کد خبر: ۴۸۲۵
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ایرانیان و رویارویی با تکنولوژی های جدید - 2
محمد زینالی اُناری
انسان وقتی توانست بر محیط خود سیطره یابد، توانست به زندگی پایدارتری دست یابد. اما رویکرد او در واقع استیلا و سرآمدی بر طبیعت پیرامون و چیزهایی بود که در آن وجود داشت. انسان های بدوی حتی با چیره شدن بر همدیگر و منابع شان نیز سعی در بقا داشتند. این واقعه از تنازع بقا میان قومیت ها تا برده داری و بهره کشی از انسان ها، امتداد داشت. به این ترتیب، راه زندگی هر انسانی از چیرگی او بر پیرامونش بر می خاست.

***
یکی از مشغولیت های ذهنی یافتن حقیقت و مفاهیم در خصوص این جهان پیرامون بود، البته در جریان فهمیدن اشتباهاتی هم داشته است. همین اشتباهات موجب ارزش یافتن فهم حقیقت در پیشگاه عارفان و اندیشمندان بوده است. در این میان حتی شجاعت و دوستی نیز به عنوان پدیده هایی مجرد موضوعی برای اندیشیدن بوده اند. آنها سعی کردند انسان را از غار مفاهیم نادرست پیرامون بیرون برده، موسی وار حقیقت را همچون خورشیدی فروزان به او نشان دهند. 
به این صورت اشیاء موجود در پیرامون پدیده ای بود که تا حقیقت آن را در نمی یافت، درکش و حتی سرآمدی بر آن خود مشکلی بیش بود. به همین صورت هر شیء و حتی ابزاری که انسان یافت حقیقتی در بر داشت که قبل از چیرگی بر آن، موضوعی برای فهمیدن بوده و به تدریج و در جریان گفت و گو درباره ی آن فهمیده می شد. بسیاری از مفاهیم ابزاری امروزی مانند دموکراسی و مهندسی هم خود نیازمند بررسی بیشتر هستند تا بفهمیم ماهیت این پدیده ها چیست؟

***
خلقت اشیاء جدید، از مزایای ویژگی های ذهنی انسان بود و در این مسیر حافظه، اندیشه و خلاقیت همواره یاریگر او بوده است. از روزی که اشیاء را به کنترل انسان در آمد، ابزارها را ساخته و موقعیت بهتری به دست آورد. با ساختن خانه، از غار هم در آمد و زندگی اش را از پناه گرفتن به سکونت تغییر داد. معیشت از شکار و گردآوری غذا به کشاورزی و پرورش حیوانات اهلی تبدیل شد تا در نهایت توانست به شکلهایی چون روستا، شهر و صنعت برای توسعۀ زندگی دست یابد. 
با پیدایش نسلهای جدیدتر، چیزهای ساخته شده توسط نسلهای قبل به قواعد عرفی زندگی تبدیل شده و زیستن میان آن ها به طبیعت اولیۀ زندگی تبدیل شد. دست یابی به روابط انسانی و دست ساخته های مصنوع، از روندی خردورزانه و فن آورانه بر می خاست که از  فکر انسان برای شرایط بهتر شکل پیدا می کرد. این روند موقعی صورت می گیرد که انسان چیزی در پیرامون خود یافته و برای ساختن ابزار در آن غور و تفکر می کرد.

***
پس موضوع اصلی در استفادۀ پدیده هایی چون تلفن، فضای عمومی و حتی توالت، در ایدۀ ساختن آن نهفته است. اما ساختن، آجرکاری نیست. ساختن از مفهوم ساختن بر میخیزد. نخست انسان باید به ساختن چیزی بیندیشد وآن گاه بسازد و اگر در این مسیر فرایند اندیشه وجود نداشته باشد، در واقع انسان ابزاری بیش نیست. ما در پیدایش بیشتر پدیده هایی که گمان می کنیم خود می سازیم، ابزاری بیش نیستیم. 
گذشته از این که بیشتر ابزارها و پدیده های پیرامون ما نیز دست ساخت ما نبوده و حتیبه مرحلۀ مونتاژکاری تقلیل پیدا کرده ایم. تصادفات ناشی از خودرو و سوء استفاده سیاسی از فضای شهری به این دلیل است که نه مردم عادی که حتی سیاستمداران ما نیز خرد شهرسازانه و شهروندی ندارند.
"شهر" یک مفهوم فرهنگی است و فرهنگ نیز یک مقولۀ ذهنی است. از این رو شهر و چیزهای درون آن باید در فرایند خلاقیت ما ساخته شود و نه با آجر، اهن و نفت. ما هنوز هم دربهره برداری از آهن، مس و نفت فاعل نبوده و کارخانه های مان توسط دیگران ساخته شده است. بسیاری از مواد اولیه نیز صادر می شود و بسیاری قطعات اولیه صنعتی خریداری می شود. 
همان طور که در مقدمه گفته شد، راز انسان بودن، از فاعلیت او و چیرگی او بر مفاهیم پیرامون و گشودگی ذهن است. در فاعلیت نیت مقدم بر عمل است. ما فاعل بی نیت هستیم و نیات ما از هر پدیده ای، وارداتی و اسیر دست تبلیغات است. اما این واردات را نه دولت که نفس و غرایز ما و پایگاههای غریزی آن پیش پای ما می گذارد. تا تلفن، موبایل و کامپیوتر در پایگاه هایی چون ویترین و رسانه درخشیدند، تبدیل شدیم به مشتری، بدون اندکی اندیشه دربارۀ آن.

 ***
مدرنیته، در نفس خود، مفهومی از خردورزی برای ساختن دارد. اما ما با مدرنیته، با مفهومی هیولایی از هجوم اشیاء مواجه شدیم و خود را در درون آن هبوط یافته دیدیم. چرا که به جای این که مدرنیتۀ ایرانی دست ساخت ایرانی باشد، مانند برده ای خریداری شده (با پول نفت) می ماند. 
نخست شاهان ما صنعت را خریدند. همین شد که صنعت از آغاز، بیش از این که مورد توجه و تفسیر اندیشمندان ما قرار گیرد، یا به صورت تجاری رشد و گسترش پیدا کرده است و یا مورد هراس اندیشمندان قرار گرفته است. چنان که با تلقی از آن به عنوان مکتبی ماشینی تحقیر و تسخیر هم شد.
این روند برده داری و ترس از مدرنیسم و ابزارهایی که خود خالق طبیعت های جدید زندگی می باشند، به خاطر اخلاق و یا اندیشه ورزی ما نیست و بدتر این که به خاطر انفعال ما در برابر دو چیز صورت می گیرد. از طرفی ما توان فهم و خردورزی پدیده های حاضر و اماده را نداریم و از سویی غرایزمان به خاطر خلأهایی که دارند، دنبال چیرگی و استفاده های عجیب و غریب از آن هستند. 

***
ما سالها است که به بیماری ترس و تخریب پدیده ها مبتلا هستیم و برایرهایی از این بیماری که بسیار هم اپیدمیک است، نیاز به درنگی برای درک و شهود وضع فعلی مان در اتاق روانکاو داریم. اما گوشی به این حرفها بدهکار نیست و به تدریج با رویه موجود ترس هیولایی از مدرنیسم یا طبیعت جدید زندگی، شاید اوضاعمان در آینده پیچیده تر نیز بشود. 
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار