کد خبر: ۵۳۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری*
محمد زینالی اناری

جمعه بازار داشتیم و «کاسه بشقابی» که هر روز یا هفته ای یک بار به محله سر می زد و بساطش را پهن می کرد. بعد داد می زد: آی ...! دوره گردها و دست فروش ها اغلب از کولیانی بودند که آرام و قرار نداشتند و نمی توانستند یک جانشینی را تحمل کنند. آن ها هر روز جار می زدند و مردم را متوجه حضورشان می کردند، تا جایی که جارهایشان به آهنگ  هم تبدیل شده بود. هماینک نیز جارزن و داد زن وجود داشته و تمام شدنی نیست. آنها قبل از این که جنس بفروشند، صدای خوش شان را به مردم می رساندند که برای اهل محل چه آورده اند. پولی گرفته و خانه های اهل محله و ده را پر از اجناسی میکردند که در کارگاه های شهرها ساخته می شد. اینک پر از اجناس چینی میکنند. 
دانشکده‌های "اقتصاد" و علوم در ایران به طور سالانه به بازار نیروی انسانی دانشجویانی در زمینه امور مالی و تغذیه تحویل می دهند، در حالی که کشور هنوز پر از کاسه بشقابی و دل و قلوه فروشی است. از طرفی رشته های مدرن در حال پرورش نیروی انسانی هستند و از طرف دیگر، مقاومت های محلی برای تداوم مشاغل سنتی و تخریب نظام اقتصادی و فرهنگی جدیدشدت می‌گیرد. بهترین فعالیت ها در زمینه شیمی در حال انجام است، در حالی که هر روز یک دغدغه تازه در باره مشکل مواد غذایی و مایحتاج قلابی ایجاد می شود. مبادله و معامله مواد غذایی و صنعتی، همواره بر تولید کیفی آن پیشی گرفته و تولید جایش را به واردات کالاهای بنجل خارجی داده است. خوب شارژ کردن این مواد وارداتی به شکم مردم، دیگر اقتصاددان نمی خواست، کاسه بشقابی بسش بود. 
اقتصاد در کشور ما، اسیر کاسه بشقابی و معامله گری روی زمین شهری و منابع نفتی بوده و هنوز از مادر دهر به دنیا نیامده است. آنچه که در نهاد دولت هم وجود دارد، تماماً رتق و فتق نفت و هزینه کردن آن بوده و تبدیل به دفتر و دستک و میرزا نویسی است، منتها به شیوه بروکراتیک. فقط بایستی بخشی از آن را به سفره مردم بفرستد تا از او راضی باشند. در کشور ما هر چه که نتوانسته مدرن شود، شهامت و شجاعت توانسته خوب بروکراتیک شده و رفتار فرهنگی داد زن، کاسه بشقابی و نهایتا اوسّابنا را در بدنه  قدرت بازسازی کند. به علاوه آن خرد دیالکتیکی طبقاتی که از مسلط شدن نفس کسانی که مثل دعوای آب و حیدری نعمتی بر دیگران قدرت داشتند، نیز خوب بروکراتیک شد. چرا که عموم مودیانی که نتوانند به رونق تولید و تحول آن کمک کنند، جز میرزابنویس و دادزنی که هر روز دستورالعمل بنویسند و آگهی بدهند نیستند. خیلی بخواهند عنایت کنند، در کشور راه سازی و ساختمان سازی انجام می گیرد و هر گاه بودجه فعالیت عمرانی قطع شود، داد همه در می آید که بازار قفل شده است و رکود است. 
وقتی مجسمه سازمان مدیریت و برنامه ریزی را -که قرار بود مثلا با شورای تحول اداری خودش نظام شایسته سالار را در سازمان ها حاکم کند تا شاید روح تخصص گرایی بتواند بهتر و بهتر شود- کشیدند پایین، طبیعی بود کاسه بشقابی به جای این که رفته رفته جایش را به اقتصاددان بدهد، دوباره بر سیستم مبادله نفتی ما مسلط شود. طبیعی بود که رفتارهای کولی وار در اقتصاد ما رخنه کرده و با زوال سیستمی که قرار بود آن را نابود کند، روز به روز مانند سرطانی رشد کند. اما مگر کسی می توانست صدای آن را در بیاورد؟ صدای دادزن های مسلط بر بروکراسی و مواجب چنان بلند بود که دیگر صدای ضعیف بیچاره بر نمی آمد. امروز به مدد آزادی بیانی که دولت یازدهم داده است، اقلا دعوای دادزن ها خوب و واضح مشهود شده است. آری مگر به لطف سیاستی که اجازه دهد هر کس ساز خود را بزند، می توان دعوای کاسه بشقابی ها را دید. 
اما واقعیت این است که دولت یازدهم، از اول هم عهد اصلاح و تندروی در جابجایی منافع جا افتاده را نبسته بود، تا بتواند با مخالف کمتری سیاستهای بین المللی خود را حل و سپس به برجام داخلی ورود کند. اینک برجام داخلی با سر و صدای زیاد ریختن کاسه و بشقاب در طیف مخالف آماده است تا از تخریب هایی که با از بین بردن سازمان های نظارتی انجام داد، چاقوی اصلاح را به دست دولت سپارد تا مگر بروکراسی هایی که از دیرباز تضاد طبقاتی و شیوه  مبادله ای را به جای سازمان دادن به سیستم تخصصی که از دانشگاه ها بیرون می آید، بروند زیر تیغ جراحی. اینک نوبت آن رسیده است که به جای داد زدن و سر و صدای جمعه بازار، آن تحول اداری، نظام هماهنگ پرداخت و سامان دادن به اقتصاد سیاسی کشور برود روی میز برجام داخلی و شاید ما هم در آینده بتوانیم جشن تولد اقتصاد داشته باشیم.

*پروهشگر فرهنگ جامعه و کارشناس ارشد جامعه شناسی
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار