کد خبر: ۶۷۴۹
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
شعارهای نمایشگاه بیست و دوم تا چه اندازه تحقق یافتنی است؟
سینا قنبرپور
پاییز که شروع می‌شود عادت کرده‌ایم که مطبوعات غرفه‌هایشان را در مصلی بزرگ تهران برپا کنند و دوباره بشماریم چند غرفه در نمایشگاه گردآمده‌اند  چند روزنامه، چند هفته‌نامه، چند ماهنامه و … هنوز هستند .
برگریزان پاییز آن هم در نخستین روزهای بارانی این فصل ناخواسته درد و رنج‌های مطبوعات و مطبوعاتی بودن را جلوی چشمت روان می‌کند.  حالا در این حال و هوا بخواهی از «شفافیت» و «صداقت» بگویی کاری سخت و دشوار است. 
«صداقت» مشخصه و ویژگی یک جامعه اخلاقی است که همه چیز آن سر جای خودش است. «شفافیت» نیز از همین جنس است. وقتی ترس از دست دادن در جامعه‌ای کلنگی و کوتاه مدت نهادینه شده‌است«شفافیت» عنصری نامطلوب تلقی می‌شود. تأکید نمایشگاه بیست و دوم مطبوعات بر این دو موضوع نسخه‌ای است که به راحتی تجویز می‌شود اما به سادگی نمی‌توان به آن عمل کرد. 
اگر قرار باشد مطبوعات ما دو  صفت «شفافیت» و «صداقت» را نهادینه کنند، ابتدا باید از خود شروع کند. آیا مطبوعات ما می‌توانند همین امروز بگویند چه میزان تیراژ دارند و عدد فروش واقعی آن‌ها چیست؟
پاسخ به این پرسش «شجاعت» خاصی می‌طلبد زیرا در وضعیت کنونی بازار، از یک‌سو رقبایت را چگونه می‌خواهی مدیریت کنی و از سوی دیگر وقتی عدد واقعی تیراژت را بگویی صاحبان آگهی را چگونه راضی می‌کنی تا همچنان آگهی‌هایشان را برای انتشار به رسانه تو بسپارند؟
اگر همین امروز قرار باشد شعار نمایشگاه بیست و دوم مطبوعات را عمل کنیم و از خودمان شروع کنیم آزمونی سخت پیش رویمان قرار می‌گیرد. بدیهی است آنان که اندک سر و کاری با مطبوعات دارند، یا آن‌هایی که هنوز پای دکه‌های مطبوعاتی می‌ایستند تا نشریات را از چشم و ذهن خود بگذرانند می‌دانند رمق گذشته در عدد و تیراژ آن‌ها دیده نمی‌شود. 
اما به راستی چرا تا کنون نتوانسته‌ایم در مورد همین پرسش ساده «صداقت» و «شفافیت» داشته باشیم؟
همین دو دهه قبل وقتی روزنامه‌هایی جدید و البته از درون بخش خصوصی پا به عرصه مطبوعات گذاشتند مدتی این موضوع را مطرح کردند که تیراژ خود را در شناس‌نامه قید کنند. نکته این کار در این مسأله نهفته بود که روزنامه‌های بزرگی چون «کیهان» و «اطلاعات» که با بودجه کلان دولتی ارتزاق می‌کردند هیچ گاه حاضر نمی‌شدند بگویند چه پولی دریافت می‌کنند و چه تعداد نسخه روزنامه منتشر مي‌کنند و واقعاً چقدر از تیراژشان واقعاً به فروش می‌رسد؟
سال‌ها این وضع ادامه پیدا کرد و هیچ‌کس نمی‌فهمید که روزنامه‌ای چون روزنامه «کیهان» چه میزان یارانه دریافت می‌کند و در حالی که کل بودجه‌اش از بیت‌المال تأمین می‌شود چقدر بازدهی دارد.
این مسأله در دولت «سیدمحمد خاتمی» بحث و جدل بسیاری به همراه داشت و هیچ گاه مشخص نشد رقم حمایت‌ها از این نوع روزنامه‌ها چقدر بوده و دیگران هم هیچ گاه حاضر نشدند اعلام کنند نشریاتشان چقدر حمایت دریافت کرده و چقدر تیراژ داشته‌اند. 
اما این آرزوی دهه ۷۰ با روی کار آمده دولت «حسن روحانی» و ورود «حسین انتظامی» به معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رنگ واقعیت به خود گرفت. انتظامی در نخستین گام «شفافیت» در مطبوعات را معنایی دیگر بخشید و با انتشار عدد یارانه‌های پرداختی به مطبوعات و رسانه‌ها رویایی را محقق کرد که سال‌ها امکان عملی شدن نمی‌یافت. 
عدد و رقم ها در دولت یازدهم در مورد مطبوعات واقعی شد زیرا فهرست پرداختی به جزییات منتشر و روی وب‌سایت قرار می‌گرفت. 
حالا با این وضعیت بخش دولتی که مدتها بود پنهانکاری می‌کرد شفافیت و صداقت به خرج داد و عدد پرداختی به عنوان یارانه را روشن کرد و به همه گزارش داد. 
اما هنوز مطبوعاتی‌ها حاضر نشده‌اند تیراژ خود و تعداد فروش خود را اعلام کنند. 
شاید مطبوعاتی‌ها هنوز برای خود حقی قائلند. آن‌ها روزهای سختی را در دو دهه اخیر یکی در دوران اصلاحات و یکی در دوره «محمود احمدی‌نژاد» گذرانده‌اند. بی‌ثباتی و عدم امنیت و نگرانی دم به دم از اقدام‌ها سلبی در قوه‌ای قدرتمند به نام قوه قضاییه  علیه مطبوعات از یک سو و مرتبا در مظان اتهام واقع شدن که خبرنگاران و مطبوعات با بیگانگان در ارتباطند از سوی دیگر سبب شده تن بی‌جان مطبوعات ما اندک رمق‌های خود را هم از دست بدهد. 
در چنین شرایطی «صداقت» و «شفافیت» دو کالای لوکس محسوب می‌شوند. اگر همین امروز اعلام کنند که دخل و خرجشان می‌خواند فردا کدام نهادها مقابل روزنامه‌ها و مطبوعات کشور حاضر می‌شوند؟
اگر مطبوعات دقیقاً اعلام کند که چه میزان می‌فروشند فردا به جز اداره مالیات و  نهادهایی از این دست کدام نهادها برای سهم‌خواهی مقابل آن نشریه اردو می‌زنند؟
اما واقعیت این است که دولت و مجلس از مدتی قبل توپ را به زمین مطبوعات انداخته‌اند. قانون دسترسی آزاد به اطلاعات مدتهاست تصویب شده و آیین‌نامه آن نیز توسط دولت یازدهم تدارک و تدوین شده است. معاونت مطبوعاتی نیز با شفاف‌سازی در زمینه کیفیت پرداخت‌ها و یارانه‌هایی که می‌پردازند یک گام برداشته است. 
حالا نوبت ما مطبوعاتی‌هاست. اگر شجاعت به خرج داده و تیراژ واقعی و فروش واقعی‌امان را اعلام کنیم میوه‌هایی از آن نصیبمان می‌شود. این کار باعث می‌شود واقعی‌به کار خود بپردازیم. آمار واقعی نتیجه‌ای جز تحلیل واقعی نخواهد داشت. همانطور که سال‌ها پنهان کردن آسیب‌های اجتماعی به درمان آن کمک نکرد سالها پنهان کردن تیراژ و میزان یارانه‌ها نشان نداد که مطبوعات چه پیکره نحیف و تن بی جانی دارد. 
بنابراین باید شعار امسال نمایشگاه مطبوعات را مغتنم بشماریم.  در شرایطی که مطبوعاتی‌ها به سختی روزگار می‌گذرانند انتظار سختی است که از آن‌ها بخواهیم در شرایطی که بازاریان و کاسب‌ها و تجار همه دو دفتر دارند تا از مالیات و … خود را برهانند مطبوعاتی‌ها بیاییند و شفاف عمل کنند.  اما این شعار و این انتظار که شفافیت و صداقت داشته باشند اول از همه به مطبوعاتی‌ها کمک مي‌کند. مثل یک طبیب حاذق که نه به بیمارش دروغ می‌گوید و نه حاضر است منشاء بیماری را نادیده بگیرد از همین «تیراژ» و «میزان فروش» شروع کنیم. آنگاه می‌توانیم به واقع بفهمیم حال مطبوعات ما چیست و چرا سالهاست که چاپخانه‌هایمان هیچ‌گاه نتوانستند بالای ۵۰۰هزارنسخه منتشر کنند. اگر این «صداقت» و «شفافیت» را به کار بگیریم آن وقت بی‌خود و بی‌دلیل گناه کسادی بازار مطبوعات را هم به گردن فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و «تلگرام» نمی‌اندازیم.

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار