کد خبر: ۷۶۴۴
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۷:۳۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
یکی از آثار زندان این است که در بعد از اولین تجربه ترس و واهمه از به زندان افتادن اثرش را از دست می‌دهد. زندان آثار عمیقی بر فرد می‌گذارد و مراوده با سایر زندانیان در این باره مؤثر است. به همین دلیل معتقدم زنانی که دارای فرزند هستند باید اساساً در مراکز دیگری نگهداری شوند.
کلیدملی - امین شول سیرجانی : ساده‌ترین راه حل لزوماً بهترین راه حل نیست. چه بسا خطرناک‌ترین آن باشد. برای تنبیه کسانی که در جامعه مرتکب جرم می‌شوند راحت ترین راه صدور حکم زندان است. آما آیا صدور حکم زندان لزوماً بهترین راه حل است؟ آیا زندانی شدن مجرمان موجب می‌شود آنها از خطایشان پشیمان شوند و راهی دیگر برگزینند؟ این پرسش چنان بنیادین است که حقوق‌دانان و متخصصان علوم اجتماعی و سیاست‌گذاران مدت‌هاست که در ایران و سایر جوامع درباره‌اش گفت‌وگو می‌کنند. یکی از این بحث‌ها به پیامدهای زندانی شدن فرد مربوط است. برای نمونه این پرسش مطرح است سرنوشت فرزندان زنانی که به زندان می‌افتند چه می‌شود؟ آیا می‌توان برای مجرمانی که دارای فرزندان کم سن و سال هستند مجازاتی به جز زندان در نظر گرفت؟ و... «کلید ملی» در گفت‌وگو با امان‌الله قرایی مقدم، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی پیامدهای زندانی شدن زنان را بررسی کرده است. قرایی مقدم آثار سوء زندانی شدن زنان دارای فرزند را تأیید می‌کند اما او حرف‌های دیگری هم دارد.

* از منظر اجتماعی زندانی شدن مادران چه پیامدهایی بر زندگی فرزندانشان دارد؟
پیش  از آنکه بخواهم درباره پیامدهای زندانی شدن مادران و اثرش بر زندگی اجتماعی فرزندان صحبت کنیم باید ابتدا درباره اهمیت نقش مادری از دیدگاه روانشناسی اجتماعی توضیح دهم. برخی از روانشناسان اجتماعی بر اساس پژوهش‌هایی که انجام داده‌اند بر این باورند که ۲۸۴ روزی که جنین در رحم مادر است چارچوب زندگی‌اش هم شکل می‌گیرد زیرا جنین از رفتارها و شیوه زیست مادر اثر می‌پذیرد. این اثرپذیری بعد از تولد نوزاد ادامه می‌یابد. برای مثلاً بررسی‌ها نشان می‌دهد که زندگی مادران بچه‌هایی که اصطلاحاً لب‌شکری هستند پرتنش بوده است. یا نحوه شیر دادن مادران به فرزندانشان در شکل‌گیری روحیه خشونت طلب یا مهربان مؤثر است. از نظر علمی نقش مادر در شکل گیری شخصیت کودک و آینده او بسیار اهمیت دارد. 
حالا با این مقدمه بر می‌گردیم به پاسخ سؤال شما. مادرانی که در کشور ما به زندان می‌روند عملاً از فرزندانشان دور می‌شوند و این اتفاق به فرایند «اجتماعی شدن» کودکان لطمه می‌زند. زمینه پرخاشگری در کودکانی که از مادرانشان دور می‌افتند افزایش می‌یابد. کودک احساس بی‌پناه بودن می‌کنند و عزت نفسشان آسیب می‌بیند و احتمال روی آوردنشان به آسیب‌های اجتماعی زیاد می‌شود. بروید در کانون‌های اصلاح و تربیت ببینید که چقدر از بچه‌های آنجا مادرانشان یا پدرانشان و یا هر دو در زندان هستند. این نشان می‌دهد احتمال اینکه این کودکان مجرمان آینده باشند بسیار زیاد است.

* شما بار دیگر در صحبت‌هایتان نقش مادر و لزوم ارتباط مستمر با کودک را یادآوری کردید. چگونه می‌توان برای مادرانی که از نظر قضایی مجرم شناخته می‌شوند شرایطی را فراهم کرد که فرزندانشان کمتر آسیب ببینند؟
اینکه برای فرزندان این افراد چه می‌توان کرد باید بگویم خطای بزرگ این است که بچه‌ها را به ملاقات مادر زندانی ببریم. در کودک یا نوجوانی که از مادرش دور می‌افتد و برای ملاقات او به زندان مراجعه می‌کند حس کینه و انتقام خواهی شکل می‌گیرد. شاید یکی از کارهای ممکن این باشد که مراکزی درست شود و زنان زندانی و فرزندانشان در کنار هم زندگی کنند. این مراکز البته نبایستی شکل زندان داشته باشند اما تحت مراقبت و مددکاری و مهارت‌آموزی باشند. یا مثلاً همین ایده شکل‌گیری مهدهای کودک در کنار زندان که هنوز در همه‌جا البته وجود ندارد هم راه‌کار بدی نیست. اگر بخواهیم ریشه‌ای تر عمل کنیم باید از نگاه تنبیه محور سنتی عبور کنیم. 

*مقصود شما در نظر گرفتن مجازات‌های جایگزین زندان برای مجرمان است؟
من چندین مقاله نوشته‌ام و توضیح داده‌ام که بر اساس تئوری امیل دورکیم، قوانین به دو نوع حقوقی زاجره و جابره تقسیم می‌شوند. حقوق زاجره مبتنی بر تنبیه است و حقوق جابره ترمیمی‌اند و نگاهشان اصلاحی است. در کشور ما قوانین بیشتر زاجره هستند یعنی به تنبیه توجه ویژه‌ای شده. ما باید به سمت قوانین ترمیمی سوق پیدا کنیم. زنی که دو فرزند دارد نباید به دلیل ارتکاب به یک جرم کوچک حتماً برود زندان. می‌توان برای او مجازات‌های جایگزین تعیین کرد. مثلاً از او خواست که سه ماه در فلان مرکز خدمات رایگان ارائه دهد یا امثالهم. درک ما از تنبیه با آنچه در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی از این واژه فهم می‌شد؛ بایستی متفاوت باشد. در آن دیدگاه فرد ذاتاً مجرم است. در حالی که جامعه مجرم اصلی است. اگر به ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی توجه نکنیم، اگر به معیشت مردم توجه نکنیم جرم زیاد می‌شود. زن و مرد هم ندارد. پس ما باید عوامل بروز جرم را برطرف کنیم. در این صورت جرم به صورت چشمگیری کاهش می‌یابد و با موج فزاینده زندانیان روبرو نخواهیم بود. تاکید می‌کنم از نظر من مجرم و خطاکار اصلی جامعه است. نگاه ما باید ساختاری باشد. فقر، تورم، از هم گسیختگی اجتماعی همه و همه بر بروز جرم مؤثر است. 

امان‌الله قرایی مقدم: ملاقات کودکان با مادران شان در زندان آنها را «کینه جو» می کند

* ضمن اینکه زندان هم در بسیاری موارد موجب اصلاح مجرم نمی‌شود؟
زندان خودش بزرگ‌ترین دانشگاه است. یکی از آثار زندان این است که در بعد از اولین تجربه ترس و واهمه از به زندان افتادن اثرش را از دست می‌دهد. زندان آثار عمیقی بر فرد می‌گذارد و مراوده با سایر زندانیان در این باره مؤثر است. به همین دلیل معتقدم زنانی که دارای فرزند هستند باید اساساً در مراکز دیگری نگهداری شوند.

* گفتید زندان بر مجرمان آثار عمیقی می‌گذارد. به نظر شما الگوی ارتباطی زنانی که از زندان آزاد می‌شوند در مواجهه با فرزندانشان چگونه باید باشد؟
زنان وقتی از زندان آزاد می‌شوند وارد یک زندان بزرگ‌تر می‌شوند به اسم جامعه. تازه سرزنش‌ها آغاز می‌شود. آنها عملاً به حاشیه رانده می‌شوند و به قول معروف از طرف جامعه پس زده می‌شوند. در این شرایط فرزندانشان هم آسیب می‌بینند. زنانی که از زندان بیرون می‌آیند به اتفاق فرزندانشان تحت مراقبت مشاور باشند و مددکاران اجتماعی تا مدت‌ها با آنها در ارتباط باشند تا بتوانند از این شرایط دشوار عبور کنند. 

امان‌الله قرایی مقدم: ملاقات کودکان با مادران شان در زندان آنها را «کینه جو» می کند
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار