کد خبر: ۸۰۳۸
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر زهرا نژادبهرام *
محدوده هایی از که با ساختار شهر همخوانی ندارند و به دليل وجود ساختمانهایی با  قدمت زیاد  و عدم وجود سازه های مناسب و ساختارهای غیر کیفی ( نوعی کهنگی و فرسودگی ) آنها ، عدم برخورداري از دسترسي سواره ،تاسيسات ،خدمات و فضاهاي عموميِ فرهنگي و ورزشي ،که  از سطح نازل کیفیت محيطي، مكاني و اقتصادي رنج می برند ، بافت فرسوده نامیده می‌شود . برای این بافت ها، سه ویژگیِ ریزدانگی(ساختمان هایی با مساحت محدود)، نفوذناپذیری( محدودیت دسترسی ساکنان به خدمات شهری)و ناپایداری(استحکام پایی و آسیب پذیر در برابرخطرات طبیعی و انسان ساخته) را می‌توان برشمرد.
هرچند در دنیای کنونی و با توجه به فرآیند تغییرات کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی در شهرها، بافت‌های فرسوده به معضلی برای تمام شهرهای جهان بدل گشته است و پدیده ای  مختص  به ایران به حساب نمی آید، اما واقعیت امر، حاکی از اهمیت و مهم  بودن این مسئله برای کلانشهر تهران است. بافت‌های مذکور در پایتخت، مساحتی بالغ بر ٣٢٦٨ هکتار که معادل 3/5درصد از کل مساحت شهر و 22 درصد از پلاک ها و پارسل ها میشود، را به خود اختصاص داده اند که هم اکنون پذیرای 15درصد از جمعیت ساکن درشهر  تهران، یعنی حدود یک میلیون و 115 هزار نفر هستند. تراکم جمعیت در این بافت ها ٣٧٠نفر در هر هکتار است که تقریبا معادل سه‌برابرِ تراکم در سایر بافت‌های شهری کلانشهر تهران محسوب میشود. لذا با توجه به تراکم زیاد جمعیت در این بافت‌ها، مسایل  و خطرات گسترده ای از جمله وجود بلایای طبیعی و امکان وقوع حوادث ناگوار ، بستری از عدم توازن نظیر نامتناسب بودن کیفیت زیست شهری ، رهاشدگی بخشی از شهر، هزینه بالای ناشی از خسارت های وارد شده در پیِ وقوع بلایای طبیعی در این بافتها و بافتهای مجاور، بروز آسیبهای اجتماعی فراوان،عوامل مخرب تغییر کاربری غیر متوازن در شهر انواعی از مسایل و مشکلات را برای شهر و ساکنان این محدده ها ایجاد می‌کند  .
به منظور توصیف بهتر شرایط این بافت ها میتوان آن ها را به مثلثی تشبیه کرد که یک ضلع آن را شهروندان و دو ضلع دیگر آن را دولت و شهرداری تشکیل داده اند. از سال 84 تا 93،  12 هزار و 340 میلیارد ریال در شهر تهران برای نوسازی 17 درصد بافت های فرسوده هزینه شده است. این میزان از احیاء، آشکارا با بند "د" ماده 171 برنامه ‌پنجم توسعه که توامان شهرداری و وزارت راه و شهرسازی را موظف نموده، سالانه 10درصد از بافت های فرسوده را احیا و بازسازی نمایند، فاصله بسیار دارد. دلیل اصلی دشواری حل این مساله ناهماهنگی نظام مدیریتی در نوسازی بود اما خوشبختانه با تشکیل ستاد بازآفرینی پایدار کلانشهر تهران این خلاء تا اندازه ای حل شده است. هرچند شاید اگر روند نوسازی از 10 سال پیش تاکنون ، فارغ از آزمون وخطا های صورت گرفته با تاکید بر به سازی محیطی و آماده سازی شرایط زیست مطلوب شهری هدف گذاری می شد، نتایج حاصله با اهداف تعیین شده همگرایی بیشتری می داشت. بطور کلی به منظور بهبود شرایط بافت های فرسوده راهکارهای متعددی از جمله، مداخله مستقیم، نوسازی درون‌زا و نوسازی ترکیبی به کار گرفته می شود. در نوسازی به شکل مستقیم، دولتها و سازمانهای وابسته به حاکمیت با ورود مستقیم و خرید املاک فرسوده سعی در نوسازی به سبک خود دارند و با ایجاد واحدهای جدیدِ سکونت تلاش برای نوسازی را به طور جدی پی گیری می‌کنند اما تجربه نشان داد که این روش ضمن آنکه قادر به پوشش فضای سکونت برای ساکنین پیشین نیست، امکان تعامل و فعالیت اجتماعی آنها را نیز از میان می برند و معمولا در مداخله مستقیم گروههای جدیدی وارد محلات می‌شوند که هیج رابطه ای با گروههای قبلی ندارند.دراین روش بستر برجا ماندن شهر وندان و حفظ سکونت برای آنها با چالش جدی روبه رو می‌شود و عموما شهروندان این محدوده از ادامه سکونت دور می مانند .همچنین در این نوع نوسازی آنچه بیش از همه اهمیت دارد نوساز کردن واحدهای مسکونی بدون توجه به روابط و انسجام محله ای و انسان محورانه آن است .در نوع دیگر نوسازی که به  نوسازی درون زا معروف است ، نوسازی میبایست از سوی خود مردم با بهره گیری از ظرفیت های فردی یا جمعی صورت پذیرد و برای این مهم به منظور ترغیب مردم به نوسازی تسهیلاتی از سوی دولت و نهادهای شهری برای مردم در نظر گرفته می شود که می تواند میل و خواست آنها به نوساز کردن واحدهای مسکونی را تقویت کند اما اشکال این نوع از نوسازی، کم توجهی به کیفیت زیست است که این مهم ارتباط مستقیمی با شرایط سکونت دارد .تامین نیازهای هفتگانه نظیر فضای سبز ، بهداشت محیط و ...این امکان را به شهروندان ساکن این مناطق می دهد که با داشتن مکانی باکیفیت برای زیست، تصمیم به نوسازی گرفته و از ظرفیت های لازم ناشی از تسهیلات نهادهای شهری و دولتی بهره بگیرند .امروزه با  ایجاد دفاتر خدمات نوسازی این مهم تاحدودی پیگیری شده اما هنوز آنچه حاکم است رویکرد نوساز شدن واحدها و پارسل های مسکونی است .نوع دیگری از نوسازی ،تحت عنوان ترکیبی است که در این قالب، اصل بر حرکت مردم است و نهادهای مسئول در تهیه فضاهای سکونت برای ساکنین مداخله ای نمی کنند بلکه به عنوان همراه در تامین نیازهای اولیه جمعی برای ساکنین اقدام دراین نوع نوسازی هویت محله‌ای و انسجام درونی بافتها حفظ و سرمایه اجتماعی آنها بستری برای تداوم سکونت دراین محدوده ها می شود . در این زمینه سازمان های متعددی از جمله سازمان عمران و بهسازی ( معاونت وزارت مسکن و شهر سازی )، سازمان شهرداری های وزارت کشور، سازمان نوسازی شهرداری تهران و سازمان های نوسازی شهرهای بزرگ ( شهرداری ها ) فعالیت می کنند. هریک از این سازمانها با توجه به رسالت و ماموریت خود تلاش برای نوسازی را آغاز کرده اند اما آنچه بستر کندی و کم توانی برای نوسازی را بیشتر کرده است ، عدم باور به نقش کیفیت زندگی در تداوم سکونت و برجای ماندن ساکنین و تقویت حس تعلق آنها به محلات ، از سوی این نهادها است. نبود مدیریت یکپارچه شهری و سازهای ناهمگون مدیریت شهر از سوی سازمانهای وابسته به دولت و شهرداری تصویر امروز شهر تهران را به رغم داشتن ذخایر بزرگی از فرهنگ و هویت و ثروت با کم زیبایی همراه ساخته است .لزوم توجه به نقش موثر دفاتر خدمات نوسازی در ترمیم این ضایعه بر شهر از یک سو و ضرورت تفاهم و همدلی همه نهادهای درگیر در مسایل شهر تهران با یکدیگر این امکان را می دهد که سرعت نوسازی و ارزش افزوده ناشی از آن برای شهروندان ساکن دراین بافت و بافت های همجوار بیشتر و دغدغه ها و نگرانی های ناشی از بروز حفره ها خالی که بستری برای ایجاد مشکلات اجتماعی و فرهنگی درشهر می شود ، کمتر شود .
از این رو به منظور تحقق شهرهای پایدار و ارتقای کیفیت زندگی در مناطق شامل بافت های ناکارآمد شهری، تمرکز بر راهکارهایی از جمله فعال سازی بخش های مختلف برای حمایت از فرآیند نوسازی، توانمند سازی مردم و بازتولید سرمایه اجتماعی در محلات، نظارت بر کیفیت ساخت و ساز، برنامه ریزی همگون برای توسعه شهری، تداوم فعالیت اقتصادی و اجتماعی در محلات، تقویت مشارکت جویی و مشارکت طلبی در میان ساکنان شهر ، توانمند سازی و ظرفیت سازی در محلات شهری و برنامه ریزی از پایین به بالا و نهادینه ساختن ساختار مدیریت غیرمتمرکز در شهرها  می‌تواند راهگشا باشد لذا، شرط لازم برای تسریع درتحقق بافت های پایدار در سطح محلات، هماهنگی و مشارکت همه جانبه شهروندان و نهادهای ذیربط در سطح محلی و ملی است.  بازگشت رونق اقتصادی دراین بافتها و ارزش بخشیدن دوباره به این محلات، بستری برای پایایی سکونت و حفظ آن محسوب می شود. سکونت پایا رمز ماندگاری شهرهایی با هویت و علقه در همه محلات است .


* مدیرمسئول نشریه تشکل و کارشناس بافت های فرسوده و متخصص مسائل شهری 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد