کد خبر: ۴۷۰
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۷
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
استارت‌آپ­‌ها و کارکردشان از نگاه مدیر عامل شرکت مهندسی شبکه پژوهش بهنگام


کلیدملی: «استارت‌آپ‌ویکند­ یک ایونت است و استارت‌آپ یک مدل کسب‌و‌کار. استارت‌آپ‌ویکند می‌تواند منجر به راه‌­اندازی یک مجموعه استارت‌آپ بشود. ما می­‌گوییم کارآفرینی موتور محرکه اقتصاد جامعه است و بعد می­گوییم جوانان موتور محرک کارآفرینی هستند، پس اگر بتوانیم جوانان را فعال کرده و امکانات مناسب برایشان فراهم کنیم، محیط توانمند برای توسعه کارآفرینی داشته باشیم، شرایط آماده باشد، بخش خصوصی می­‌تواند شغل و کارآفرینی ایجاد کند.» عقاید مدیر عامل شرکت مهندسی شبکه پژوهش بهنگام برای جدی گرفتن جوانان و زنان در بحث کارآفرینی، جدی است. اما معتقد است برای گسترش این مبحث و خلاقیت و ایده‌پردازی باید جایی مثل دانشگاه حمایت کند. «کتایون سپهری» می­‌گوید: ما مشکلمان فقط با ایده کسب‌و‌کار درست نمی­شود پایداری کسب‌و‌کار لازم است.

***

*نقش و کار کرد استارت‌آپ چیست و تا چه اندازه زمینه ساز کار خلاق را دارد؟

وقتی درباره شغل صحبت می­‌کنیم، منظور یک شغل پایدار است. شغلی که بتوان با هزینه­‌های کم و مناسب در مقیاس­‌های قابل قبول برای تولید راه­اندازی کرد و این کار از طریق استارت‌آپ­‌ها امکان پذیر است. لازمه راه­‌اندازی یک استارت‌آپ نگارش یک مدل کسب‌و‌کار است. یکی از شرایط استارت‌آپ این است که می‌­توان با 10-20 میلیون راه‌اندازی کرد و معمولاً مبتنی بر IT هستند، نه اینکه لزوماً High Take باشند. سعی‌مان این است که جوانان را به این سمتی سوق بدهیم که به مشاغل رو به آینده فکر کنند، مثلاً استارت‌آپ‌ویکند حوزه کشاورزی اصفهان برگزار شد، استارت‌آپ‌ویکند مشاغل خانگی یک ماه پیش تقریبا برگزار شد و استارت‌آپ‌ویکند حوزه کسب‌و‌کارهای اجتماعی سوشال اینترپرایس­ها، کسب‌و‌کاری که از نوع استارت‌آپی راه می­‌افتد، کسب‌و‌کارهای نوپا می­‌گوییم، پس یک ویژگی‌اش این است که می­‌تواند در سایزهای کوچک باشد. ویژگی دیگرش این است که با پول های اندک قابلیت راه­‌اندازی دارد. ولی حتما باید قابل اطمینان بوده و مقیاس‌پذیری مناسبی داشته باشد.

*این قابل اطمینان بودن چه طور باید ثابت شود؟

در تدوین یک بیزینس مدل، جوانان می­‌آموزند که بگویند منابع درآمدی از کجا بوده و هزینه­‌های کار را مشخص کنند. حتی در استارت‌آپ‌ویکندها هم همین طور است. در این مدل به آنها گفته نمی­‌شود نقطه سر به سر کی و چطور اتفاق می­‌افتد، اینها باعث می­‌شود وقتی که یک کسب‌و‌کاری می­‌تواند در حد و ابعاد جمع و جور در یک فاصله زمانی کوتاه بدون اینکه نیاز داشته باشد 3سال طول بکشد که یک کارخانه تاسیس شود، حتی در یک مدت زمان خیلی کوتاه این کسب‌و‌کارها راه‌اندازی می­‌شود.

*معمولا چقدر اشتغال ایجاد می­‌کند؟

خیلی زیاد بستگی به موضوع کسب‌و‌کار دارد. استارت‌آپ‌هایی که الان راه افتادند و بسیار موفق هم کار می­‌کنند دی.جی‌.کالا، تخفیفان، نت‌برگ همه خانم هستند. یا بچه­‌های مامان‌پز، «مامان پز» استارت‌آپ‌ویکندی بوده است، ولی آمدند و کار کردند و در کنفرانس­های آی­بریج شرکت کردند، جایزه آی­بریج هم بردند و می­‌روند 2هفته سیلی کامولی با استارت‌آپ­‌های آنجا اشنا شوند.

* یک مدل پارتیزانی که احتمالا بتواند فتح و فتوح بیشتری هم داشته باشد امکان‌پذیر است؟

ان چیزی که در استارت‌آپ‌ویکند­ها اتفاق می­‌افتد، همین است و کارآفرینی در 54ساعت، تازه 54ساعت نصفش را خواب است، ترجمه‌اش شده کارآفرینی در 54ساعت، گروهی که تصمیم به فعالیت دارد حتما در این تیم­ها یکی IT MAN و فنی باشد، یک نفر گرافیست و یک متخصص بازار، بقیه می­‌توانند زمینه­‌های مهارتی دیگر داشته باشند. روز افتتاحیه، یک چهار­شنبه بعدازظهر است 1-2 تا سخنرانی افتتاحیه دارند و یا بچه­هایی که استارت‌آپی هستند و کسب‌و‌کار داشتند درباره کسب‌و‌کارهایش صحبت می­‌کنند. بعد آنهایی که ایده­ایی دارند 1دقیقه وقت دارند تا ایده‌شان را ارائه کنند ، در آن یک دقیقه باید بگویند چه مسئله­ای و مشکلی را شناسایی کردند راه کاری آن منجر به چه ایده کسب‌و‌کاری می­‌شود. سپس رای داده می­‌شود. ده تا ایده­‌ای که بیشترین رای را بیاورد انتخاب و کار آنها شروع می­‌شود. اگر 100نفر باشند این ده تا ایده بین ده تیم تقسیم می­شود که می­شوند 10 تا کسب‌و‌کار تا آخر چهارشنبه شب، از پنج­شنبه صبح تازه تیم­ها روی بیزینس مدل‌شان کار می­‌کنند، بیزینس مدلی که در این استارت‌آپ‌ویکندی­‌ها رویش کار می­کنند گفته می­شود بیزینس کانواس، بوم کسب‌و‌کار(Canvas)، سپس منتورها در کنارشان آموزش می­دهند، اینها از پنج­شنبه صبح شروع کرده و تا جمعه بعدازظهر فرصت دارند تا کسب‌و‌کارشان را راه­اندازی کنند و بیایند یک MVP (minimum viable product) ، ارائه کنند MVP میزان حداقلی از محصول­شان است که به صورت کامل دارای مشخصات یک محصول است. یعنی نشان می­دهد محصول ما چه می­شود. سپس اعضا مشغول می­شوند از طراحی لوگو تا سایت و مصاحبه با مردم کوچه و خیابان. بعد منتورها به آنها یاد می­دهند از مردم پرسیده شود؛ شما برای فلان مسئله مشکل ندارید و یا به نظرتان این مشکل چگونه حل می­شود؟ خیلی وقتها این بچه­ها می­روند و برمی­گردند و می­بینند ایده­اشان شدنی نیست. اصطلاحا می­گوییم ایده Pivot می­شود. به عبارتی دیگر خروجی استارت‌آپ‌ویکند یادگیری است. یعنی لزوماً خروجی استارت‌آپ‌ویکند کسب‌و‌کار و بیزینس نیست، مسئله مهم در استارت‌آپ‌ویکند یادگیری است. اینکه یاد بگیرند در فاصله بین سه تا پنج دقیقه کسب‌و‌کارشان را به صورت کامل معرفی کنند. داوران 10معیار در 3 تا طبقه‌بندی دارند. یکی اینکه کسب‌و‌کار شدنی است، خلاقانه است، حتی اگر مشابه‌اش قبلا بوده اینها چه مزیت رقابتی برایش طراحی کردند که متمایز از رقبا باشد و منابع درآمدی را باید نشان بدهند،یک پاورپوینتی که آنجا ارائه می­دهند یا شکلی از یک سایت را ارائه داده و باید نشان دهند که یوزر فرندلی و کاربری­اش آسان است و بخش فنی­اش درست است.

* جالب است. این روند و توسعه این مدل کسب‌و‌کار تا چه اندازه می­تواند برای جامعه ما مناسب بوده و عمومیت پیدا کند؟

بچه­­های انجمن کار­آفرینی آمار بهتر و دقیق­تری می­توانند به شما ارائه دهند. مخصوصا الان معاونت راهبردی ریاست جمهوری هم از این استارت‌آپ­ها حمایت می­کند، من از نگاه خودم به شما می­گویم نگاه من، نگاه کارآفرینی است و نگاه آموزش مشاوره است، از نظر من استارت‌آپ‌ویکند، در رویدادهای مشابه به آن رتبه 100 را می­دهم.

به اعتقاد من از دوران مدرسه و حتی از دوران بچگی­مان کسی به ما درباره کسب‌و‌کار و کارآفرینی آموزش نداده است. در مدارس مطلقا چیزی از کسب‌و‌کار و کارآفرینی یاد نمی­گیریم، بعد همان دوران اگر بچه­هایمان بیایند بگویند ما داریم فرفره درست می­کنیم و می­فروشیم آنچنان خودمان را می­زنیم که ای وای اگر در و همسایه ببیند چه کار کنیم، در نهایت این بچه با این ذهنیت بار می­آید که اصلا کار کردن و پول درآوردن اتفاق بدی است. می­رسیم به دانشگاه­هایمان که بعد از این همه سال که داد کارآفرینی و کسب‌و‌کار و کارآفرینی جوانان می­زنیم تازه آمدند 2واحد کارآفرینی در دانشگاه­ها گذاشتند که آن هنوز واحد اختیاری است.

* این کسب‌وکار تا چه اندازه برای معاونت زنان ریاست­جمهوری و تلاش آنها برای راه­اندازی کسب‌وکار زنان آسیب­دیده امکان‌پذیر است؟ کسب‌و‌کار جدید و خلاقانه به جای راه‌اندازی بازارچه­های خوداشتغالی؟

واقعیت این است که در همه حوزه­ها به کار و فعالیت احتیاج داریم. حتی بازارهای خوداشتغالی. می­توانید بروید ببینید سالی چند شرکت ثبت می­شود و فعالیتی را ادامه نمی­دهند. استارت‌آپ­ها نیز تابع همین روند ثبت شرکت‌هاست چرا که محیط کسب‌و‌کارمان آماده نیست. ما یک محیط توانمند برای رشد و توسعه می‌خواهیم. ما برای رشد و توسعه کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط اصلا محیط توانمند و آماده در اختیار نداریم. تحریم­ها برداشته شد و ظرف سه ماه درهای مملکت‌مان به روی همه باز می­شود، از همه این تتمه کسب‌و‌کار چندتا باقی می­ماند؟ واقعا تا چه اندازه­اش قابلیت رقابت با کسب‌و‌کارهای جهانی را دارد؟ ما مشکل‌مان فقط با ایده کسب‌و‌کار درست نمی­شود پایداری کسب‌و‌کار لازم است.

* مشخصا برای پایدار کردن کسب‌و‌کار زنان باید چه می­توان کرد؟

یک بحث داریم به اسم کف حمایت­های اجتماعی که در دنیا وجود دارد. کف حمایت­های اجتماعی می­گوید ما 10-12 تا حوزه حمایت­های اجتماعی داریم که در یکی از مقاوله­نامه­های سازمان بین­المللی کار هم دیده شده است. به عنوان مثال در کشور ما آن یارانه همین بحث کف حمایت­های اجتماعی است همه دارند می‌گیرند. یا داشتن مهدکودک رایگان و مطمئن برای مادران شاغل یک نیازمندی کف حمایت­های اجتماعی است. ما یک سری موانع کارآفرینی داریم که فارغ از زن و مرد وجود دارد، اولی هم آماده نبودن محیط کسب‌و‌کار است. اتاق بازرگانی یک کاری روی این انجام داد اول روی بحث بهبود فضای کسب‌و‌کار متمرکز شد. بهبود فضای کسب‌و‌کار یا Doing Business یا Is Of Business درباره این موضوع است که راه­اندازی یک کسب‌و‌کار چند روز طول می­کشد؟ چندتا مجوز باید بگیرید؟ و موضوعاتی از این دست. بعد متوجه می­شوید که در یک محیط چقدر قوانین و مقررات ضدتولید و ضدتوسعه وجود دارد. تا مشکلات پیش روی کارآفرینی برطرف نشود و کسب‌و‌کارهای راه­اندازی شده پایدار نشوند نمی­توان گفت برای زنان چه می­توان کرد برای مردان چه می­توان. این معضلاتی است که سر راه کسب‌و‌کار و کارآفرینی در کشور ما وجود دارد. بعد از این یک سری مشکلاتی است که خاص خانم­ها اتفاق می­افتاد. واقعیت این است که در بحث کارآفرینی زنان و اصلا کار کردن زنان مشخصا مشکل فرهنگی داریم. خانم­­ها برای پست­های مدیریتی و هیات‌مدیره داوطلب نمی­شوند چرا که این اعتماد به نفس را در خودشان نمی­بینند. .چرا کارآفرینی زنان‌مان درصدش پایین است و چرا آمار اشتغال زنان پایین است؟ به خاطر همین تعدا خانم­هایی که سند به نام‌شان است کم است پس نمی­توانند با نام خودشان وام بگیرند و کسب‌و‌کار راه­اندازی کنند. به همین دلیل دست خانم­ها برای اخذ وام و پول خالی است اما استارت‌آپ­های کوچک و کسب‌و‌کار کوچک وسیله خیلی خوبی است که این محدودیت را برطرف کند.

*براساس اطلسی که تهیه شده آمار بیکاری زنان و نیازمندی­های آنها در مناطق مختلف کشور شناسایی شده است.پیشنهاد شما با استفاده از تجربیاتی که دارید برای فعال کردن زنان چیست؟

در بحث توسعه منطقه­ایی که حالا شما از آن به عنوان استان نام می­برید ما تشکیلات استانی داریم، همیشه در سیستم­های توسعه­ای برنامه­ریزی جدید می­گویند که برنامه­ریزی­ها Tap Down Button Up بالا به پایین و پایین به بالا باشد. در سیستم­های جدید این اتفاق می­افتد، این سیستم دی‌سنترال‌ایز یا غیر متمرکز برنامه­ریزی، مدیریتی، هدایتی که الان در دنیا شاهدش هستیم. مثالش در ایران چیست؟ اینکه همه چیز با معیار تهران سنجیده می­شود. یعنی یک تهرانی همان اندازه سود بانکی پرداخت می­کند که یک خوزستانی یا سیستانی. چندی پیش یک کار بسیار خوب طرح شد و اینکه وزارت کار به همه استان‌ها اعلام کرد سند توسعه اشتغال استانی بنویسند. فارغ از اینکه کیفیت این بحث تدوین شده خوب بود یا بد بود در دولت جدید متوقف شد در حالی که اگر پیگیری می­شد و به نتیجه می‌رسید تاثیرات خوبی را می­توانست داشته باشد.

*اگر بخواهید با استارت‌آپ­‌ها به این استان‌ها پیشنهاد کار­آفرینی دهید امکان‌پذیر است؟

منظورتان استارت‌آپ‌ویکند است؟ این یک بخشی از کار است. معمولا این‌گونه این دسته از کسب‌و‌کارها باید در زنجیره­ای قرار بگیرند و به کسب‌و‌کارهای بزرگ­تر بپیوندند. یعنی غیر از این که خودشان باید در خودشان یک شبکه‌سازی انجام دهند، در عین حال اینکه کوچک هستند ولی بزرگ شوند، بزرگ نه مثل صنعت نفت و گاز البته که ما در صنعت نفت و گاز مزیت داریم، به این دلیل که از صنایع بالادستی بعد به صنایع پایین دستی وارد پتروشیمی شده و سپس وارد شرکت­های کسب‌و‌کار کوچکتر می­شود. از همین راه کلی شرکت کوچک دانش­بنیان فعال شده‌اند که همه به دست مهندسان جوان راه­اندازی شدند. ما عصر دانش بنیان را پشت سر گذاشتیم، الان عصر خلاقیت بنیان است. خوب اینها کجا می­خواهند کار کنند؟ اگه این زنجیره به اینها ملحق نشود این کسب‌و‌کار که یک سری دانشمند جوان دور هم جمع شدند و مرتب فرمول خلق می­کنند، فرمول­هایشان را به شرکت­هایی می‌دهند که این شرکت­ها مثلا یک فوم تولید می‌­کند. این فوم در صنعت حفاری استفاده می‌شود یعنی در نهایت می­‌رود به صنعت بزرگتر می­رسد یا اینکه صادر می­شود. پس در زنجیره ارزش جهانی قرار می‌گیرد. درست است همه کسب‌و‌کارها لزوما این طوری نیست، ولی ما یک سری مشاغل خدماتی صنفی در مملکت لازم داریم. این صنوف باید گسترش پیدا کرده و پایدار بمانند. شما می دانید که الان واتس‌آپ با 50نفر نیرو درآمدش از تُرکیش‌ایرلاین با چند هزار نیرو بیشتر است؟ حالا مثلا قرار نیست مامان­پز بشود یک کسب‌و‌کار جهانی اما می­تواند به یک صنعت بزرگتر وصل شود.

شما اشاره کردید که ما در صنعت نفت و گاز مزیت داریم، یکی از نگرانی­‌های موجود این است که در دوره پس از تحریم دوباره همه پول­‌ها به سمت نفت و گاز برود؟

چه اشکالی دارد؟

چرا در حوزه کسب‌و‌کار خلاق هزینه نشود؟ یا استارت‌آپ کشاورزی یا حوزه گردشگری؟

می­توانیم پیشنهاد دهیم اما به چه کسی می­توانیم پیشنهاد دهیم؟ کسب‌و‌کار باید با مثلا 10میلیون 15میلیون 20میلیون و 30میلیون راه بیفتد، پس شما خیلی از حوزه­ها را نمی­توانید پیشنهاد دهید. دوم اینکه این کار یک متولی خاص در هر استان وجود ندارد که استارت‌آپ‌ویکند برگزار کند، بنابراین شما پیشنهاد خودتان را به شخص خاصی نمی­توانید بدهید.

آیا می­‌توان این استارت‌آپ در طرح بنگاه­‌های خرد و متوسط گنجانده شود تا در برنامه توسعه گنجانده شوند؟

شاید دانشگاه­ها بهترین جا برای برگزاری استارت‌آپ‌ویکند باشند. دانشگاه می­گوید سه تا تیم اول که برنده می شوند در پارک­های علمی و فن­آوری به آنها مثلا یک سال جای رایگان می­دهم. این خیلی خوب است که دانشگاه­‌ها ترغیب شده و استارت‌آپ‌ویکند برگزار کنند، چون هم هست و هم امکانات. به عنوان مثال استارت‌آپ‌ویکند بندرعباس مرکز رشد دانشگاه برگزار کرد و بعد گفته شد که به سه تیم اول جایزه داده می­شود. سه تا ایده­ای که توی استارت‌آپ‌ویکند وجود داشت ایده اختراعی بود، ایده استارت‌آپی نبود، پیش از اینکه برنده­ها را اعلام کنند گفتند این سه تا ایده، ایده استارت‌آپی نیست و اصلا امتیاز استارت‌آپی نیاورده است ولی چون خلاقانه است و امکان اینکه برای خوارزمی بروند وجود دارد ما به این 3واحد جا می‌دهیم و حمایت می‌کنیم که روی ایده­‌های خلاقانه­شان کار کنند. در کل اگر ما دنبال اشتغال هستیم باید به شیوه­‌های دیگر فکر کنیم. یعنی استارت‌آپ‌ویکند با یک چیزهایی ترکیب کنیم البته بگویم استارت‌آپ‌ویکند یک پکیج بعدی دارد اسمش هست Next مخفف یک چیزی است و مفهوم بعد را دارد یک سری آموزش‌های کامل کارآفرینی و منتوری می­‌بینند که پایدار بمانند. البته این دوره­ها مقدار طراحی دوره‌هایش سخت و پیچیده است. هر چند که الان یکی از دوستان­ ما از خانم­‌های انجمن روی این بخش متمرکز شده و به ذهنش رسیده که یک کاری انجام دهد که بچه­‌ها بعد از استارت‌آپ‌ویکند رها نشوند.

از آنجا که دانشگاه­‌ها می­‌توانند جایگاه مناسبی برای برگزاری این دوره­‌ها باشند، دانشگاه سیستان‌وبلوچستان و حتی زابل بسیار مجهر و به روز هستند. در این استان چه طور می­توان این ایده‌ها را طرج موضوع و اجرا کرد؟

اتفاقا در دو بخش زنان و جونان برای دانشگاه زاهدان ایده دادیم. اما بر فرض که استات‌آپ هم برگزار کردیم، فراموش نکنید که استارت‌آپ‌ها لزوما خروجی‌شان قرار نیست منجر به کسب‌و‌کار شود. 95 درصد هم نمی­‌شود به این دلیل است ولی این بچه­‌ها ذهن‌شان آماده می­‌شوند حالا بیایند در حوزه­‌های تخصصی خودشان قرار بگیرند بهتر می­‌توانند کسب‌و‌کار ایجاد کنند. اگر هم آموزش‌های کارآفرینی و مهارتی را ببیند این‌گونه یک پکیج کاملی برای کارآفرینی آماده می­‌شود. طرحی را به وزارت ورزش و جوانان ارائه دادیم که در هر استان باید یک‌هزار تا شغل در شهرهای مختلف ایجاد کنیم، فقط برای آن جذابیت و هیجان شروعش یک استارت‌آپ‌ویکند طراحی کردم که مثلا 100 نفر بیایند ولی بعد این 100 نفری که خودشان 100 نفر دیگر یعنی تکثیر شوند حالا اگر ایده هم داشته باشند آن وقت در پکیج آموزش‌های کارآفرینی یعنی آموزش مهارت­‌های زندگی شرکت کنند و آموزش­‌های کارآفرینی ببیند، بعد آموزش‌های مهارتی و سپس کسب‌و‌کار راه می­‌اندازند. این استارت‌آپ‌ویکند یک تلنگر خوبی است برای شروع. مثلا امروز تمرکز بر کارآفرینی اجتماعی است. کارآفرینی اجتماعی حالا مفهومش حداقل برای ما خیلی جدید است، تا مدتها هم فکر می­کردیم کارآفرینی اجتماعی یعنی خیریه. اما اصلا مفهوم خیریه ندارد کسب‌و‌کار است کسب‌و‌کاری که یکی از مسائل و مشکلات جامعه را حل می­کند. محصولی که تولید می­‌کند مسئله و مشکل اجتماع بوده و به درد کل جامعه می­‌خورد. 2 تا نظریه برایش وجود دارد. یکی این که درآمدی که حاصل می­‌شود سودش نباید توزیع شود بلکه باید به کسب‌و‌کار برگردد و فرضیه دوم این است که مثل همه شرکت­‌های دیگر می­‌ماند. البته چندی پیش یک استارت‌آپ ویژه کارآفرینی اجتماعی در دانشگاه خواجه‌نصیر برگزار شد که سامسونگ اسپانسر بود. کسب‌و‌کارهایی که به ترافیک شهری یا کاهش آلودگی یا رفع مشکلات زباله کمک می­‌کنند کارآفرینی اجتماعی هستند که می‌توانند تعداد بیشتری اشتغال به وجود آورند.


مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار