کد خبر: ۲۳۵۵
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در واکنش به قطع روابط کشورهای عربی با ایران:
این موضوع هم مانند زمانی است که در مورد نقش ایران در تامین انرژی جهان است برخی تصور می‌کردند که اگر نفت ایران از بازار خارج شود، دنیا به پایان می‌رسد. موضوع این است که مسوولان سیاسی ممکن است چنین حرف‌هایی بزنند اما نباید بخش خصوصی چنین استدلال هایی را جدی بگیرد.
کلیدملی : طي روزهاي اخير كه موضوع قطع روابط چند كشور با ايران مطرح شده است، ‌ديدگاه‌هايي در مورد تاثير اقتصادي اين رويداد سياسي مورد توجه تحليل گران و فعالان اقتصادي قرار گرفته است.
به گزارش کلیدملی به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، در مورد حجم تجارت با اين كشورها و نقش آن در اقتصاد ايران نيز اظهاراتي مطرح شده است. رئيس اتاق بازرگاني ايران و امارات نيز در گفتگوهاي جداگانه اي از ناچيز بودن حجم روابط با كشورهايي كه با ايران قطع ارتباط كردند، سخن گفته است. به گفته مسعود دانشمند سهم 2 درصدي اين كشورها در تجارت ايران نمي‌تواند تاثيري بر ايران داشته باشد. سعيد ليلاز كارشناس مسائل اقتصادي اما به نقد اين ديدگاه پرداخته و آن را از يك فعال بخش خصوصي بعيد دانسته است. پیش از این نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران و امارات در گفت و گو با سایت صدای اقتصاد قطع رابطه با برخی کشورهای عربی را بی اهمیت دانسته بود. اما لیلاز اعتقاد دیگری دارد. متن گفتگو با سعيد ليلاز در اين زمينه را مي خوانيد.

* طی دو روز گذشته در مورد تاثیر اقتصادی قطع روابط دیپلماتیک با چند کشور عربی اظهارنظرهایی مطرح شده است. امروز رئیس اتاق ایران و امارات هم گففته اند که تنها 2 درصد از صادرات ما مربوط به این کشورها بوده این تاثیر چندانی در تجارت و اقتصاد ایران نخواهد داشت. نظر شما چیست؟

اگر به یک کشور توسعه یافته بگویند که قرار است دو درصد از صادرات یا بازرگانی خارجی آن کشور از بین برود، تمام هشدارها و علائم خطر در آن کشور خود را نشان خواهد داد. فارغ از تحلیل روابط ایران و عربستان و اظهارات تحلیلگران سیاسی در این زمینه، باید ذکر کنم که اظهارنظر یک فرد برآمده از بخش خصوصی در مورد اینکه «این قطع روابط تنها دو درصد از صادرات کشور را تحت تاثیر قرار می دهد و این رقم بر اقتصاد ایران تاثیر ندارد.» بسیار تعجب برانگیز است. این آثار ریشه نفتی در تفکر یک عضو بخش خصوصی است.

 این گونه اظهارات از سوی بخش خصوصی این پیام را به حاکم انتقال می دهد که دو درصد از صادرات، رقم مهمی محسوب نمی شود در حالی که این یک علامت غلط از سوی اقتصاد به سیاست است. این اظهارنظر برآمده از تفکر یک بخش خصوصی در اقتصاد وابسته به درآمد نفت است.

* از نظر شما تاثیر این قطع روابط و از دست رفتن سهم تجارت با این کشورها چیست؟

آمارها نشان می دهد که بیش از دو درصد از صادرات غیرنفتی ایران وابسته به کشورهای عربی غیر از امارات است. صادرات به این کشورها ارزش بالایی دارد چراکه اساسا کالاهای صرفا غیرنفتی است. به طور طبیعی محصولات پتروشمی و میعانات گازی به این کشورها نمی رود. با این حساب حتی به طور عددی نیز صادرات به این کشورها سهمی بیشتر از 2 درصد در صادرات غیرنفتی ایران دارد. به این کشورها عموما کالاهای کشاورزی و صنعتی صادر می کنیم که برای تولیدکنندگان صادرکنندگان کالا به این کشورها بسیار حائز اهمیت است. باید بدانیم که این موضوع به این فعالان اقتصادی آسیب وارد می کند اما متاسفانه آثار نفتی بودن اقتصاد حتی در بخش خصوصی محترم هم دیده می شود.

* کم اهمیت جلوه دادن تاثیر اقتصادی این موضوع چه پیامدی دارد؟

عملا با این اظهارات از سوی بخش خصوصی که بخش واقعی اقتصاد محسوب می شود به حکومت پیام می دهد که این مسائل اثری بر ما ندارد در حالی فعالان اقتصادی که درگیر تجارت با این کشورها هستند، بسیار آسیب می بینند. در زمینه هایی که ذکر کردم کاهش صادرات و کاهش تولید با آسیب هایی برای فعالان آن حوزه همراه است. این دو درصد صادرات که از آن به سادگی یاد می‌شود برای همه کشورها اهمیت دارد. هیچ کشوری نیست بخاطر مسایل دیپلماتیک آن را به خطر بیاندازد. اینکه یک فعال بخش خصوصی این موضوع را نادیده می‌گیرد نمونه عینی رسوخ نفت در پنهان‌ترین لایه‌های فکری جامعه است و نشان می‌دهد که اتکا به نفت است تا صادرات غیرنفتی.

* میزان تجارت ایران با این کشورها چقدر است و آن حجم چقدر برای بخش خصوصی اهمیت دارد؟

در ۸ ماهه سال جاری صادرات ما به این کشورها ۳۵۰ میلیون دلار بوده که تا بایان سال ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار می شود. این رقم حدود ۳ درصد از صادرات غیرنفتی واقعی است. در سال ۹۳ مجموع صادرات به این ۵کشور ۹۰۰ میلیون دلار بوده است. چگونه این مبلغ برای یک فعال بخش خصوصی رقم بالایی به حساب نمی آید. اگر این موضوع را کارمند دولت یا کسانی که دیدگاهشان به شدت بوی نفت می‌دهد، مطرح کنند تعجبی ندارد اما فعالان اقتصادی بخش خصوصی باید موضوع را درك كنند.  

این موضوع هم مانند زماني است كه در مورد نقش ايران در تامين انرژي جهان است برخي تصور مي‌كردند كه اگر نفت ايران از بازار خارج شود، دنيا به پايان مي‌رسد. موضوع اين است كه مسوولان سياسي ممكن است چنين حرف‌هايي بزنند اما نبايد بخش خصوصي چنين استدلال هايي را جدي بگيرد. از سياستمداران انتظار هر سخني مي رود اما اگر بخش خصوصي نمي تواند حقيقت را بگويد، سكوت كند و لازم نيست از سياستمداران حمايت كنند. بخش خصوصي بايد بداند كه ناديده گرفتن 900 ميليون دلار صادرات يعني ناديده گرفتن شغل هاي مرتبط با آن. به اين مفهوم كه تعداد زيادي خانواده مرتبط با آن در لبه پرتگاه قرار مي‌گيرند. به جاي اينكه نسبت به اين پيامدها هشدار داده شود، عده اي آن را كم اهميت جلوه مي دهند. اين نگاه مثل اين مي‌ماند كه جهان غرب چنين نگاهي را به ايران داشته باشد. نقش ما در تجارت تجهاني كمتر از نقش كشورهاي عربي در تجارت با ايران است. اگر آن‌ها هم چنين نگاهي داشته باشند اصلا نبايد براي ايجاد رابطه اقتصادي با ايران تمايل داشته باشند.

اما نگاه آن‌ها متفاوت است. زماني كه قانون داماتو در آمريكا در مرحله تصويب قرار داشت و قرار بود بر اساس آن ايران تحريم شود. خانم آلبرايت اعلام كرد كه با اين كار 2 هزار شغل در آمريكااز بين مي رود كه بايد به آن توجه شود. اين در حالي است كه نقش ايران در اقتصاد آمريكا به مراتب كمتر از سهم امروز اعراب در تجارت با ايران بود. آن ها در حالي اينگونه تحليل ها را انجام ميدادند كه همان سال 3 ميليون شغل در آمريكا ايجاد كرده بودند. در طرف ديگر ما در كشوري كه طي چندين سال تنها 14 هزار شغل ايجاد كرده ايم براحتي در مورد اين اعداد صحبت مي كنيم. همانقدر كه قانون داماتو بد بود هرگونه قطع رابطه با كشورهاي ديگر، اتفاق خوبي محسوب نمي‌شود. من طرفدار رابطه با عربستان نيستم اصلا قصد ندارد در مورد مسائل سياسي حرف بزنم. سخن من اين است كه سياستمداران ممكن است با هر انگيزه اي، سخناني را مطرح كنند اما وقتي فعال بخش خصوصي اينگونه سخن مي گويد يعني رفتارها و ذهن‌ها مملو از تفكر نفتي است.
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار