کد خبر: ۵۹۷
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در حال حاضر رسانه ها فضای تعامل و ارتباط را بسته اند این در شرایطی است که مرزهای هویتی شکل گرفته و تعاملات مختل شده است.
کلیدملی: هادی خانیکی  نشست تخصصی نقش رسانه در عدالت جنسیتی که از سوی کارگروه رسانه معاونت زنان ریاست جمهوری برگزار شد با اشاره به دغدغه اجتماعی روزنامه نگاران گفت: مساله ای که می خواهم مطرح کنم این است که تا چه اندازه روزنامه نگاری اجتماعی در روزنامه های ما جدی گرفته می شود وتا چه اندازه جای کار کرد حرفه ای و اخلاقی خالی است.
وی افزود: به نظر من رسانه جای ارتباط را گرفته است به این معنا که سخت افزار ارتباطات رسانه ها هستند و ما در رسانه های امروز به چگونگی انتشار خبر بیشتر توجه می کنیم تا اینکه آیا بین گوینده و مخاطب ارتباط شده است یا نه و در مجموع آیا رسانه شرایط گفت و گو را در جامعه فراهم کرده است یا خیر. مساله دوم اینکه می خواهم به عملکرد خودمان یعنی اهالی رسانه هم انتقادی داشته باشم و دنیای رسانه را تا چه اندازه به گشودگی مشکلات در جامعه کمک می کنند. رسانه هم می تواند فضای جامعه را باز کند و هم می تواند فضای جامعه را ببندد. چه زمانی می تواند فضای جامعه را ببندد؟ آن زمانی است که ما و دیگری، تشکیل می دهد، یک ما در جامعه و آنهایی دیگر در حکومت. وقتی که ما و دیگری شکل می گیرد به اصطلاح آن مرزهای هویتی شکل می گیرد، و زمانی که دو جنس یا دو نسل یا جریان سیاسی می سازد که نمی توانند با هم گفت و گو کنند در این شرایط رسانه می شود عاملی برای ایجاد مرزها و بستن فضای گفت و گو در جامعه.

این  استاد دانشگاه تصریح کرد: اما زمانی که رسانه هر مساله حاد در جامعه را به یک مساله مشترک تبدیل می کند گره گشایی رسانه ای این می شود. اگر رسانه و سیاست هر دو انگاره نگار شوند به دنیای فروبستگی ها می رسیم و اگر پل شوند برای ارتباطات آنجا به دنیای ارتباطی می رسیم و اینجاست که رسانه ای شدن مسائل زنان می تواند به حل مشکلات کمک کند. خیلی وقت ها مطلبی را ایجاد می کنیم اما ارتباطی شکل نمی گیرد. بسیار اسیر فرم می شویم و با افزایش تیراژ و جنس کاغذ تلاش می کنیم توجه دیگران را جلب کنیم اما توجه نمی کنند.
خانیکی افزود: در چنین شرایطی روزنامه نگار و رونامه نگاری از مساله اجتماعی غفلت می کند وتحت الشعاع هنجارها و ارزشهایی که شکل گرفته در جامعه قرار می گیرد و دچار نوعی بی حسی نسبت به مساله اجتماعی می شود. ورود به مساله اجتماعی سخت  و پر هزینه است به همین جهت در جامعه ما عملا گریز در مساله اجتماعی بر ورود به این مساله پیشی می گیرد. به این دلیل که وقتی وارد مساله اجتماعی می شویم کار سختی آغاز می شود مانند عدالت جنسیتی و تبعیض جنسیتی که نمی دانیم از کدام زاویه وارد شویم و چرا اوقات را تلخ کنیم وقتی که دعوت یک نهاد دولتی را داریم چرا حرف های تلخی بین طرفین رد و بدل شود و بهتر این است که از کنار این مسائل بگذریم. فضاهای روشنفکری ما را بنگرید چرا هر چقدر بزرگتر و عامتر می شود از آن استقبال می شود اما وقتی تخصصی و جزئی می شود همه از آن فرار می کند؟ اینها دلایلی است که اساسا ورود به مسائل اجتماعی هم به لحاظ نظری و هم عملی کار دشواری است.


این استاد دانشگاه اظهار کرد: اگر به تاریخ مطبوعات ایران نگاه کنیم می بینیم این تاریخ خیلی هم مذکر نیست و زنان از اولین روزهای انتشار روزنامه ها در میان کار بوده اند ولی به مساله اصلی زنان توجه نشده است اما مگر می شود به مساله زنان بدون توجه به پلتیک و سیاست توجه کرد.
وی ادامه داد: عرض بنده این است که رسانه ها به نوعی رویکرد اجتماعی نیازدارند اما این به معنای بی توجهی به مسائل سیاسی نیست. روزنامه نگاری اجتماعی متعهد به شهروندان است در مقابل روزنامه نگاری متعهد به مسئولان که در دهه 1970 در آمریکا شکل گرفت. در این رویکرد کنش نیز در نظر گرفته شده است و تنها تحت سیطره مسائل سیاسی و واکنشی نیست. از طرفی با پیش فرض ها و عینک های مسئولان و نهادهای رسمی به خبر یا گزارش نگاه نکند بلکه با دید شهروندان مطلب تولید کند. در سبک بعد روزنامه نگاری و مطبوعات  این است که این روزنامه نگاری متعهد به شهروندان باشد و به سراغ مسائل رفت نه اینکه منتظر باشد تا مسائل به سوی او بیاید. به عنوان مثال سیل کن اول صورت گرفت و بعد به آن پرداخته شد اما در روزنامه نگاری  متعهد پیش از وقوع نتایج بررسی می شوند. 
این استاد دانشگاه تصریح کرد: من مساله ای را بارها مطرح کرده ام که متاسفانه به صورت سیاسی با آن برخورد شده است و آن شناخت لایه های زیرین جامعه است. همیشه نباید لایهای روی جامعه را دید. وقتی یک خواننده فوت می کند بعد جامعه شناس ما درباره آن صحبت می کند و متوجه آن می شود و یا اینکه بحران آب زمانی که برای همه مشهود شد رسانه ها به آن پرداختند. سبک سومی نیز در نظر بنده است که باید از منظر روزنامه نگاری شهروندی نیز در برابر روزنامه نگاری جریان اصلی استفاده کرد. اینکه هر شهروندی خود یک رسانه است و می تواند وارد چرخه روزنامه نگاری شود. اینکه روزنامه نگار حرفه ای رقیب هایی در سطح جامعه دارد که همه مسائل را می بینند و بازگو می کنند.
خانیکی افزود: روزنامه نگاری اجتماعی از جنس سیاسی و با نگاه یکسویه به مساله نیست. روزنامه نگاری سیاسی روزنامه نگاری است که ارزش های سیاسی به انعکاس پدیده ارزش می دهد اما روزنامه نگاری اجتماعی فقط صدای کسانی که در دسترس هستند و به چشم می خورند نیست بلکه در سطح جامعه پدیده ها را بررسی می کند. زمانی که از زنان نخبه سخن می گوییم همه به سراغ اساتید دانشگاه یا فعالین سیاسی می رویم این در حالی است که در روزنامه نگاری اجتماعی باید به دنبال زنانی رفت که با شرایط متفاوت توانسته اند بر محیط پیرامون خود اثر گذار باشند. مانند یک خانم مسن شمالی که یونسکو هم به او جایزه داد، به دلیل فشار خانواده و همسرش در سن 60 سالگی به بعد به یک نقاش تبدیل شد. کسی که حتی خواندن و نوشتن نمی دانست و چون خط نمی دانست برای بیان احساسات خودش تبدیل به یک نقاش شد. ایا کسی او را به عنوان نخبه دید؟ این مادران شهدا، این زنان نان آور خانواده کسی آنها را نخبه دید یا نه؟ به نظر من یکی از مشکلات روزنامه نگاری اجتماعی این است که این بخشها دیده نشده است. فضای روزنامه نگاری ما فضای پاسخ دادن به یکدیگر است. هر چقدر هم تندتر باشد بیشتر به چشم می خورد و نکته سوم اینکه روزنامه نگاری اجتماعی فقط سیاه نیست، گزارش از فحشا، فقر و اعتیاد تنها مسائل اجتماعی نیستند. 
وی با تاکید بر این پرسش که چقدر در جامعه ما به بزرگترین تغییری که در خانواده های ما صورت گرفته پرداخته شده است گفت: در تفاوت بین دو تحقیقی که در ایران 1353 و 1383 انجام شده مهمترین نهادی که در جامعه ایران تغییر کرده نهاد خانواده است که نقش مردان در تصمیم گیری کم شده و سهم زنان افزایش یافته است. به عبارت دیگر خانواده مهمترین نهادی است که در ایران دموکراتیک تر و مدنی تر نسبت به گذشته شده است. این کجا باید بررسی شود؟ جز اینکه روزنامه نگاری اجتماعی باید به آن بپزدازد. روزنامه نگاری اجتماعی روزنامه نگاری مسائل اجتماعی است. مساله روزنامه نگاری تنها مسائل نابود کننده جامعه نیست بلکه به معنای روزنامه نگاری است که به فرایند هایی که جامعه را تغییر می دهند می پردازد و تحرکات توسعه ای را در جامعه دنبال می کند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: به طور مثال تیتر خبر یکی از روزنامه نگاران فرانسوی بعد از بازگشت از ایران این بود" زن ایرانی دیگر به آشپزخانه باز نمی گردد" یعنی فهم او از ایران این بود که نقش زنان در جامعه ایران افزایش یافته است. وقتی آقای کستلز نظریه پرداز معروف ارتباطات زمانی که به ایران آمد بالاترین تغییری که در ایران می بیند افزایش سهم اجتماعی و سیاسی زنان در جامعه است. بنابراین این تغییر را در خود انقلاب هم می توان دید اینکه چطور زن حضور اجتماعی یافته است. روزنامه نگاری اجتماعی این است که به مسائل جامعه بپردازد نه مسائل سیاسی و حتی به مسائل سیاسی هم از منظر اجتماعی نگاه کند. روزنامه نگاری اجتماعی ارتباط فعال بین روزنامه نگار، مخاطب و سوژه ها وجود دارد. روزنامه نگاری اجتماعی فقط مصاحبه کردن نیست بلکه گفت و گو کردن با سوژه است.
خانیکی ادامه داد: به نظرمن جای نگاه چند وجهی در روزنامه نگاری ما خالی است. مثلا وقتی از عدالتی سخن می گوییم تنها عدالت سیاسی نیست، عدالت در حوزه بهداشت و آموزش نیز باید مورد توجه باشد. یکی از نقیصه های مهمی که در روزنامه نگاری ما وجود دارد نگاه از منظر حقوق است. به دلایل مختلف ضعیف ترین و شکننده ترین بخش در روزنامه نگاری اجتماعی بخش حقوقی است. نکته بعد اینکه این نوع روزنامه نگاری بیشتر به مساله جدید با نگاه قدیم برخورد دارد. به عبارت دیگر نگاه جدید و متاثر از تحولات جامعه نیست. در روزنامه نگاری امروز آسیبهای جامعه را نیز کمتر می بینم و بیشتر درگیر فضای بسته جامعه قرار می گیریم.
این استاد دانشگاه علت ضعف در حوزه اخلاق حرفه ای و اجتماعی را  در کمبودها دانست و افزود: چون نهادهای حرفه ای و آموزش های ما کارساز نیستند به همین دلیل از فرد روزنامه نگار انتظار داریم اخلاقی عمل کند. به جای آنکه به دنبال فضای اخلاقی باشیم انتظار داریم فرد روزنامه نگار اخلاقی عمل کند. از نظر من مواجه با سه سیطره اخلاقی است که او را به کار غیر اخلاقی حرکت می دهد. اولین مانع اخلاقی سیطره منفعت است، فرد به عنوان روزنامه نگار رها شده وقتی که پشتیبان نهادی ندارد و فکر می کند خودش باید همه مشکلاتش را حل کند؛ به خصوص در نگاه به گذشته احساس مقبولیت می کند این فرد دست به رفتار غیر اخلاقی می زند. امر دومی که سیطره دارد امر غفلت هست؛ جامعه ما حتی بخش نخبه آن دچار نوعی بی حسی است بنابراین در مشارکت عموم است که امر اخلاقی صورت می گیرد. امر اخلاقی در بی تفاوتی و کنار بودن صورت نمی گیرد. جامعه همیشه مشارکت جو بوده و اگر مشارکت سیاسی اجتماعی و فرهنگی صورت نگیرد، اخلاق نیز در آن شکل نخواهد گرفت.
وی ادامه داد: امر سوم سیطره سیاست هست، سیاست زدگی نیز حقیقت را قربانی گرایش های سیاسی می کند. شما یک پدیده ساده سیاسی را مورد بررسی قرار دهید. در یک دولت پدیده ریزگردها امری است وابسطه به اعمال نظرهای قدرت های خارجی و ریزگرد ها در یک دولت وابسته به عملکرد یک سازمان خاص یا نهاد خاص است. اگر آن نهاد خاص مسئولش عوض شود مساله ریزگردها هم حل می شود. در یک دولت مساله مذاکرات هسته ای به صورت کامل قابل نظارت نیست و به آن پرداخته نمی شود اما در یک دوره دیگر همه باید از ریزترین جزئیات مذاکرات با خبر شوند. این نوع نگاه باعث تخریب اخلاق در روزنامه نگاری اجتماعی می شود.
این استاد دانشگاه در پایان گفت:  اگر می خواهیم اخلاق در روزنامه نگاری ایجاد شود باید نگاه نهادی به این مساله را ایجاد کنیم و نه نگاه فردی به روزنامه نگار، که آسیب های فراوانی را ایجاد می کند.#
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار