کد خبر: ۵۵۵۹
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۵ - ۱۶:۴۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
نرجس محمددوست*
در آستانه تدوین و تصویب  برنامه ششم توسعه و اصلاح کردن آن  ونیز مهمتر تدوین آن در دولت تدبیر وامید ونیز دغدغه شمردن حوزه زنان در دولت سبب شد تا نگاهی بر موقعیت زنان در ایران داشته باشیم .
ايران طي يك قرن گذشته بيش از هر كشورديگري در جهان شاهد تحولات سياسي شگفت انگيزي بوده است. در اين فاصله نقش وجايگاه زنان دستخوش تغييرات چشمگيري شد و گویی نقش و جایگاهشان با تغییر دولتها دست خوش تغییر شد. برای مثال در لایحه برنامه پنجم توسعه تدوین شده در دولت محمود احمدی نژاد  نگاه به زنان بیشتر از آنکه نگاه بر زنانگی و زن در قاموس زن  باشد نگاه و محوریت آن زن در قاموس خانواده و نقش همسری و مادری است.( ماده 39-به منظور توانمند سازی افراد و گروههای نیازمند به ویژه زنان سر پرست خانوار و معلولان نیازمند با تاکید بر برنامه های اجتماع محور و خانواده محور ، با استفاده از منابع بودجه عمومی دولت و کمک های مردمی اقدامات زیر توسط دولت انجام می شود .

برنامه ششم تدبیری برای حضور مدنی زنان و امیدی برای احقاق حقوق

- تامین حق سرانه بیمه اجتماعی زنان سرپرست خانوار نیازمند ، افراد بی سر پرست و معلولین نیازمند در طول سالهای اجرای برنامه).
این ماده از معدود ماده های برنامه پنجم توسعه است که بر زنان تاکید دارد و سایر موارد معدود  نیز بر نقش زن در قالب خانواده اشاره دارد.
بی شک حقوق زن در ایران موضوع بحث های گسترده و جدی با ماهیتهای سیاسی ، اجتماعی و دینی شده است . امروزه زنان به دنبال ایفای نقش اجتماعی خود بر اساس تکالیف اجتماعی هستند و جامعه در جایگاهی قرار گرفته که به این مهم کم توجهی کند بایستی در انتظار اختلالات جدی باشد . 
توجه به جایگاه زنان در برنامه های توسعه دارای اهمیتی کلیدی است زیرا؛ مشارکت زنان در عرصه های گوناگون اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی، از شاخصهای مهم توسعه انسانی و پایدار مورد نظر سازمان ملل متحد در تعیین درجه توسعه یافتگی کشورها محسوب می شود.

برنامه سوم توسعه اولین برنامه ای بود که به رویکرد جنسیتی پرداخته است که با نگرش سیاست گذاران مبتنی بر باور مشارکت بیشتر زنان در صحنه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی همراه بوده است؛ و لذا نسبت به دو برنامه اول و دوم  توجه به وضعیت بانوان به گونه‌ای روشن‌تر طرح گردید. موارد مندرج در ماده 158 قانون برنامه سوم  به طور خاص و ویژه موضوع زنان و ضرورت انجام اقدامات در این زمینه را به شرحی که در متن قانون آمده است مورد توجه قرار می‌داد. از نکات اساسی در برنامه سوم توسعه مقارن شدن آن با راه‌اندازی نهادی به عنوان مرکز امور مشارکت زنان بود.
برنامه چهارم توسعه کشور، نخستین قانون برنامه ای است که مبتنی بر یک برنامه دراز مدت یعنی بر پایه سند چشم انداز بیست ساله تنظیم شده است. 

مهمترین دغدغه در این برنامه مشارکت اجتماعی زنان و تقویت نقش آنان در جامعه بود و برنامه چهارم بر اساس جنسیت و توسعه تهیه شده و به سمت حساسیت جنسیتی و سیاست تبعیض مثبت حرکت نموده و برخی از مواد این برنامه از سند پکن (برنامه عمل چهارمين کنفرانس جهانى زن که در سال۱۹۹۵ با شرکت نمايندگان سازمانهاى دولتى و غيردولتى۱۵۸ کشور جهان در پکن پايتخت چين به تصويب رسيد)گرفته شده است .
در برنامه چهارم توسعه هیچ اشاره‌ای به مسئولیت دولت در زمینه ارتقای جایگاه زن در خانواده با نقش همسری و مادری نشده و دولت هیچ تکلیفی در زمینه ارتقای حقوق معنوی زنان ندارد. در حالی که اصل 21 و اصل 10 قانون اساسی بر حفظ نهاد خانواده و حقوق معنوی زنان تاکید می کند.

مهمترین دغدغه‌ در برنامه چهارم توسعه موضوع اشتغال زنان و ارتقای جایگاه اقتصادی زنان در جامعه است و اگر سخن از اصلاح نگرش‌های عمومی نسبت به زنان است، این اصلاح نگرش، به قرینه عبارات مکرر این بند، ناظر به تصدی مناصب اقتصادی و فرصت‌های اشتغال است.

از جمله تغییرات اساسی که در ارتباط با زنان در برنامه چهارم نسبت به سوم صورت گرفته است این است که برنامه سوم سطح تکلیفی ضعیفی داشته ولی برنامه چهارم از حیث تکلیفی به موضوع توسعه مشارکت زنان به صورت مسئله‌ای ملی و فرابخشی‌تر نگریسته و دولت را موظف به اقدام کرده است.

برنامه پنجم توسعه تدوین شده در دولت مهرورز محمود احمدی نژاد را می توان بی توجه ترین برنامه با توجه به رشد تحصیلات و موقعیت  زنان در جامعه نامید . برنامه ی پنجم نگاه گسترده ای در همه ابعاد به مسائل زنان نداشته است و در بسیاری از حوزه ها از جمله حوزه آموزش، اقتصاد، بهبود فضای کسب و کار،سلامت ،ورزش و اوقات فراغت به جایگاه و نقش زنان نپرداخته است.  
 به منظور تحقق توسعه انسانی توجه به جایگاه نقش آفرین زنان در فرایند توسعه کشور وتامین مطالبات این قشر عظیم در برنامه هاي توسعه وکلان کشور ضروری است،
این شاخص که با  افزودن متغیرهای اقتصادی ، تصمیم گیری و مشارکت سیاسی بدست می آید به چهار عامل بستگی دارد :
 الف- نسبت زنان به کل نمایندگان پارلمان
ب- نسبت مدیران زن به کل مدیران جامعه
 ج- نسبت زنان متخصص به کل متخصصین جامعه
 د- سهم درآمد زنان از درآمد کل کشور
حال  امروزه می بینیم که از نظر شاخص های توانمند سازی جنسیتی مربوط به زنان، ایران در مقایسه با دیگر کشورها  وضعیت چندان مناسبی ندارد و تدوين، تصويب و اجرای برنامه جامع  در راستای توسعه ی مشاركت زنان؛ که از عوامل تسهیل کننده توسعه کشور است، ضروری است. در عین حال مسئله مشارکت زنان از سند توسعه پیشین که سال 1390 تنظیم و تصویب شد به کل حذف شده است و درباره زنان به کلی گویی پرداخته شده و یا در بسیاری موارد، مسائل زن فقط با مسائل خانواده مورد توجه قرار گرفته است، نه مجزا 
بی شک کسب رتبه 137 از نظر شکاف جنسیتی از 142کشورآن هم در سال 2015 آن جایگاه  مطلوب زنان و فعالین حوزه زنان نیست .
به همین جهت حال که برنامه اولیه برنامه ششم تنظیم و تصویب شده است و بعضا به کلی گویی چون «عدالت جنسیتی» بر می خوریم  که از این مفهوم، تعابیر و برداشت‌های متفاوت و گاها متناقضی می‌شود برداشت کرد؛ بدین جهت  موارد زیر جهت بهبود شاخص شکاف جنسیتی و توجه زنان در برنامه ششم توسعه ارایه می شود:

1-ارتقای وزن اجتماعی زنان 
   دولت با مفهوم مجموعه ای از سه قوه مقننه ، مجریه ، قضاییه برای به حداقل رساندن خطای زنان در عرصه آزمون برای تحقق مشارکت سیاسی ، تکالیف عمده ای به عهده دارد که هرگاه به آن عمل نکند مشارکت زنان از مرحله ی شعارهای انتخاباتی و تبلیغاتی که جناح ها ار آن بهره برداری می کنند فراتر نمیروند .برای مثال: به موجب آمارهای رسمی و اعلام شده " زنان نیازمند 143 هزار فرصت شغلی هستند. یعنی تا سال 1400 شمسی باید به طور متوسط سالانه 143 هزار فرصت جدید شغلی برای زنان ایجاد کنند "

2-بهینه سازی نهادهای رسمی ویژه زنان (از جمله بازنگری کتب آموزش و پرورش و بررسی کلیشه های جنسیتی آن و نیز بررسی محتوایی رسانه ملی )(بررسی کلیشه های جنسیتی در کتب پیش دبستانی گیلان ،محمددوست،نرجس1393/ موانع مشارکت سیاسی زنان در ایران ،نژاد بهرام ، زهرا  169،1388)

3-(تبعیض مثبت )سهمیه بندی روئسای و معاونت های کاربردی ادارات ؛ استانها ،شهرستانها ،بخشها (پیشنهاد کوتاه مدت جهت رغبت پیدا کردن و ایجاد انگیزه مدیران ، برای انتخابات پیشنهاد نمی شود زیرا آن عرصه به عقیده نگارنده تابع یک رقابت سیاسی است باید بدور از جنسیت باشد )
4- آموزش دختران از سنین کم برای مشارکت و مسوولیت پذیری سیاسی (نژاد بهرام 159،1388)

5-آموزش خانواده ها برای تربیت برابر (در تحقیق نژاد بهرام 74 درصد از مدیران زن مورد مصاحبه در خانواده هایی تربیت شده بودن که فرقی بین آنها و برادرانشان از سوی خانوده لحاظ نشده بود. نژاد بهرام 161؛1388)

6-تلاش برای کاهش نظام عرفی و گزینشی ( در تحقیق نژاد بهرام 91 درصد از مدیران زن نظام عرفی را محدودیت زا دانستند نه حمایت گر . نژاد بهرام 164،1388)

7-تقویت نگاه شایسته سالاری در حاکمیت و دوری از نگاه جنسیتی (96درصد از مصاحبه شوندگان زن در تحقیق نژاد بهرام بر نگاه جنسیتی در توزیع قدرت و امکانات اشاره داشتند . نژاد بهرام 172،1388)

و در نگاه کلی باید گفت :
 
از مهمترین موانع فرهنگی و اجتماعی بر سر راه حضور زنان در برنامه های توسعه در ایران می توان به موارد زیر
اشاره کرد:
1-. باورهاي غلط اجتماعی مبنی بر عدم مشارکت زنان در فعالیت ها و حضور آنها در برنامه هاي توسعه
2- عدم آگاهی لازمه  زنان ایرانی نسبت به حقوق شهروندي خود 
3- نادیده گرفته شدن آنها توسط برنامه هاي کلان و عدم آگاهی زنان از زمینه هاي مختلف اجتماعی و اقتصادی موجود برای فعالیت است.
4- عدم آموزش دختران در برطرف کردن نگاه متفاوت به مشارکت سیاسی و مدنی  
5-اخلاق گرایی صرف و نگاه منفی زنان به قدرت 

* جامعه شناس /فعال حوزه زنان

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار