کد خبر: ۵۷۰۵
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری، پژوهشگر فرهنگ عامه
محمد زینالی اُناری*

محمد زینالی اُناری، پژوهشگر فرهنگ عامه

وقتی صحبت از نیازها و خواستهای زنان ایرانی است، باید اشاره به تحول هویت و موفقیتهای نسبی زنان در زمینۀ اشتغال و تحصیل در نیم قرن اخیر اشاره کرد. اما امروزه رضایتمندی ناشی از آمار بسیار کم این گروه، جا برای پذیرش مشکلات گروه عظیمی از زنانی که دارای مسئولیت های سنگین فردی و اجتماعی هستند، نمیگذارد. از این گذشته، در غیاب بهره مندی عادلانه­ زنان از تحول آموزشی و شغلی، متأسفانه زندگی بسیاری از زنان در هم شکسته و اسیر اسیبهای اجتماعی نیز شده اند. از این رو، ارتقاء فرهنگ عمومی از انگاره ها و الگوهای توسعه مرتبط با توانمند زنان بر روند از آسیبهای اجتماعی نیز می کاهد. گفتمان توسعه یا "فرهنگ موفقیت" از راه بازتولید ذهنیتی موفقیت ها و ایجاد اراده  و "آرزو" در زنانی که امروز به حاشیه رفته اند، امکان پذیر است. 

طبقه متوسط و توانمندیهای آن غایب صحنه فضای عمومی و سیاست ورزی است. آنها یک یا چند کار انجام میدهند ولی در تصویر اجتماعی از خود، اثرگذاری چندانی ندارند. در سالهای گذشته، زنان موفق و شاغل این گروه، به همراه مردانشان در سپهر اجتماعی و عرصه عمومی منزوی شده، در طوفانی که آنها را بی تشکل، نشریه و حرکتهای جمعی سازنده گذاشت، باعث حاشیه ای شدن این طبقه از سیاست عمومی هم شد. کم رنگ بودن حضور زنان در سپهر اجتماعی که ناشی از عدم اطلاع رسانی به جا و مطلوب از موفقیتای زنان پیشرو موجب میشود تا زنانِ دیگر جامعه از برنامه ریزی برای موفقیت، آموختن الگوهای آرزو و خودآموزی راهکارهای توانمندشدن بیگانه باشند.

فاصله انداختن عموم زنان ضعیفتر و بی تأثیرتر با سیاست ورزی و مطالبۀ حقوق، به این خاطر است که آنان به سبب ندیدن زنان توانمند و موفق، همواره چشمشان به انگاره ها و آرزوهای کوچک ساخته شدۀ زندگی­های محلی است تا به گروههای پیشروی تنهایی که اینک در دانشگاه ها و فضاهای هنری در خفا نفس می کشند،  نپیوندند. در این میان، کنش سیاسی زنان در جهت مطالبۀ حقوقی برای پیوستن به مجلس و سیاست ورزی زنانه، با یک جانبه گری سیاسی، موجب می شود گروههای عظیمی از زنانی که امکان توانمندی دارند، همواره خاموش بمانند. اما مهمترین عرصه برای حضور زنان، کار و فراغت آنان است که وجودشان را در سپهر اجتماعی مهمتر از پیش کرده است. 

تبعات فاصله افتادن میان زنان توانمند و آرزوهای فرودستانۀ زنان این شد که به راحتی در برابر چانه زنی بازار برای دستمزدهای کم و چه بسا سوء استفاده از شخصیت و منزلت زنان جوان، آنان تسلیم شده و فرودستی شان پایدار شود. امروز آرزوهای زنان ما، پس رفت کرده و ذهن آنها به خانه، ازدواج، گردش و مصرفگرایی معطوف میشود. چرا که ضربۀ مهلک فاصله انداختن میان زنان عادی و توانمند این شد که حتی خیال پردازیها برای داشتن شرایط برابر کار آنها در جامعه از بین رفته، در عوض توسعه و تولید، به سبد شغلی کوچک خود در خانه، مغازه یا واحد خدماتی دلمشغول باشند. 

همواره سخن و داد و فریاد جامعه ما این است که فرهنگ مصرفی افزون می شود و جامعه مفت مسلم به دست سرمایه داری می افتد. این طبیعی است، چرا که بخش اعظمی از اعضای جامعه ما وارد کنش اجتماعی نمیشوند و در خانه منتظر پیامهای جامعه برای زندگی  هستند. امروزه دامنه این پیامها جهانی هم شده و ما گروه زیادی از اعضای جامعه را بدون سپر، در سرزمین اخبار و تبلیغات جادویی مصرف و فراغت قرار داده ایم. اما ذهن کسانی که کار نمیکنند، از نقطه نظر اقتصادی پذیرا بوده، به راحتی تسلیم این پیامها خواهد شد. کار زنان، خردورزی و عقلانیت جامعه را بیمه میکند چرا که اگر کسی کار نکند، هدف و در نتیجه خلاقیتی نخواهد داشت. کار اساس ورزیدگیِ فکر و دمیدن سلحشوری معنوی در کالبد اقتصاد است. 

بدون تلاش همه مردم، امکان تحقق کنش اجتماعی زنان که اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ و تربیت است میسر نیست. اما اینک، زنان موفقی که محصول تلاشهای توانمندسازی حاصل از آرمان های انقلاب اسلامی  بود، همانند مردانشان به کنج عزلت رفته و فضای عمومی و تشکلهای اجتماعی را دو دستی به حوزه ی سیاست واگذار کرده اند. امروز نه تشکلهای زنانه موفق در اقصا نقاط کشور فعالند و نه مجلاتی که زنان، موفقیت را از آن بخوانند و رفته رفته طبقات پایین جامعه و حتی تحصیل کرده ها به خاطر تبدیل شدن حوزۀ عمومی به گفتمان پردازیهای سیاسی از آن زده شده و درخانه و  اتاق کار خود منزوی شده اند. آنها نیازمند حمایت، دستگیری و تولد مجددشان در سپهر اجتماعی هستند. چرا که ذات فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی هم به خاطر فقر رابطه مردمی اش، نیازمند تولد مجدد چرخه اقتصادی محرک آن و جلب نظر عموم مردم به این تعامل می باشد. 

برای بازسازی این ساحت، می توان با راه انداختن هرچه بیشتر تشکلهای اجتماعی و فرهنگی برای زنان، حمایت از نشریات فرهنگی و اجتماعی برای معرفی زنان توانمند و شکل دادن به هویت آرمانی زنان موفق ایران اسلامی در عرصه عمومی ابعاد کنشگری عمومی را برای زنان بازسازی کرد. در این راستا، توجه ویژه به عملکرد سازمانهای رفاهی و تعاون مانند بهزیستی برای اجرای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی برای زنان خانه دار، حاشیه نشین و آسیب دیده و جلب توجه شان به مسائل فرهنگی و هویتی شان را می توان بهبود بخشید. شکل دادن به حوزۀ اجتماعی زنان و تقویت ارتباطات فرهنگی میان زنان موفق و آنان که در انتظار آرزو و امید نشسته اند، با برگزاری گفتگوهای اجتماعی و راه اندازی کاروانهای نمایشگاهی از دست آوردهای زنان دانشگاهی و هنرمندی که در سالهای گذشته در اتاق های کار خود کوشیده اند، نیز راهی برای افزایش توانمندسازی اجتماعی زنان است.


*محمد زینالی اُناری، پژوهشگر فرهنگ عامه

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار