کد خبر: ۷۶۲۷
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ما بیشتر به شعار و بیانیه اکتفا می‌کنیم درحالی‌که تجلیل معنوی به تنهایی کافی نیست. چنین تجلیل‌هایی برای حل مسائل بازماندگان کفایت نمی‌کند. ما باید بدون فوت وقت و تشریفات دست و پاگیر اداری همه نیازهای اینها و خانواده‌هایشان را تأمین کنیم

مصطفی تبریزی، روان‌شناس: بازماندگان قربانیان پلاسکو نیازمند «سوگ درمانی» هستند

کلیدملی - معصومه یوسف‌نیا : 30 دی‌ماه 1395 از این پس در تاریخ کشور یادآور حادثه‌ای تلخ است. روزی که ساختمان پلاسکو یکی از نمادهای تهران متجدد بر اثر آتش‌سوزی فرو ریخت و 16 آتش‌نشان و 4 شهروند زیر آوار ماندند. در پی این حادثه عملیات آواربرداری و جست‌وجوی پیکر جان‌باختگان 9 روز به طول انجامید. آتش‌نشان و نیروهای امدادی زیادی در این عملیات شبانه‌روزی شرکت کردند. بر اساس تصاویر ارسالی خبرگزاری‌ها و گفته‌های شاهدان عینی، می‌توان دریافت که نیروهای حاضر در این عملیات زیر فشار روانی زیادی قرار داشتند. به همین دلیل هم بود که گاهی برخی از حاضران بر اثر همین فشارها برای چند ساعتی امکان ادامه کار را از دست می‌دادند. از سوی دیگر خانواده‌های قربانیان حادثه هم وضعیت خوبی نداشته و ندارند. آن در یک حادثه هولناک عضو خانواده‌شان را از دست داده‌اند. حالا که بحث عملیات فیزیکی آواربرداری تمام شده تازه وظایف نهادهای تخصصی آغاز شده است. یکی از خدماتی که باید به آن توجه ویژه شود ارائه مشاوره‌های روان‌شناختی و مراقبت‌هایی است که بایستی از سوی متخصصان و کارشناسان مجربه به آتش نشان‌ها و خانواده‌های قربانیان ارائه شود تا آن‌ها بتوانند به کمک این مشاوره‌ها از بحران کنونی به سلامت عبور کنند. در همین رابطه با دکتر مصطفی تبریزی، استاد شناخته شده روانشناسی در ایران گفت‌وگو کرده‌ایم و او توصیه‌هایی را مطرح کرده است. 

* حادثه ساختمان پلاسکو با توجه به پیامدهای آنچه تاثیری بر سلامت روانی شهروندان  می‌تواند داشته باشد؟
این نوع اتفاقات غیرمترقبه موجب می‌شود ذهن مردم درگیر چند مسئله شود. اول این امکان وجود دارد در جاهای دیگر هم همین اتفاق بیفتد و از این جهت اضطراب در جامعه به وجود می‌آید. مسئله دیگر که ذهن مردم و مسئولان را درگیر می‌کند و حتی  می‌تواند مثبت باشد این است که  مردم و مسئولان به این فکر بیفتند که اجرای مقررات ساختمانی و ساخت و ساز به نفع خودشان است و هیچ‌کس از زیر انجام این مقررات نباید بیرون بیاید. به نظرمن اینها تأثیرات عمده است.

*برای کاهش آسیب‌های روانی کسانی که مستقیماً در معرض این واقعه بودند چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟

آسیب‌های رخ داده متأسفانه بسیار جدی است. ما بیشتر به شعار و بیانیه اکتفا می‌کنیم درحالی‌که تجلیل معنوی به تنهایی کافی نیست. چنین تجلیل‌هایی برای حل مسائل بازماندگان کفایت نمی‌کند. ما باید بدون فوت وقت و تشریفات دست و پاگیر اداری همه نیازهای اینها و خانواده‌هایشان را تأمین کنیم. آن‌هم نه به‌صورتی که منت سرشان گذاشته شود. بلکه این کمترین وظیفه‌ای است که جامعه نسبت به اینها دارد و باید ادا کند. 

* برای خانواده‌ها و بازماندگان کسانی که در این اتفاق عزیزانشان را از دست دادند چه کمک‌هایی باید صورت گیرد؟
ما به آسیب‌هایی که متوجه بازماندگان است سوگ می‌گوییم.  سوگ برای هر فردی که عزیزی را از دست می‌دهد به وجود می‌آید و این بازماندگان باید تحت سوگ درمانی قرار گیرند تا به سلامت از این مرحله عبور کنند. یعنی بپذیرند که واقعیت تلخی به وقوع پیوسته است،  باید احساس تأثرشان را ابراز کنند، هیجاناتشان را تخلیه کنند، اما برای زندگی آینده به فکر شادمانی‌های بیشتری باشند و شادمانی بازماندگان قطعاً موجب شادی روح فرد متوفی نیز خواهد بود. مجموعه این فرآیند را سوگ درمانی می‌گویند.

* بازسازی روانی چقدر زمان می‌برد؟
ما توصیه می‌کنیم تا ۴۰ روز گریه و شیون کنند و حتی در این مدت آرام‌بخشی هم مصرف نکنند تا این هیجان تخلیه شود. اما بعد از آن حتماً باید تحت سوگ درمانی قرار گیرند که این دو الی سه ماه طول می‌کشد و در شرایطی باید این درمان‌ها صورت گیرد که سایر حمایت‌های روانی از بازماندگان هم صورت پذیرد.

* می‌توانید فرآیند اقدام درمانی را برای ما تشریح کنید؟
فرآیند درمان سوگ در وهله اول این است که بازماندگان واقعیت را قبول کنند و فرصت ابراز این هیجان‌های منفی را داشته باشند. حتی به شکل‌های  سمبلیک اگر احساس خشمی دارند بیا احساس گناه در برابر متوفی دارند آن را ابراز کنند تا درمان شوند و بعد تدوین یک برنامه با روحیه مثبت برای آینده زندگی،  فرآیند سوگ درمانی را تشکیل می‌دهد. 

* در امدادرسانی روانی چه نوع آسیب‌هایی باید مورد توجه قرار گیرد؟

وقتی کسی آسیب روانی می‌بیند عزت‌نفس اش کاهش پیدا می‌کند. یعنی تمام وجودش را آن‌طور که باید نمی‌تواند ابراز کند، دچار غم و حسرت و اندوه است و راه‌ها را برای خودش بسته می‌داند  و امکان خروج از آن بن‌بست‌ها را در خودش نمی‌بیند و وقتی بازسازی روانی انجام شود تمام این‌ها بر می‌گردند.

* در فرایند امدادرسانی روانی چه خطاهایی ممکن است رخ داده باشد؟
من فکر می‌کنم اولاً ما درمانگر تربیت شده خیلی کم داریم و این بی‌توجهی در سطح ملی صورت گرفته است. یعنی ما هزینه‌ای که برای بهداشت روان در سطح جامعه صرف می‌کنیم نزدیک به صفر شده است. رقم بسیار ناچیز است. این اقدامات در سطح کلان در مورد بهداشت روانی صورت می‌گیرد که این هم جزیی از آن‌هاست. 

مصطفی تبریزی، روان‌شناس: بازماندگان قربانیان پلاسکو نیازمند «سوگ درمانی» هستند
عکس: عسل بیگدلی

* در حال حاضر چه خطاهایی نباید درباره بازماندگان اتفاق بیفتد؟
هر نوع دلسوزی، ترحم و کمک به معنای دستگیری، می‌توانند اثرات منفی داشته باشند. ما باید بدانیم و در رفتارمان به‌گونه‌ای به آنها نشان دهیم که تکلیف و وظیفه‌ای در قبال این حمایت‌هایمان داریم و آنها منتی بر ما دارند که جانشان را در این راه گذاشتند. اگر با این دیدگاه باشد بازماندگان احساس بهتری خواهند داشت.

* مددکاری چطور و چگونه می‌تواند از آسیب دیدگان حمایت کند و چه مدت باید برای چنین اتفاقاتی وقت صرف کند؟
مددکاری  شامل یکسری فعالیت‌هایی است که علاوه بر روان درمانی صورت می‌گیرد و در این فعالی تها مشکلات دیگر زندگی‌شان مانند مسکن، رفت و آمد، ثبت‌نام دانش آموزان را  بررسی می‌کند و برای حل آنها اقدام می‌شود.

*  رویکرد مسئولین چقدر می‌تواند در کاهش این آسیب‌ها مؤثر باشد؟
اگر در جامعه شایسته‌سالاری جایگزین رابطه سالاری شود و مسئولیت‌ها بدون توجه به گرایش سیاسی افراد به انسان‌های متخصص سپرده شود احتمال وقوع این فاجعه‌ها خیلی کاهش پیدا می‌کند.

مصطفی تبریزی، روان‌شناس: بازماندگان قربانیان پلاسکو نیازمند «سوگ درمانی» هستند
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار