این مسئولیت را می‌پذیرم. اینگونه شد که در دولت آقای خاتمی برای نخستین بار دوزن در هیئت دولت حاضر شدند. من و معصومه ابتکار. اما آنچه سبب شد در یکی از روزهای مانده به آغاز بهار با او به گفتگو بنشینیم بحث درباره نقش امام خمینی‌(ره) در پیشرفت زنان در ایران بود. او در دولت نهم و دهم زودتر از موعد از استادی دانشگاه بازنشسته شد. می‌گوید: «باید بگویم اندیشه ناب حضرت امام در ارتباط با جایگاه و نقش زن متاسفانه در ذهن و اندیشه و برنامه‌ریزی‌های کلان کشوری آن چنان که باید و شاید ساری و جاری نشد. با کمال تاسف یا اینکه به خوبی درک و دریافت نشد یا بعضی برداشت‌های شخصی و سلیقه‌ای خود را بروز و ظهور دادند.  امام آن روز با کشیدن پرده وسط یک کلاس مخالفت کردند و بلافاصله قضیه جمع شد الان چند سال، دانشگاه علامه طباطبایی با افتخار اعلام می‌کرد که ما تفکیک کلاس‌ها را داریم. تفکیک جنسیتی را در دانشگاه‌ها پیاده کردند.»
آنچه در ادامه می‌خوانید گفتگویی با زهرا شجاعی درباره تأثیری است که دیدگاه امام خمینی (ره) بر وضعیت زنان به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌داشته است. 
***
*اگر به حرکت‌ها و فعالیت‌های توسعه‌ای نگاه کنیم در صدسال اخیر در ایران هیچ جریانی به اندازه حرکتی که امام خمینی(ره) توانست آن را برای زنان پایه‌ریزی کند مؤثر نبوده است. حکم امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه زنان برای شرکت در راهپیمایی‌ها و مبارزات علیه رژیم پهلوی نیازی به اجازه شوهر ندارند عملاً نگاه سنتی به زن در ایران را شکست. برای بررسی این حرکت و برای شروع این بحث بگذارید از زاویه‌ای متفاوت سئوالی مطرح کنیم. آیا امام خمینی(ره) می‌خواست صرفاً برای پیروز شدن بر رژیم پهلوی از پتانسیل زنان استفاده کند؟
یک اصلی در دین اسلام که دین خاتم و جاودانه‌ای است وجود دارد و همین اصل هم عامل جاودانگی آن شده است. اسلام این امکان را فراهم می‌کند که برنامه‌ها و دستورات و اصول و موازین این دین قابلیت پیروی و عملیاتی شدن در همه اعصار، قرون و جوامع مختلف را پیدا کند. آن اصل، «اجتهاد» است. اجتهاد به معنای کشف قوانین و مقررات جدید بر اساس مبانی و اصول پایه‌ای دین است. حضرت امام این اجتهاد را به معنای واقعی کلمه با بهره‌مندی و به‌کارگیری دو عنصر زمان و مکان در نظرات فقهی خودشان و در دیدگاه‌های فقاهتی خودشان پیاده کردند و اعلام کردند و بعد آن را عملیاتی و اجرا کردند. بنابراین به کلمه کلمه که ما می‌گوییم، به این واژه‌ها دقت کنیم مثلا حضرت امام و رهبرکبیر، بنیانگذار، معمار. در واقع امام  تئوری حکومت اسامی و نظریه اصل ولایت‌فقیه را در زمانی که در نجف بودند مطرح کردند بعد برای تحقق بخشیدن به آن تلاش و مبارزه و کوشش کردند. نیروی انسانی لازم را پرورش دادند، فاصله دهه 15 خرداد 42 تا بهمن 57 این دوره تربیت کادر و نیروسازی و زمینه سازی بود و  با هدایت و رهبری خودشان حکومت پهلوی منقرض کردند و نظام جدیدی را پایه‌ریزی کردند. آیا در طول دوران غیبت امام زمان این همه ما فقیه و مجتهد و عالم دینی داشتیم، فیلسوف، متکلم و عارف داشتیم  چه فرقی بین امام و بقیه بود که این نظریه تحقق بخشیدن به حکومت اسلامی به ذهن آنها نرسیده بود یا و بعضی‌ها مثل علامه نائینی رسید  قدرت یا قابلیت پیاده شدنش در آن زمان وجود نداشت. علاوه بر ویژگی‌های شخصیتی و روحیه حضرت امام و شناخت دقیقی که ایشان نسبت به دین و نسبت به اسلام داشتند به نظر من مهمترین ویژگی امام  وارد کردن دوعنصر زمان و مکان در استنباط احکام دین و فقه بود. یعنی به تعبیر ساده‌تر امام دین را عملیاتی کردند. دین را قابل پیاده شدن در زندگی کردند. چون تعریف ما از دین همین است، دین یعنی برنامه زندگی، دین فقط یک رابطه فردی بین ما و خدا نیست.  چرا که برخلاف دیگر قراءت‌ها اسلام می‌گوید دین جنبه اجتماعی دارد و باید در زندگی پیاده شود و به همه ابعاد زندگی انسان فردی سیاسی،اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی مربوط می‌شود. برای همه برنامه دارد جامعیت دین به همین برنامه داشتن است. این بحث را به عنون مقدمه عرض کردم. از جمله این  محورها بحث زنان است. در ارتباط با موضوع زنان من منتظر بودم شما این سئوال را مطرح کنید که خب این امامی که در 57 می گویند «زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند» و حتی بیانشان به گونه‌ای است که حکم می کنند. البته من به خاطر ندارم که امام به صراحت گفته باشند که برای حضور در راهپیمایی‌ها اجازه شوهر لازم نیست. اما در مورد این جمله که فرموده‌اند «زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند» باید توجه داشت که فرق است بین حکم و فتوا.  فتوا الزام و تبعیت برای مقلدان به همراه دارد ولی وقتی فقیهی حکم می‌کند این حکم برای مقلدان همه مراجع لازم می‌شود. مثلا حکم میرازی شیرازی در قضیه تنباکو، حکم بود اگر فتوی بود فقط مقلدان میرزا عمل می‌کردند. از این حکم حضرت امام برای حضور در صحنه و راهپیمایی و شکستن حکومت نظامی و ... این نتیجه‌گیری شده که اینجا اجازه شوهر مطرح نیست. من منتظر این سئوال بودم: امامی که در سال 41 اعتراض می‌کنند به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی این امام مگر همان امام نیست. در آن لایحه یکی از بندهایش این است که به زنان حق شرکت در انتخابات داده شده بود. چه اتفاقی افتاده؟ آیا نظر امام عوض شده؟ 

*البته این پرسش برای شروع بحث بود و می‌خواستم از شما بعد از آن بپرسم که این نگاه امکان  پیش و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چه تغییراتی داشته است؟
 بله، به قول فرمایش شما آیا ایشان ممکن است برای پیروزی از هر وسیله‌ای استفاده کنند؟ من هم به این دلیل این موضوع را مطرح کردم چون فکر می‌کنم طرح این موارد به‌خصوص برای نسل جوان و جامعه ما لازم است. چون برخی برداشت‌های غلط از دیدگاه‌ها و نظرات حضرت امام می‌کنند. در مسائل فقه یک وقتی می‌بینیم که دو نظر وجود دارد که با هم متفاوت است. این نظر متفاوت و این جمله معروف را شنیدیم که جزو مباحث اصولی است که می‌گوید «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه». چطور شطرنج حلال می‌شود ماهی ازون برون چطور حلال می‌شود. واقعیت این است که اصل حرمت و حلیت مطالب ثابت است و تغییری نمی‌کند گاهی وقت‌ها موضوع عوض می‌شود وقتی موضوع عوض می‌شود حکمی که بر آن موضوع وارد می‌شد تغییر پیدا می‌کند. بنابراین یک زمانی شطرنج حالت قمار در جامعه دارد، برد و باخت دارد و قمار حرام است ولی وقتی شطرنج تغییر ماهیت پیدا می‌کند موضوعش از قمار به ورزش تبدیل می‌شود و یک ورزش فکری است، بنابراین حلال می‌شود. در بحث مشارکت سیاسی زنان و حق زنان در تعیین سرنوشت خودشان این مقوله به صورت یک اصل در فقه شیعه به رسمیت شناخته شده است. در تاریخ اسلام وقتی بررسی می‌کنیم در سال ششم هجری به صلح حدیبیه می‌رسیم. یک عملیات سیاسی که اسم آن «بیعت رضوان» است را شاهدیم. اگر بخواهیم این موضوع را به کنش و فعالیت‌های سیاسی امروزه تشبیه کنیم، یک رفراندوم می‌بینیم. در این ماجرا زنان شرکت دارند پیشتر حضور زنان را در فعالیت مسلمانان دیده‌ایم. در فتح مکه دوش به دوش مردان حضور داشته‌اند و اینگونه نبوده که صرفاً مردان به جنگ بروند. در مهاجرت به حبشه هم به عنوان یک پدیده سیاسی در آن زمان بین مهاجران،زنان هم هستند.  در  ماجرایی که منجر به صلح حدیبیه شد، بین افراد حاضر اعتراض‌های شکل می‌گیرد.  به همین دلیل قرار براین می‌شود که همه با پیغمبر مجددا بیعت کنند. در آنجا پیغمبر زیر یک درخت نشسته بودند و مردان می‌آمدند یکی یکی دست می‌دادند و تجدید عهد می‌کردند. خانم‌ها هم می‌گویند ما می‌خواهیم بیعت کنیم. پیغمبر هم مثلا نمی‌گویند چه معنی دارد و خانم‌ها را چه به این حرفها.  ایشان می‌گویند باشد.  بحث محرم و نامحرمی را چه کار کنند؟ می‌فرمایند یک تشت آب جلوی پیغمبر بگذارند، پیغمبر دست خود را در دشت آب می‌گذارند. خانم‌ها هم دستشان را در تشت اب می‌گذارند. با این عمل که یک حرکت نمادین است راه حل پیدا می‌کنند. پس در این کنش سیاسی زنان حق مشارکت سیاسی داشته‌اند چنانکه استقلال اقتصادی داشتند، چنانکه حق مالکیت داشتند، چنانکه حق انتخاب دارند. اما بحث خودمان. چرا در سال 41 امام چنین فرمایشی می‌کنند؟ همان زمان هم در سخنانشان می‌گویند وقتی lمی‌خواهند از زنان استفاده ابزاری کنند وضع فرق می‌کند. در سال ۱۳۴۱ محمدرضا شاه پهلوی یک طرح امریکایی دولت کندی برای کشورهای در حال توسعه را می‌خواست در ایران به اجرا بگذارد.  آن‌ها از این طریق می‌خواستند توسعه‌ای در جامعه بوجود بیاید چون سیاست کندی از حزب دموکرات از سیاست جمهوری خواهان که جنگ طلب بودند متفاوت بود و معتقد بودند یک کشور اگر به یک رفاه نسبی برسد از این طریق ما بهتر می‌توانیم بر آنها سلطه پیدا کنیم. امام آنجا می‌فرمایند مگر مردها آزاد هستند که در انتخابات شرکت کنند که شما به زن‌ها حق رای و انتخاب می‌دهید و این اعتراض امام در سال 41 به پس گرفتن لایحه از طرف دولت منجرشد. در‌واقع موفقیت بزرگی برای انقلابیون و برای مسلمانان و حضرت امام بود و این اولین اقدام حضرت امام بود که بعد از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی که مرجعیت عظمی تشیع را در زمان حیاتشان داشتند از منظر دیگری هم این کار اهمیت داشت زیرا بعد از فوت آن مرجع بین مراجع متعددی که بودند تقریبا همه هم‌تراز بودند و مشخص نبود چه کسی رهبریت جریان و حرکت دینی را به عهده می‌گیرد. این اتفاق به حکومت نشان داد که بالاخره با کی طرف است، چه کسانی اهل مسامحه هستند و چه کسانی کاری به کار کسی در جامعه ندارند. این حرکت حضرت امام و اعتراض ایشان نسبت به جریان انقلاب سفید در سال 42 منجر به تبعید حضرت امام شد. پس این که حضرت امام در آن زمان هم 41 و 42 در انتخابات مجلس امام اعتراض کردند به خاطر این بود که شرایط زمان به گونه ای نبود اینکه زنان در انتخابات شرکت کنند حرف درستی بود اما انها اراده شان اراده صحیحی نبود می‌خواستند  نمایشی و استفاده ابزاری از زنان بکنند. شرایط آن زمانه را به خاطر بیاورید، در جامعه‌ای که از هر 4 نفر زن یک نفر با سواد است، شما نگران انتخابات مجلس هستید؟ نگاه کنید به وضعیت زنانی که از سال ۱۳۴۲ وارد مجلس شورای ملی شدند. حوزه انتخابیه۲۰ زنی که نماینده بودند را بررسی کنید. بررسی مشخصات این خانم‌ها و حوزه‌های انتخابی‌اشان نشان می‌دهد که اینها واقعا زنان برخاسته از جامعه‌اشان نیستند. مثلا از درود و ازنا نماینده داشتیم یا از خواف.

*قبول داریم که جامعه آن سال‌ها توسعه‌یافته نبود اما می‌توانست در همان فضای سنتی تابو‌شکنی کند؟ مگر غیراز این بوده است؟
اگر وضعیت زنان راه یافته به مجلس شورای ملی در دوره‌های ۲۰، ۲۱، ۲۲ و ۲۳ را بررسی کنیم می‌بینیم که یا پدر این خانم‌ها جزو خوانین و ملاکان بوده اند یا همسرشان استاندار آنجا بوده یا پست و قامی داشته‌اند. این نکات را براساس تحقیقی که انجام داده‌ام عرض می‌کنم. یعنی طبیعی نیست، یک روش گلخانه‌ای و یک روش نمایشی فقط به این دلیل که بگویند تعداد نمایندگان زن این عدد بود. وقتی به سال 57 می رسیم در فاصله سال‌های 42 تا 57 اتفاقاتی در جامعه ما رخ داده است. اتفاقاتی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم تحت ثاثیر اندیشه‌های حضرت امام، رهنمودهای ایشان و هدایت‌های ایشان رخ نموده است. در عین حال نباید نادیده بگیریم و غفلت کنیم افکار و اندیشه‌های دکتر شریعتی و آثار و نوشته‌های ایشان در بسترسازی تاثیرگذار بوده است یا کتاب‌های خانم رهنورد و همچنین نوشته و آثار استاد مطهری در ارتباط با بحث حقوق زنان و مسئله حجاب جامعه و زنان کشور را آماده کرده بود. 

*خانم رهنورد همسر مهندس میرحسین موسوی را می‌فرمایید؟
بله، خانم رهنورد کتاب‌ها و نوشته‌هایشان تاثیر گذار بود. درآن دوره نسل جدیدی از زنان آرام آرام پرورش یافتند و رشد کردند و وارد صحنه اجتماعی شدند. همین نسلی که امروز در حوزه‌های مدیریت و فعالیت اجتماعی می‌بینید. در این نسل خواستگاه‌آشان جامعه مذهبی و  طبقه مذهبی جامعه بود و از سوی دیگر از زندگی سنتی و جامعه زنان سنتی فاصله گرفته بودند. این نبود مگر اینکه اندیشه و افکار روحانیون آگاه، متعهد، روشن فکر و آشنا به زمانه به این موضوع کمک کرد. بحث تاسیس مدارس دخترانه اسلامی در این دوران بسیار موثر بود. زمانی که دبستان می‌رفتیم وبعد هم می‌خواستیم دبیرستان برویم اگر دبیرستان های اسلامی نبود امثال ما باید تا کلاس ششم می‌خواندیم و بعد ازدواج می‌کردیم و یک تیپ دیگری غیر از امروز می‌داشتیم.نگاه کنید به مدارسی که در ایران تاسیس شد. اولین مدارس دخترانه را خارجی‌ها در ایران تاسیس کردند.  جریان روحانیت و مذهبیون متعهد و روشنفکر به جای مقابله کردن و مقابله منفعلانه کردن و نفی ورود به تحصیل و آموزش دختران طرح جایگزین ایجاد کردند، از یک محمل قانونی استفاده کردند و به تاسیس مدارس ملی مثل غیر انتفاعی امروز به عنوان مدارس اسلامی اقدام کردند. «جامعه تعلیمات اسلامی» که ایجاد شد زمینه را برای ایجاد مدارس مذهبی دخترانه فراهم کرد و از خانواده‌های مذهبی دختران با استعداد و علاقه‌مند وارد این مدارس شدند. این یک فاز بود از جهش دختران بود.  به سراغ بحث دانشگاه برویم، رفتن دانشگاه در ان زمان اصلا امر پسندیده ای نبود به شدت تقبیح می‌شد چون دانشگاهی که در دوره پهلوی ایجاد شده بود دانشگاهی نبود که بشود موازین اسلامی و حجاب را رعایت کرد خانواده‌ها نگران بودند. مسائل دیگری هم پیش روی زنان بود، مثلا ما گواهینامه رانندگی نمی‌توانستیم بگیریم چون می‌گفتند عکستان باید تمام رخ باشد، نمی خواستند به صراحت بگویند عکستان باید بی‌حجاب باشد. برای خود من این اتفاق افتاد گفتند عکسی که با حجاب فرستادید گوش‌هایتان پیدا نیست. به بهانه این موضوع محدودیت‌هایی ایجاد می‌شد. به همین دلیل و مواردی از این دست نزد خانواده‌ها دانشگاه رفتن دختران هم کارپسندیده‌ای نبود، همین روحانیون که واقعا باید قدردانشان باشیم  زمینه را برای ورود دختران به دانشگاه ها با تبلیغات و سخنانشان فراهم کردند. خود من سال ۱۳۵۴ دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی قبول شدم. پدرم قلبا به دانشگاه رفتن من علاقه‌مند بودند، اما فشار فرهنگی و افکار عمومی به ایشان اجازه نمی‌داد. برای همین  از مرحوم آقای مهدوی کنی اجازه گرفتند، خدا آقای مهدوی کنی را رحمتشان کند، جلسات مذهبی داشتند، هیات احباب الحسین و پدرم جزو ان هیات بودند و بیشتر خواستند اجازه بگیرند که آقای مهدوی در جلسات هیات سخنرانی کنند و موضوع را بگویند تا دیگران نگویند این فلانی دخترش چرا به دانشگاه رفته و حرف‌هایی بزنند. اتفاقا ایشان این کار را کرد، سخنرانی و طرح کردند. یا مثلاً زحمتی که آقای مطهری کشیدند. گروهی از دوستان ما دانشگاه شیراز قبول شدند، دانشگاه پهلوی شیراز که سبکش مثل سبک دانشگاه‌های امریکایی بود، همه چیزش مختلط بود، استخر و خوابگاه مختلط. پدر دوست ما  رفته بود از آقای مطهری اجازه بگیرد، ایشان گفتند اگر اطمینان دارید به بچه‌هایتان بفرستید. با همین دیدگاه‌ها موجی ایجاد شد و این موج با هدایت و پشتیبانی فکری و فرهنگی روحانیت متهعد جامعه بود که یک طبقه جدیدی و نسل جدیدی از زنان تحصیل کرده، متعهد ، مذهبی در جامعه به‌وجود آمدند که هم ویژگی‌های مثبت زنان سنتی را داشتند، هم ویژگی‌های مثبت زنان متجدد و مدرن. یعنی برای کار اجتماعی ارزش قائل بودند و مسئولیت خانوادگی برایشان مهم بود، پایبندی به ارزش‌ها و اخلاقیات برایشان مهم بود. سعی می‌کردند بین این دو مسئولیت با هم آشتی برقرار کنند و به اعتقاد من یک نسل و گروه سومی، یک نوع سومی از زن بودن یک الگو یک مدل جدید سومی از زن بودن در آستانه انقلاب به جامعه معرفی شد و آرام آرام  رشد پیدا کرد. به نظر من جمهوری اسلامی معرف چنین الگویی به دنیا و جهان است. الگویی که در آن زنان، هم ظرافت و ویژگی‌های زنانه خودشان را حفظ می‌کنند و در عین حال خودشان را محدود به حصار خانه نمی‌کنند. زنانی که دنیایشان وسیع‌تر از چارچوب خانه‌اشان است، احساس مسئولیت اجتماعی دارند و برای مشارکت سیاسی اهمیت قائل هستند، در عین حال به تربیت فرزند، همسرداری، حفظ بنیان خانواده اهمیت می‌دهند. همه این اوصاف برای آن بود که براین موضوع تأکید کنم که اینها همه ویژگی‌های زن نوع سوم است و زمینه‌ساز تربیت این نسل حضرت امام بودند. حضرت امام نه فقط در حوزه مشارکت سیاسی در سایر حوزه‌ها و عرصه‌های دیگر اجتماعی زنان هم توجه کرده‌است. حضرت امام در بحث مسائل خانوادگی زن، حقوق اجتماعی زن را به خوبی می‌بیند. ایشان با بیان این نظریات که  مبتنی بر عنصر زمان و مکان است به ارائه دیدگاه جدیدی می‌پردازند مثلا در ارتباط با بحث طلاق که خبرنگاری از ایشان سئوال می پرسند چرا زنان حق طلاق ندارند و طلاق به دست مردان است امام می‌فرمایند زنان می‌توانند یعنی گویی یاد می‌دهند که از ظرفیت‌های مغفول فقه برای استیفای کامل حقوق زنان  استفاده کنند و می گویند زنان می‌توانند به عنوان شروط ضمن عقد برای خودشان این وکالت را از مرد بگیرند. یا در ارتباط با رانندگی آن هم در شرایطی که مراجع دیگر رانندگی را برای زن حرام می‌دانستند.  وقتی از امام استفتا می‌شود امام می‌فرمایند با رعایت موازین شرعی اشکالی ندارد یا در ارتباط با رفتن به دانشگاه یا مسئله حجاب در دوره‌ای و عصری که پوشاندن وجه و کفین یعنی صورت از نظر برخی یا اکثر مراجع واجب بوده و حتی خانواده های مراجع تقریبا به الاتفاق مقید به پوشاندن وجه و کفین بودند می‌بینید که خانواده حضرت امام چنین تقیدی را برای خودشان قائل نیستند و امام هیج اعتراضی نمی‌کنند. یا همین‌طور بحث رفتن به دانشگاه. سیره عملی و نظری حضرت امام چه رفتار خود ایشان با خانم، فرزندان، عروس و خانواده خودشان و نوعی رضایتی که ایشان دارند و یا موافقتی که با فعالیت‌های اعضای خانواده شان دارند. مثلا دخترشان یک حزب سیاسی تاسیس می‌کند، عروسشان دانشگاه می‌رود و درس می‌خواند و سبیه‌اشان در قم یک NGO خیریه دوازده فروردین ایجاد می‌کنند و فعالیت اجتماعی دارند. همسر خودشان حافظ حافظ بودند و زبان فرانسه می‌دانستند. اینها همه کمک کرد به اینکه نسل جدیدی از زنان به وجود بیاید و امام براساس تشخیص دقیق و درست زمان و شرایط زمان توجه به سرمایه انسانی جامعه که زنان باشند داشت و اینکه زنان نیروهای جنس دوم نیستند شهروند درجه دوم نیستند و امکان ندارد جامعه به پیشرفت، توسعه، رشد و پیروزی برسد مگر اینکه از تمام ظرفیت جامعه استفاده شود با این نگاه و با این دید امام زنها را مخاطب قرار دادند و از این سرمایه انسانی استفاد کردند من این قسمت از عرایضم را با این حدیث تمام کنم چون بسبار حدیث جالبی از قول پیامبر است و در رفتار امام خیلی تجلی پیدا کرد پیامبر می فرمایند »ما اکرم النساء الا کریم و ما اهانهن الا لئیم »، زنان را گرامی نمی‌دارند مگر ادم‌هایی که خودشان گرامی باشند یعنی کسی که کرامت نفس داشته باشد از کرامت نفسانی برخوردار باشد برای همه نفوس برای همه انسان‌ها کرامت قائل است و نسبت به زنان هم این کرامت را اعمال می‌کند. ادم های پست به زن‌ها اهانت می‌کنند حضرت امام به دلیل برخورداری از کرامت نفسانی بالا برای همه مخلوقات عالم و همه موجودات عالم از جمله انسان ها و بالاخص زنان این احترام و کرامت را برخوردار بودند این نگاه امام بود که زمینه برای بروز و شکوفایی استعدادها و رشد توانمندی‌های زنان و بهره‌مندی  جامعه از توان زنان فراهم کرد.

*در سال‌های اخیر صحبت از تفکیک جنسیتی در محل کار یا دانشگاه‌ها داشته‌ایم اما از واکنش امام خمینی (ره) شنیده‌ایم که وقتی خبر دادند کلاس‌های دانشگاه تهران قرار است با پرده یا ورقه چوبی از هم جدا شوند دستور دادند شبانه این کار متوقف و آنچه درست بود جمع‌آوری شود. شما از دیدگاه شهیدمطهری گفتید که تأکید کرده‌اند اگر به فرزندانتان اطمینان دارید آنها به دانشگاهی با وصفی که دادید بروند و تحصیل کنند. حال چه اتفاقی افتاده که ایشان به عنوان معمار انقلاب اینقدر نگاه‌اشان باز است ولی الان ما شاهدیم همچنان تاکید بر تفکیک جنسیتی می شود، نمونه‌اش توسط شهرداری تهران در سال گذشته مطرح شد یا  همچنان زنان را به سمتی هدایت می‌کنند که مشاغل خانه و کارهای خانه را اداره کنید این خیلی کار بزرگی است؟ 
نظرات حضرت امام در ارتباط با حقوق زن، بهره‌مندی نظام از توان زن با نظرات سایر مراجع خیلی متفاوت بود. تأکید می‌کنم که ما از تفاوت نظرات مراجع می‌گوییم ولی همه مراجع و نظرات آن‌ها برایمان محترمند. بگذارید برایتان اینگونه بگویم در همان زمان راهپیمایی‌ها علیه رژیم پهلوی نظراتی بود که مخالف شعاردادن زنان بود. یعنی همان وقتی که می‌گفتند بگو مرگ بر شاه عده‌ای می‌گفتند صدایشان را نامحرم می‌شنود. حالا حتی اگر این یک نظر بود، خیلی تفاوت داشت با آنچه امام معتقد بود. بالاخره اگر آنچه گفتن نظر مرجعی بود حتماً مقلدانی هم داشت.  البته بین خود مراجع و در بین بزرگان هم این قاعده است که به نظرات هم احترام می‌گذارند ولی بالاخره مقلدینی دارند، پیروانی دارند، کسانی هستند که در واقع از همان ابشخورفکری، تفکرات دینی و مذهبی‌اشان تغذیه می‌شود. شاید برای خوانندگان جالب باشد، می‌گویند در پاریس و در «نوفل‌لوشاتو» وقتی نماز جماعت برگزار می‌شد خانم‌ها و آقایان کنار هم می‌ایستادند. یعنی این قاعده و نظمی که اینجا وجود دارد که در نماز جماعت خانم‌ها عقب بایستند آنجا نبوده و نظر امام براین است که در نماز جماعت خانم‌ها و آقایان کنار هم بایستند، ولی شما بخواهید همین را جایی مطرح کنید ببنید چه اتفاقی می‌افتد. نظر مقام رهبری هم در ارتباط با نماز جماعت همین است ایشان هم همین نظر را در نماز جماعت دارند. یک بار در زمان دولت خدمت ایشان بودیم، با خانم ابتکار رفته بودیم. وقت نماز گفتند که شما در صفوف عقب ایستادید نماز خواندید؟ گفتیم بله. گفتند می‌توانستید جلو بایستید و همین بحث هم مطرح شد. من به ایشان گفتم نظر امام هم همین است. ایشان گفتند نظر من هم همین است. در نماز جماعت حتما واجب نیست خانم‌ها عقب بایستند. در نظرات فقهی مواردی بوده از جمله بحث تفکیک، گروهی و قشری، جمعی که تفکرشان بر این بود که بالاخره انقلاب شده، شروع کردند و گفتند بیاییم همه چیز را جدا کنیم از جمله آمدند در دانشگاه این اقدام را انجام دادند. من شنیدم که دانشگاه شهید چمران اهواز هم این اتفاق افتاده بود حالا شاید دانشگاه تهران هم بوده که خوشبختانه خبرش به امام می‌رسد. ایشان به شدت مخالفت کردند و گفتند لزومی ندارد به انجام این کار،کنار هم می‌نشینند درس می خوانند محیط آموزشی است. با این توضیح باید بگویم اندیشه ناب حضرت امام در ارتباط با جایگاه و نقش زن متاسفانه در ذهن و اندیشه و برنامه‌ریزی های کلان کشوری آن چنان که باید و شاید ساری و جاری نشد. با کمال تاسف یا اینکه به خوبی درک و دریافت نشد یا بعضی برداشت‌های شخصی و سلیقه‌ای خود را بروز و ظهور دادند.  امام آن روز با کشیدن پرده وسط یک کلاس مخالفت کردند و بلافاصله قضیه جمع شد الان چند سال، دانشگاه علامه طباطبایی با افتخار اعلام می‌کرد که ما تفکیک کلاس‌ها را داریم. تفکیک جنسیتی را در دانشگاه‌ها پیاده کردند.

*نمونه دیگرش بخشنامه‌ای بود که آقای قالیباف، شهردارتهران در شهرداری پایتخت می‌خواست به اجرا درآورد که ابتدا برای این کار از مجلس امضا جمع شد و حتی از تریبون‌هایی هم تأیید شد و بعد خود ایشان موضعی دیگر گرفتند. 
بله. حتی در محیط های کار و اشتغال این تفکیک‌ها را انجام دادند. حضرت امام برای ابلاغ پیام خودشان به گورباچوف در یک هیئت سه نفره یک نفر خانم می‌گنجاند. ببینید که نه مخاطب خانم بوده و نه موضوع موضوعی زنانه بوده‌است. آیا جز این است که امام بخواهند به دنیا و من فکر کنم بیشتر از دنیا به داخل خود کشور می‌خواستند اعلام کنند که زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند و باید از این سرمایه اسفاده کنند. باز در زمان امام اتفاقاتی رقم خورد که دیگر تکرار نشد. فرمانده سپاه همدان، خانم دباغ، یک زن منصوب می‌شود. در بحث مجلس خبرنگان قانون اساسی امام تاکید داشتند در خبرگان قانون‌اساسی یک زن انتخاب شود. خانم منیره گرجی کاندید و انتخاب شد و این با همان فشارها و تماس‌ها و ارتباطات و نظرات حضرت امام بود. در واقع امام خواستند سدها را بشکنند، اما متاسفانه سدهای ذهنی بعضی از افراد متحجر که ذهنشان شکل گرفته بود با همان تفکرات مردسالارانه ترک هم برنداشت چه برسد به شکستن. می‌بینیم که به تدریج هر زمانی که آن گروه و آن تفکر قدرت به دستشان آمد و توانستند یک مانوری بدهند در این زمینه وارد شدند و اعمال قدرت کردند. شما وقتی فراز وصیت نامه امام را نگاه می‌کنید وقتی مفاخر را می‌شمارند می‌گویند که ما مفتخریم و چندتایی می‌شمارند و در یکی از این مفاخر به نقش زنان اشاره می‌کنند. بعد می‌فرمایند ما مفتخریم که زنان ما، پیر و جوان، خرد و کلان در همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی، نظامی را هم ذکر می‌کنند، دوش به دوش مردان و گاهی بهتر از آنان، حضور دارند. می‌دانید که امام اصلا تعارف و غلو نمی‌کردند و اهل اغراق نبودند. خیلی مراقب کلماتشان بودند که یک ذره پس و پیش نشود و در ان اغراق نباشد. می‌گویند«حتی گاهی بهتر از آنان حضور داشتند» یعنی امام حتی در بحث حضور زنان در عرصه‌های نظامی و دفاع در وصیت‌نامه‌شان تصریح می‌کنند. اما متاسفانه آن طور که باید و شاید، دریافت صحیح و درک درست از اندیشه امام وجود ندارد. خیلی امام را دوست داشتند و امام را قبول داشتند و خیلی‌ها پیرو امام بودند اما اینکه مثل امام فکر کنند و از منظر دید امام به مسائل مختلف نگاه کنند این چنین نبود. نه در حوزه زنان، در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هم بود. شما می‌بینید تمام دو طیف سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا، خودشان را شاگردان و طرفداران و مقلدان امام و علاقمند به امام می‌دانند. اما برداشت‌های شخصی خودشان را در قضیه دخالت دادند. در این بحث هم متاسفانه چنین موضوعی اتفاق افتاد و یک دلیل دیگر هم دارد که در سوال بعدی به ان اشاره می کنم.

*از صحبت های خودتان استفاده می کنیم فرمودید که آقای خامنه‌ای،رهبرمعظم انقلاب هم در مورد نماز جماعت گفتند چرا عقب ایستاده‌اید، می‌توانستید بیایید جلو بایستید. یعنی از همان نگاه امام خینی پیروی می‌کردند. از طرف دیگر باز برای ماهایی که کودکی‌مان را در سال های بعد از انقلاب گذراندیم نگاه که می‌کنیم بزرگان نظام آقای رفسنجانی و آقای خامنه ای هستند آقای رفسنجانی هم همسرشان و هم دخترانشان فعال هستند نماینده مجلس شدند فعالیت‌های اجتماعی دارند و در واقع نگاه آنها گویا در همین مسیر است. چه اتفاقی می‌افتد که در بدنه نظام مدیریتی کشور یک جریان دیگری شکل می‌گیرد یا پیش می‌رود؟
تفکرات انسان‌ها محصول تعامل اندیشه‌های گوناگون، عوامل تربیتی، محیط فرهنگی و اجتماعی عوامل خانوادگی است. نمی‌توان حتی دو برادر که در یک خانواده بزرگ شده‌اند و در یک محیط آموزشی تحصیل کرده‌باشند عینا مثل هم دید. تفاوت در برداشت‌ها و نگاه‌ها وجود دارد.  قطعا همه کسانی که نام برده‌اید  و یا بقیه و دیگرانی که نام نبرده‌اید خودشان را تابع و علاقه‌مند به امام می‌دانند، بینشان تفاوت دیدگاه و سلیقه و رویکرد نسبت به مسایل کاملا مشهود است و این موضوع هیچ اشکالی ندارد. از این تعامل آرا و تضارب‌آرا و اندیشه‌ها است که حرف‌های جدید و راه‌های بهتر و سخن کامل‌تر بیرون می‌آید. البته به شرطی که اصول تضارب و تعامل رعایت شود و پیعغمبر فرموده‌اند اختلاف علمای امتی رحمت. اگر جهلا بخواهند اختلاف داشته باشند اختلاف جهلا امتی زحمت. اختلاف بین جاهلین دردسر ایجاد می‌کند. علما هستند که با روش‌های درست و با مباحثه به نتایجی می‌رسند ولی چون برخی از برداشت‌های شخصی و منویات قلبی برخی از منافع فکری در کنار بهره‌مندی از اندیشه و نظرات حضرت امام با همدیگر یک خروجی می‌سازد. 
لذا این تفاوت ها را متاسفانه ما مشاهده می‌کنیم و مشخصا در حوزه زنان یک خلایی وجود دارد و هنوز هم است که جمهوری اسلامی با گذشت نزدیک به 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و علی رغم داشتن دیتاها، جملات، مطالب خوب و حتی تحقیقات خوب در حوزه زنان موفق به پردازش یک نظریه کامل و تئوری منسجم در حوزه زنان نشده‌است. آن کسانی هم که صحبت می کنند می گویند خانه داری برای زنان از اوجب واجبات است آنها نظرات خودشان را مستند می کنند به یک جمله‌ای از امام و حدیثی از احدایث پیامبر که می‌فرمایند جهاد زن خوب، شوهر داری کردن است. این چیزی که فکر می‌کنم خلا دارد و من اخیرا در یک نشستی در بنیاد باران عرض کردم که ما نتوانستیم و این کار را نکردیم که بگوییم بالاخره جمهوری اسلامی با مسأله زنان می‌خواهد چه کار کند؟ چه نگاه و رویکردی دارد حرف‌های خوب زیاد داریم شعارهای خوب زیاد داریم، جملات و کلمات قصار داریم احادیث و آیات قرآن هم داریم اما این‌ها پاسخگوی فقدان یک نظریه منسجم که براساس آن تئوری و نظریه برنامه ریزی های کلان کشور صورت بگیرد نیست و آن را جبران نمی‌کند به همین دلیل است در که طول این دوران در دولت‌های مختلف سیاست‌های حوزه زنان عوض می‌شود. خانم شجاعی رئیس مرکز مشارکت زنان می‌شود اسم دفتر امور زنان می‌شود مشارکت زنان. سیاست‌های کلی مرکز هم افزایش مشارکت کمی و کیفی زنان در حوزه های مختلف قرار می گیرد.دولت بعدی نام مرکز را عوض می‌کند. می‌شود مرکز امور زنان و خانواده و معتقد است که به اندازه کافی زنان مشارکت داشتند این مشارکت باعث بالا رفتن آمار طلاق شده و می‌گوید شما به خانواده بی توجهی کردید الان باید به خانواده بپردازید. پرداختن به خانواده، طرح رحمت و آموزش و ... روش عوض می‌شود. چرا؟ چون اگر ما مثل قانون اساسی یک منشوری و یک نظریه‌ای که در یک مرجع قانونی هم به تصویب رسیده باشد به عنوان یک سند بالادستی در حوزه زنان مورد تائید همه ارکان نظام هم قرار گرفته باشد و هیچ کسی حق تخطی از این سند را در برنامه‌ریزی، سایست گذاری و اجرا پیدا نکند نداریم اینقدر موضوع زنان دستخوش تغییرات نمی‌شد. دچار پراکندگی و تضاد نمی‌شد. به خصوص در دولت قبلی شما شاهد بودید در همین فقدان چارچوب، در آن دوره، از یک طرف تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها مطرح می‌کردند از یک طرف دیگر نگران حضور زنان در ورزشگاه بودند. از یک طرف گشت ارشاد را در خیابان‌ها می‌آوردند، با زن‌ها آن طور برخورد می‌کردند از طرف دیگر می‌گفتند دو تار موی زن اگر پیدا باشد چه اشکالی دارد. از یک طرف وزیر زن انتخاب می‌کردند از طرف دیگر سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها اعمال می‌کردند. این تضاد و تناقض پارادوکس خیلی شدیدی در دولت قبلی بود.  لازم به ذکر است که سال 67،68 که اولین تشکیلات امور زنان در جمهوری اسلامی ایران البته با یک دهه تاخیر 10 سال پس از پیروزی انقلاب که به یادمان افتاد برای زنان هم باید چیزی وجود داشته باشد، شورای فرهنگی اجتماعی زنان تاسیس شد و من توفیق داشتم که عضو این شورا باشم، آنجا من همین را گفتم. به نظرم آمد با همان فکر جوانی و کم تجربگی در آن زمان که گفتم حالا ما می‌خواهیم برای زنان کار کنیم براساس چی؟ مستند ما چی است که پیشنهاد کردم ما منشور بنویسیم منشور جایگاه زن در جمهوری اسلامی  .  در شورا پیشنهاد تدوین منشور را دادم  و مورد استقبال قرار گرفت. ولی متاسفانه 16 سال نوشتن این منشور طول کشید. منشوری که نوشتنش 16 سال طول بکشد در حالی که دیگر شرایط عوض شده است چه اثری دارد؟ شرایط روز به روز در حال تغییر است آن هم با این دنیای پرسرعت و متغیر امروز. تازه موضوع این است که خروجی نوشتن این منشور شد فهرستی از حقوق و تکالیف زن در حوزه خانوادگی و جامعه.  حالا بعد از مدتها نوشتن حقوق و تکالیف زن در حوزه خانوادگی و جامعه که از آن به عنوان منشور نام می‌بریم پاسخگوی رفع نیازی که من گفتم نیست.

* از منظری دیگر به این موضوع نگاه کنیم. چرا در این سال‌ها دولت‌های مختلف آمدند و  هیچ کدام نتوانستند در مورد مسئله زنان دیدگاه امام خمینی(ره) را پیاده کنند؟ امام خمینی در مورد زنان گویی نهالی را کاشتند ولی از این نهال به خوبی مراقبت نشده است. اگر به گذشته نگاه کنیم می‌بینیم در زمان ریاست‌جمهور آقای خامنه‌ای ایشان دستور راه‌اندازی جایگاهی برای زنان را می‌دهند. بعد در دوره آقای هاشمی‌رفسنجانی موضوعی شورای فرهنگی اجتماعی زنان مطرح می‌شود که خود شما هم عضو آن می‌شوید و بعد در دوره آقای خاتمی قرار می‌شود یک مرکز تحت عنوان مشارکت امور زنان آن هم با حضور در هیئت دولت شکل بگیرد. اما بعد می‌رسیم به دولت نهم و دهم که موضوع زنان را به خانواده محدود می‌کند. این به نوعی یک عقبگرد نیست؟
به اعتقاد من بروز و ظهور دولت نهم و دهم به دلیل اشتباه تاکتیکی اصلاح طلبان بود. این را باید به عنوان یک واقعیت تلخ بپذیریم. اگر رفتارهای خودمان را آسیب شناسی و بازنگری کنیم  خواهیم دید که اگر اصلاح طلبان در سال 84 به یک ائتلاف دست می‌زدند و 4 کاندیدای اصلاح طلب معرفی نمی‌کردند قطعاً مسیر اداره کشور متفاوت از این بود. شما اگر جمع آرای آقای مهرعلیزاده، آقای دکتر معین، آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای کروبی را به عنوان 4 کاندیدای اصلاح طلب کنار هم بگذارید اصلا انتخابات به دور دوم هم نمی‌رسید و اگر همه روی یک نفر اجماع می‌کردند و به اعتقاد من نسبت به آقای هاشمی، قطعا این مسیر کشور نبود و این هزینه سنگینی که برای این دولت نهم و دهم و خرابی‌هایی که به بار آمده و عقب گردهایی که رخ داد رخ نمی داد. اما در ارتباط با آن نهالی که شما فرمودید من معتقدم وقتی ما با یک نگاه کلی و درازمدت یعنی از سال 57 تا به امروز نگاه می‌کنیم مجموعه حرکت‌های حوزه زنان را بررسی می‌کنیم نتیجه چیزی دیگر است. معتقدم این نهال ریشه دارد و هم به بار نشسته. مثلا فرض کنید در ارتباط با بحث مجلس برای شما آمارش را می‌خوانم این نمودار کاندیدای مجلس است در دوره اول مجلس شورای اسلامی 66 نفر خانم داوطلب بودند که از بین اینها 4 نفر انتخاب شدند.  در دوره دوم مجلس فقط 28 خانم داوطلب هستند که 4 نفر انتخاب شدند.  چرا 4 زن انتخاب شدند، دلیلش این است که در لیست گروه‌های سیاسی 4 زن معرفی شده‌بودند. در دوره نهم مجلس در دوره فعلی 249 خانم داوطلب شدند و ۹ زن انتخاب شدند.  البته بیشترین تعداد داوطلب زن را در مجلس هفتم داریم که حدود 828نفر بودند. از 828 نفر 13 زن برگزیده شدند. در بحث سازمان‌های غیردولتی وضع زنان خیلی درخشان است. در ابتدای انقلاب حدود 55 سازمان یا NGO زنان داریم اما در حال حاضر به یک هزار و ۷۰۰ رسیده است. طی یک دوره 20 ساله  NGO ‌های زنان 30 برابر شده است. همین ان.جی.اوها در دوره اصلاحات 9 برابر شده‌اند. یا مثلا در حوزه‌های آموزشی 25درصد زنان در اول انقلاب با سواد بودند الان ۸۸/۱ درصد کل زنان با سواد هستند.  در گروه سنی زیر 60 سال که این رقم خیلی بیشتر است. می‌خواهم اینگونه نتیجه بگیرم پیشرفت زنان و بهبود وضعیت زنان اولاً به عوامل متعددی بستگی دارد. از سواد، بهداشت، برنامه‌ریزی دولتی و حکومتی، اختصاص بودجه، مسائل فرهنگی و نگاه و نگرش فرهنگی جامعه نسبت به زنان گرفته تا اراده و عزم راسخ خود زنان که بروز و ظهورش را هم می‌شود در حوزه‌های مختلف مشاهده و ملاحظه کرد. در مورد اشتغال زنان هم بگذارید از زاویه‌ای دیگر ببینیم. چندین سال قبل اگر آقایی می‌خواست به خواستگاری خانمی برود اشتغال زن را کسر شان خود می‌دانست. اما الان اگر همسرش شاغل نباشد این را کسر شان می‌داند. نگرش عمومی جامعه ما نسبت به زن، نقش زن، جایگاه زن و فعالیت زن تغییر پیدا کرده‌است. در حوزه ورزش مدال‌آوری خانم‌ها جزو افتخارات محسوب می‌شود. در بیان و کلام رهبری نظام می‌آید که وقتی خانم‌ها در میادین بین‌المللی ورزش مدال می‌گیرند و با حجاب می‌روند جزو افتخارات محسوب می‌شود در حالی که در گذشته تند راه رفتن دختر خانم‌ها زشت محسوب می‌شده است.
امید به زندگی زنان ۱۰ سال افزایش پیدا کرده، رشد دانش آموختگی زنان ما افزایش پیدا کرده بیش از 50 درصد دانشجویان دانشگاه‌های ما را دختران تشکیل می‌دهند. ورودی ها را نمی‌گویم .  در دوره اصلاحات ورودی 64 درصدی داشتیم این ورودی یعنی قبول شدگان، کل دانشجویان نیست ولی الان در کل حدود 51 درصد کل دانشجویان دختر هستند. بحث بی‌سوادی در حوزه زنان تقریبا ریشه‌کن می‌شود زمینه برای فعالیت های اجتماعی، مدنی، کارآفرینی زنان خیلی فراهم‌تر شده و توجه نظام نسبتاً به بهره مندی از سرمایه انسانی زنان بیشتر شده زنان کارنامه خوبی از مدیریت‌های کلان نشان داده‌اند. مثلا وزیر بهداشت در دوره قبل بالاخره با یک خاطره خوبی در ذهن جامعه دولت را ترک کردند. موفقیتی که خانم ابتکار در حوزه محیط زیست دارند. در مدیریت‌های میانی حضور زنان را در شوراها می‌بینید. در شوراهای اسلامی شهر و روستا در دوره اول ما یک هزار و ۳۷۵ نفر خانم، عضو شورا بودند در دوره چهارم ۶هزار و ۹۸ نفر خانم عضو شورا هستند. یعنی خانم ها توانستند در محیط های کوچکتر که قدرت رقابت بیشتری دارند با افراد هم تراز خودشان توانسته‌اند با ارائه شایستگی و توانایی های خودشان موفقیت‌هایی دست پیدا کنند.

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار