کد خبر: ۵۲۱۷
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری
محمد زینالی اناری

امروز بسیاری از مردم جامعه ما دوشغله اند؛ دور از چشم بیکاران محترم!
دو شغله بودن از ملاک های لیاقت یا شایستگی در انبوهه ی انسانی ما هم محسوب می شود. مختص کارمندان هم نبوده، متصدیان بسیاری از مشاغل دیگر هم علاقه مند به دو و چندشغله بودن اند. یکی از سفارش های مشاوران اقتصادی برای تولیدکنندگان، سرمایه گذاری در تولیدات متنوع می باشد. چرا که اگر یکی از محصولات با رکود و مشکل مواجه شد، میتوان با دیگری از بحران جست. مانند خشک سالی و تگرگ که طی سالها موجب شده تولیدکنندگان روستایی با کشت متنوع و دام خود را مصون کنند، البته زمانی که بیمه وجود نداشته است.
این در جامعه ما به ذات معیشت تبدیل شده و یک تاجر برای فرار از خطر شکست، با تکیه به سرمایه های دیگری مانند زمین، برای روز مبادای خود چاره ای می اندیشد. با توجه به اهمیت اقتصاد زمین در شهرها، بسیاری از کارمندان، بازاری ها، تولیدکنندگان و ... در شهر نگاهی زیرچشمی به ساخت و ساز و بازار مسکن دارند. به همین خاطر معاملۀ مسکن برای بسیاری از مشاغل یک رکن اساسی است که در بسیاری از میهمانی ها هم یکی از بحث های اساسی میان مردم وضعیت قیمت زمین و یا ساخت و ساز است.
شاید روی آوردن به شغل دوم به این سبب صورت می گیرد که فرد تصور می کند به هر قیمتی شده، سقف خاصی از پول برای گذران زندگی خود به دست آورد. به دلیل تداوم سالیانۀ ضعف در آمد شغل اول، روی آوردن به شغل دوم به یک بیماری مزمن تبدیل شده است که البته در شرایط افزایش بیکاری حاد می شود. اول این که پولی که وی لازم دارد، به قیمت از دست دادن اوقات فراغت، فرهنگ سازی، تفریح و زندگی عادی به دست می آورد. 

دوم، بازار اوقات فراغت و تفریح که می تواند فرصت اشتغال زایی و توسعه فرهنگی باشد، از بین می رود و به خاطر همین کتاب، سینما و هنر در رکود بوده، از ارائۀ کارکردهای فکری خود هم محروم اند. سوم این که مشاغلی در بازار ریشه انداخته که مختص افرادی دو شغله بوده و شیوه ای خاص خود را در سرمایه اجتماعی و اقتصادی دارد. چهارم و از همه مهم تر شغل دوم و بیش از این که برای این افراد فرصت باشد، تهدیدی برای جامعه است؛ از این حیث که مشاغلی مجدد برای افراد شاغل ایجاد می کند و موجب از بین رفتن فرصت های شغلی برای بیکاران می شود. 

در نتیجه، با رواج چنین شرایطی، رفته رفته پرکار بودن و تن دادن به چندین کار به صورت فرهنگ کار در می آید و موجب از بین رفتن ساختار استاندارد درآمد و زندگی روزمره در جامعه می شود. در نهایت نهادهایی برای شغل دوم خلق شده، به صورت مشاغلی رسمی در آمده، ویژگی هایی خاص خودش خلق می کند. این سیستم به جهت خصوصیاتش برای فردی که شغل اول ندارد به هیچ وجه اجازه نمی دهد افراد بیکار جذب آن شوند، چرا که آن ها مسائلی از قبیل سرمایۀ اجتماعی و عضویت در شبکه های زیربنایی انسانی ندارد تا بتواند بر آن تکیه کند. در ضمن او تکیه گاه معیشتی ندارد و از یک شغل احتیاج به درآمد روزانه و معقول دارد تا این که بسیار بنشیند و در اوقات آزاد خود به صورت تفننی منتظر شود تا مثلا کی بازار مسکن رونق بیابد و یا واردات به صورتی که دلخواه اوست رونق یابد.
از این رو می توان گفت شغل دوم بیش از این که امری عادی، اقتصادی و روزمره باشد، یک بیماری مزمن می باشد که تبعات اقتصادی، اجتماعی و روانی دارد. افراد برای شغل دوم از سایر بخش های زندگی شان مایه می گذارند، چه از نظر انرژی جسمانی و انتقال انرژی، ذوق و خلاقیت از شغل اول به شغل دوم و چه از نظر استفاده از ظرفیت های اجتماعی شغل اوی برای شغل دوم و گذشتن از اوقات فراغت و تفریح و شادی های معمول زندگی.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار