کد خبر: ۴۱۷۷
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۷
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
حمیدرضا قادری یکی از اعضای تیم اپلیکیشن ساز پازلی در گفتگو با کلیدملی مطرح کرد
در مورد کار در خراسان هیچ فرصتی نبود که صد در صد مطمئن باشم که بعد از فارغ التحصیلی در رشته برق به شغلی دست پیدا می کنم. نه پدرم پولدار یا باغدار بود نه موقعیت خاص اقتصادی داشتم. همه ما شرایط خانوادگی متوسطی داریم ولی همه ما دنبال یک راه هایی برای کسب و کار بودیم و دنبال آن نتیجه نهایی رشته دانشگاهی امان نبودیم. فقط رفتیم دنبالش و جستجو کردیم.
کلیدملی : «حمیدرضا قادری» یکی از 4 عضو گروهی است که در قالب یک استارت آپ ایده ای را عملیاتی کرده و اینک به فکر توسعه «پازلی» هستند. «پازلی» یک وبسایت است که در قالب آن شما سیستمی پیش رو دارید که می توانید با آن اپلیکیشن موبایل بسازید. قادری و همکارانش همگی اهل خراسان بزرگ هستند. قادری و دوستان همه در حال 24 ساله شدند. او اهل «گناباد» ، «مصطفی لطفی» اهل نیشابور، «حسین آریان»  و «محمدحسین محسنی» اهل بیرجند است. او که دانشجوی رشته برق است می گوید:« در مورد کار در خراسان هیچ فرصتی نبود که صد در صد مطمئن باشم که بعد از فارغ التحصیلی در رشته برق به شغلی دست پیدا می کنم. نه پدرم پولدار یا باغدار بود نه موقعیت خاص اقتصادی داشتم. همه ما شرایط خانوادگی متوسطی داریم ولی همه ما دنبال یک راه هایی برای کسب و کار بودیم و دنبال آن نتیجه نهایی رشته دانشگاهی امان نبودیم. فقط رفتیم دنبالش و جستجو کردیم.»
این گروه 4 نفره بعد از آن شکل گرفت که در دوره های «استارت آپ ویکند بیرجند» دیدارهایی داشتند و کم کم همدیگر را شناختند. ایده اولیه را مطرح کرده و عملیاتی کرده اند و حدود یکسال و چندماه است که برای پیشبرد ایده «پازلی» در تهران مستقر شده اند. قادری به هزینه های بالای زندگی در تهران اشاره می کند و می گوید: مهمترین عامل پشتکاراست. ما با هیچ، کارمان را شروع کردیم. سرمایه گذار نداشتیم. ولی الان چیزهایی داریم که به مرور به دستش آورده ایم و کم کم در حال به ثمر نشستن است.  

حمیدرضا قادری

*«پازلی» چیست و چگونه به عنوان یک استارت آپ شناخته می شود؟
پازلی سیستمی است که کاربر از طریق وبسایت اینترنتی وارد آن می شود و به وسیله آن می تواند اپلیکیشن موبایل بسازد. می توانیم بگوییم چنین چیزی در ایران نبود. ما آمدیم روی این ایده کارکردیم. کاربر خودش وارد می شود و بدون نیاز به دانش خاصی با چند کلیلک می توانید اپلیکیشن خود را ساخته و از آن خروجی بگیرد. این کار مزایایی دارد. کاربرانی که علاقمند به یادگرفتن برنامه نویسی نیستند به راحتی می توانند از طریق «پازلی» کار خود را توسعه دهند. کاربری دیگر می خواهد هزینه هایش را کاهش دهد. در ایران برای ساخت اپلیکیشن موبایل باید بین 1تا 2 میلیون تومان هزینه کنید. تازه در انتها کاربر شاید نتیجه مطلوب را نگیرد. ما کاری کردیم که همه کارها را کاربر انجام دهد و اگر از نتیجه ساخت اپلیکیشن موبایل راضی بود هزینه را بپردازد و آن را دریافت کند. 

*برای «پازلی» بازار ایران را مدنظر قرار دادید یا فکر می کنید از سایر کشورها هم چنین تقاضایی برای ساخت اپلیکیشن وجود داشته باشد؟
الان مارکت ایران مارکت بدی نیست ولی می خواهیم بازار کشورهای عربی را هم رصد کنیم و برای آن در حال برنامه ریزی هستیم.  تاکنون هیچ شرکت ایرانی اینگونه عمل نکرده است که بتواند یک سرویس خوب به کشورهای خارجی بدهد. 

*فکر می کنید ارائه سرویس و خدمات خوب به کشورهای خارجی بتواند موجب تغییر تفکر در حوزه کار و اشتغال جوانان بشود که آنها بدانند از مسیرهای دیگری غیر از استخدام در ادارات دولتی و شرکت ها می توانند پیشرفت کنند؟
اتفاقا می خواستم به این اشاره کنم که اگر روند فعالیت ها به شیوه سنتی بخواهد ادامه پیدا کند ایران به سمتی می رود که با این تفکر اشتغال و استخدام در ادارات دولتی هیچ ارزش آفرینی در دنیا نخواهد داشت. توجه داشته باشیم که الان ایران ارزش خاصی تولید نمی کند. یکی از اهداف ما در «پازلی» همین است که بتوانیم ارزش آفرینی کرده و کاری را پیش ببریم. اگر جامعه ایران در 8 یا 10 سال گذشته را با سایر کشورها مقایسه کنید  می بینید که کمتر کسی دنبال هدف و کار و علایق خود می رود. ما دنبال این هستیم که بگوییم از این طریق هم می شود پیش رفت و کار کرد. راه های میان بری هست که می شود سریعتر به اهداف رسید و البته این با یک شبه به مقصد رسیدن تفاوت دارد. این کار ریسک های خاص خود را دارد و بدون ریسک شما نمی توانید موفق شوید. ببینید خیلی ساده برایتان بگویم ما ریسک کردیم و آمدیم تهران مستقر شدیم. هر ماه برای اجاره خانه مشکل داشتیم. به سختی اجاره هر ماه را تامین کرده ایم. ولی داریم پیش می رویم.

*الان به نسبت یکسال و دوماه به درآمد هم رسیدید یا صرفا در مرحله ای هستید که فقط هزینه کرده اید؟
ما 4 ماه قبل سایت «پازلی» را لانچ کردیم. ظرف این 4 ماه حدود 6 میلیون تومان درآمد کسب کرده ایم. اما این درآمد در شرایطی است که ما هنوز در حال آزمایش مراحلی از کار هستیم. می خواهیم سرویس کاملا خودش فروخته شود. البته به درآمدزایی رسیده ایم. پیشنهاد سرمایه گذاری هم داشته ایم اما هنوز جواب مثبت نداده ایم. تست هایمان مانده و باید یکسری کارهای تکمیلی را انجام دهیم. 

*درایران و در بین مردم رفتاری را شاهدیم که وقتی یک ایده داریم آن را برای خود نگاه می داریم تا در صورت موفقیت، حاصل موفقیت هم برای خودمان باشد. گاهی می بینیم ایده ها اینگونه حبس می شود و هیج وقت به خلاقیت و عمل تبدیل نمی شود.
من هم معتقدم 2 رفتار اشتباه در ایران دیده می شود . یکی کپی کاری است. وقتی یک نفر ایده ای می آورد هزاران نفر از آن کپی می کنند. آنها هزینه و تایمشان را می گذارند تا یک کپی عرضه کنند و این کار علاوه بر صرف هزینه و زمان ، مارکت را خراب می کند . نکته دیگر این که کسی که ایده ای دارد و نمی آید به اشتراک بگذارد تا با دیگران به آن فکر کند می ترسد آن فکر را از او بدزدند. غافل از آنکه طبق آمار جهانی در هر کاری به طور همزمان 7 نفر در حال جستجو درباره یک ایده هستند و نباید به این فکر کنیم که ایده منحصر به فرد است. ما بعد از طرح ایده، آمدیم و طوفان فکری کار کردیم. ایده پازلی بعد از مطرح شدن بین اعضای گروه چکش کاری شد، هنوز به محصول نهایی نرسیده ایم ولی کم کم داریم راه می افتیم. در همین مدت به یک تیمی برخوردیم که می خواست یکی درگاه بین المللی دریافت و پرداخت طراحی و اجرا کند تا بتواند ارز دریافت کند. ما در کارگاه ها و سمینارهایی که شرکت کرده بودیم با دوستانی در اصفهان برخوردیم که همین کار را می کردند. وقتی به آن شخص گفتم که در اصفهان مشغول همین کار هستند او خوشحال شد و گفت خوب است که گفتید چون ما دیگر استارت نمی زنیم بلکه می رویم ببنیم آنها تا کجا پیش رفته اند و اگر خواستند با هم همکاری کنیم. شیر کردن ایده یا به همان به اشتراک گذاری خیلی مهم است. 

پازلی

*یک مشکل دیگر هم در کشورمان داریم. حمایت معنوی نداریم. مالکیت معنوی هم نداریم. حقوق مالکیت معنوی به خوبی اجرا نمی شود. ایده ای به اشتراک گذاشته می شود. بعد موفق هم می شود ولی مشخص نمی شود خود این ایده چه ارزشی داشته است. 
ببینید زمانی که ما شروع کردیم هیچ نمونه دیگری از این کار در ایران نبود. در همایش ها بدون هیچ ترسی این ایده را مطرح می کردیم. برخی هم کپی هم زدند و ناقص هم زدند. جو ایران این گونه است. در ایران نمی شود گفت صد در صد از ایده حفاظت می شود. کما اینکه کپی رایت هم اینگونه بوده است. هیچ کس رعایت نمی کرد. هرکس نرم افزار را کِرک می کردد و استفاده می کرد. نمی گفتند که بالاخره عده ای ولو اندک بر روی این نرم افزار کار کرده اند. اما الان جوانهایی هستند که حاضرند هزینه بپردازند. حتی نوجوانان 15 – 16 ساله ها دارند رعایت می کنند. این فرهنگ خاص خود را می طلبد که به صرف زمان هم نیازمند است. 

*عمده مشکل کارآفرینی این است که چقدر تاب بیاورید تا به ثبات برسید. شما با توجه به مشکلاتی که دارید و یکسال و چندماه است که کار را پیش برده اید، کی به یک ثبات اولیه تا دستکم از اجاره خانه خیالتان راحت باشد؟
مطلبی می خواندم که یک نفر در آلمان بر روی استارت آپ ها تحقیق می کند. براساس تحقیق او دستکم سه سال برای به نتیجه رسیدن یک استارت آپ زمان لازم است.  نمونه این کار را می توان در تجربه سایتی جهانی ملموس یافت که مربوط به اجاره خانه در جهان بود. 5 سال طول کشید تا بفهمند چه چیزی باید به مشتری عرضه کنند.  اما گروه ما ظرف یکسال آینده با شرایط سختی که داریم باید به ثبات نسبی برسیم. در کل استارت آپ ها باید نگران از سکون باشد. باید دنبال نوآوری باشند. برخی شرکت ها هستند که یک نرم افزار تولید کرده اند و چندسال است که همان را بدون هیچ تغییر و خلاقیتی به مشتری می فرشند. باید خلاقیت را اولویت بدهیم و خلق ارزش هستیم تا بتوانیم نمونه خارجی داشته و آن را پیاده کنیم.

*خب نگرانی های زیادی هست. مثلا اینکه اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم این تغییر چقدر هزینه می برد و اگر تغییرات منجر به شکست شود چه هزینه ای به ما تحمیل می شود؟
بدانیم که اقدام خیلی بهتر است. خیلی ها نگران از دست رفتن هزینه هایشان هستند. اما به این فکر نمی کنند که  اگر ضرر کنند و شکست بخورند تجربه خوبی دارند. مطلبی می خواندم که خارجی ها اصطلاحی دارند؛ «زود شکست بخوریم تا زودتر موفق شویم». گویا در فرهنگ ما شکست خوردن تعریف نشده است. تا اجرای ایده ای به میان می آید فورا می گویند اوه اوه اگر شکست بخوری همه زندگی ات برباد می رود. نمی گویم شکست خیلی خوب است ولی همراه شکست، موفقیت می آید. ما هم چند پروژه  داشتیم که شکست خوردیم اما نسبت به سال قبل چندین پله آمدیم جلو. 

*شما در خراسان چه بازار کاری پیش روی خود می دیدید و فکر می کردید برق بخوانید چه بازار کاری پیش رویتان باشد؟
هیچ دید خاصی نبود. هیچ دید خاصی نبود. با توجه به روحیه خودم دنبال یک راه جدید بودم. رفتم و گشتم. مهمترین دستاورد من بعد از ایده، یافتن یک گروه خوب بود. ما توانستیم یک تیم خوب برای خود بسازیم. در مورد کار در خراسان هیچ فرصتی نبود که صد در صد مطمئن باشم که بعد از فارغ التحصیلی در رشته برق به شغلی دست پیدا می کنم. نه پدرم پولدار یا باغدار بود نه موقعیت خاص اقتصادی داشتم. همه ما شرایط خانوادگی متوسطی داریم ولی همه ما دنبال یک راه هایی برای کسب و کار بودیم و دنبال آن نتیجه نهایی رشته دانشگاهی امان نبودیم. فقط رفتیم دنبالش و جستجو کردیم. 

*در استان های مختلف با مشکلات متفاوتی بر سر راه اشتغال مواجهیم. مشکل محیط زیست و بحران آب را داریم. الان به سادگی نمی توان با کشاورزی به اشتغال پایدار فکر کرد. اساسا بسیاری از جوان ها گوشه خانه نشسته اند و با یک مدرک فوق لیسانس یا لیسانس منتظر استخدام هستند. اگر بگوییم خودتان کاری راه بیندازید می گویند ما که سرمایه نداریم. چقدر باید تلاش کنیم که این انرژی ای که جوانان می گذارند تا بروند دانشگاه وبعد مدرکی بگیرند و بعد منتظر استخدام بشوند را به سوی خلق ایده و تکاپو و کارآفرینی تبدیل شود. 
من هم در خراسان با همین مشکلات مواجه بوده ام. مشکلات خشکسالی و بیکاری ملموس است. مطلبی می خواندم که ما در ایران 8 میلیون جوان بیکار داریم و 8 میلیون هم جوان بیکار پنهان داریم. دانشجویان ما که زمان آزاد بسیاری در اختیار دارند جزو همین 8 میلیون بیکار پنهانند. باید دوره های آموزشی بگذارند. باید آموزش داده شود. کارآفرینی را باید از سن و دوره راهنمایی آموزش داد. در دانشگاه بیرجند واحد کارآفرینی راه اندازی کرده اند. من مراجعه کردم، برایشان توضیح دادم که فقط حمایت معنوی می خواهیم. اما آنها اصلا حرف ما را هم نفهمیدند. اگر ما شرایط «آوا تک» را پیگیری نرکده بودیم با آنچه در دانشگاه ها به عنوان کارآفرینی ارائه می شود به جایی نمی رسیدیم. ما در این یکسالی که با «شاهین طبری» کار کردیم تجربه هایی را به دست آوردیم که اصلا در دانشگاه قابل لمس نبود. مطلبی می خواندم که دانشگاه استنفورد کلاس کارآفرینی برگزار کرده و به حاضران  یک سنجاق داده اند گفته اند بروید با این کارآفرینی کنند. به صورت عملی خلاقیت را باید تجربه کنند. تجربه دیگری دارم و آن مراجعه به صندوق کارآفرینی امید بود. آنها یکسری راهکارهای کلیشه ای ارائه می دهند. اینکه می خواهید نجاری یا قصابی بزنید تا حمایت مالی برایتان ایجاد کنیم.. این شغل ها به کارآفرینی نیاز ندارند. ما نیازمند تولید هستیم. هرچقدر هم کوچک باشد. و در این راه علاوه بر حمایت های مالی مشخص مهمترین عامل پشتکاراست. ما با هیچ، کارمان را شروع کردیم. سرمایه گذار نداشتیم. ولی الان چیزهایی داریم که به مرور به دستش آورده ایم و کم کم در حال به ثمر نشستن است.  

پازلی
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار