کد خبر: ۲۲۸۷
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
عزت کمال زاده فرماندار قشم گفت:
کلیدملی : ارديبهشت ٩٣ طبق حكم وزير كشور، خانم «عزت كمال‌زاده» به فرمانداري قشم منصوب شد. به گزارش کلیدملی و براساس مطلبی که روزنامه اعتماد در شماره 13 دیماه خود منتشر کرده است : او چهارمين بانويي بود كه در كسوت فرماندار در دولت تدبير و اميد مشغول به كار مي‌شد. قبل از او «معصومه پرندوار» فرماندار هامون، «حميرا ريگي» فرماندار سيستان و بلوچستان و مرحومه «مرجان نازقليچي» فرماندار بندر تركمن كه در فاجعه منا درگذشت، حكم فرمانداري خود را  از رحماني فضلي دريافت كرده بودند. پر انرژي و مقتدر و در عين حال صميمي و خودماني با وسواسي كه چندان هم عجيب نيست، در طبقه سوم فرمانداري قشم با او به گفت‌وگو نشستيم. ميان صحبت‌هايش اشاره‌اي به ريكوردر مي‌كند كه يعني دستگاه را خاموش كن و چند دقيقه‌اي بدون ضبط صدا صحبت‌هايي ميان‌مان رد و بدل مي‌شود و اين موضوع چندين بار تكرار مي‌شود. بعضي از صحبت‌ها خاطراتي است از نگاه‌هاي كليشه‌اي به زنان كه او توانسته در حد توانش تغييرشان دهدكه مي‌گويد: «ننويسيد، ريا مي‌شه.» و بعضي ديگر هم نقل مشكلاتي است كه معتقد است پرداختن به آنها نه تنها گرهي را باز نمي‌كند كه شايد مساله را تبديل به معضل كند.


عزت كمال‌زاده، كارشناس ارشد مديريت بهره‌وري است، هفت ماه پس از ازدواج و در زماني كه پنج ماه از بارداري‌اش مي‌گذشت، همسرش شهيد شد، مهاجرت و سختي‌هاي پس از آن آبديده‌اش كرد تا راهي را انتخاب كند كه فعلا به ايستگاه فرمانداري قشم رسيده. ١٤ سال پيش بخشدار مركزي قشم بود، بعد از آن تجربه معاونت فرمانداري قشم را داشته و بعد در حوزه سياسي وزارت كشور و شوراي امنيت فعاليت كرده است. بعد از روي كار آمدن دولت يازدهم هم نوبت به تجربه فرمانداري رسيده و حالا يك سال و چند ماه است كه بر مسند فرمانداري بزرگ‌ترين جزيره خليج فارس تكيه زده است. در صحبت‌هايش بر توانمندي‌ها تاكيد دارد و چندان اعتقادي به نگاه جنسيتي ندارد و مي‌گويد برايش تفاوتي ندارد كه در يك جايگاه يك خانم را قرار بدهد يا يك آقا را، نگاه به هر دو يكسان است، تنها تمايزي كه در نگاه او بين افراد وجود دارد توانايي‌هاي آنها است نه صرفا جنسيت‌شان. عزت كمال‌زاده به تعبير خودش «دل پر»ي دارد، اما بيان مشكلات و مسائل حوزه مديريتي‌اش، هم‌زمان مي‌طلبد و هم فضايي مناسب براي طرح آنها.
راستش را بخواهيد زماني كه قصد گفت‌وگو با فرماندار قشم را كرديم، تصورمان اين بود كه يك يا دو روز بايد در صف انتظار بمانيم تا خانم فرماندار زماني را در ميان مشغله‌هايش به گفت‌وگو با ما اختصاص دهد، اما انتظارمان چند دقيقه هم طول نكشيد، هر چند در ميانه مصاحبه هم افراد را زياد پشت تلفن منتظر نمي‌گذاشت و شايد همين موضوع نشان مي‌داد كه خانم‌ها توانايي انجام چندين كار را در يك زمان دارند و شايد هم بشود نتيجه گرفت كه بعضي از مسوولان مشغله كاري‌شان را بهانه كم لطفي شان به اهالي رسانه مي‌كنند. به هر حال در يك روز زمستاني كه در قشم رنگ و بوي بهار داشت، در ساختمان فرمانداري، با كمال‌زاده در مورد مشغله‌هاي ذهني‌اش به گفت‌وگو نشستيم و چالش‌هايي كه در جزيره عجايب هفت گانه، با آن روبه‌رو است.

 * تصوراتي وجود دارد كه مي‌گويند مديران خانم كارمندها را اذيت مي‌كنند، شما چقدر با اين ذهنيت‌ها مواجه بوديد؟
راست مي‌گويند مديران خانم كارمندها را اذيت مي‌كنند، اما نه همه كارمندها را، بلكه آنهايي كه مي‌خواهند آزادانه بيايند و بروند و كسي هم با آنها كاري نداشته باشد. خانم‌ها خيلي نكته سنج‌ هستند، اما گاهي اين نكته سنجي‌ها نتايج مثبتي دارد. در تجربياتي كه خود من داشتم اين نكته سنجي باعث شده افرادي از محروميت خارج شوند، زماني كه من به عنوان فرماندار در قشم فعاليتم را شروع كردم، ديدم يك خانم توانمندي در فرمانداري مشغول به كار است كه رشته تحصيلي‌اش جامعه‌شناسي است، اما در دبير خانه فعاليت مي‌كند، يك جلسه با او گذاشتم و تصميم گرفتم بر اساس توانايي‌هاي‌شان فعاليت ديگري براي‌شان تعريف كنم، در حال حاضر يكي از نيروهاي خوب ما در فرمانداري همين خانم است كه مي‌توانست سال‌ها در گوشه
دبير خانه كارهاي اداري ساده انجام دهد، اما امروز به عنوان يك مشاور خوب در حوزه تخصص خودش فعاليت مي‌كند، اين به دليل اينكه ايشان خانم هستند نبود، نگاه من فقط به توانمندي او بود نه به جنسيت‌شان. اين اتفاق شايد براي كساني كه روي توانايي‌هاي‌شان كار نكرده‌اند يا خيلي راحت در يك اداره رفت و آمد داشته‌اند، خيلي خوشايند نباشد. در تمام حوزه‌هايي كه خانم‌ها مدير هستند، در كارها دقت و ظرافت بيشتري وجود دارد. در كليت هم همين طور است، فرماندار، مدير يك سازمان بسته نيست، سازمان‌هاي ديگري هم زير مجموعه ما هستند. بله در بعضي جاها اين ذهنيت بود كه‌ اي واي الان يك خانم فرماندار شده، خصوصا بين نيروهاي نظامي و انتظامي، چون همان‌طور كه مي‌دانيد يك فرماندار رييس شوراي تامين شهرستان هم هست. شايد اين ذهنيت كه خانم‌هاي مدير مشكل ايجاد مي‌كنند در ميان نيروهاي نظامي و انتظامي بيشتر بود. حتي در روزهاي اول اين نگراني به وضوح وجود داشت، اما زمان كه گذشت نگرش‌شان بسيار تغيير كرد و در حال حاضر بهترين بازوهاي كمكي من در شهرستان نيروهاي نظامي و انتظامي هستند.
 
*چقدر طول كشيد تا اين مقاومت‌ها بشكند؟
در بعضي موارد در جلسه اول، اما گاهي زمان بيشتري نياز بود براي اين تغيير ذهنيت. مهم اين است كه اين تغيير ذهنيت‌ها به خوبي اتفاق افتاد.

*در منطقه‌اي كه شما فعاليت مي‌كنيد يك مقداري نگاه به خانم‌ها نگاه سنتي است، قطعا با اين نگاه سنتي مواجه شده‌ايد، چه فاكتوري در اين مواجهه كمك‌تان مي‌كرد كه بتوانيد از آن عبور كنيد يا به تعبير خودتان اين نگاه را تغيير دهيد؟
خانواده من با روحيات من آشنا هستند، نه تنها مانعي نبودند براي فعاليت من بلكه كمك هم مي‌كنند تا مشكلات را كمتر احساس كنم. چيزي كه در كنار اعتقادات مذهبي توانست من را تا به اينجا در مواجهه با مسائل كمك كند روحيه ورزشي من بود. من از كودكي ورزش مي‌كردم ورزش را با ژيمناستيك شروع كردم و تا سطح قهرمان كشوري پيش رفتم. بعد از اينكه پايم آسيب ديد، سعي كردم ورزش‌هاي ملايم‌تري انجام دهم، در رشته بدمينتون، بسكتبال، واليبال و دو و ميداني تا سطح قهرمان كشوري رفتم، شنا را هم تا سطح استاني دنبال كردم. روحيه‌اي كه ورزش به يك جوان مي‌دهد و او را در مقابل مسائل مقاوم مي‌كند، دليل اصرار من به گسترش فضاي ورزش به خصوص در ميان خانم‌هاست. مي‌گويم ورزش كنند نه به خاطر اينكه تفريح كنند، بلكه به دليل اينكه بتوانند مقتدرانه رفتار كنند و خانواده ساز و جامعه ساز باشند. ورزش را نه باري به هر جهت و فرماليته، بلكه اصولي و درست دنبال كنند، به دليل اينكه ورزش روحيه ساز است. هر كدام از جوانان ما كه واقعا ورزش كنند و روحيه ورزشي پيدا كنند كمتر به سمت ناهنجاري‌هاي اجتماعي كشيده مي‌شوند، نگاه من به ورزش نگاه اجتماعي است. ما در قشم شرايط بسيار خوبي داريم، سواحل بي‌نظيري داريم، ساحل‌هايي داريم كه خيلي از كشورها به‌طور مصنوعي مي‌سازند تا بتوانند در آن ورزش ساحلي انجام دهند، ما سواحل طبيعي فوق‌العاده‌اي داريم ولي موقعيت بهره‌برداري از آنها را نداريم.

*در مورد پتانسيل‌هاي موجود در قشم گفتيد، براي بهره‌برداري از اين پتانسيل‌ها چه اقداماتي انجام داده‌ايد؟
شرايط شهرستان شرايط خاصي است، به دليل اينكه در اينجا منطقه آزاد هم حضور دارد، منطقه آزاد قوانين خاصي دارد، در حال حاضر هم مسووليت زمين و واگذاري‌ها را به سازمان منطقه آزاد سپرده‌اند، ما كار چنداني نمي‌توانيم انجام دهيم، فقط مي‌توانيم حرص بخوريم و در مورد شرايط و توانايي‌ها صحبت كنيم. اما در مورد بهره‌برداري از پتانسيل‌هاي موجود، از زماني كه من بخشدار بودم، خيلي تلاش كردم كه يك منطقه ساحلي در قشم براي شناي خانم‌ها اختصاص داده شود. اينكه نگاه كلي در شهرستان سنتي است، درست است، خيلي مخالفت وجود داشت كه چرا بايد خانم‌ها در اين منطقه شنا كنند، ممكن است مشكلات شرعي پيش بيايد، ممكن است مسائل حاشيه‌اي به وجود بيايد و... اما وقتي ما ادعا مي‌كنيم كه اينجا يك شهر توريستي است، بايد تمام جوانب را در نظر بگيريم. يك شهر توريستي با اين ميزان نوار ساحلي، هيچ امكاني براي شناي خانم‌ها ندارد.
گذشته از اين با توجه به اصراري كه من در ورزش خانم‌ها داشتم، براي ايجاد زمان‌هايي براي فرح بخش كردن وقت خانم‌ها و جداي از بحث روحيه كه اشاره كردم، اصرار داشتم كه منطقه‌اي براي خانم‌ها در نظر گرفته شود. اما با وجود تمام مخالفت‌ها و سنگ‌اندازي‌ها ما مسابقات قهرمان كشوري نجات غريق بانوان را در پلاژ سيمين برگزار كرديم. بعد از آن هم موقعيتي ايجاد شد كه خانم‌ها مي‌توانستند از همان فضا براي شنا استفاده كنند، اما بعد از اينكه من از بخشداري رفتم به وزارت كشور، اين فضا مجددا از خانم‌ها گرفته شد. در يك سال گذشته كه در فرمانداري مشغول به كار شدم، باز در تلاشم كه اين فضا مجددا در اختيار خانم‌ها قرار بگيرد. اما واقعا نمي‌دانم چرا همين دويست سيصد متري كه ما قصد داريم براي شناي خانم‌ها فراهم كنيم محيط زيست را به خطر مي‌اندازد و تخريب مي‌كند. اما در شمال كشور سراسر سواحل اين كاربري را دارند و آسيبي هم براي محيط زيست تلقي نمي‌شوند. چرا بايد ما يك بام و دو هوا داشته باشيم. معاونت محيط زيست دريايي خانم ابتكار نظر مساعدي دارند، شرايط را هم به همراه خانم فرشچي بررسي كرده‌ايم، مشكلي هم براي تبديل اين چند صد متر به محل شناي خانم‌ها ديده نشد، اما ما همچنان موانعي داريم كه خودمان هم نمي‌دانيم منشا آن كجاست. در تلاشيم كه شرايط را به گونه‌اي فراهم كنيم كه آسيبي به محيط زيست وارد نكند.
  
*فكر مي‌كنيد حضورتان در اين جايگاه چقدر مي‌تواند فضا را براي حضور خانم‌هاي ديگر باز كند؟
نگاه دولت اين است كه خانم‌ها متناسب با توانمندي‌هاي‌شان ظاهر شوند، يك فرهنگ محلي هم وجود دارد، اما دولت در نظر دارد نگاه‌هاي جنسيتي را تقليل دهد. البته چون فرصت براي خانم‌ها نبوده كه بخواهند خودشان را بروز بدهند و تحصيلات مناسب داشته باشند، شايد در بعضي جايگاه‌ها آن‌طور كه شايسته‌شان است قرار نگرفته‌اند و در حق‌شان ظلم شده و نياز به حمايت بيشتري دارند. اما نكته مهمي كه بايد اشاره كنم اين است كه شايستگي را قبول دارم نه سهميه‌بندي را، مي‌گويم فرصت ايجاد شود براي خانم‌هايي كه شايسته هستند، نه اينكه صرفا براي اينكه يك سهميه‌اي در ادارات براي خانم‌ها در نظر گرفته شود، صرف نظر از شايستگي‌ها، اتفاق خوبي نيست. من معتقدم سقف شايستگي بايد باز باشد، اگر خانمي فعال است و توانمند است و مي‌تواندكاري انجام دهد، بايد سهمي براي حضورش در نظر گرفته شود، اما با اينكه براي يك خانم صرفا چون خانم است فرصتي ايجاد شود مخالفم و معتقدم اين هم يك نوع تبعيض جنسيتي است از زاويه‌اي ديگر. چون وقتي فردي توانايي انجام درست كاري را نداشته باشد، خانم‌هاي توانمند ديگر را زير سوال مي‌برد، اما در حال حاضر دولت فضايي ايجاد كرده كه توانمندي‌ها ديده شوند، اميدوارم اين فضا سقف نداشته باشد، نه از نظر تعداد، بلكه از نظر مسووليت. بايد بتوانيم اين مسووليت‌ها را با توجه به توانمندي خانم‌ها ارتقا دهيم. من در چند مجمع بين‌المللي شركت كردم كه خانم‌هايي در سطوح بالاي مديريتي از كشورهاي خارجي در آن حاضر بودند. و زماني كه مي‌شنيدند در ايران يك خانم فرماندار است تعجب مي‌كردند. در يك اجلاس بين‌المللي وقتي از من دعوت شد كه روي سن بروم گفتم از وزرا و مسوولان رده بالا افراد ديگري هم هستند كه مي‌توانند معرفي شوند، اما خانم دكتر طوبي كرماني، دبيركل اتحاديه جهاني زنان مسلمان حمايت خوبي داشتند براي اينكه توانايي‌هاي زنان در عرصه‌هاي مختلف را به جوامع ديگر نشان دهند، به همين خاطر از من هم دعوت شد تا به عنوان فرماندار قشم در اين اجلاس شركت كنم.

*شما توانسته‌ايد مشابه اين فضا را در جزيره براي خانم‌ها فراهم آوريد تا توانمندي‌هاي‌شان را بروز دهند؟
اين را بايد از ديگران بپرسيد؛ تلاشم اين بوده كه فضا را براي همه فراهم كنم. اگر خانمي توانمند هست، مي‌تواند با تكيه بر توانايي‌هايش حاضر شود و هر كجايي كه به تخصص و توانش نياز است فعاليت كند. اما نگاه متمايزي نسبت به خانم‌ها نداشتم. حتي به من مي‌گفتند كه شما خانم هستيد رييس دفترتان را هم يك خانم انتخاب كنيد، اما گفتم اصلا لزومي ندارد، ايشان آقا هستند كارشان را هم خوب انجام مي‌دهند، چه لزومي دارد كه نگاه جنسيتي به اين ماجرا وجود داشته باشد. من هميشه مي‌گويم خانم فلاني توانمند است، پس بهتر است در اين جايگاه قرار بگيرد، هيچ‌وقت نمي‌گويم چون خانم هستند پس براي اين جايگاه مناسبند. نگاهم اين نيست كه يك جايگاه مخصوص خانم‌ها در نظر بگيرم فقط به دليل اينكه خانم هستند. اما در عين حال تمام تلاشم را مي‌كنم تا توانمندي خانم‌ها ديده شود و مورد غفلت واقع نشوند. به‌طور مثال تعاوني‌هاي روستايي تشكيل داده‌ايم تا خانم‌ها بتوانند علاوه بر گسترش توانايي‌هاي‌شان، درآمدي هم داشته باشند و در اقتصاد منطقه سهيم باشند.

*ارتباط شما با مردم منطقه چطور است؟
اين را هم بايد از مردم بپرسيد. اما ما تلاش‌مان اين است كه ارتباط موثر و مفيدي داشته باشيم. من خودم را موظف مي‌دانم كه به مسائل و مشكلات مردم رسيدگي كنم، در روستاها رفت و آمد دارم. سعي مي‌كنم در جلسات مختلفي كه براي اقشار مختلف در سطح قشم برگزار مي‌شود حاضر شوم. بيشتر رغبت دارم در جلسات عمومي‌تر و جلساتي كه با حضور مردم است شركت كنم، به اين دليل كه اينها فرصت‌هايي است كه كم پيش مي‌آيد، موقعيتي كه ما داريم، فرصت هستند، فرصتي كه در آن مي‌توانيم خدمتي به مردم انجام دهيم، چند صباح ديگر اين فرصت از ما گرفته مي‌شود و سرمان بي‌كلاه مي‌ماند. ضمن اينكه ما روزهاي سه شنبه ملاقات عمومي داريم و هر كدام از شهروندان كه مساله و مشكلي در زمينه‌هاي مختلف داشته باشند به فرمانداري مراجعه و مسائل‌شان را مطرح   مي‌كنند.

*گفتيد روزهاي سه‌شنبه ملاقات عمومي داريد، مهم‌ترين چالشي كه مردم با شما مطرح مي‌كنند چيست؟
مي‌دانيد گاهي اوقات پرداختن به يك مساله، ايجاد مساله مي‌كند. به همين خاطر ترجيح مي‌دهم در مورد مهم‌ترين چالش قشم براي رسانه‌ها صحبت نكنم. البته گاهي مطرح مي‌شود كه موضوع تفاوت‌هاي مذهبي در مناطقي مثل قشم يا مناطق ديگر يك مساله است در صورتي كه در واقع اين‌طور نيست، اهل سنت اينجا شافعي مذهب‌اند و خيلي نزديك به شيعه هستند، در بعضي مساجد اهل سنت، مهر گذاشته‌اند كه اگر شيعه‌اي گذرش به مسجد افتاد بتواند نمازش را بخواند، چون مسجد جاي مقدسي است و همه اين تقدس را قبول دارند. ما ازدواج‌هاي بسياري بين اهل تسنن و شيعيان داريم. مراجعه‌اي هم از اين بابت نداشتيم، مهم‌ترين چالش ما در اين شهرستان چيز ديگري است كه فعلا ترجيح مي‌دهم در مورد آن در رسانه‌ها صحبت نشود.

*ميزان مهاجرت در قشم چقدر است و اين موضوع چقدر محل چالش است؟
بعضي از استان‌ها براي مهاجران استان ممنوعه هستند. استان هرمزگان هم جزو استان ممنوعه است. اما قشم اين ممنوعيت را ندارد. از اين جهت كه قوانين مناطق آزاد اجازه مي‌دهد كه سرمايه‌گذار از هركجا با هر مليتي در آن سرمايه‌گذاري كند. به همين خاطر در قشم آمار مهاجران بيش از حد است. چه قانوني و چه غيرقانوني. ٩٠ درصد اين افراد هم اهل افغانستان هستند. از طرف ديگر به دليل ويژگي خاصي كه اين جزيره دارد و ويزا براي بعضي افراد در خود فرودگاه گرفته مي‌شود، كساني كه براي چنج ويزا نياز دارند كه از كشور خودشان خارج شوند و بعد از گذراندن يك زماني مجددا به كشورشان برگردند و ويزاي جديد بگيرند، مدتي را در قشم اقامت دارند. حضور اين دسته از افراد هم مشكلاتي ايجاد مي‌كند كه به دنبال ساماندهي اين موضوع هم هستيم. در مورد افرادي كه تبعه افغانستان هستند به جهت انساني و اسلامي و به اين دليل كه كشورشان كشور امني نيست آنها را مي‌پذيريم، مثل زماني كه جنگ‌زده‌هاي خوزستان از مناطق زندگي‌شان كوچ كردند به مناطق امن، چقدر مردم با مروت با آنها برخورد مي‌كردند. از اين جهت ما هم اين احساس را داريم. اما حضور مهاجرين در يك منطقه به خودي خود ايجاد مشكلاتي مي‌كند كه همه از آن آگاهند.

*چقدر در چشم‌انداز زندگي‌تان فرماندار قشم شدن را مي‌ديديد؟
اصلا فكر نمي‌كردم روزي فرماندار شوم.

* به عنوان يك فرماندار چقدر براي خودتان وقت مي‌گذاريد؟
با توجه به پيشينه‌اي كه در كودكي و نوجواني داشتم و ورزش در رشته‌هاي مختلف را تجربه كرده بودم، قبل از اينكه به فرمانداري بيايم هر روز حداقل يك ساعت ورزش را در برنامه‌ام داشتم. اما الان اين زمان به صفر رسيده، به دليل مشغله‌هاي زيادي كه دارم. واقعا فرصت براي ورزش ندارم، اما دوست دارم اين فرصت را براي ديگران فراهم كنم كه ورزش كنند.

*كدام منطقه در قشم حال‌تان را خوب مي‌كند؟
من ساحل را خيلي دوست دارم، فرصتي ندارم البته. قشم جاذبه‌هاي زيادي دارد اما به دليل فاصله زياد و فرصت كمي كه من دارم فقط به ساحل اكتفا مي‌كنم. گاهي شايد چند دقيقه‌اي در ساحل توقف كنم و يك تجديد قوايي شود تا باز به كارها برسم.
 
*چشم‌اندازتان براي آينده قشم چيست؟
جزيره قشم موقعيت‌ها و پتانسيل‌هاي فوق‌العاده‌اي دارد. هيچ شهرستاني در كشور نمي‌توانيد پيدا كنيد كه ساحلي با اين ويژگي‌ها داشته باشد. از نظر موقعيت جغرافيايي، شرايط خوبي براي تجارت دارد، براي سرمايه‌گذاري هم فضاي بسيار مناسبي است. من تاكيدم در بحث جذب توريست است. به اين دليل كه گردشگري در جزيره پتانسيل‌هاي بسياري دارد، اما متاسفانه خيلي به آنها پرداخته نشده است. بايد در اين زمينه بيشتر تلاش كنيم. حتي ورزش جزيره را مي‌توانيم توريستي كنيم. اراده و توانايي‌هاي ان‌جي‌او ‌ها وجود دارد، فقط بايد هدايت شود در جهتي كه باعث پيشرفت و بهبود شرايط جزيره شود. بعد از توافق هسته‌اي و موضوع برجام سرمايه‌گذاران زيادي براي سرمايه‌گذاري در قشم تمايل پيدا كردند و اعلام آمادگي كردند، البته اين موضوع به سازمان منطقه آزاد مربوط است، اما به‌طور كلي اين ذهنيت بين سرمايه‌گذاران خارجي وجود دارد كه اين منطقه و به‌طور كلي ايران فضاي مناسبي براي سرمايه‌گذاري در اختيارشان مي‌گذارد. تا جايي كه در توانم باشد براي جذب سرمايه‌گذار و پيشرفت اقتصادي مردم تلاش مي‌كنم.

*چه اتفاقي خيال شما را راحت مي‌كند و فكر مي‌كنيد كه تلاش‌تان نتيجه داده و يك نفس راحت مي‌كشيد؟
اگر به من خبر بدهند كه كارهاي مربوط به پلاژ مخصوص بانوان بالاخره تمام شد و آماده بهره‌برداري است واقعا براي من لذت بخش است و آن وقت است كه يك نفس راحت مي‌كشم. ببينيد ما در قشم ١١هزار دانشجو داريم كه از شهرهاي مختلف به اينجا آمده‌اند، اما هيچ جايي براي تفريح اينها نداريم. بايد به اين نكته توجه كنيم كه فعاليت‌هاي فوق برنامه براي دانشجويان است كه به آنها انگيزه مي‌دهد و انرژي و توان مي‌بخشد كه فعاليت كنند و آنها را آينده ساز كشور مي‌كند.
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار