کد خبر: ۷۱۲۵
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
علی‌محمد نمازی*

انقلاب اسلامی ایران دارد وارد سی هشتمین سال پیروزی خود می‌شود. اکثریت انقلابیون که در آن زمان در سن جوانی ومیانسالی بودند و اکنون نیز در قید حیات‌اند بازنشسته و یا در سن کهولت قرار دارند ومعمولا از طرف جوانان مورد این سئوال قرار می‌گیرند که"چرا انقلاب کردید".
این سئوال و اعتراض معمولا از ناحیه کسانی مطرح می‌شود که از وضع اقتصادی کشور و معیشت خانوارها ناراضی هستند. با عنایت به عملکرد نه چندان مطلوب خودمان و تبلیغات بسیار زیاد مخالفان نظام و رقبا، اقناع سازی آنها  مشکل است. چرا که آمار نشان می دهد در دهه ۴۰ و من خود شاهد بودم که دردهه ۵۰ رشد اقتصادی بسیار خوب، کسب و کار پر رونق، بیکاری کم، بخش خصوصی تازه پا گرفته و خوش آتیه باعث شده بود کشور در مسیر  پیشرفت و سطح رفاه مردم در حال افزایش باشد.تجزیه و تحلیل فعالیت های  اقتصادی نشان میداد که بلند پردازیهای محمدرضا برای پیشرفت سریع بدون پیش بینی زیر ساخت ها کار دست او داد.
اما آنچه که به نظر نگارنده بیشتر موجب نارضایتی مردم شد تامین نیازهای مادی و ایمنی و عبور آنان از این مرحله و رسیدن به مرحله تامین نیازهای عالی از قبیل داشتن کشوری مستقل، برخورداری از آزادی بیان و قلم ، حق انتخاب و حق تعیین سر نوشت،دستیابی به جامعه مدنی،عدم سرک کشیدن  ماموران حکومت در زندگی خصوصی آنها و پرداختن به برنامه های معنوی مطابق خواست و اراده خویش بود. اما شاه مغرور بی‌توجه به خواست ملت،درصدد بود آنها را به دروازه های تمدن متصور در ذهن خود برساند؟!ولی چون مردم می‌دیدند شاه به خواسته های به حق شان توجه نمی کند اعتماد نشان ندادند.لذا اصرار ملت در دستیابی به خواسته های خویش، منجر به تعارض بین ملت و دولت شد و آنها  در تبعیت از روحانیون و روشنفکران انقلابی و در راس آنها  امام خمینی(ره)مبارزه را با رژیم پهلوی شدت دادند. شعارهای مردم عمدتا حول محور رفع استبداد، آزادیخواهی ، تامین حق تعیین سرنوشت در قالب تشکیل نظام دموکراتیک بود. کم‌کم این شعارها  به خواسته های تعریف شده‌ای تبدیل و در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی در شعار استراتژیک استقلال،آزادی و جمهوری اسلامی تجلی یافت.
اگرچه بعد از سال۱۳۴۲ تا سال۱۳۵۶همراهی عمومی و مداوم مردم با انقلابیون جلوه‌گر نبود اما حضور آنها در سالهای۵۶ و۱۳۵۷ از تاب و تحمل رژیم فزونی گرفت و رژیم پهلوی ساقط شد. قولهای سران انقلاب از حد متعارف نیز فزونی یافت(آب و برق رایگان) و انقلاب نوپای ایران با سه مشکل و معضل  گروگانگیری، جنگ تحمیلی و مخالفت با کنترل جمعیت و در نتیجه آغاز بی رویه نرخ رشد جمعیت تاب و تان را از مسئولین در ربود. ادامه تحریم ها و جنگ تحمیلی موجب رشد تنگناهای اقتصادی شد. از طرفی با رحلت امام خمینی(ره)و تفسیر استصوابی شورای نگهبان از اصل ۹۹ قانون اساسی و به تبع آن تنگتر شدن عرصه سیاسی حق تعیین سرنوشت، رشد فقر و فساد و تبعیض، بحران آب کشور را در تنگیرشدید قرار داد.
نتیجه چنین روندی آنهایی  را که سالهای منتهی به بروز انقلاب و پیروزی آنرا درک کرده بودند واداشت تا وضع موجود را با آرمانهای سران انقلاب و شعارهای مردم و اهداف و برنامه‌های مندرج در اصول  دوم و  سوم وحقوق مندرج در فصل سوم قانون اساسی تطبیق دهند و ناراضی باشند. خلاصه عرض شود مقامات و مسئولان هر کدام به سهم خود از فرصت انقلاب اسلامی در ساختن ایرانی آباد ومردمی آزاد، مرفه و دیندار استفاده نکردند و اکنون کشور با بحران روبروست.
راه برون رفت از آن، پذیرفتن سهم خود از نابسامانی‌ها، تن دادن به گفتمان ملی و شروع یک حکمرانی خوب است.
برای این کار نیاز است به:
۱-بازگشت به سنت  انتخابات در زمان امام راحل(ره)
۲-انتقاد پذیری وپاسخگو بودن اصحاب قدرت
۳-آزادی فعایت رسانه ها،مطبوعات و احزاب
۴- حضور فعال در عرصه بین مللی و تعامل سازنده و بر داشتن سهم خویش از سفره مشترک
۵-حذف موازی کاریها
۶-اصلاح ساختاری.

*نایب رئیس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای
*عضو حزب کارگزاران سازندگی 
برچسب ها: نمازی
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار