کد خبر: ۴۸۲۴
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ایرانیان و رویارویی با تکنولوژی های جدید - 1
محمد زینالی اُناری*
در جامعه ما همیشه پدیده ها و اتفاقات جدید چالشی به راه انداخته اند. ما نتوانسته ایم برای پدیده های جدید آغوشی باز داشته باشیم و هر پدیده ای به وجود می آید، مدتها مورد نزاع و دردسر می شود تا این که پس از سالیان سال به یک چیز عادی تبدیل می شود. در قرن اخیر پدیده های زیادی نوبت به نوبت پیش روی ما قرار گرفتند و ما به جای آن که آن ها را بسازیم و یا فاعلانه تهیه کنیم، مدت ها مانند یویو و برده دست مایۀ دستوراتی عجیب قرار داده ایم. 
در قرن اخیر ما تقریبا به طور ناگهانی با ابزارهایی چون خودرو، تلفن و حتی اتوبوس آشنا شدیم و هیچ گاه نبوده است که ما بعد از صنعتهای مرسومی همچون مسگری، فرش بافی، نخ ریسی، رنگرزی و نجاری که در کارگاه های شهری مان وجود داشتند، چنین صنایعی را خود طراحی کرده باشیم. انها مانند ساقه نیلوفری از باد بی پروایی ما را در بر خود گرفتند. 

محمد زینالی اُناری*


مدت ها مردم با پدیده ای عجیب چون تلفن بازی کردیم و مانند بردگانی که همه جوره مورد استعمال صاحبان شان قرار داشتند، از آن استفاده کردیم. خوب بازی با تلفن بهتر از مزاحم شدن، فوت کردن و دادن خبرهای ناگوار دروغکی به این و آن نبود. توالت عمومی از ابزارهایی است که در مکان شهری خلق شد ولی زود به محل ثبت داستان ها، تلفن ها و فرافکنیهایی تبدیل شد. مردم با بی توجهی به ماهیت اصلی این فضا و ان را به بردگی غرایز خود کشانیدند. این پدیده هنوز هم در حال تکرار است و توالت عمومی از ناخودآگاه ما آزاد نشده است. 
صندلی های زیبای اتوبوس های خط واحد توسط سرنشینان نوشته شد، تا جایی که عمدۀ صندلی های اتوبوس های شهری امروزه از ان صندلی های ابری کلفت تبدیل به صندلی های استخوانی ای شده است که در فصل تابستان و زمستان موجب ازار و اذیت مردم هم می شود. ساختن اتوبوسهای امروزی هم مونتاژی بیش نیست. کما این که گفتن از خودروی ملی هم هجوی بیش نیست.  به خاطر این که خردورزی در اشیاء پیرامونی نداشتیم، 
به طور کلی با چنین فضاهایی همواره رویارویی بهره گیرانه وجود داشته و یکی از فضاهای جالبی که مورد استفاده و بهره گیری ما شده است، فضاهای پشت ماشین ها است که به خدمت احساسات شاعرانه و بذله گویی های ما در آمده لست. و ما ایرانی ها به جای خواندن دیوانهای غنی از اشعار پشت ماشین ها افتاده و به شعرخوانی لوطیانه پرداختیم. این نوع برده کشی از فضاهای عمومی محدود به غرایز و لوطی گری نیست. نمونۀ بارز دیوارنویسی های ما در فعالیت های انتخاباتی صورت می گیرد. در جریان این نوع برده گیری فضای شهری، آن را به به زباله دان شعارهای سیاسی تبدیل کرده و هزینه ای گزاف روی دست خودمان قرار می دهیم. 

***
به تازگی و از طریق طبقات بالاتر از لحاظ سرمایه فرهنگی حفظ طبیعت و اهمیت سرمایه فضایی مورد توجه قرار گرفته و این قبیل رفتارها نشان می دهد که ما به تدریج متوجه بهره برداری از ابزارها شده و بعد از مدتی بازی کردن یا تخریب آن متوجه ماهیت اصلی آن شیء می شویم. یکی از این تخریب ها، خودرو و تصادفاتی است که مدت ها جان مردم ما را می گیرد. آری خودرو نیز ابزاری است که هنوز به خوبی متوجه ماهیت آن نشده و در کلیت اقتصادی مان در آن غرق مشکلات اساسی مانند لیزینگ و تصادف شده ایم. 
بعد از تلفن و وسایل نقلیه، دو پدیدۀ جدید مشابه به دست ما آمد، که همچون فضای ارتباطی و فضای عمومی کارکرد داشته و شباهت هایی نیز دارند. پیامک ها مدت ها موضوعی شدند برای مزاحمت، خلق روابط بین فردی و جذب مشتری تا این پدیده نیز همچون شیئی نامفهوم مورد استفادۀ ابزاری ما قرار گرفته و از ان به همان ماهیت راستینش استفاده نکنیم. 
فضای عمومی ای که به صورت شبکه های مجازی در اختیار ما قرار گرفته است، نیز محلی شده است برای بذله گویی و شایعه گویی یا ساختن خزعبلات به نام مفاخر و استفادۀ ابزاری از دو عنصر مفاخر و ارتباط برای هر چیزی که در سر داریم چه از سوی بازیگوشی های فردی و چه از راه سیاست های راهبردی فعالان اقتصادی و گروه های مرجعی که این فضاها را به مثابۀ ابزاری برای فروش بیشتر خدمات و اندیشه های خود به کار می گیرند. 

***
دست یافتن به ماهیت اشیاء و ابزارهای جدیدی که ما ایرانی ها آن ها را از طریق واردات در اختیار گرفته و با روح آن ها خوب آشنا نیستیم، موجب شده است احساسی مالیخولیایی نسبت به ماهیت ان ابزار داشته و نخست آن را در خدمت امیال خود به کار گیریم و مدتی طول می کشد تا با استفاده بهتر و متناسب آن این ابزار یا شیء تازه را به حال خود رها کنیم تا آن چه که در خور آن است، نصیب ما کند و نه آن چه که به خاطر کمی ها و کاستی های دل خودمان به آن می بندیم تا برای ما کاربردی دلخواه و گاه ویرانگر داشته باشد. 
از این رو آن چه به این پدیده ها به عنوان آشغال ریختن و یا اعتیاد اینترنتی و غیره وصله می کنیم، در واقع برخاسته از نفس خود ما و کمبودهای ما و در عین حال توجه ضعیف مان به ماهیت ابزار بوده و این روحیۀ مالیخولیایی را در ما برای کشف هویت راستین ابزارها تقویت می کند. به هر حال این هم فرایندی است و ما چون خود پدید آورندۀ ابزارها نیستیم، پس از مدتی زجر و عذاب دوطرفه، به تدریج  با استفادۀ مفید هر ابزاری آشنا می شویم. 


نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار