کد خبر: ۴۶۰۶
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری، پژوهشگر فرهنگ عامه
"حجاب" در جامعه ایرانی امر پسندیده و والایی بوده، باید به صورت گزاره معرفتی درستی در جامعه عملی شود. اما این که این گزاره در چه مکانی، توسط چه کسی و به چه روشی به مریدان و یا مردم باورانده شود، مهم است. از طرفی احتمال فرض وجود گزاره مبنی بر بی حجابی در این فضاها نیز موضوعی است که باید در مورد آن تفکر شود. نمی توان گفت که بی حجابی های احتمالی مورد مشاهده ذاتاً امری غیر اخلاقی است اگرچه ظاهر آن دلالت بر بی اخلاقی می کند. در واقع این امر می توانند فقط احساسات و تلقینات گزاره ی ضد اخلاقی دیگری باشند. یعنی اجرا کنندگان، عمل خود را از تقلید یا تبیین به دست آورده اند و این نیز از کارکرد معلم نشأت می گیرد که به جای منشأ عمل، تکرار آن را توسط تعقیب و تعذیب مورد تأدیب قرار می دهند. نکته دیگر این است که نمی توان گزاره های اخلاقی به دو صورت ارائه و یا در محیطهای خصوصی و عمومی آنها را به دو صورت تبیین کرد. 
این که با اخلاق خصوصی که از جانب گروه های فرادست اجرا و به سایرین تلقین می شود بیگانه بوده و فقط بر مشتریان فضاهای عمومی اجبار اخلاق کرد گذشته از این که نزد مردم در خصوص صحت گزاره های اخلاقی ایجاد تردید می کند، شاید نابرابری های اقتصادی را نیز توجیه می کند. لذا طبقات بالاتری که به دلیل آزادی در برخورداری از فضاهای جهانی مشمول این گزاره نمی شوند، این استدلال را که گزاره اخلاقی در صورت نداشتن قدرت اقتصادی اجرا می شود، تقویت می کند. در سالهای اخیر، شکاف های اقتصادی افزون شده و در سایه اهمال کاری های دولت های قبل، به جای دقت در شعارهای کشور مبنی بر اقتصاد مقاومتی و ... با عاملیت در بازار لجام گسیخته واردات به طبقاتی فرادست تبدیل شده اند که هیچ تعهدی در قبال اقتصاد کشور در خود حس نمی کنند. لذا به همین تقارن آنها در برابر واردات فرهنگ نیز آزادانه عمل کرده اند.  
اجرای اعمالی که انسان ها از خود در فضای عمومی ارائه می کنند، ناشی از فرایند یادگیری از دیگرانی است که آن را با شور و حالی از آرمانشهری و هویت فردی از خود به تماشا می گذارند. لذا رفتارهایی این چنین در اثر آرمانی سازی زندگی طبقات بالا در امور شخصی طبقات پایین نیز تکرار می شود. اگرچه افراد مشهود در فضاهای عمومی به دلیل پایین بودن وضع اقتصادی شان با جهان خارج از ایران مراوده ندارند، اما این امر از حشر و نشر با دیگران و دیدن آن در رسانه به ایشان عاید می شود. لذا می توان گفت این نوع بی حجابی یا آزادی، محصول ارتباطات جهانی است. فضای عمومی شهری متعلق به افرادی است که امکان حضور در فضاهای ناپیدای تفرج و مراوده را ندارند و برای تکرار رفتارهای آرمانشهری به فضای عمومی شهر خودشان بسنده می کنند. نمی توان آنها را به جهت این که نمی توانند به دوبی و ترکیه بروند، نکوهش کرد. 
در ادبیات سیاسی ایرانی، لفظ و واژه شیطان به دولت استثمارگر خارجی نسبت داده شده و این به معنای این است که منشأ شر هم او است. اما سالهای گذشته و با رواج بداخلاقی در سطح مجریان و زندانی شدن آنها، به اصل عدم جدایی سیاست و دیانت لطمه بزرگی زده است. در واقع وقتی این دو موضوع با هم هستند، سیاست نیز باید منشأ خیر باشد، حال آن که در بطن آن به کرات شر رخ داده و طبیعتا این به دیانت ربطی نداشته و مقصر آن سیاستمداران هستند. اما این نکته را در درون خود دارد که آیا آموزه های اخلاقی برای این افراد ارائه می شود یا نه، که طبیعی است با آن همه ستایش زمامداران دولتی در زمان خود، نشان دهنده این است که یا درس اثر نداشته و یا معلم درس نداشته است. در واقع میدان اصلی سختگیری اخلاقی در شرایطی که دیانت و سیاست توأم هستند،  مرجع هایی هستند که برای مردم نیز منشأ اخلاق قلمداد می شوند. 
اگر درس های اخلاقی اثرگذار بودند، هویت ما از بین نمی رفت و مردم عادی برای اجرای برنامه های زندگی به جای توجه به طبقات بالای استثمارگر، به منشأ اخلاقی جامعه توجه میکردند و یقینا اخلاق نه در گشت و گذارهای خیابانی که در زندگی خصوصی همه اثرگذار هم بود. اما با رویه ای که امروز هست، زندگی های خصوصی تبدیل به عرصه تأثیرگذاری سیاستهای غلط اعم از اختلاس، جنجال، توهین، تحقیر و . . . از سوی بزرگان و حتی معلمان شده و تا زمانی که این اعمال رواج دارد، یعنی منشأ اخلاق مورد تهدید قرار گرفته است، طبیعی است مردم از آن و دستوراتش گریزان بوده و به فرهنگ های جهانی و اخلاق های نوین آن ها که شاید پشیزی هم نیارزد، پناهنده شوند. از این رو فضای عمومی دقیقاً تبدیل به جولانگاه منشأهای اخلاقی جهان وطنی شده و چه بسا بوی نوعی فرهنگ مقاومت یا اعتراض در برابر بداخلاقی های تأثیرگذار خصوصی بر زندگی نیز به گوش برسد.  
اخلاق از حوزه خصوصی و معنای زندگی مردم به فضای عمومی تراوش میکند-از کوزه همان برون تراود که در اواست- و با رویه کاری محتوایی که روز به روز خراب تر می شود اصلاح نخواهد شد و این شرّ از جایی بیرون خواهد زد. چرا که به دلیل عدم دقت معلمان اخلاق در انتخاب عرصه آموزش، منشأ اخلاقی که هویت مردم را نیز شکل می دهد، روز به روز از امر خیر کم رنگ شده، وضع مردم نیز روز به روز اسفناکتر میشود. معلمان معضل اخلاقی را در فاشترین موضوع یعنی جنسیت و در فضای عمومی میبینند و از وضع بد اخلاق در جامعه اعم از موضوعاتی چون تحقیر دیگری، درآمدهای نامشروع، بی اعتمادی و سوء استفاده، عدم تعهد و . . .خبر ندارند! هرجا هم فرهنگ مقاومت ایجاد شود، باید پیام آن را سریع گرفت و با آن به مثابه عرصه جدل و پیکار نباید برخورد کرد که موجب ساماندهی شدن آن و تقویت آن می گردد.
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار