کد خبر: ۷۹۶۷
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
زهرا نژادبهرام *
فضا امري مطلق نيست كه همزمان با ساخته شدن يك پارك، خيابان، كافه يا پاساژ توسط معماران و مهندسان، جنسيت زنانه يا مردانه به آن تزريق شود. بلكه فضاها به واسطه جريان مسلط نهادهاي اجتماعي و فرهنگي، داراي هويت‌هاي جنسيتي مي‌شوند و نقش‌هاي سنتي مبتني بر جنسيت را تعريف و بازتوليد مي‌كنند؛ از اين رو فضاي شهري به دليل رويكردهاي فرهنگي و اجتماعي است كه معناي فضاي زنانه و مردانه را با خود همراه مي‌كند و از آنجا كه مردان به طور سنتي قدرت اقتصادي و اجتماعي بيشتري دارند و فضاها را بر اساس نيازهاي‌شان نظم مي‌‌بخشند، به همين سبب زنان در اين فرآيند نقش‌پذيري، تابع اين نيروهاي مسلط شده و دچار محروميت و نابرابري فضايي در شهرها شده‌اند؛ لذا ميان فضا و روابط اجتماعي نوعي ارتباط دوسويه و متقابل برقرار است. اما كيفيت اين ارتباط متقابل نيازمند بررسي و تحليل است. به نظر مي‌رسد در برنامه‌ريزي شهري نوعي رويكرد جنسيتي متكي به نيازهاي مردان سالم و سلامت نقش اول را بر عهده دارد و بقيه موارد در راستاي اين رويكرد تعريف مي‌شود؛ به عبارت ديگر فضا براي خدمت به اين رويكرد تبيين شده و روابط شهري براي رفع نيازهاي اين نگاه تغيير كرده است. اين مهم به تعبيري موجب ناديده انگاشتن نيمي ازجمعيت شهرها شده و شهرسازان و معماران و برنامه‌ريزان شهري را با نوعي كوري جنسيتي نسبت به زنان همراه ساخته است. اما شرايط جديد حاكم بر شهرها و مشاركت و حضور زنان در عرصه‌هاي گوناگون شهري ضرورت تغيير در اين نگاه را جدي ساخته است. زنان كه به دليل ساخت برنامه‌ريزي دچار محروميت‌هاي جدي در حوزه فضاهاي شهري شده‌اند، اكنون نيازمند رفع آنها و ايجاد ساختارهاي متعادل شهري براي همه شهروندان هستند.
امروزه اين نياز در بستر ايجاد ابزارهاي لازم براي وقوع تغيير به روشني در ادبيات برنامه‌ريزي شهري قابل مشاهده است. كليد واژه‌هايي چون «عدالت جنسيتي» و «رفع تبعيض از زنان» بستري براي هدفمند ساختن برنامه شهري ايجاد كرده كه ناديده انگاشتن آنها دسترسي به شهر پايدار و سرزنده را با دشواري روبه رو مي‌كند.
اين تغيير در رويكرد امكان حفظ و تقويت سرمايه اجتماعي را براي شهر دو چندان ساخته و كاربرد برنامه‌ريزي را براي تحقق اهداف امكان‌پذير‌تر مي‌سازد.  بهبود كيفي و افزايش رضايتمندي شــهروندي در نتيجه بهبود رفاه اجتماعي تاثير بســزايي از اين نوع برنامه‌ريزي دربرخواهد داشت. شهر‌ها كه يك سازمان اجتماعي در چارچوب تقسيم‌بندي‌هاي مديريتي محسوب مي‌شوند، نيازمند برنامه‌ريزي براي اقدام هستند. برنامه‌هاي ميان مدت و ٥ ساله شهرداري‌ها و سپس مصوبات شوراهاي شهر به عنوان مرجع قانونگذار قادرند فرصت لازم را جهت تبيين نقش مديريت شهري در ترغيب زنان به حضور موثر، كنشگرانه و مسوولانه در فضاهاي شهري و نيز تلاش در جهت كاستن از ميزان مردانه بودن فضاهاي شهري، فراهم سازند. با مروري بر برنامه ٥ ساله دوم شهرداري تهران مشخص مي‌شود كه سهم زنان از مجموع ١٦٦ ماده اين برنامه، تنها دو ماده (مواد ١٠٢ و ١٠٣) است. في‌الواقع موضوع زنان و توجه به رفع دغدغه‌هاي آنان در حدود يك درصد از حجم برنامه ٥ ساله كلانشهري همچون تهران را به خود اختصاص داده است. همچنين با بررسي مصوبات شوراي شهر تهران نيز آنچه مشهود است، كم توجهي به مسائل و مشكلات مبتلا به اين حوزه است. به گونه‌اي كه ظرف سال‌هاي اخير، اين شورا در حوزه زنان تنها يك مصوبه تحت عنوان «الزام شهرداري تهران به تدوين برنامه جامع آموزش، توانمندسازي و سازماندهي زنان در شهر تهران» داشته است كه با بررسي اين مصوبه مي‌توان نسبت به كارايي و كاركرد آن تشكيك كرد.
در واقع آنچه موجب سرزندگي فضاهاي عمومي و ارتقاي كيفيت محيط شهري مي‌شود حضور مردم و تعاملات اجتماعي ميان آنها فارغ از سن، جنسيت، نژاد، قوميت، گروه‌بندي اجتماعي و توانايي‌هاي فردي است. نيمي از جامعه و مسائل آنان با وجود برابري با ساير شهروندان در استفاده از اين فضاها قادر به بهره‌گيري مناسب و لازم نيستند. اين مهم با عنايت به ضرورت جامع‌الشمول بودن محيط‌هاي شهري براي گروه‌هاي مختلف سني، جنسي و اجتماعي موجب افزايش حضور مردم و نشانه مدنيت و ارتقاي حس شهروندي است. اما مطلبي كه محل مداقه و انديشه است اين كه، شهرهاي ما و به خصوص كلانشهر تهران تا چه ميزان بستري مناسب و عادلانه براي حضور زنان- به عنوان يكي از موثرترين بخش‌هاي جامعه- را فراهم آورده است؟
پاسخ به اين سوال در رفتار شهروندان زن و روابط حاكم بر نهادهاي شهري و نحوه معماري آن به روشني قابل مشاهده است. ناديده انگاشتن نيمي از شهروندان بستري براي تقويت تعامل آنها با شهر نيست، بلكه موجب حاشيه نشيني بيشتر آنها و واگذاري تكاليف شهروندي به بهره‌وران آن است. اين شكاف در تكليف بر آمده از شكاف در داشتن حقوق است كه ساختارهايي چون شورا و بدنه اجرايي همچون شهرداري قادر به رفع آن است. مشاركت زنان در ساماندهي و سازماندهي شهري اين فرصت را ايجاد مي‌كند كه با تزريق نگاه مطالبه محور زنان در شهر بر حسب انتظارات و نيازها رويكرد متفاوتي نسبت به تكاليف شهروندي براي آنان ايجاد شود و بستر لازم براي همراهي و همسازي آنان فراهم‌ آيد.

با نگاهي به وضعيت شهرهاي ايراني شايد به جرات بتوان اذعان داشت، در ميان ١٢٤٥ شهرِ كشور، كمتر از انگشتان دو دست مي‌توان شهرهايي يافت كه در آنها فضاهاي عمومي و فضاهاي شهري به گونه‌اي طراحي شده باشند كه عاري از هرگونه تبعيض جنسيتي باشند.
هيچگاه سخنان يكي از اساتيد و مشاهير پر افتخار كشور در خصوص شدتِ مردانه بودن فضاهاي شهري در شهرهاي ايران را فراموش نخواهيم كرد. ايشان به درستي اشاره داشت كه در فضاهاي شهري ما همه موارد، حتي استاندارد فاصله پله‌ها از يكديگر نيز متناسب با يك مرد بالغ است و ديگر تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل...
لذا توجه به فضا و مناسب‌سازي آن براي حضور همه مردم و فارغ شدن از نگاه جنسيتي صرف (مردانه) موجب ايجاد فضايي درخور حضور زنان مي‌شود. در سال‌هاي اخير با توجه به رشد روزافزون حضور زنان در عرصه‌هاي اجتماعي و رشد اشتغال آنان در كشور، كيفيت و نحوه حضور زنان تغيير ماهوي يافته در حالي كه طرح‌هاي شهري با تغيير اين الگوها هماهنگي لازم را ندارد و تحقيقات و تجربيات بشري نشان داده است كه زنان از شرايط نامساعد محيط‌هاي ساخته شده، رنج مي‌برند.
از اين رو لازم است نهادهاي مديريت شهري به ويژه شوراي شهر با نگاهي تازه به مساله شهروندان و حقوق آنها در شهر ساختار‌بندي شود تا بتواند نيازهاي شهروندان را رفع كند. داشتن تصويري متناسب با واقعيت زندگي در شهر و نقش شهر در تقويت هويت ملي و محلي ميزان تعلق ساكنين در شهر را توسعه مي‌بخشد. نهادهاي مديريتي شهر با اتكا به رويكرد عدالت جنسيتي قادرند فضايي براي رشد و توسعه شهروندان ايجاد كنند.

* فعال حوزه زنان و كارشناس مسائل شهري
*این مطلب در تاریخ ۱۵فروردین ۹۵ در روزنامه اعتماد منتشر شده‌است 
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار