کد خبر: ۴۶۸
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
آیت‌حسینی معاون شرکت سرمایه‌گذاری شناسا درباره کارآفرینی دانش‌محور توضیح داد
حسینی: کارآفرینان در سراسر دنیا قهرمانان اقتصاد نوین هستند و در حال شکل‌دهی مجدد به محیط پیرامونشان بوده و در صدد ایجاد دنیایی هستند تا شرکت‌هایشان بتوانند نقش مهمی در اقتصاد جهان بازی کنند.

کلیدملی : شاید خیلی بیش از سنش تجربه دارد. زنان و توانایی‌هایشان را می‌شناسد و می‌داند که آموزش تخصصی برای زنان و دختران کلید‌ی‌تر از هر اقدام دیگریست. او تنها راه حضور زنان در بازارهای نوین را خود باوری می‌داند و بس. «آیت حسینی»، لیسانس فیزیک جامدات و فوق لیسانس MBA با گرایش بازاریابی استراتژی است. اما برای دستیابی به خواسته‌هایش در رشته مدیریت فن‌آوری اطلاعات نیز دانش آموخته است او تخصص خود را تحلیل کسب و کارها و همچنین توسعه آنها بر مبنای برند می‌داند و معتقد است که ایجاد یک برند قدرتمند وظیفه اصلی یک کسب و کار است . علاقه وی به روانکاوی و تحلیل باعث شده است تا در زمینه‌های بین رشته‌ای فعالیت کند. و هم اینک معاون ارزیابی شرکت شناسا (پیشگامان امین سرمایه پاسارگاد)، شرکت تخصصی سرمایه‌گذاری ماجراجویانه گروه مالی پاسارگاد (venture capital -VC) است. با او درباره کارآفرینی، ضرورت حضور سرمایه‌گذران، راهکارهایی برای افزایش مهارت‌های زنان در حوزه کار و اشتغال و موانع و مشکلات استارت‌آپ به گفتگو نشستیم.

***
* به نظر شما یک کارآفرین تا چه اندازه قادر خواهد بود به وضعیت اقتصاد کشور رونق دهد؟

باید اشاره کنم که تعبیر ما از کارآفرینی نیاز به اصلاح دارد، کارآفرینی تنها به معنی ایجاد یک فرصت شغلی جدید نیست. کارآفرین یک فرصت‌شناس دارای مهارت فرصت‌ورزی است که نیاز بازار را شناسایی کرده و برایش راه حل ایجاد می‌کند و مبتنی بر آن یک کسب و کار ایجاد می‌کند. کارآفرینان در سراسر دنیا قهرمانان اقتصاد نوین هستند و در حال شکل‌دهی مجدد به محیط پیرامونشان بوده و در صدد ایجاد دنیای هستند تا شرکت‌هایشان بتوانند نقش مهمی در اقتصاد جهانی بازی کنند. شرکت‌هایی که آنها عموما با نیروی خارق العاده مبادرت به معرفی محصولات و خدمات نوآورانه خود می‌کنند و مرزهای تکنولوژی را پشت سر می‌گذارند و مشاغل جدید ایجاد کرده و بازارهای خارجی را گشوده و در این فرآیند فرصت‌های زیادی را برای موسسان، شرکا و کارمندان خود ایجاد می‌کنند. اینجا و در این اکو سیستم کارآفرینانه که ما از ان اسم می‌بریم، کارآفرینان با همان تعریفی که داشتیم، فعالان کلیدی هستند. کارآفرینانی که الزاما می‌توانند تکنولوژیست نباشند. از سوی دیگر پارک‌های فن‌آوری،کانون‌ها و خانه‌های کارآفرینی،شتاب‌دهنده‌ها، مراکز رشد،شرکت‌های فن‌آوری،شرکت‌های مشاوره کارآفرینی،موسسات آموزش کارآفرینی، موسسات مالی و سرمایه‌گذاران ماجراجو و ... از دیگر جریان‌های موثر بر این اکوسیستم هستند. زنجیره ارزش کارآفرینی موثر که نمونه‌های آنرا در دنیا مشاهده می‌کنیم ( مثل گوگل، اپل و فیسبوک،...) حاصل همین زنجیره ارزش‌آفرینی است که سرمایه‌گذاران ماجراجویانه و سایر فعالین حوزه‌ها با تعامل با کارآفرینان و تکتولوژیست ها ایجاد کرده‌اند . بر اساس گزارش اکوسیستم‌های استارت‌آپ که توسط استارت‌آپ ژنوم (startup ecosystem report-Genome)منتشرشده شاخص‌های سنجش و ارزیابی اکوسیستم‌های مختلف استارت‌آپ‌ها (در مقایسه با سیلیکون‌ولی (Silicon valley)به هشت گروه اصلی تقسیم می‌شود. اما به نظر من شاخص‌های خروجی استارت‌آپ و از جمله مهمترین عوامل موثر بر اکوسیستم کارآفرینی در ایران عبارتست از تامین سرمایه مالی، طرز تفکر کارآفرینانه و حمایت. از سوی دیگر طبق آخرین سنجش‌های انجام شده ، کارآفرینان بازار در دسترس، سرمایه انسانی و نیروی کار و سرمایه‌گذاری و منابع مالی را مهمترین محورهای یک اکوسیستم قابل رشد می‌دانند. در ایران اما با توجه به نبود ارتباط سازمان یافته بین مراکز دانشی و حوزه کسب و کار، به نظر می رسد این ظرفیت‌ها به‌طور مناسب شناخته نشده و بارور نشده‌‌اند. با عنایت به دسترسی گسترده به اطلاعات و آگاهی از روند تحولات جهانی از طریق فضای وب و همچنین حضور فناوران جوان با تخصص‌های متنوع در جای جای کشور، تکیه صرف به مراکز سنتی دانشگاهی و اتکای تنها بر کولونی‌های شناخته شده از نخبگان نوآور، برای برخورداری از حداکثر توان ملی ناکافی است.

*به عنوان یک مدیر زن بفرمایید ارتباط زنان و کارآفرینی چگونه است؟

امروزه تعریف و مفهوم کار و کارکردن تغییر کرده و از حالت man power یعنی قدرت نیروی انسانی به سمت knowledge power یعنی دانش‌محور بودن در حال گذار است در واقع تکنولوژی عامل اصلی ایجاد این گذار بوده‌است و این بستر را برای ما فراهم کرده‌است که دیگر برای کارکردن لزوما نباید به سراغ کار فیزیکی مانند کار با قطعات سنگین رفت بلکه برنامه‌ریزی، مشاوره، تدبیر، تعیین استراتژی و اموری از این دست کار محسوب می‌شوند. با این تغییرات حضور زنان در محیط‌های کاری تسهیل شده و امکان حضور موثر بانوان را در کسب و کارها فراهم آورده‌است .

امروزه برای توفیق در کسب و کارها نیازمند یک مدل ذهنی و هوشمند هستیم در این مدل‌ها می‌توان فارغ از جنیست کارکرد و دیگر بیشتر از مغز، تحلیل و دانش استفاده کرد تا نیروی بازو، پس زنان فرصت حضور بیشتری دارند و این دقیقاً شرایطی را به وجود آورده‌است که تصور نابرابری زن و مرد اصلاح شود. البته تصورات غلط در مورد زنان در تمام دنیا وجود دارد تا آنجا که گفته می‌شود یک خانم برای رسیدن به یک هدف مشخص باید تقریبا دو برابر یک آقا تلاش کند که فکر کنم در ایران این رقم بیشتر باشد. حالا چه باید کرد؟ آیا باید به این روند ادامه داد یا آن تصور سقف شیشه‌ای را شکست؟ در این بخش تکنولوژی باز هم به ما کمک می‌کند. با توجه به آنچه بیان کردم دیگر جنسیت عامل موفقیت نیست بلکه این تخصص است که راه گشاست. تاثیر دیگر تکنولوژی بر کارآفرینی زنان این است که این امکان را برای زنان فرآهم میکند که با ارائه و ایفای نقش‌های دیگرشان در زندگی باز بتوانند از راه دور نیز کار کنند. و تعداد فزاینده‌ای از زنان دنیا این را متوجه شده‌اند که بهترین راه رفع تبیض و شکستن سقف شیشه‌ای که آنها را از رسیدن به رده های بالای سازمانی محروم می‌کنند راه اندازی کسب وکاری است که متعلق به خودشان باشد . جالب است بدانید که میانگین سرعت راه‌اندازی کسب وکار توسط زنان تقریبا دوبرابر سرعت راه اندازی کسب وکار کشورهایشان است. همچنین زنان کارآفرین به سمت صنایعی رفتند که قبلا در تسلط آقایان بوده است و جالب‌تر این است که شرکت‌های متعلق به زنان نرخ بقا بیشتری را دارا هستند که به نظرمن عامل آن انعطاف پذیری مناسب زنان حتی در کسب وکارهایشان است.

*آیا می‌توانیم بگوییم این کمک تکنولوژی به برابری جنسیتی است؟ و نقش نهادهای سرمایه‌گذاری چون شما چیست؟

اگر منظور شما برابری از نظر پذیرش انسانی و حقوق انسانی است بله، برابری به نظر من عدم پذیرش تفاوت‌ها نیست با رشد تکنولوژی در حوزه‌های کاری و شغلی تفاوت‌ها یا به چشم نمی‌آیند و یا اهمیتی ندارند. و اما نقش مجموعه ما و به تعبیری سرمایه‌گذاری ماجراجویانه است که یکی از انقلاب‌های بزرگ اقتصادی در دنیا بوده‌است. گروه مالی پاسارگاد در ایران به عنوان اولین شرکت سرمایه‌گذاری ماجراجویانه خصوصی با ماموریت مشارکت در شرکتهای دانش‌بنیان و فناور برای ایجاد ثروت و ارزش افزوده اقتصادی ملی، تاسیس شده است و این باور ملی که ما می‌توانیم تکنولوژی‌هایی را در داخل کشور تولید و به مرحله تجاری‌سازی برسانیم و حتی صادرات انجام بدهیم. لذا با توجه به آنچه در بالا گفتم مشارکت نهاد سرمایه گذاری چون شناسا بر روی تکنولوژی، فارغ از جنسیت است و زنانی که دارای تخصص و دانش کافی باشند در این فرآیند به راحتی می توانند پس از ارزیابی های انجام شده واجد مشارکت شناسا به توسعه کسب وکار خود بپردازند.

*با تجربه‌ای که شما در حوزه تحلیل کسب وکارهای دانش بنیان داشته‌اید آیا می‌توانید با این تجربه و روبه رویی با زنان کارآفرین نقطه نظر خودتان را جمع بندی کنید؟
آماری در ارزیابی های انجام شده وجود دارد که قابل تامل است در این حدود 300 عنوان شرکت و طرح ارزیابی شده فقط 3 تای آنها از سوی زنان کارآفرینی ارائه شده که تمایل جدی برای مشارکت با شناسا داشته‌اند و از این 3 تا، در حال حاضر 2 شرکت با مشارکت شناسا وجود دارند. جالب توجه است که درصد پایین خانم‌ها در این تعامل از یک سو و گذر از مراحل ارزیابی لایه‌به‌لایه با دقت بالا و مشارکت با شناسا از سوی دیگر نشانگر دقت و تمرکز و تخصص زنان کارآفرین بوده است. تعداد کم خانمهای متعامل، به زعم من نشانگر عدم خود باوری در اکثریت زنان جامعه امروز ماست .  

* در صحبت‌هایتان از باور گفتید، پس به نطر شما مشکل اصلی در این حوزه باورپذیری است؟

دقیقا،به نظرم باورپذیری در دو مقوله اتفاق می افتد یک باور شخصی و دو وجود نمونه باورپذیر بیرونی. در حالت اول این خانم‌ها نیازی به محرک‌های بیرونی جهت انجام امور و یا انتخاب مسیر آینده خود ندارند و عموما خود الگوهای موثر در جامعه خواهند بود. در حالت دوم تعداد نمونه های موفق بسیار کم است و تحقق آینده را برای خانم‌ها مبهم، غیر قابل دسترس و محقق نشدنی جلوه می‌دهد. گاهی عدم باور بیرونی آنقدر قدرتمند است که حتی با وجود باور درونی فشارها باعث تزلزل خواهد شد. لذا من فکر می‌کنم در صورت وجود باورهای بیرونی بسیاری از خانم‌ها می‌توانند خود واقعی را کشف کنند. حال یا می‌توانیم منتظر بنشینیم تا جامعه تغییر کند، ساختار فرهنگی عوض شود، دولت حمایت جدی کند و هزاران اتفاق دیگر یا اینکه با عزم جدی، با تکیه بر توانمندی خود و کسب تخصص و دانش به ایجاد باور خودمان کمک کنیم. یکی از سندرم‌های عدم موفقیت زنان که در دنیا ذکر می‌شود – قابل توجه که فقط مختص خانم‌های ایرانی نیست.- ترس و عدم بلند پروازی در خانمها است. ترس از مورد علاقه نبودن،انتخاب های اشتباه،جلب توجه منفی،بلند پروازی بیش از حد،قضاوت شدن،شکست ، و سرانجام سه گانه : مادربد، همسر بد، دختر بد که به نظر من شناسایی این ترس ها و غلبه بر آنها گام اول ساخت باور است از سوی دیگر شناخت باورهای غلط میتواند در اصلاح باور کمک کند. باورهای غلطی چون سندرم تاج شاهی،اسطوره همه کارهاو ... . من میگویم هستم اگر میروم، گر نروم نیستم...

* رتبه ایران در حوزه توانمندی اقتصادی خانم ها 170 از 176 است. البته که این توانمندی اقتصادی از اشتغال شروع می‌شود، ما با این جامعه چه شوکی وارد کنیم تا این وضعیت را بهبود بخشیم ؟

همانطور که شما و خوانندگان محترمتان می دانند در طبیعت واژه ای به نام ضربه وجود ندارد، هرگاه ما خواستار سیستم‌های ضربه‌ای شدیم نتایج آن به صورت معکوس در کشور مشاهده شده، به نظر می‌رسد ایجاد زیرساخت‌های مناسب و برنامه های بلند مدت نتایج بهتری خواهد داشت. اشتغال، توانمندسازی و کارآفرینی از جمله واژه‌هایی هستند که ماهیتا با صبر، استمرار و گذر زمان همراه است و طبیعی است که نمی‌توان در مدت کوتاهی تغییرات اساسی را به‌صورت واقعی ایجاد کرد، همانطور که می‌دانید برای مدیریت تحول ، گام‌های نخست ایجاد توان افزایی و تشکیل تیمهای راهنما است. در جایی که توان‌افزایی همچنان مغفول مانده و تیم‌های الگو و راهنما یا به تعداد کمی حضور دارند یا از کیفیت لازم برخوردار نیستند به نظرم بهترین روش حرکت بر همین پایه است‌. از یک سو رویدادهای کارآفرینی همانطور که گفتیم در ابتدا جزیی از جریان‌سازهای اصلی هستند که می‌توان از جشنواره ملی کارآفرینی شیخ بهایی یا از رویدادهای با ابعاد کوچکتری مثل ایده بازار پلی تکنیک، وی سی کاپ شریف، استارت آپ ویکندها جهت توان افزایی استفاده کرد. البته عنایت به کارکردها و اهداف رویدادهای آموزشی و ترویجی و رویدادهای سرمایه گذاری نباید ما را گمراه کند و توقع نادرستی از آنها داشته باشیم، مثلا جشنواره فن‌آفرینی شیخ بهایی با نگاه گسترش کارآفرین در حوزه‌های تکنولوژی فعالیت می‌کند و وی سی کاپ با نگاه یک رویداد جهت سرمایه گذاری‌های ماجراجویانه و استارت آپ ویکندها یک رویداد آموزشی تجربی در حوزه کارآفرینی است. پس در صورت الگو برداری از نمونه های خارجی باید متناسب با کارکرد آنها الگوسازی کنیم و از یک رویداد کارکرد دیگری را انتظار نداشته باشیم که این در دراز مدت برای کشور مخرب خواهد بود و اولین آثار آن ایجاد توهم کارآفرینی است و نمود عینی آن کسب و کارهای شکست خورده به همراه آرزوهای جوانان این مرز و بوم است .

* براساس نقشه بیکاری زنان کشورمان یکسری داده داریم که بر پایه آن اطلس وضعیت زنان ترسیم شده است. با توجه به تفاوت‌های فرهنگی و توزیع ناهنگون امکانات نمی‌توان برای خودباوری و کارآفرینی زنان یک نسخه واحد نوشت. پیشنهاد شما در این باره چیست؟

نکته مهمی که شما اشاره دارید عدم وجود نسخه واحد است. خودباوری و کارآفرینی از مباحث انسانی است و همانطور که آگاه هستیم در معقوله‌های انسانی نسخه واحدی وجود ندارد ولیکن مشترکات اولیه وجود دارد که بر اساس آن میتوان بستر مناسب را ایجاد کرد و بر پایه آن بسترهای مناسب برای فرد مذکور راه حل متناسب ارائه داد. و از سوی دیگر به نظرم هر استانی در کشور نیازمند استراتژی و برنامه‌های علمیاتی خاص خود است. ولی همچنان در شهرها یا حتی بعضاً در استان‌هایی از کشور ما دختران جوان به دلیل فقر یا فرهنگ نادرست امکان بهره برداری از شرایط و تسهیلات موجود را ندارند . به نظر من مسئولان باید بستر ارتباطی این مهم را فراهم کنند . انتقال این دانش و تجربه مهمترین گام است . یکی دیگر از فعالیت‌های مهمی که می‌شود انجام داد توسعه آموزش‌های تخصصی با توجه به ضریب نفوذ اینترنت است. اگر زنان و دختران تحصیلکرده در استان‌های محروم ما آموزش‌های لازم را ببینند و با دنیای واقعی کسب و کارها آشنا شوند می‌توانند کسب وکار خود را راه اندازی کرده و منشا تحول منطقه‌ای باشند . حضور حرفه‌ای‌ها در انجمن wave به همین منظور است.
ایجاد خدمات عمومی اجتماعی مثل راه‌اندازی مراکز نگهداری کودکان، پرورش و آموزش مادران و ارائه مشاوره به آنان و آموزش خودشناسی و خودآگاهی به خانم‌ها جهت تسهیل کارآفرینی خانم‌ها می‌تواند از جمله امور مهم دیگر باشد.

به حوزه کارآفرینی و استارت‌آپی بازگردیم . برای استارت‌آپ‌ها این نگرانی وجود دارد که تشکیل می‌شوند ولی نمی‌توانند پایدار باقی بمانند. چطور می‌شود ریسک این بخش را کم کرد؟

من اجازه می‌خواهیم تا باز هم در مورد تعریف استارت‌آپ با هم هم ادبیات شویم؛ استارت آپ یعنی کسب وکارنوپا که توسط یک کارآفرین راه اندازی شده و در دوره یک تا سه ساله اولیه فعالیت خود قرار دارد و محصول آنها سریع به بازار عرضه می شود.
ریسک، در استارت‌آپ‌ها شامل دو نوع است: ریسک‌های عملیاتی و غیر عملیاتی. که با پیش بینی و شناسائی آنها می‌توان برای وقوع آنها آماده بود و تاثیرات آنها را به حداقل رسانید .

برخی ریسک‌هایی که در واقع اشتباهات مهلک کارآفرینی را منجر می‌شود عبارتند از فقدان تجربه، کنترل مالی ضعیف، اشتباهات مدیریتی، تلاش های بازاریابی ضعیف و حتی گاهی رشد کنترل نشده و ... که با مشارکت یک سرمایه‌گذار ماجراجویانه و بهره‌مندی از امکانات راهبری و تجربه کسب و کاری و سازماندهای آنان و در نهایت ریسک پذیری بالای آنان جهت تامین مالی میتوان امکان وقوع آنها را کاهش داد.

یکی از فاکتورهایی که ما در شناسا ارزیابی میکنیم پایایی و پویایی تیم است. تیم در یک استارت‌آپ نقش ویژه‌ای دارد در واقع یک سرمایه‌گذار ماجراجویانه بر روی تیم سرمایه‌گذاری می‌کند و تخصص و هماهنگی تیم از مزیت‌های ویژه است. و وقی شما تیمی با سرعت یادگیری و انطباق بالا دارید در بازارهای رقابتی سریعا میتوانید عکس‌العمل نشان دهید و در واقع تیم مناسب و با انگیزه و با شتاب پاسخ‌دهی بالا به نیازهای بازار می‌تواند ریسک شما را کاهش دهد.

برخی اوقات واگذاری سهام در زمان نامناسب حتی به یک سرمایه گذار ماجراجویانه می‌تواند در چرخه عمر سازمان ناکارآمد باشد . به نظر من علاوه بر بوم کسب وکار و بازنگری‌های دوره‌ای که استارت‌آپ‌ها انجام می‌دهند خوب است تا زنجیره ارزش خود را بازنگری کرده و در هر قسمت مورد نیاز که ضعفی می بینند برای آن اقدام کنند. زنجیره ارزش پورتر یکی از مدل‌های معروف است که در نهایت برای ایجاد حاشیه سود در شرکت کارآیی دارد و می‌توان از آن استفاده‌های مطلوب کرد . از سوی دیگر بستن پیله‌ها به‌دور یک استارت‌آپ یکی از آسیب‌های جدی در جهت مرگ آن است. یک استارت‌آپ باید رصد مداوم، ارتباط با مشتریان و محیط پیرامون خود داشته‌باشند. تا بتوانند در صورت نیاز به اقدام فوری در انجام آن تعجیل کند. در این میان بهره‌مندی از مشاورین حرفه‌ای می‌تواند به آگاهی از فضای کسب و کارهای نوپا کمک فراوانی کند.

و در نهایت به اعتقاد من دو شرط اصلی راه اندازی یک کسب و کار عبارتست از: سرعت رشد بالا و حجم بازار بالقوه بزرگ. در کنار این دو شرط حضور یک تیم متخصص با خصوصیات کارآفرین به همراه چاشنی استمرار، میتواند منجر به موفقیت شود . درواقع با حصول چنین شرایطی دلیلی برای عدم موفقیت وجود ندارد این کسب و کارها محکوم به موفقیت هستند.

*حالا بفرمائید در این سه سالی که در این صنعت مشغول به فعالیت هستید، تعداد شرکت های سرمایه گذاری ماجراجویانه چقدر شده است؟

در حال حاضر طبق آخرین گزارش های انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر (یا همان ماجراجویانه که به نظر ما لغت بهتری است( 24صندوق و شرکت ماجراجویانه دولتی و 3 شرکت خصوصی سرمایه گذاری فعال وجود دارد. فعالین کلیدی همچون شتابندهنده های خصوصی تا سه سال پیش وجود نداشتند که در حال حاضر در حال رشد هستند یا اگر سازمان‌های بزرگ خصوصی برای تحقیق و توسعه خود مرکزی با کارکرد شتابدهندگی ایجاد کرده بودند صرف جهت انجام ماموریت‌های درون سازمانی بوده‌است. و لیکن هم اکنون سازمان‌های بزرگ خصوصی با مشارکت یکدیگر اقدام به تاسیس مراکز شتابدهی کرده‌اند. عناصر کلیدی اکوسیستم در حال شکل گیری و توسعه هستند.

* می‌توانید در مورد عملکرد شرکت شناسا در این سه سال و نقش خودتان توضیح دهید.

شرکت پیشگامان امین سرمایه پاسارگاد، شناسا، به عنوان نماینده گروه مالی پاسارگاد در سرمایه‌گذاری تخصصی بر روی حوزه‌های نو آورانه و ریسک پذیر، با سه محور اصلی کاربری تکنولوژی در سلامت، سبک زندگی و مدیریت منابع طبیعی در حال فعالیت است. ما تا کنون حدود 800 طرح و شرکت دانش‌بنیان را شناسایی و رصد کردیم. و از این تعداد 300 عنوان را غربال و واجد شرایط ارزیابی دانستیم و پس از ارزیابی لایه به لایه با ده عدد به مرحله عقد قرارد داد و مشارکت رسمی رسیدیم.

اینجانب مسئولیت ارزیابی طرح ها را در شناسا به عهده داشته‌ام. هدف از ارزیابی با دقت بالا جلوگیری از رخدادهای نادرست و شناسایی ریسک های حاصل از کسب و کار و تطبیق قابلیت‌ها و توانمندی‌های داخلی است و از آنجا که طرح های ارائه شده ذاتا دارای نوآوری هستند و تخمین هزینه‌ها و درآمدهای آنها دارای ابهام است، ایجاد یک فرآیند مدون و منعطف متناسب با شرایط کسب وکاری در ایران و با الگوبرداری بهینه از نمونه‌های موفق این صنعت، در دنیا، از جمله اقدامات دیگر ما بوده است. تعامل با طرح‌های سرمایه‌پذیر در یک ساختار لایه‌ای در شناسا انجام می‌گیرد تا زمان عکس‌العمل به ویژه برای طرح‌های مردود به حداقل رسیده و اطلاعات مورد نیاز متناسب با مرحله تعامل اخذ و پردازش شود. نوع طرح و نحوه مشارکت شناسا در آنها نیز لزوم یا عدم لزوم وجود همه مراحل تعامل را تعیین خواهد کرد.

* کمی در باره شرکت‌ها و حوزه‌هایی که شناسا در آنها سرمایه‌گذاری کرده توضیح دهید.

همانطور که در سئوالات قبلی شما پاسخ دادم اولین از اولویت‌های سه‌گانه در شناسا حوزه سلامت است. شرکت پداسیس با هدف بر طراحی، ساخت و عرضه سیستم های توانبخشی حرکتی با تمرکز اولیه بر طراحی و ساخت ربات‌های کمک حرکتی برای معلولان، شرکت پرشین تراوا با هدف پیاده‌سازی راهکارهای الکتروپوریشن در درمان سرطان، کاربردهای کشاورزی، غذایی، آزمایشگاهی و بهداشتی و شرکت طنین با هدف تشخیص و توانبخشی پزشکی با تمرکز اولیه بر توانبخشی شنوایی و سیستم‌های کاشت حلزونی شرکتهای فعال ما در این حوزه هستند . و در اولویت دوم شرکت‌های حوزه مدیریت منابع طبیعی قرار دارند .شرکت راه سبز چهلستون شرکتی است که اتوماسیون صنعتی، ابزار دقیق، نرم‌افزارهای صنعتی و سخت‌افزارهای صنعتی را درایران تولید می‌کند. شرکت پرآب با اجرای پروژه های مدیریت منابع آب و برق با شیوه‌های نوآورانه و با تمرکز اولیه بر منابع آب کشاورزی در حال کار است و شرکت راهکارهای حمل و نقل هیبریدی از جمله شرکت‌هایی است که طراحی، ساخت، تولید و فروش خودروهای الکتریکی، هیبریدی، بنزینی در دستور فعالیت های خود دارد. در حوزه سبک زندگی که سومین اولویت شناسا است شرکت ماشین‌های هوشمند هزاره سوم پاسارگاد آریان در زمینه طراحی و تولید و ارائه خدمات ماشین‌های صنعتی هوشمند با تمرکز اولیه بر مدلسازی سریع و راهکارهای مرتبط با چاپگرهای سه بعدی فعالیت می‌کند. و شرکت آروند استودیو در حوزه سرگرمی و تولید بازی‌های رایانه‌ای و گوشی‌های هوشمند با استاندارد کیفی برای حضور در بازارهای بین المللی مشغول به فعالیت است.#


***

مصاحبه خانم آیت‌حسینی از مجموعه مطالب ویژه‌نامه کلیدملی به مناسبت روز کارآفرینی و در زمینه کارآفرینی‌های نوین و دانش‌محور بوده‌است. طی روزهای آینده دیگر مطالب این ویژه‌نامه بر روی وبسایت نشریه منتشر می‌شود. 

مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد