کد خبر: ۵۸۴۵
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری
محمد زینالی اُناری

همه ما آدم های بددهن و یاوه گویی را می شناسیم که عمدتاً در جاهای غیرموجه و غلط انداز دیده ایم. شاید کار خشن و شیوه زندگی کمتر توسعه یافته این اشخاص موجب می شود خشونت کلامی در میان شان شکل بگیرد. البته این نوع فرهنگ نیز ناشی از عدم اهتمام معلمین اخلاق بوده و لذا مسئولیت آن بر عهده دست اندرکاران تربیتی می باشد. در فیلم های زمان شاه هم دیده می شد که فردی که خود از این مشکل رنج می برد، سر کوچه ایستاده و به دیگران تشرهای اخلاقی می زند.

«جاهل» برچسبی لوطیانی بود که به صورت بازمانده ای از دسته های مهاجر نتوانستند در فرهنگ جدید شهری به طور مناسب ادغام شوند. این دار و دسته در زمان شاه بیشتر دیده می شد و متأسفانه به سیاست و مدیریت سازمانهای ورزشی نیز راه یافتند. بی تردید می توان گفت مشروعیت سیاسی یافتن چنین افرادی از عوامل نارضایتی مردم از حکومت پهلوی بود. در آن دوره، به جهت تازه بودن این خرده فرهنگ در خیابانهای تهران و عدم مشروعیت حکومت وقت اتفاقاتی افتاد که یادآوری چندان دلنشین نیست.

اما امروز از سویی دم از دموکراسی زده می شود و از سوی دیگر، نگرش های دینی در سیاست رسمی کشور وجود دارند. لذا انتظار این است که روز به روز با فلسفه تربیتی ارزنده و متأثر از اندیشه های اسلامی خشونت گروه هایی که در خیابان و کوچه دیده می شود، ریشه کن شود. از منفی ترین صور خشونت، برچسب زنی کلامی است که موجب می شود به جای ریشه کن شدن یک شیوه از کار غلط، همان کار غلط به تدریج به یک سنخ اجتماعی تبدیل شود، چنان که در گذشته لوطی ها به تدریج جاهل نام گرفته بودند.

اما اینک برچسب زنی، خشونت و برچسب زنی که در دوران پهلوی از افراد بیعار و ناموجه سر می‌زد،  سر از سیاست و مطبوعات در آورده که این از عجایب تأثیر تربیت و مصداق بارز گندیدن نمک است. در خانه سفارتی که با اجازه نظام اسلامی دایر شده است، شکته می شود در حالی که می توان گفت اهالی آن ساختمان میهمان کشورند.  و به هنرپیشه هایی که نصف فعالیت شان را در رسانه ملی که اختیارش با رهبری است انجام داده اند چنان بددهنی می کنند که مشروعیت صدا و سیما را هم تحت تأثیر قرار دهد.

رفتاری که پیشتر در افراد سر کوی و گذر که مردم به آن سنخ ها جاهل می گفتند نمایان بود در نشریات گروه هایی که شاید خود را انقلابی معرفی می کنند خود را می نماید. آن ها به راحتی از الفاظ «سلیطه» و «دیوث» استفاده می کنند و به جای حل مسئله ای که پیش از انقلاب مطرود بود،  امروز اشاعه و رسانه ای هم می شود. این رفتارها نه ایرانی می نمایدکه مردمش بیشتر اوقات خود را با حافظ و سعدی گذرانده اند و نه اسلامی که دل مومنینش با صحیفه سجادیه آرامش می یابد.

اما در دوران ستمشاهی مردم به چنین اعمالی واکنش نشان داده و فرزندان خود را برای آموختن علم و ادب به تحصیل گماشتند. اما وا اسفا این است که اینک و با اضافه آمدن نیمکتهای آموزش علم و دانش هم کاغذی که پیک فرهنگ و ابزار معرفت است، پیکری ضد فرهنگ و خشن از خود نشان می دهد. با توجه به توسعه عدالت آموزشی در ایران، باید پرس و جو کرد و دید این مشی و مرام اخلاقی که از محله توسعه نیافته به رسانه امروزی ارتقا یافته است از کجا آموخته می شود؟
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار