کد خبر: ۴۹۶۱
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری*
می گویند وقتی هارون الرشید فضل بن یحیی برمکی را از حکومت خراسان عزل کرده و بعد از او علی بن عیسی را به حکومت این سرزمین گماشت، وی رفت و برنامه سختگیرانه ای برای اخذ مالیات از مردم خراسان به راه انداخت و اموال بسیاری گرد آورده و به صورت کاروان هدیه بزرگی به سوی خلیفه فرستاد. وقتی آن هدایای باشکوه تقدیم خلیفه می شد، او به کنایه از وزیرش یحیی برمکی پرسید در زمان حکومت پسرت این ها کجا بودند؟ گفت در خانه ی صاحبانشان!
آری این هدیه ها، به زور تازیانه از مردم گرفته شده به جانب خلیفه روان شده بود، حال آن که خلیفه اسم آن را هدیه، خراج و شاید مالیات هم می گذاشت. در گذشته سیستم مملکت داری این گونه بود که شاهان و خلفا ایالت را به افرادی می فروختند و آنان رانت یا هدیه ای به حاکمان به این صورت می فرستادند. 
امروز نیز وضع چندان با آن زمان تفاوت ندارد، اما کدهای قراردادی و اسامی این افراد فرق کرده است. مالیات دوباره ستانده می شود و افرادی که مالیات را می گیرند، خود از میان خود مردم برای برتری در میان مردم خیز می گیرند؛ شهروندانی درجه یک که تلاش می کنند جزء قشر بالا حساب شده، درآمد بیشتری کسب کنند و مالیات بیشتری بپردازند. در واقع آنها از مردم طبقه پایینی که اعدادشان در شهرها زیاد است، جمع کرده، و دولت را در بخشی از درآمدشان با عناوینی چون مالیات، عوارض، مشارکت در خرید کالاهایی که سهم گمرکی بالایی دارند، و کسورات دیگر شریک می کنند. فوج فوج از مردم اغوا شده  به سراغ نقشه های مهندسی و اقلام ساختمانی رفته، تمام سرمایه ی زندگی شان را صرف ساختن خانه می کنند. یکی از موضوعات دیگری که عامل ستاندن پول از مردم می شود، بدن آن ها است. پزشکانی که هزینه های زیادی بابت این موضوع می ستانند نیز جزء این قشر محسوب می شوند. 
به همین جهت بازار مشاغلی که بر استقرار زندگی و بدن مردم مسلط هستند، همواره در کشور داغ بوده و یکی از وظایف دولت ها صاف و چروک کردن هزینه های درمانی و اشتغالزایی در بخش مسکن می باشد، چرا که این بازارها مستقیما جیب مردم را مد نظر داشته و از آن کارآفرینی یا درآمدزایی می کنند. مردم همواره به فکر این هستند که چگونه زندگی کنند و چه داشته باشند؛ بازارهای چنین مشاغلی به آن ها  می گویند خانه ی بهتر، فیزیک بدنی بهتر و حتی خودرو بهتر. به این صورت موضوع زندگی و یا معنای زندگی مردم توسط چنین مسائلی مصادره شده و مردم نوعی از خودبیگانگی فرهنگی کسب کرده اند تا اقتصاد این بخشها همواره رونق داشته باشد. در عوض، این مشاغل نیز مردم را همواره وابسته به خود نگه داشته و کاری می کنند که مردم به آسودگی و آسایش نرسند، چه اگر برسند، شاید فارغ از هزینه کردن شوند. 
موج بیماری ها همواره تجدید می شود و در عصر کنونی، بیماری ها به جای این که با تحقیق و پژوهش سبب یابی شوند یا شهرها و مسکن ها از طریق برنامه های چند ده ساله طراحی و اجرا شوند، به صورت درهمی اجرا می شوند تا مردم همواره در حال خانه عوض کردن و دکتر رفتن باشند. از درمان دردهای قدیمی مانند جزام که راحت شده اند، دردهای تازه ای ایجاد شده است. این بخشها فاقد سابقه تحقیقاتی و حتی یکی از موانع توسعه ی تحقیق در کشور به شمار می روند، چرا که کاربران آن ها بیش از تحقیق و پژوهش درباره مسائل مردم، طی این سالها از ان پول درآورده اند. تا جایی که مردم را به  صورت شکل های جابجا شونده در جامعه برای تأمین درآمد خود دانسته و هیچ گونه ارتباط عاطفی و اخلاقی با آن ها برقرار نیم کنند. 
این دسته ها، تافته جدابافته از مردم بوده و همچون حاکمان قدیمی، به زر و زور خود می افزایند تا روز به روز فاصله شان با مردم بیشتر شده است. درون همسری میان شان رواج گرفته و دیگران را نمی پسندند. حتی داد و ستد و تعاملات اجتماعی شان به همنوعان شان تقلیل یافته و مانند فیلمهای شاهزاده و گدا، عرف ارباب- فقیر بین این اقشار و سایر اقشار جامعه جاری شده است. این گروه ها همواره در دولت ها نفوذ کرده و کرسی های قدرتمندی کسب می کنند، از این رو شبکه های اجتماعی مستحکمی هم در دفاع از حقوق بی پایان خود دارند. تفاوت تا به آن جا است که این گروه ها برای گردش و ماه عسل هم دیگر به ایران عنایت نکرده، با این درآمدشان و احساس خاص بودن و ویژه بودن شان که ناشی از ستاندن سهم شان از پول مردم است، برای خرج کردن به خارج می روند. 
این سفرها طبیعی است، از آن جایی که در کشوری که آن ها در رأس درآمدهای مردمی اش قرار دارند، نه مردمی زیبا و سرحال وجود دارند و نه شهر و خانه های زیبا و مرتب؛ کجا را بگردند؟ آن ها به طور غیر مستقیم و با بی توجهی به سایر مردم کشور، خود از موجبات ایجاد چنین وضعیتی هستند  که در طول سالیان گذشته، مردم به استیصال و خستگی در برابر خانه و دارو افتاده اند. همین است که صلاح نمی دانند در میان مردمی بیمار و شهرهایی پلشت به تفریح و تفرج بپردازند. شایسته همین است که به صورت خفیف و با احتیاط داروهایی به مردم تجویز شود تا سرشان در لاک شان فرو شود، تا خدای نکرده آفت جسم و جان شان به این شهروندان درجه یک و مالکان جان و مال شان نرسد. آری در این شهرها و بدن ها، آنها حاکمانی هستند که مالیات بیشتری ستانده و به درآمدهای مالیاتی کشور فزوده اند! تا همیشه حقوق شان از بابت این نوع اقتدار و  تسلط محفوظ و رو به راه باشد.

* پژوهشگر فرهنگ عامه 
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار