کد خبر: ۸۰۰۷
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
آیا صداوسیما بی هدف حادثه پلاسکو را پخش زنده کرد؟
حسین قره*
حادثه تلخ بود و ناگوار، بغض را خانه‌نشین هر صبحمان کرد و غم هرروز آوار شد بر روی دل شهروندان، درست مثل خود مصیبت ساختمان پلاسکو. اندوه آتش‌نشانان که سینه را برای رفع بلا دیگران، سپر کردند، دست‌بردار ما نیست؛ اما پرسش‌های در حاشیه این رویداد حزین بسیار است و یکی از اساسی‌ترین پرسش‌ها درباره کارکرد رسانه و حضور آن است.
در روزهای آواربرداری از ساختمان پلاسکو شبکه خبر سازمان صداوسیما به‌طور زنده یا لایو از محل حادثه تصویر پخش کرد. در میان هر وقفه برنامه‌های عمومی به ساختمان پلاسکو رفت. خبر حضور شخصیت‌ها را پوشش داد و به‌عنوان میان برنامه هم تصاویر آتش‌نشانان و موسیقی حزن‌انگیز پخش کرد. در بسته خبری اخبار سایر شبکه‌ها نیز خبر دو یا سه به موضوع ریزش ساختمان پلاسکو اختصاص یافت. انباشت خبر از واقعه ساختمان پلاسکو از طرف صداوسیما، پرسش‌هایی را برای اهالی رسانه مطرح می‌کند.
تصاویر با چه رویکردی انتخاب‌شده‌اند؟ برنامه زنده با چه هدف و نیتی پخش شد؟ پخش اخبار چه سمت و سویی دارد؟ چه میزان اطلاع‌رسانی با پخش زنده اتفاق افتاده است؟ بسته‌های خبری آیا واشکافی علل آتش‌سوزی و چرایی ریزش را بازگو کرده‌اند؟
آنچه به نظر می‌رسد این است که رسانه ملی بدون هیچ برنامه و یا هدفی تصویر زنده از محل حادثه پخش کرد. اگر پخش زنده با مجوز یا دستور نهادهای دیگر همچون شورای امنیت ملی، شورای امنیت کشور یا ستاد بحران بود، تکلیف دیگری داشت گو اینکه در گزارش کمیته ملی پلاسکو تأکید شده است که بررسی‌آنها نشان از آن دارد که مسئول تصمیم‌گیری در مورد پخش زنده مشخص نیست.  اما اگر پخش تصاویر این حادثه از شبکه خبر صرفاً اطلاع‌رسانی است، به نظر نه‌تنها این کار را نکرد بلکه به دلایلی که در زیر ارائه می‌شود آسیب‌زننده به افکار عمومی بوده‌است.
یکی از آسیب‌های جدی پخش این تصاویر لطمه روانی به جامعه است. تصاویر ویرانی و خرابی و فروریختن ساختمان و تکرار بلاوقفه به روان تک‌تک شهروندان، تشویش، نگرانی و اضطراب منتقل کرد. دلهره و اضطراب یکی از پیش‌شرط‌های زندگی مدرن است اما وقتی رسانه هم به این پیش‌شرط بپیوندد و 7 روز تمام بدون هدف، تصاویری ویرانی را نشان دهد، به بسط دلهره و اضطراب کمک کرده است تا رفع نگرانی و دغدغه مردم.
کاشت تصاویر درد آفرین در ذهن مخاطبان برای مدت طولانی می‌ماند و برای رفع این تصاویر تخریب، باید مدتی به همان میزان تصاویر شادی‌آفرین را جایگزین کرد. البته مدیریت هدفمند در راهبردهای صداوسیما دیده نشد تا بتوانید به خود بگویید که این حجم تصویر جبران خواهد شد. ارتباط شکل‌گیری اضطراب و تصاویری که شهروندان از رسانه می‌بینند بر کسی پوشیده نیست و باید توضیحی جدی‌تر و برتر وجود داشته باشد که تشریح کند چرا سازمان صداوسیما بی‌وقفه روی تصویر آواربرداری پلاسکو مانده است.
نکته دیگری که می‌توان آن را بررسی کرد حجم و ابعاد یک رویداد است. اتفاق ساختمان پلاسکو یک رویداد محلی است. رویدادی در ابعاد پایتخت. پخش و توزیع یک خبر می‌تواند محلی، ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی باشد اما پردازش سطح رویداد در قالب محلی و ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی نیاز به تحلیل دارد. خبر فروریختن ساختمان پلاسکو یک خبر محلی است، توزیع خبر البته آن را بین‌المللی می‌کند، اما پردازش آن به‌عنوان یک مسئله ملی بعد از 7 روز و کادر تصویر زنده ـ آن‌هم نه از شبکه استانی تهران ـ از شبکه خبر صداوسیما پردازشی بالاتر از سطح ملی است. پردازش خبر در این سطح یعنی تبدیل خبر فروریختن یک ساختمان به یک مسئله ملی است که اینک در گزارش ملی پلاسکو براین نکته تأکید شده که حادثه پلاسکو یک حادثه سطح دو بوده و رفتاراشتباه مدیریت بحران و همین‌طور رسانه ملی آن را به یک بحران ملی یا حادثه ملی تبدیل کرده است. (بازهم تأکید می‌کنم که جان‌فشانی آتش‌نشانان امر دیگری است و پردازش به خبر آن‌ها می‌تواند در قالب‌های دیگر خبری از طریق صداوسیما پیگیری شود.) این‌که یک خبر محلی به یک خبر ملی تبدیل شود، آسیب‌های متعدد داخلی و بین‌المللی دارد. اولین آسیب نگرانی شهروندان است که ساعت‌ها در حال تماشای تصویری هستند که در دیگر جاهای دنیا در یک روز یا نهایتاً دو روز آواربرداری می‌شود. تعداد مصدمان و کشته‌شدگان حادثه اعلام و بازسازی ساختمان آغاز می‌شود.) هم‌زمان این رویداد به دلیل سقوط بهمن در ایتالیا یک هتل نیز فروریخت و آن رویداد تلخ 30 کشته به همراه داشت.  مخاطب امروز رسانه هرلحظه در حال مقایسه با جهان پیرامونی خود است. این‌که آواربرداری یک ساختمان 17 طبقه به مسئله ملی تبدیل شود درحالی‌که سال‌هاست این‌گونه آواربرداری‌ها در جهان به مسئله‌ای ساده تبدیل‌شده است. بحران‌های بزرگ و جهانی همچون سونامی 2011 ژاپن نیز در پروسه‌ای چندهفته‌ای کنترل و مدیریت‌شد، اینکه ما فروریزی یک ساختمان را به یک مسئله و بحران تبدیل کنیم دیگر اغراق است و اتفاقاً رسانه باید از تنش این موضوع و حاشیه پردازی آن بکاهد نه اینکه به بسط حاشیه‌ها بپردازد. نقش رسانه در مدیریت بحران تعریف‌شده است. حضور رسانه و نقش آن اندازه دارد. به‌عنوان پخش برنامه‌های همیشگی (روتین) و رفت‌وآمد به محل حادثه شاید در روز اول واقعه «سخت‌کاری» یا هر تداعی دیگر و منظور و مقصودی را نشان دهد ولی وقتی در هفتمین روز این تصاویر پخش شد، اولین نکته‌ای که مخاطب برداشت کرد این بود که هنوز زیر این آوار آتش است و نتیجه می‌گیرد، اگر این مسئله محلی هنوز کنترل نشده و پایان نیافته چطور بحران ملی و بلایای طبیعی در مقیاس پایتخت مدیریت و کنترل خواهد شد.
شاید پاسخ مدیران سازمان صداوسیما این باشد که این کار برای پاسخگویی به افکار عمومی است، پخش زنده از ساختمان پلاسکو برای پاسخ به نیاز مخاطب شش روز ادامه داشته یا احتمالاً ادامه خواهد داشت. اما جالب اینجاست که وقتی گزارش کمیته مستقل بررسی حادثه پلاسکو منتشر شد همین رسانه ملی که ۷ روز پخش زنده حادثه و آواربرداری آن را داشت هیچ بخش خبری خود را به این موضوع اختصاص نداد. در حال حاضر یک برآیند از فضای مجازی تبدیل به مدل شناخت افکار عمومی شده است. اولاً باید گفت که برخورد سازمان با خواست افکار عمومی گزینشی است و شاید افکار عمومی مطالباتی داشته باشد که هیچ‌وقت موردتوجه نبوده، چگونه است که این حادثه جدی گرفته‌شده است. نکته دوم اینکه نقش رسانه‌های کلان اصلاح افکار عمومی است نه پیروی از افکار عمومی. در همه‌جا دنیا رسانه نقش و ماهیتش غیر از اطلاع‌رسانی، اصلاح خواستی است که افکار عمومی در چند راهه احساسات دقیقاً نمی‌داند کدام را ارجحیت دهد. آن‌وقت کارشناسان و صاحب‌نظران به کمک رسانه به میدان می‌آیند و به اصلاح احساس و بازگشت به عقلانیت و بهترین خیر موجود می‌رسند. تحلیل‌های عقلانی، عواطف اجتماعی را کنترل و به مسیر درست با حداکثر منافع جمعی هدایت می‌کند.
پخش زنده 7 روزه از ساختمان فروریخته پلاسکو فارغ از عوارض امنیت روانی برای شهروند پیام‌های غیرواقعی امنیتی هم ایجاد کرد که واقعاً باید به آن عمیق اندیشید. تحلیل‌هایی ازاین‌دست که به‌سادگی به اذهان خطور می‌کند چگونه است که به ذهن مدیران سازمان صداوسیما خطور نکرده، مگر اینکه اهداف فراتر از اطلاع‌رسانی باشد. قصد نیت خوانی ندارم اما پرسش اینجاست دقیقاً چه کسی یا کسانی از پخش زنده آواربرداری ساختمان پلاسکو رضایت خاطر پیدا کردند و یا خدای‌ناکرده منافع جمعی در آن دیده‌شده است؟ آخر این حجم خبر و تکرار لحظه فروریزی ساختمان به القاء معکوس تبدیل می‌شود. اگر مقصود پاسخ افکار عمومی است که این تصاویر و نوع اطلاع‌رسانی ناقص دقیقاً چگونه به پاسخگویی منجرشده است؟ اگر هم در سازمان صداوسیما کسی حواسش به این نیست که حجم تکرار یک خبر اندازه دارد نباید 7 روز تمام، فروریزی یک ساختمان 17 طبقه در مرکز پایتخت را نشان داد چرا؟ به دلایل متعدد این تکرار اشتباه است، پس کارشناسان آن سازمان دقیقاً به چه‌کاری مشغول هستند؟
*روزنامه‌نگار
 
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد