کد خبر: ۵۹۹
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
عضو هیات علمی ارتباطات دانشگاه تهران گفت: با توجه به امار ارایه شده حدود 60 درصد خبرنگاران ثبت شده را زنان تشکیل می دهند و نقش زنان در فعالیت اجتماعی 16 درصد است اما ما در مطبوعات خود تنها تصویر زنان مظلوم و زخم خورده را می بینیم و نه آنچه در واقعیت وجود دارد.
کلیدملی : دکتر اعظم راود راد نشست تخصصی  عدالت جنسیتی و رسانه که از سوی کارگاه رسانه معاونت زنان ریاست جمهوری برگزار شد اظهار کرد:  موضوعی که درباره آن صحبت می کنم رابطه زنان و رسانه ها است اما سوالی که به آن پاسخ می دهم این است که چرا در  جامعه ای که طبق آخرین اطلاعات آماری از 6 هزار خبرنگار رسمی ثبت شده 60 درصد آن زن است تصویر خوشایندی از زناند ررسانه ها دیده نمی شود؟ با یک حساب سرانگشتی ما در حال حاضر ۳هزار و ۶۰۰ خبرنگار زن در جامعه داریم که به صورت رسمی ثبت شده‌اند اما از طرف دیگر وقتی به محتوای رسانه های ارتباط جمعی دقت می کنیم می بینیم در این رسانه ها تصویری از زنان جامعه ارایه شده که خیلی خوشایند نیست و تصویر متوجه این 60 درصد و رشد فعالیت های اجتماعی زنان نیست.

دکتر راودراد در کنار مولاوردی 

وی ادامه داد: علی رغم اینکه از نظر تعداد، خبرنگاران زن نسبت به خبرنگاران مرد فزونی دارند این سوال مطرح است که چرا موفق به ارایه تصویر صحیح از زن به جامعه نشده اند؟ برای پاسخ به این سوال سه مبحث را در رابطه زن و رسانه ها مطرح می کنم. اول زنان به عنوان کارگزاران رسانه، زنانی که در رسانه ای مختلف تولید محتوا می کنند و بازنمایی زنان در رسانه ها است به این معنی که با مطالعه محتوای رسانه ها ما چه تصویری از زنان را اخذ می کنیم. مبحث سوم زنان به عنوان مخاطبان رسانه است اینکه استفاده رسانه ای زنان چگونه است و زنان از چه رسانه هایی استفاده می کنند و بیشتر چه مباحثی را دنبال می کنند.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: من درباره زنان به عنوان کارگزاران رسانه در حوزه روابط عمومی تحقیقی درباره خصوصیت زنان شاغل در روابط عمومی داشتم که نتایج خوبی داشت و از طرف دیگر درباره زنان برنامه ساز در صدا و سیما نیز گفت و گویی داشتم و متوجه نقش آنها در سازمان مسائل و مشکلات آنها شدم که یکی از نتایج آن کاهش ارزش اجتماعی رسانه ها و برنامه های تولید شده توسط زنان بود(منظور رادیو و تلوزیون است). با توجه به دسته بندی در حوزه مشاغل به عنوان مثال به مشاغل کارگری مشاغل یقه سیاه؛ به مشاغل کارمندی مشاغل یقه سفید می گوییم که هر کدام شرایط خود را دارد، درباره حضور زنان مشاغل یقه صورتی تعریف شده است که پایگاه و ارزش آن در مقابل یقه سفیدها پایین تر است. عنوان بعدی که به آن می پردازم درباره سقف شیشه ای در رسانه ها است که نشان می دهیم این سقف چگونه وجود دارد، تداوم نگاه نابرابر در میان زنان رسانه و نه در میان مردان به این معنی که خود زنان هم نگاه فرهنگ حاکم را در بخش خود اعمال می کنند نه نگاه تغییر دهنده و در نهایت موانع فرهنگی کار زنان چیزی است که در این موضوع می خواهم نتیجه گیری کنم.
راور راد در پاسخ به این پرسش مطرح شده که بازنمایی زنان در رسانه ها چگونه است اظهار کرد: به طور خاص زنان در مطبوعات بیشتر در نقش قربانی در صفحات حوادث هستند و در سینما و تلویزیون بازنمایی کلیشه ای از زنان وجود دارد و تاکید بر نقش های خانه داری است حتی درباره زنان شاغل و فعال اجتماعی که نتیجه اش افزایش بار نقش برای زنان شاغل می شود. بحث ظاهر گرایی در بازنمایی زنان در تلویزیون که تعریف ارایه شده از زن با وضعیت موجود متفاوت است و آن تعریف مبتنی بر ظاهر گرایی است؛ نادیده گرفتن تغییرات در زنان خانه دار یکی از مشکلات در رسانه است و در تلویزیون همان زنان بیست یا سی سال پیش است در حالی که نقش زنان در خانه نیز تغییر کرده است. غیبت نقش سیاسی زن در تلویزیون عنوان مقاله ای است که قبلا نوشته ام، همچنین نقش های غیر نمایشی زن نیز در تلوزیون وجود دارد که نمونه اش یک برنامه خاصی است که با رویکرد متفاوتی آغاز شد اما تلوزیون با حفظ نام این برنامه روند آن را تغییر داد و به روند حاکم رساند. نام این برنامه اردیبهشت بود که شاید در جریان تغییر و تحولات آن باشید.
وی  افزود: زنان مخاطب رسانه را در مواجهه با رسانه به دو دسته تقسیم کرده ام یک دسته زنان آرمانگرا مثل ما و دسته دوم نسل های بعدی که به طور طبیعی ارزشها و آرمانهایشان در یک نسبتی با ارزشهای ما تفاوت دارد. در مساله بازنمایی، متاسفانه جایی با زنان در مطبوعات رو به رو می شویم که یک بلایی به سرشان آمده و سایر لایه های اجتماعی برای زنان دیده نمی شود. گویی در جامعه ای زندگی می کنیم که زنان دائما قربانی می شوند و امکان فعالیت ندارند در حالی که واقعیت چیز دیگری است و بر اساس آمار رسمی فقط در قشر روزنامه نگاران 60 درصد زن هستند که من معتقدم به آمار غیر رسمی بیشتر نیز است مثلا در صدا و سیما برخی از مشاغل را زنان انجام می دهند اما به نام مردها عنوان می شود دلیلش هم این بود که آن برنامه ساعت 2 شب پخش می شد و می گفتند چه معنی می دهد یک زن تا این ساعت بیرون از منزل کار کند بنابراین نام یک مرد را به جای نام زنی که کار کرده است می نوشتند. در سینما و تلویزیون هم این بازنمایی کلیشه ای وجود دارد به خصوص در آن فیلم های سینمایی که در تلوزیون پخش می شوند. اگر در یک فیلم نقش اصلی برای یک زن باشد او را از فعالیت های اجتماعیش دور می کنند و بیشتر در آشپزخانه و خانه نشان داده می شود. 
این استاد دانشگاه د رادامه گفت: در  سالهای گذشته بیش از 60 درصد زنان وارد دانشگاه می شدند و بعد از فارغ التحصیلی کمتر از 30 درصد این افراد جذب بازار کار می شوند این موضوع به این معنی است که حداقل 30 درصد این افراد خانه دار می شوند. حال این سوال مطرح است که آیا یک زن خانه دار لیسانس با یک زن دیپلمه یا بی سواد یکسان است؟ بازنمایی این دو فرد در رسانه های ما تفاوتی ندارد. تصویر منفی که از زن ساده اندیش که فقط بلد است بشورد، بپزد و بسابد و کاری به جز قهر کردن بلد نیست و با یک انگشتر یا دستبند طلا راضی می شود. این تصویر از قدیم است، درباره زنان امروز که بخش عظیمی از زنان خانه دار را تشکیل می دهند نیست. بنابراین بازنمایی از زنان خانه دار بسیار قدیمی تر از واقعیت است. درباره غیبت نقش سیاسی در تلویزیون باید بگویم  برنامه های متعدد سیاسی در تلویزیون وجود دارد اما در کدام برنامه یک زن دعوت شده و درباره مسائل زنان نه، درباره مسائل کلی اقتصاد یا سیاست سخن بگوید؟ در کدام برنامه هسته ای از زنان استفاده شده است؟ بنابراین این سوال مطرح است که این 60 درصد زنان تحصیلکرده کجا هستند؟به همین جهت اکثر نقش های زنان نمایشی است و زنان یا مجری هستند و یا بازیگر ، و بقیه نقش ها برای زنان داده نشده است.
وی تصریح کرد: حال این سوال مطرح است که مقصر این مسائل کیست؟ در تحقیق بنده در زمینه روابط عمومی ها مشخص شد که تعداد زنان در این حوزه بیشتر از مردان است اما زنان روابط عمومی رشته مرتبط تر داشتند در مقایسه با مردان روابط عمومی که رشته های فنی خوانده بودند در بدنه قرار داشتند و تولید محتوا می کردند. به سطح مدیران و معاونین که می رسید آقایان حضور داشتند. در حالی که سطح تحصیلاتشان کمتر بود و رشته های آنها غیر مرتبط بود. سوال اول را اکنون باید پاسخ دهیم، اینکه علی رغم حضور زنان در رسانه ها به صورت گسترده، چرا همچنان نقش زنان کلیشه ای است؟ نه اینکه در دو دهه گذشته هیچ تغییری نکرده است اما این تغییر هنوز با بخش مطلوب جامعه تفاوت زیادی دارد و دلیل آن این است که در فرهنگ چندین صد ساله ما جای مرد بیرون از خانه و نان آور بوده است و تصمیم گیرنده در همه زمینه ها و این فرهنگ در ذهن زنان جامعه نیز به صورت ناخودآگاه وجوددارد به همین دلیل ما نیازمند خود آگاهی هستیم.
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار