کد خبر: ۲۹۹۶
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر جواد اطاعت*


مطابق نظر ارسطو انسان موجودی مدني الطبع و يا حيواني سياسي است که تلاش مي کند بر سرنوشت خويش حاکم باشد. از طرفي همه انسان ها نمي توانند به  صورتی يکسان فکر، انديشه و عمل کنند و سلایق و دیدگاههای متفاوتی در جوامع انسانی وجود دارد، لذا افرادي که شباهت فکري بيشتري با یکدیگر دارند در يک سازمان سياسي گرد هم مي آيند، تا با کمک هم بتوانند ديدگاهها و آرمانهاي خود را در سطح جامعه تحقق بخشند. اين سازمان در شکل متکامل تر آن همان حزب سياسي یا باشگاههای سیاسی است که بنابر شرايط و الزامات سياسي واقعيت پيدا مي کنند، که بعدها محققين سياسي نسبت به آن نظريه پردازي کرده و به مرور قوانین لازم براي فعاليت احزاب به تصويب مجالس مقننه رسید تا احزاب به عنوان وسیله ای برای انتقال مسالمت آمیز قدرت جایگزین فعالیت های خشونت آمیز گذشته شود. حزب سیاسی البته کارویژه های دیگری هم دارد که مهمترين آن پرورش نخبگان سیاسی در سطح ملی است، کارکرد ديگرآموزش سیاسی و جامعه پذیری سیاسی،جهت دهی به افکار عمومی در انتخابات از جمله انتخاب نمايندگان قوای مقننه ، ریاست جمهوری، انجمن های شهر و ...در راستاي اهداف خود است.
از دیگر موضوعات مطرح در خصوص احزاب سیاسی چگونگی تشکیل و ایجاد آن است. مهمترین عامل تشکیل حزب ایدئولوژی های سیاسی است.برای مثال احزاب مارکسیستی که احزاب ایدئولوژیک هستند، متاثر ازمکتب مارکسیسم در سده بیستم پا به عرصه حیات و فعالیت گذاشتند. از دیگر مواردی که باعث تشکیل حزب می شود، گروههاي پارلماني ستادهاي انتخاباتي، جريانهاي انقلابي،نخبگان منتفذ سياسي، اتحاديه هاي صنفي و احزاب ديگر هستند، هر کدام مي توانند منشا تشکيل احزاب سياسي باشند. اما زيربناي همه اينها تفاوت نگرش ها، ايستارها، ارزشها و روش هايي است که آنها براي اداره جامعه و حکومت دارند.
 برخي رقابت احزاب و گروههاي سياسي را باعث تفرقه مي دانند و معتقدند که رقابت گروههاي سياسي باعث فعال شدن شکاف هاي اجتماعي گرديده و بنيانهای وحدت اجتماعي را خدشه دار مي کنند، چنانکه دالتون معتقد بود اگر بناست حزب داشته باشيم فقط يک حزب و آن هم حزب مردم،يا اين که «کندرسه»  به دليل تفرقه يي که از دسته بنديهاي سياسي به وجود آمد بر اين اعتقاد پای فشرد که اصلا حزبي وجود نداشته باشد.
در مقابل اين ديدگاه، نگرش ديگري نيز وجود دارد که مي گويد : احزاب در تحکيم سيستم سياسي و همگرايي اجتماعي نقش موثري دارند. واقعيت اين است زماني که همه گروههاي اجتماعي بتوانند در قالب احزاب و نهادهاي سياسي در امر سياست و حکومت مشارکت داشته باشند و افکار عمومي به سمت آنها گرايش پيدا کند و قدرت سياسي را به دست آورند، بدون ترديد رقابت مسالمت آميز را جايگزين مبارزه خشونت آميز خواهند کرد. اما طبيعي است چنانچه راه مبارزه مسالمت آميز مسدود گردد در واقع فضا براي  حرکتهاي تروريستي و خشونت آميز فراهم مي آيد. براي نمونه نگاهی به تاريخ کشورها نشان می دهد زماني که در دهه پنجاه ميلادي در آلمان فعاليت برخي از احزاب ممنوع اعلام گرديد، این اقدام منجر به ظهور گروه تروريستي بادرمانيهف شد ، موارد مشابهي همچون ظهور بريگاد سرخ در ايتاليا را هم شاهد بوده ايم.به عبارتی زمانی که فعالیت قانونی برای ایجاد حزب و تلاش برای کسب قدرت از طرق مسالنت آمیز فراهم نگردد، در عمل این اقدام منجر به فعالیت های زیر زمینی و همراه با خشونت سیاسی خواهد شد.
با توجه به این مستندات باید عنوان کنیم که احزاب سیاسی شکل تلطيف شده مبارزات خشونت آميزگذشته بوده و باعث قوام، دوام و پايداري نظام سياسي مي گردد.

احزاب و قانون اساسی
جایگاه و عملکرد احزاب سياسي باید در چارچوب قانون نهادینه شود. موضوعی که تقريبا در تمام دنيا پذيرفته شده و به آن عمل می شود.البته در کشورهای دمکراتیک اصالت بر فعالیت احزاب سیاسی است مگر موارد استثنایی که قانونگذار فعالیت سیاسی را مشروط و محدود کرده باشد. به عنوان مثال بر اساس قانون اساسي آلمان دادگاه عالي فدرال مي تواند احزابي که مخل آزادي و دموکراسي باشند غير قانوني اعلام کند؛ همانگونه که در سال 1935 حزب نئونازي و در سال 1956 حزب کمونيست را منحل کرد.
اصولا فلسفه وجودي احزاب و گروههاي سياسي را مساله ابراز مخالفت يا موافقت نسبت به تصميمات و عملکرد نهادهاي رسمي و قانوني کشور تشکيل مي دهد وگرنه نهادهاي غير قانوني که نبايد در جامعه وجود داشته باشند .اين نکته نيز حايز اهميت است که ما بايد بين مخالفت با اصل نهاد قانوني وعملکرد متوليان آن نهاد تمايز قايل شويم.ازآنجايي که سياست وحکومت امر پيچيده يي است و انسان نيز جايزالخطاست چه بسا بسياري از تصميمات با اشکالاتي مواجه باشد که لازم است گروههاي سياسي آن را به نقد بکشند ونظر خود را ابراز دارند.اين مساله نه تنها اشکالي ايجاد نمي کند؛ بلکه اشتباهات در تصميم گيريها به حداقل ممکن کاهش مي دهد و روند مشارکت سياسي گروهها و احزاب را سرعت مي بخشد.
در جمهوری اسلامی ایران نیز قانونگذار اساسی ، در اصل 26 قانون اساسی فعاليت احزاب و تشکل ها و گروه هاي سياسي را به رسميت شناخته آزاد اعلام کرده است و در اصل 168تشکيل دادگاه جرائم سياسي و مطبوعاتي پيش بيني شده است.که اگر کسي در قالب فعاليت حزبي تخلفي را صورت داد در دادگاه سياسي با حضور هيات منصفه محاکمه شود. در اين جا مي بينيم که قانون اساسي به طور شفاف و روشن تکليف اين مسائل را روشن کرده و تمهيدات لازم را انديشيده و مجلس شوراي اسلامي نيز در سال 1360قانون احزاب را تنظيم و تدوين کرده که مهم ترين آن ها همان ماده 10 کميسيون احزاب است که افراد به اين کميسيون مراجعه مي کنند و درخواست مجوز مي کنند و پروانه فعاليت حزبی و سیاسی اخذ مي کنند. اگر چه همين ماده 10 کميسيون احزاب ممکن است مورد خدشه جدي باشد و بعضي ها معتقد باشند که احزاب نياز به اخذ مجوز نداشته و همين که عده اي با يک تفکر و يک اشتراک نظر و برنامه اي دور هم جمع شدند و شروع به يک فعاليت سياسي کنند حزب ديگر شکل گرفته و متولد شده حالا اگر بنا است دولت يک تسهيلاتي در اختيار اين ها قرار بدهد اين احزاب مي توانند شناسنامه دار شده و در يک جايي موجوديت خودشان را به ثبت برسانند مثل فرزندي که بعد از تولد برايش شناسنامه مي گيرند.ولي برخي معتقدند که حتي در همين اندازه هم احزاب نياز به مجوز و به ثبت رسيدن ندارند يعني به محض اعلام موجوديت در واقع ديگر حضور داشته و مي توانند در عرصه سياسي و اجتماعي فعاليت داشته باشند.

احزاب و کثرت گرایی سیاسی
اصولا حزب محصول و نتیجه دمکراسی در دنیای مدرن است. اما اینکه چرا در یک کشور نظام دو حزبی تداوم پیدا می کند و یا نظام چند حزبی به نظام انتخاباتی و فرهنگ سیاسی نخبگان و توده ها مربوط می شود. برای مثال نظام انتخابات اکثریتی موجد نظام دو حزبی و نظام انتخابات تناسبی عاملی برای ایجاد و تداوم نظام چند حزبی است.اما تعداد بالاي احزاب و تشکل هاي سياسي در يک کشور گاه بيان گر نوعي ناموزوني در ساخت سياسي و فرهنگ سیاسی آن کشور نسبت به فعاليت هاي حزبی است. جامعه شناسان سياسي بزرگي چون (موريس دورژه) نظام دو حزبي را بيشتر مورد توجه قرار می دهد و از ميان نظام هاي حزبي بر نظام دو حزبی تاکيد مي کند .ولي وقتي در یک کشورمثل ایران نزديک به 200 حزب و جمعيت سياسي پروانه فعاليت مي گيرند بيان گر اين است که از لحاظ فرهنگي هنوز به آن درجه از رشد و جامعه پذيري سياسي لازم براي فعاليت حزبي نرسيده ايم. اگر کسي هيچ شناختي هم از فرهنگ سياسي جامعه ايراني پيدا نکرده باشد به محض اين که اطلاع پيدا کند که بالغ بر 200 حزب سياسي در این کشور وجود دارد نه تنها آن را مبين تکثر سياسي نمي داند؛ بلکه آن را نشانه يک نوع قبيله گرايي، عدم بلوغ سیاسی و خود محوري به حساب مي آورد.اتفاقا يکي از کار ويژه هاي احزاب تجميع منافع است به اين معنا که منافع متعارض را در قالب يک خواسته مجتمع کرده به سطوح تصميم گيري سياسي انتقال دهد. بنابراين وقتي خواسته هاي متعدد و متعارض و پراکنده اي مطرح شوند اصلآ امکان تحقق آن ها مقدور نخواهد بود.

چرایی امتناع از فعالیت حزبی
در مورد چرایی امتناع تحزب ، منابع زیادی موجود است و کتاب‌ها و مقالات متعددی نوشته شده و صاحب‌نظران مطالب مختلفی را بیان کرده‌اند. اما مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین دلایل شکل‌گیری حزب به گسترش و تعمیق دموکراسی برمی‌گردد و فقدان دمکراسی از مهمترین دلایل عدم شکل گیری و توسعه فعالیت احزاب سیاسی است. نکته دوم اینکه احزاب سیاسی باید دارای بنیانهای فکری در عرصه های سیاسی، اقتصادی  اجتماعی و فرهنگی باشند، به عبارتی احزاب باید دارای مانیفستی باشند که مبتنی بر بنیان‌های فکری و فلسفی آن حزب باشد. نکته سوم آنکه شکل‌گیری احزاب دموکراتیک مستلزم وجود شخصیت‌های دموکراتیک و از آن مهم‌تر، فرهنگ سیاسی متناسب وملازم فعالیتهای تشکیلاتی و حزبی است تا احزاب سیاسی بتوانند در یک بستر سیاسی فرهنگی رشد کنند. در کنار همه این عوامل، حمایت قانونی در نظامهای انتخاباتی و قانون انتخابات نه تنها لازم که ضروری است.همانگونه که اشاره شد ، اصولا جایگاه احزاب سیاسی در درون نظام‌های انتخاباتی تعریف می‌شود. برای نمونه، نظام‌های انتخاباتی اکثریتی موجد نظام دوحزبی و نظام انتخاباتی تناسبی موجد نظام چندحزبی می‌شود.
در نظام اکثریتی، سیستم «برنده-بازنده» حاکم است. حزب اکثریت پیروز می‌شود و حزب اقلیت بازنده انتخابات است تا انتخابات بعدی. به همین جهت، اگر تعداد احزاب با گرایش‌های نزدیک زیاد شود با تقسیم آرا در انتخابات، قطعا بازنده خواهند بود. لذا به طور طبیعی، نظام دو حزبی شکل می‌گیرد. اما از آنجا که در نظام تناسبی هر حزب به نسبت پایگاه اجتماعی، برنده می‌شود؛ لزومی به ایجاد ائتلاف قبل از انتخابات نمی‌بیند. نکته تاریخی دیگر وارداتي بودن مقوله حزب است که پذيرش آن براي بسياري از متشرعين با اشکالاتي مواجه بوده است؛
   وابستگي برخي از احزاب به قدرت هاي خارجي  همانند حزب توده؛   شخصي فکر کردن رهبران احزاب براي دستيابي به قدرت سياسي؛    هزينه احزاب سياسي که بمراتب بيش از منافع آن بوده است از جمله مواردی است که می تواند از موارد امتناع تحقق احزاب در نظامهای سیاسی به حساب آید.افزون بر موارد فوق آن چه در واقع مانع جدي بر سر راه حضور و فعاليت سياسي احزاب است، مانع فرهنگي است. در جوامع اسلامی از سویی بسياري از محققين از امتناع مباني کلامي و فقهي در خصوص احزاب سخن به ميان آورده اند و برخي ها از منظر جامعه شناختي هم اسلام را به عنوان يک حزب تلقي کرده که ديگر با وجود آن نيازي به احزاب نبوده و فعاليتي که افراد در قالب حضور در مساجد نماز هاي جمعه و جماعات حسينيه ها و تکایا و به طور کلي حضور در مراسم عقيدتي و مذهبي از خود نشان مي دهند ممکن است نياز به فعاليت هاي حزبي را از اين منظربرطرف کند.

احزاب در دوره فراتجدید
در دوره فرا تجدد ، مشارکت سیاسی به احزاب و گروههاي سياسي محدود نمي گردد، بلکه گروههاي خودانگيخته خيريه يي را در بر مي گيرد که وظيفه  سامان بخشي به زندگي انسان هاي خسته از دوره تجدد را بر عهده دارند.
امروزه در دنياي غرب نمودهايي از اين وازدگي مشارکت در قالب احزاب سياسي را شاهد هستيم يعني مردم براي کمک به رفاه اجتماعي سازمانهای غیر حکومتی یا مردم نهادی چون، آموزش، بهداشت، حفاظت از محیط زیست و ... بوجود آورده اند . این گروههاي داوطلبانه که به صورت مستقل از قدرت سياسي حاکم، ایجاد شده اند تلاش می کنند تا به زندگي ملال انگيز دنياي صنعتي ساماني ببخشند. در اين عرصه تحول، دولتها و فعالان سیاسی تلاش دارند مشارکت سياسي نيز در قالب اين گروههاي خودانگيخته که جاذبه خوبي در بین مردم دارند به جريان بيندازند و تداوم حيات سياسي خود را تضمين کنند.

استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار