کد خبر: ۴۰۵۵
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر عباس محمدی اصل*
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
مولانا جلال الدین محمد بلخی

دختران و پسران جامعه مدنی مدتها قبل از آنکه به سن رای دادن برسند ، به کسب جهان بینی سیاسی در خانواده و گروه همالان و مدرسه می پردازند. عقاید سیاسی ناظر به حضور در انتخابات چه در شکل انتخاب کننده یا انتخاب شونده توسط والدین و دوستان و رسانه ها و آموزش و پرورش در جان آنان می نشیند و چون به سن بلوغ رسند ، مشارکت سیاسی را غریبه نمی یابند و تشریک مساعی در سیاست ورزی را از حیث تدوین قوانین و اجرا و نظارت اصلاحی بر آنها در دستور کار زندگی خود می نهند.
اعضای جامعه مدنی علاوه بر کسب گرایش و تمایل به مشارکت سیاسی از این رهگذر می کوشند کم و کیف آن را نیز در فضائی لیبرال غنا بخشند و هر دم بر ژرفایش بیفزایند. مثلا زنان و مردان شهروند به واسطه افزایش عضویت در تشکل های مدنی گوناگون درصدد بر می آیند ضمن رشد تجربیات و دیدگاه های خود در این پرتو ، از اثرات تعامل آنها با یکدیگر نظیر افزایش کیفیت اجرائی و نیز نظارت اصلاحی شان بر یکدیگر برخوردار گردند. دستیابی آنان به جریان آزاد اطلاع رسانی از اهم واجبات است و چنین زنان  و مردانی کسب خبر از منابع مختلف را از نان شب هم واجب تر می شمارند. این اهمیت ناشی از آن است که زنان و مردان شهروند درصدد آگاهی از عملکرد نمایندگان منتخب خود هستند و می دانند آثار این عملکرد خواه ناخواه در زندگی خودشان نمود می کند و با سرنوشت شان پیوند خورده است . در این صورت آنان فقط به حضور گذرا در صحنه رای دادن ادواری بسنده نکرده و بلکه پس از آن نیز نسبت به سیاست ورزی وکلای منتخب خویش حساس می مانند.
احساس تکلیف زنان و مردان شهروند نسبت به فعالیت مستقیم و غیرمستقیم سیاسی نظیر ایفای نقش در آن به منزله انتخاب کننده یا انتخاب شونده یا دنبال کردن اخبار سیاسی یا فعالیت در قالب احزاب و سازمان های غیردولتی برای نقد سیاست ورزی، ناشی از آگاهی آنان نسبت به مواهب مشارکت سیاسی و تاثیر بلامعارضش بر تحقق یا عدم تحقق منافع و تعلقات شان است. زنان و مردان عضو جامعه مدنی این نکته را مدتها قبل از سن بلوغ و امکان حضور رسمی در صحنه انتخابات فرا می گیرند؛ زیرا جامعه پذیری سیاسی به آنان تفهیم می کند بدون این جهت گیری سیاسی به آزادی و استقلال و همبرابری دست نمی یابند و در عین حال همین آزادی و استقلال و همبرابری بوده که فرهنگ آگاهی و اعمال نقش مشارکت سیاسی را در تامین منافع و تعلقات شان فراهم آورده و لذا ملزم به حفظ این فرهنگ با مشارکت آزاد و مستقل و همبرابرشان در سیاست ورزی و انتقال این میراث گرانبهای بشری به نسل های آتی هستند.
توازن ظریف بین حفظ و ثبات نظم و تغییر و دگرگونی برنامه ای آن از طریق مشارکت سیاسی تحقق می پذیرد. از یک سو زنان و مردان شهروند به واسطه مشارکت سیاسی ، بیشترین تعهد را به حفظ نظم پیدا می کنند؛ زیرا خود را دخیل در سیاست ورزی می دانند و بیشترین حصه از منافع و تعلقات شان را با تشریک مساعی در این عرصه قابل برآورد ارزیابی می کنند. از طرف دیگر تعاملات آزاد و مستقل و همبرابر همین زنان و مردان در فضائی لیبرال­دمکراتیک با تکثر منافع و تعلقات مواجه می شود و جستجوی مستمر راه های بهینه تامین آنها در سپهر سیال گفتمان های برآمده از خرد جمعی را جز از طریق مشارکت فعال در تدوین قوانین و اجرا و نظارت اصلاحی بر این قوانین خودخواسته شان ممکن نمی کند. در این صورت است که نظم اجتماعی هم محفوظ می ماند و هم در پرتو نوسازی اجتماعی به جایگزینی برنامه ای تن می دهد و تغییر می کند و این امر هزینه ای به گرانی کودتا و انقلاب و راه اندازی جنبش های اجتماعی ندارد .
خانواده و مدرسه و سایر کارگزاران اولیه و ثانویه جامعه پذیری آنگاه می توانند تجربه مشارکت سیاسی را به عنوان بخشی از جهان بینی اجتماعی به نسل نوباوه منتقل کنند که اولا چنین فرهنگی به اقتضای فضای تعاملات همبرابر و مستقل و آزاد کلیه شهروندان زن و مرد وجود داشته و ثانیا آنها از مواهب برآمده از این مشارکت به عینه برخوردار شده باشند. در این صورت والدین و معلمان و ارباب رسانه و سایر تشکل های مدنی به عنوان خاستگاه مشارکت سیاسی در فرهنگ مدرن جوامع ، کارگزار انتقال و استقرار صورت و فحوای جامعه پذیری سیاسی شده و اخلاق مدنی را بر این بنیان غنا و ژرفائی خودخواسته و بی مزد و منت می بخشند .
گرچه دختران و پسران از پیشینه های خانوادگی و طبقاتی و دینی و قومی متفاوتی برخوردارند؛ اما حد مشترک همه این انواع در قالب مشارکت سیاسی به وحدت می رسد. به عبارت دیگر تنوع منافع و تعلقات آنان در بزرگسالی به عنوان زنان و مردان شهروند قطعا بنا به این پیشینه ها گسترده است و خود را در انتخاب های سیاسی شان نشان می دهد . مع هذا این زنان و مردان هرگز گمان نمی برند که جز با مشارکت سیاسی بتوانند به حفظ آزادی و استقلال و همبرابری خویش نائل آیند و در همین نقطه است که تعدد منافع و تعلقات در قالب نفع و تعلق واحد مشارکت سیاسی ، ثبات و نظم را در عین نوسازی متغیر آن میدان­داری می کند.
آسیب پذیری این فرایند در آنجا است که اولا تمرکز قدرت و روابط نابرابر سیاسی مثلا میان زنان و مردان سبب شود بخش ضعیف تر آنان از مشارکت سیاسی به لحاظ عدم انتفاع از آن تن زنند و ثانیا به نحو وابسته و منفعل در این فرایند مشارکت ورزند و به عنوان نمونه از رفتار انتخاباتی مردان شان الگو پذیرند و تبعیت کنند . بسط آگاهی و استقلال زنان از حیث تامین امکان تحصیل و اشتغال درآمدزا اما به آنان امکان می دهد دیگر مردان را منبع قدرت نشمرده و بلکه آزادانه در پی برآوردن منافع و تعلقات خاص خود در فضائی همبرابر باشند. چنین امکانی به فرهنگ و اقتصادی پویا تکیه دارد و از آن نشات می گیرد؛ اما در عین حال بواسطه جلب مشارکت زنان و مردان آزاد و همبرابر و مستقل نیرو گرفته و پویه خویش را علی­الدوام استمرار می بخشد.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار