کد خبر: ۸۰۳۹
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
مشارکت سیاسی زنان و دختران در گفتگو با زهرا صدراعظم نوری:
امروز زنان به درجه ای ازبلوغ وشایستگی رسیده اند که برای همه مناصب کشور ازحمله ریاست حمهوری کاندیداهای واجد شرایط دارند قطعا درحوزه مدیریت شهری نیز زنان کاردان ، متخصص ، کارافرین وسیاست مدارانی داریم که می توانند کاندیداهای شهرداری تهران باشند بله، جای نگرانی نیست .
کلیدملی - سینا قنبرپور : «زهرا صدراعظم‌نوری»  جزو معدود زنانی است که در مدیریت شهری سال‌ها به عنوان شهردار منطقه  انجام وظیفه کرده‌است.  یکی از پرسش‌هایی که در این مصاحبه از این تحصیلکرده مدیریت که دکترایش را در رشته محیط زیست گرفته این بود که آیا در میان زنان کسی را سراغ دارد که بتواند نامزد شهرداری تهران شود؟ او در پاسخ می گوید: قطعا درحوزه مدیریت شهری نیز زنان کاردان ، متخصص ، کارآفرین وسیاستمدارانی داریم که می توانند کاندیداهای شهرداری تهران باشند. بله، جای نگرانی نیست . 
این پرسش را از آن رو از صدراعظم نوری پرسیدیم که خود او در فاصله سال‌های ۷۵ تا ۸۱ شهردار منطقه ۷ تهران بوده‌است. حالا اما به گفته بسیاری از کارشناسان به ویژه «رحمت‌الله حافظی» که رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران است شهرداری تهران در زمینه مالی غیرشفاف و حساب و کتابش نا مشخص است. شاید اگر مدیران زن بیشتری در شهرداری تهران فعال بودند نظم و انضباط بیشتری در حساب‌ها و صورت‌های مالی شهرداری بزرگترین شهر ایران شاهد بودیم همان‌طور که صدراعظم‌نوری تأکید می‌کند: «بر اساس آمارها 40 درصد فساد مالی در زن‌ها کمتر از مردان است ، حضورخانم‌ها در این عرصه ها می‌تواند تا حدی بر سلامت کار بیفزاید و شرایط را بهبود بخشد.»
این زن ۵۴ ساله که علاوه بر مدیریت و محیط زیست در رشته فلسفه نیز تحسیل کرده‌است اینک در دانشگاه آزاد تدریس می‌کند و در فاصله سال‌هایی که آبادگران در شورای شهر تهران فعال شدند یعنی سال‌های ۸۲ تا ۸۴ به عنوان رئیس اداره محیط زیست تهران مشغول فعالیت شد. وقتی شهردار تهران در سال ۸۴ خیابان بهشت را ترک کرد و راهی پاستور شد فرصتی شد تا صدراعظم‌نوری دوباره به شهرداری بازگردد و این بار  تجربه مدیریت در اداره کل  برنامه ریزی و توسعه شهری را نیز به کارنامه خود بیفزاید. او در این مصاحبه در مورد چگونگی افزایش سهم زنان در شوراها و در نقد عمل‌کرد شوراها که صرفاً محدود به عمل‌کرد شهرداری‌ها شده نیز می‌گوید: «مدیریت شهری با مدیریت شهرداری دو مقوله است. مدیریت شهرداری مدیریتی است که فقط به سازمان شهرداری می‌پردازد و آنچه در وظایف و ماموریت‌های سازمان شهرداری به عنوان یک سازمان بزرگ و عمومی است. اما مدیریت شهری یعنی آنچه که در شهر تاثیرگذار است و روی زندگی، رفاه، سلامت، ایمنی و امنیت مردم موثر است. » مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:
 ***
* در انتخابات دوره چهارم شوراهای شهر با افزایش قابل توجهی در مشارکت زنان روبرو شدیم؛ چه به هنگام ثبت نام و چه زمانی که نتیجه‌ها مشخص شد. طبق آمار وزارت کشور 12 هزار نفر ازجمله 96 زن نامزد حائز صلاحیت شده ودر انتخابات شرکت کرده بودند. از این تعداد، 6 هزار و 96 زن هم وارد شورای شهر و روستا شدند. به عبارت دیگر نسبت به دوره اول شوراها تعداد زنانی که به شوراهاي شهر و روستا راه یافتند 4.4 برابر شده‌است. خود این ۴ دوره نیز می‌تواند تحلیل و بررسی شود زیرا در دوره دوم با وجودی که تعداد کاندیداها کاهش یافت ولی تعداد زنانی که به شوراها راه یافتند افزایش داشت. اما در دوره سوم شاهد کاهش تعداد زنان راه‌یافته به شوراها بودیم. سپس در دوره چهارم با افزایشی چشمگیر شاهد ورود ۶هزار و ۹۶ زن به شوراهای شهر و روستا شدیم. شما مشارکت زنان در شوراهای شهر و روستا را چطور ارزیابی می‌کنید؟ به ویژه در آستانه انتخابات دوره پنجم شوراها از این تحلیل وضعیت چه پیش‌بینی می‌توان داشت؟ 

بسم الله الرحمن الرحيم. به‌نظر می‌آید با گذشت زمان و تحولاتی که دردنیا و عرصه بین‌المللی رخ داده و به تبع آن تاثیراتی که جوامع مختلف از تحولات بین المللی پذیرفته اند، باید منتظر تغییرات می‌شدیم. ایران خود تحولاتی را پشت سرگذاشته و اتفاقاً بر تحولات جهانی هم تأثیر گذار بوده است و این تاثیرگذاری و تاثیرپذیری قابل درك است. امروز وضعیت زنان در دنیا نسبت به یک دهه و حتي چند دهه قبل متفاوت است به این معنا که نقش زنان فعالتر وموثرتر ارزیابی می‌شود. طبیعتاً زنان ایران نيز بعد ازپیروزی انقلاب تلاش کردند حضوری فعال و موثر داشته باشند و به تدریج سعی کردند حضور خود را جدی‌ کنند و در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی خود را اثبات کنند. در عرصه سیاسی و در بخش انتخابات طبیعتاً این حضور ظهور و بروز بیشتری داشت. هم به‌گونه‌ای که زنان خود به صحنه می‌آیند و رای مي دهند و انتخابات را پرشور می کنند و هم بقیه اعضای خانواده و دیگران را به صحنه می آورند،  و هم اینکه خودشان را در معرض انتخاب قراردهند. بنابراین اگر بخواهیم طی این 4 دهه یک ارزیابی اجمالی کنیم همواره نمودار فعالیت زنان با رشد مشارکت توام است. اگر در مقاطعی میزان مشارکت کاهش پیدا کرده باشد  اما نسبت به خود حرکت منفی نشده‌است. یعنی هیچگاه نمودار فعالیت زنان در زیر خط منفی نیست. همواره نمودار مثبت است. اساساً باید به این توجه داشت که زنان ‌ روحیه شان به گونه‌ای است که دنبال ماجراجویی، فعالیت‌های مخاطره آمیزی که مشکلاتی ایجاد می‌کند و یا به عبارتی دنبال رفتارهایی که در آن یکسری نتایج منفی، نامطلوب و غیرموثر دارد نیستند. در نتیجه هر وقت که شرایط نامناسب است  شرایطی که محیط سالم نیست یا جنبه امنیتی پیدا می‌کند یا فشارهای سیاسی زیاد می‌شود شاهدیم بسیاری از خانم‌ها ترجیح می‌دهند در این عرصه حضور پیدا نکنند. ضمن اینکه باید توجه داشت در جامعه ایران هنوز خیلی از رفتارها حرفه‌ای نیست پس طبیعی است که وقتی خانمی در عرصه‌ای حضور پیدا می‌کند و با مخاطراتی مواجه می‌شود که احتمال دارد از لحاظ شانیت، شخصیت، از لحاظ مسایل خانوادگی، قومی، قبیله‌ای زیرسئوال برود سعی کند کمتر به این عرصه پا گذارد . انتخابات مجلس را در نظر بگیرید ، وقتی خانم‌ها علاقه زیادی نشان می‌دهندکه ثبت نام کنند و کاندیدا شوند اما به صورت گسترده رد صلاحیت می‌شوند این رد صلاحیت برای خانم ها خیلی هزینه دارد آن هم خانم هایی که در نقاط مختلف کشور زندگی می کنند. فقط نباید زنان را در تهران ديد، مناسبات در تهرانبه عنوان یک شهر بزرگ با شهرهای کوچک و با نقاط دورافتاده که بحث های قبیله‌ای و قومی خیلی شدید است متفاوت است. در آن جوامع وقتی یک خانم رد صلاحیت می‌شود گویی در بین آن جماعتی که زندگی می کند به عنوان یک خطاکار معرفی شده‌است. لذا و ذر نتیجه باب بسیاری از فعالیت‌های بعدی نه در عرصه سیاسی که در عرصه های دیگر هم برای او بسته می شود. آن قدر فشار وارد می‌شود و آنقدر برایش پر هزینه است که ترجیح می‌دهد کمتر به عرصه‌های اینچنین ورود پیدا کند. توجه به آماری که از وزارت کشور به آن اشاره داشتید موید این است که تعداد زیادی از زنان مورد اقبال و اعتماد جامعه قرار گرفته‌اند پس صلاحیت و قابلیت لازم را داشته‌اند. لذا معتقد هستم علاوه بر انگیزه‌های درونی زنان که در افزایش یا کاهش مشارکتشان نقش دارد عوامل مختلفی که عمدتا بیرونی است نظیر مولفه‌های، فرهنگی، اجتماعی در مشارکت زنان مؤثراست. با مرور همه این مولفه‌ها من روند مشارکت سیاسی زنان را مثبت می‌بینم و هر قدر به سمت جلو می رویم این حرکت مثبت‌تر و مشارکت بیشتر می شود.

* به نکته‌ای اشاره کردید؛ اینکه وقتی زنان ردصلاحیت می‌شوند تأثیر به سزایی در سایر شئونات زندگی آن‌ها دارد. در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی شاهد افزایش چشمگیر حضور زنان برای ثبت نام به عنوان نامزد انتخابات مجلس بودیم و شاهد ردصلاحیت گسترده زنان. آیا ممکن است به سبب همین مسأله رد صلاحیت، در این دوره زنان کمتری ثبت نام کنند؟

نمی‌گویم بی‌تاثیر است یا اصلا تاثیر ندارد. ولی می‌خواهم بگویم این دو ، مقوله مجلس و مقوله شوراهای شهر و روستا، متفاوت هستند. شورا جنبه محلی دارد؛ پارلمان محلی است بنابراین بهتر می‌توانند با مردم محل خود ارتباط برقرار کنند. تاثیرگذاری فعالیت آنها محسوس است. افراد یک محل در شهر یا روستا، می‌توانند تاثیر رفتارها و کارهای خودشان را ببینند. از این جهت می‌تواند انگیزه بیشتری باشد و علاقه مندی برای ورود به شوراها بیشتر باشد ضمن اینکه آن مکانیزمی که در مجلس برای تائید یا رد صلاحیت است، این مکانیزم در شورای شهر نیست. بنابراین فضا برای حضور زنان مساعدتر است. من اعتقاد دارم همان طورکه از دور اول شوراها تعداد خانم ها در ثبت نام و کاندیداتوری افزایش پیدا کرده است این دوره هم حتما با یک افزایش قابل توجهی مواجه خواهیم بود. اما واقعیت این است که باید تلاش کنیم شورا و کارکردش را به مردم بیشتر بشناسانیم و بیشتر معرفی کنیم. برای این منظور ، باید تاثیرگذاری این نهاد را به جامعه نشان دهیم. در مقایسه با مجلس شورای اسلامی که نهادی شناخته شده‌است این نهاد هنوز برای مردم شناخته‌شده نیست. کارکر شوراها هنوز جا نیفتاده است چون زمان زيادي از عمر و فعالیت شوراها نگذشته است. شاید به دلیل نوع عملکرد و فعالیت نامناسب برخی از اعضای شوراها ،هنوز شوراها نتوانسته‌اند آن طور که باید با مردم ارتباط برقرار کنند . 

*باید منتظر حرکت خودجوش زنان برای ورود به شوراها باشیم یا باید تلاش کنیم حضور زنان نسبت به دوره قبل بیشتر و سازماندهی‌شده‌تر باشد؟

در هر انتخاباتی، باید انرژی مثبت، شور، انگیزه و نشاط به مردم داده شود تا مردم به صحنه بیایند و فعالیت کنند. نقش گروه‌های مختلف و مرجع خیلی تاثیرگذار است. یکی از این گروه ها احزاب هستند. فعالیت‌های احزاب با همین ساز و کارهایی که فعلا درایران موجود است می‌تواند موثر باشد اینکه میتینگ، همایش و سخنرانی‌های مختلفی در آستانه انتخابات برگزار مي كنند تهییج‌کننده است گروه‌های مرجع مردم را به حضور تشویق کنند تا برای تعيين سرنوشت روستا، شهر، کوی و برزن خودشان مشارکت کنند و نمایندگانشان را تعیین کنند. همچنین حضور اصحاب رسانه خیلی در این زمینه می‌تواند موثر باشد. درحال حاضر شبکه‌های اجتماعی خیلی نفوذ پیدا کرده‌اند باید از آن‌ها نیز در دعوت از زنان و مردم به نحو مطلوب بهره برد. 
بعد از سال 84  و حوادث تلخ سال 88  بنظر می رسید که مردم در انتخابات سال 92 انگیزه‌ای برای حضور نداشته باشند ولی مردم احساس مسئولیت خودشان را در بزنگاه‌ها نشان دادند و خیلی خوب به عرصه آمدند در ادامه  ودرانتخابات محلس درسال 94 كه مردم با رایی که دادند نمایندگان خوبی برای مجلس شورای اسلامی انتخاب کردند بنابراین ، انگیزه ها را باید برای شرکت در انتخابات سال 96 تقویت کرد و در انتخابات 98استمرار بخشید . 

*شما از احزاب یاد می کنید ولی احزاب مابه اندازه‌ای که اشخاص کاریزما دارند، کاریزما ندارند. اگر آقای خاتمی در سال 92 نبود و دعوت نمی کرد. اگر آقای هاشمی رفسنجانی سال 92 پشت آقای روحانی قرار نمی گرفت آن اجماع حاصل نمی‌شد. بنابراین ما در انتخابات سال ۱۳۹۲ در ریاست‌جمهوری و انتخابات سال ۱۳۹۴ در مجلس شورای اسلامی، با کاریزمای آقای خاتمی در درجه اول و بعد هم آقای رفسنجانی شوری در مردم ايجاد‌شد. وگرنه احزاب چنین توانی را نداشتند. همان موضوعی که الان همه به شوخی می گوییم «تکرار می‌کنم»؛ اگر پارسال آقای خاتمی خودش را هزینه نمی کرد لیست انتخاباتی در تهران به این شکل رای نمی‌آورد. بنابراین پرسش اصلی این است که چگونه قرار است حرکت هایمان را از کاریزمای اشخاص به کاریزمای احزاب یا به یک شکلی که سازمان داشته باشد سوق دهیم. الان که آقای هاشمی رفسنجانی را نداریم چه کار باید بکنیم؟

بايد توجه داشت هیچ وقت جریان اصلاحي یک جامعه قائم به افراد نیست ومتوقف نمی‌شود افراد، در آن بسیار تاثیرگذار هستند اما اینطور که با رفتنشان همه چیز تمام شود نیست. در مورد نقش بی‌بدیل مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی بر هیچ کس چه دوست و چه دشمن در این کشور اقدامات بسیار موثر و زیربنایی که ایشان کرده است پوشیده نیست، این اقدامات برای همیشه در تاریخ ایران باقی خواهد ماند. اما جامعه ایران به یک بالندگی رسیده که با رفتن ایشان همه چیز را تمام شده نمی‌بیند. جامعه آموزه‌هایی از ایشان دارد که در نبود ایشان از آن آموزه‌ها استفاده مي‌کند و درس می‌گیرد همانطور شخصیتی مثل آقای خاتمی که شخصيتي بسیار بزرگ است و کاریزمایی است که شاید در جامعه ما بی بدیل باشد. اتفاق خوبی که با درایت و تدبير شخص آقای خاتمی رخ داد این بود که برای اینکه بتواند تاثیرگذاری را بیشتر کند و این تاثیر را فراگير كند شورایی به نام شورای عالی سیاست‌گذاری انتخابات اصلاح طلبان، را تدارک دید ،این شورا تركيبي از اشخاص حقیقی ذی‌نفوذ و موثر و احزاب است یعنی این خلایی که ما فکر می‌کنیم وجود دارد و تنها احزاب نمی‌توانند عمل کنند،یا نیاز به کاریزمای اشخاصی دارند که آنها روی مردم تاثیر دارند، اینها را با وجود این اشخاص حقیقی با همدیگر ترکیب کرد و لذا هم در تهران و در تمام استان‌ها شورای اصلاح طلبان استان را داریم که از افراد موثر و ذی نفوذ هر استان دعوت می‌کند در کنار احزاب، نمایندگان احزاب تلاش می‌کنند با سیاست‌ها و برنامه‌هایی که تدوین می‌کنند آن شور و نشاط را در مردم ایجاد کنند و مردم را به صحنه بیاورند که آنها بتوانند مثل گذشته حماسه بیافرینند.

زهرا صدراعظم نوری

* فرض کنیم چنین اتفاقی بیفتد وشورای عالی اصلاح‌طلبان بتواند چنین اقدامی کند و این شور و نشاط را ایجاد کند. از سویی آقای عارف و فراکسیون امید مجلس نیز قول داده‌اند که سهم زنان و جوانان در فهرست‌های انتخاباتی شوراها افزایش یابد. آیا مي‌توانیم امیدوارم باشیم نظیر تجربه فهرست تهران برای انتخابات مجلس حداقل ۷ یا ۸ زن در فهرست انتخاباتی شورای شهر تهران معرفی شوند و در شهرها نیز از همین فرمول تبعیت شود؟ به ویژه اینکه در زمان معرفی فهرست انتخاباتی تهران برای مجلس دهم مردم خیلی از افراد به ویژه زنان را نمی‌شناختند و صرفاً به جهت اعتماد به قول و حرف آقای خاتمی به همه آن لیست رأی دادند. جز این گفته‌اند که ۴۰ یا ۵۰ درصد سهم زنان و جوانان. شاید مردان جوان این فرصت را اشغال کنند و سهمی به زنان و دختران جوان نرسد.

نه من نگرانی از این زاویه نمی‌بینم. جامعه ما به بالندگی لازم رسیده است. به این معنا که ما با 50 درصد جمعیت این جامعه چه کار می‌خواهیم بکنیم. اگر این را به عنوان واقعیت بپذیریم که این 50 درصد هستند و این 50 درصد دارای استعداد، توانمندی هستند، یک پتانسیل هستند، شما نمی‌توانید این 50 درصد را نادیده بگیرید کما اینکه دنیا نتوانست این کار را بکند. وقتی پتانسیل 50 درصدی دارید باید از آن برخوردار شوید اگر به دنبال توسعه متوازن و موفقیت هستيم و اگر موفقیت را می‌خواهید موفقیت 2 بال دارد هر بالش 50 درصد را می‌کشد و می‌برد باید از این 50 درصد و از این ظرفیت جامعه استفاده کنیم. اما باید در این عرصه صبوری به خرج دهیم و فرصت‌ها را ایجاد کنیم. اگر 50 درصد زنان، شرایطی را نداشته که مثل 50 درصد ديگر تجربه کند، سعی و خطا کند تا به نتیجه برسد شرایط را برایش فراهم کنیم، تا آنها هم بتوانند تجربه کنند اما معتقد نیستیم تمام افرادی که قرار است از زنان انتخاب شوند همه باید جوان به معنایی که هیچ تجربه ندارند باشند. معتقدیم ترکیبی از چند فرد با تجربه، کار کرده، آشنا به مسائل مدیریت شهری داشته باشیم و در کنار آنها جوانهایی که تحصیلات مرتبط دارند، دانش دارند، ولی فرصت تجربه کردن پیدا نکرده‌اند. وقتی این دو گروه کنار هم قرار می‌گیرند به مرور زمان یاد می‌گیرند، تجربه می‌کنند و به موفقیت دست پیدا می‌کنند. در مورد فهرستی که برای مجلس انتخاب شد. مثلا در ارتباط با خانم سیده‌فاطمه‌حسینی، آنچه در مورد ایشان و پدرشان اتفاق افتاده به نظر من یکی از حرکت‌ها و تلاش‌هایی است که برای تخریب اصلاح طلبان بود. در بحثی که به فیش‌های نجومی موسوم شد آقای صفدر حسینی عملکردی مثبت‌تر از بقیه داشتند چون از مدت‌ها قبل اعلام کرده بودند، استعفا هم دادند و همه مبالغ را برگرداندند. کار خیلی شفاف و مشخص کردند. حتی اگر خطا، ضعف و اشکالی بوده است خیلی شفاف و مشخص بوده است. ولی می‌دانیم دیگرانی بودند که کارشان اساساً در هاله‌ای از ابهام و یک پیچیدگی‌های خاصی شکل گرفت نه استعفا دادند نه عقب رفتند نه دریافتی‌هایشان را برگرداندند. در خود شهرداری مگر املاک نجومی را شاهد نیستیم ولی شما ببینید اتفاقی که برای آقای سیدصفدر حسینی افتاد اساساً نظیر آن را در جاهای دیگری داشته‌ایم؟ ايشان به دلیل اینکه در زیر بیرق اصلاح طلبی بود و باید از این طریق اصلاح طلبان کوبیده می‌شدند برجسته شد و صدا و سیما روی آن مانور داد. در مورد عمل‌کرد دختر ایشان در مجلس هم الان عملکرد ایشان یکی از عملکردهای خیلی مثبت است. چند روز پیش با اقاي دکتر عارف صحبت می‌کردیم آقای دکتر عارف به عنوان رئیس فراکسیون امید مي گفتند، عملکردی که خانم ها در مجلس دارند همراهی، جدیت و تلاشی که می‌کنند اصلا قابل مقایسه با آقایان نیست. به نظر مي رسد شاید این‌ها بهانه‌هایی است که می‌خواهند عرصه را برای زنان تنگ و محدود کنند. ما باید اینقدر ظرفیت از خودمان نشان دهیم که اگر زنی درجایی خطا کرد و اگر دارای ضعفی بود ابداً محکوم به این نباشد كه برای همیشه از صحنه کنار رود مثل برخي آقایان؛كه وقتی دچار ضعف، خطا و ناتوانی می‌شوند باز برایشان شرایط فراهم است که بتوانند به توانمندی برسند و فرصت پیدا کنند. ما باید این ظرفیت را در جامعه ایجاد کنیم و این فرصت را به زنان هم بدهیم. به‌خصوص اینکه معتقدم شورای شهر محلي است که زنان به خوبی می‌توانند در این عرصه ایفای نقش کنند، به‌خوبی می‌توانند موثر واقع شوند، کار و تلاش کنند و به توانمندی‌هایی برسند. خوب طبیعی است ما در جامعه وقتی فرصت‌های مختلف را فراهم کنیم زمینه ایجاد می‌شود. وقتی کسی در مقطعی تجربه کرد بتواند در یک مقطع و سطح بالاتر و عرصه گسترده‌تری حضور پیدا کند.


*الان این 40 درصد را که می گویند برای زنان و جوانان است چگونه قرار است تقسیم کنند؟
در بحث‌ها سهمیه‌هایی که مشخص کردیم 30 درصد به عنوان سهمیه زنان پیشنهاد شد، 30 درصد به عنوان سهمیه جوانان که قرار شد در 30 درصد سهمیه زنان 10 درصد به جوانان اختصاص پیدا کند که جمع سهم زنان و جوانان 50 درصد شود. 30 درصد زنان و 30 درصد جوانان و 40 درصد بقیه، منتهی در30 درصد جوانان باید زنان جوان دیده شوند که در نهایت این سهمیه به سهمیه ۵۰درصدی زنان نزدیک شود. 

* آیا ممکن است بر این اساس شاهد تعداد زنان بیشتری در لیست باشیم؟ 
امیدواریم .

*یعنی می تواند خروجی‌اش این باشد که7 تا 10 زن در فهرست قرار گیرد؟
ما خوشبین هستیم و باید تلاشمان را بکنیم . دراین دوره از انتخابات شوراها دنبال نیروهای کارآمد و توان مند هستیم. نیروهایی که تعریف درست و دقیقی از مدیریت شهری دارند، مدیریت شهری را می‌شناسند، باکار شهر آشنا هستند، تجربه یا تخصص و مهارت لازم را دارند. بنابراین صرف زن بودن، جوان بودن و صرف یک مسئولیتی داشتن کفایت نمی‌کند.

*یک تعارض دیگر هم پیش می‌آید. اینکه در قانون اساسی آنچه در فصل شوراها به تعریف شوراها پرداخته آن را ناظر بر امور محلی تعریف کرده‌است.  اما عملاً ما امور محلی را محدود و محصور به امور شهری کرده‌ایم درحالی که قانون اساسی چنین نگفته است. یعنی قرار است شوراها، شوراهای شهرداری نباشند. اگر قرار باشد بگوییم کاندیداها و آن‌هایی که در فهرست انتخاباتی قرار می‌گیرند سابقه  در مدیریت شهری داشته باشند آن وقت موضوع را محدود به شهرداری نمی کنیم؟

مدیریت شهری با مدیریت شهرداری دو مقوله است. مدیریت شهرداری مدیریتی است که فقط به سازمان شهرداری می پردازد و آنچه در وظایف و ماموریت‌های سازمان شهرداری به عنوان یک سازمان بزرگ و عمومی است. اما مدیریت شهری یعنی آنچه که در شهر تاثیرگذار است و روی زندگی، رفاه، سلامت، ایمنی و امنیت مردم موثر است. ما طبق قانون اساسی انتظار داریم شوراهای شهرها به آن میزان از توانایی‌ها برسند که ارتقاء پیدا کنند و بتوانند نقش آفرینی بیشتری کنند.اینجا مشکلی وجود دارد و آن این است که بسیاری از مسئولیت‌ها در تصدی دولت است؛ همه دولت ها، فرق نمی‌کند و بنابراین یا یک کار موازی انجام می‌گیرد که خود این کار موازی اساساً موجب اتلاف نیرو، هزینه و وقت است یا اینکه فقط در دولت به آن پرداخته می شود مثلا مباحث فرهنگی هم در دولت و هم در غیر دولت پرداخته می‌شود غیر دولت مثل شهرداری و نهادهای دیگر که کار فرهنگی انجام می‌دهند اگر سازوکاری فراهم شود که در یک جا دیده و یک جا متولی آن باشد می‌تواند هم افزایی  ایجاد کند و هم  صرفه جویی در ابعاد مختلف شود .
 اعتقادم بر این است که شوراها باید بتوانند خودشان را از مدیریت شهرداری به مدیریت شهری ارتقاء بدهند و  بتوانند در تعاملی که با بخش‌های مختلف شهر ایجاد می‌کنند تاثیرگذاری لازم را به عنوان نمایندگان مردم فراهم کنند. در مجلس یک نماینده به دلیل اینکه نماینده همه مردم کشور است نگاهش باید نگاه کلان باشد و در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های کلان کشور ورود پیدا کند در حالی که عضو شورای شهر نگاهش باید نگاه خرد باشد و به مسایل خرد و محلی و به عبارتی آنچه مستقیم در زندگی مردم است بپردازد و باید مسایل را مورد حل و فصل قرار دهد. مسایل مردم مسائل متعدد و متنوعی هستند که همه از یک جنس نیستند. همه موضوعات شهر به این معنا که در سازمان شهرداری به آن پرداخته می شود نیست. همه مردم فقط مسایلشان، مسایل صدورپروانه ساختمانی، پایانه کار، عدم خلاف ، درخواست مازاد تراکم ساخت و ساز نیست .مردم مسایل مختلفی دارند .موضوع حمل و نقل در شهرها حمل و نقل در دو حوزه راهنمایی و رانندگی که زیر مجموعه نیروی انتظامی است و در حوزه شهرداری به آن پرداخته می‌شود.  اگر این دو یکپارچه شود بهتر می توان به مسایل مردم پرداخت. بنابر این معتقدم که باید تلاش کرد که شوراها از این جایگاهی که قرار دارند ارتقا پیدا کنند که در آن صورت باید با دولت و مجلس تعامل لازم صورت گیرد تا مسئولیت‌ها و وظایفی که می‌تواند از دولت انتزاع و جدا شود به شهرداری ها و به شوراها تفویض شود.

*الان مشخص شده است با چه اولویتی به دوره پنجم شوراها در تهران و کلانشهرها نگاه می شود؟ شورای عالی اصلاح‌طلبان که گفتید در تهران و کلان شهر ها با چه‌ نگاهی می‌خواهد وارد انتخابات شوراها شود و چه کسانی را به این منظور به عنوان کاندیدا معرفی می‌کند؟

 وقتی برنامه تهیه شود راجع به آن صحبت می‌کنیم الان نمی‌توانیم راجع به برنامه اصلاح‌طلبان برای اداره شوراها و شهرداری‌ها بحث کنیم اما چیزی که الان خاستگاه اصلاح طلبان در قالب شورای اصلاح طلبان در کشور، در استان‌ها و تهران است این است که ما تلاش کنیم افراد اصلاح طلبی وارد شوراها شوند که با تخصص، تعهد لازم، مهارت کافی، برخورداری از سلامت و پاک دستی به حل مسایل، مشکلات و موضوعات مردم بپردازند.  یعنی افرادی که دغدغه شان، دغدغه مردم است. نه دغدغه اینکه شهرداری و شورا را پلکانی برای اوج گرفتن و رسیدن به آمال و ارزوهای خودشان ببینند. افرادی را پیشنهاد می‌کنیم که بتوانند با این برنامه و شاخص‌ها رای آور باشند، شهر را خوب بشناسند. مسایل شهر را به خوبی مورد بررسی قرار دهند وبتوانند مشکلات مردم را تجزیه و تحلیل و حل کنند . این افراد چه کسانی می‌توانند باشند؟ کسانی که دغدغه‌شان  پست و مقام بالاتر برای آینده نیست.
فردی است که دارای تخصص است ،کار کرده، لذا وقتی طرح و پیشنهاد می‌دهد، موافقت یا مخالفت می‌کند به واسطه آن دغدغه، احساس مسئولیت و تعهدی که به مردم داده است بخاطر رایی که از مردم گرفته و مسئول است عمل می‌کند نه با انگیزه‌های سیاسی ،نه برای اهداف جناحی ،نه برای کوبیدن، محدود کردن و جلوگیری کردن و مسایلی از این دست که متاسفانه  در شوراها شاهدش هستیم. بنابراین در این دوره ما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا افراد متخصص وارد شورا شوند اما متخصصی که تعهد کافی دارد، دغدغه‌اش دغدغه مردم ومساله اش  مساله مردم است و بالاخره می‌خواهد به اعتماد مردم پاسخ دهد.

*الان این سئوال پیش می آید اگر فرد متخصصی باشد که تعهد دارد و دغدغه‌اش دغدغه مردم است اما اصلاح طلب نباشد، بنابراین شما نباید مشکلی داشته باشید.
این موارد را باید در زمانی که لیست بسته می شود بررسی کرد.

*در همین دوره کنونی خیلی‌ها به اسم اصلاح‌طلبی وارد شورای شهر تهران شدند ولی یا ساکت نشستند یا در جهت مخالف حرکت کردند. در مقابل فردی را می‌بینیم که اصلاح‌طلب نیست ولی کارهای اصلاح‌طلبی می‌کند و ساکت ننشسته‌است. 
البته این که شما می‌گویید در واقع مشی اصلاح طلبی است یعنی فردی که دغدغه مردم را دارد اگر واقعا بخواهد به حل مسایل و مشکلات مردم بپردازد و وضع موجود را به سمت مطلوب، بهبود و اصلاح کند این فرد در واقع اصلاح طلب است حالا اسمش هر چیزی می‌خواهد باشد. ما در اسم و عنوان بحث نداریم. اصلاح طلبی مفهومی است گسترده به گونه ای که هر کس که دغدغه بهبود وضعیت، تغییر و دگرگونی به سمت وضع مطلوب را دارد یک اصلاح طلب است. وصد البته داشتن تجارب کارجمعی وبرخورداری از روحیه تشکیلاتی وسیاست ورزی نقش کلیدی درانتخاب وگزینش افرادخواهدداشت .

*خانم دکتر این موضوع را متفاوت می‌کند. چه بسا منجر به فهرستی شود که هم اصلاح‌طلب را در بربگیرد و هم غیراصلاح‌طلب و مدل فهرستی که برای مجلس بسته شد ائتلافی باشد.  فرض کنید در همین دوره چهارم در شورای شهر تهران موضوع عدم شفافیت مالی شهرداری تهران بسیار رخ نمود و هویدا شده بود. عدم توانایی نظارت شورای شهر بر عملیات‌های مالی شهرداری تهران هم بسیار مشخص شده بود.  اما ما چه عمل‌کردی از اعضای شورای شهر دیدیم. از اعضایی که از فهرست اصلاح‌طلبان وارد شورای شهر تهران شده بودند چه دیدیم؟ حال فرض کنید که اصلی در دنیا مطرح است و مي‌گوید زنان در مبارزه با فساد مالی موثرتر هستند و کمتر اهل زد و بند. آیا در شرایطی که شورای شهر تهران نیازمند افرادی جسور و ضد فسادمالی است نباید فهرستی بسته شود که در آن اصلاح‌طلبی اولویت اصلی نیست بلکه مبارزه با فساد اصل آن باشد و با این اوصاف یک فهرستی ائتلافی شکل بگیرد؟

همین طور که شما فرمودید حتماً موثر است. یعنی وقتی که ما از توان زنان استفاده می کنیم به عنوان کسانی که نگاهشان به شهر نگاه دیگری است حتماً موثر خواهد بود با توجه به ویژگی‌هایی که اکثر زنان دارند که به قول شما از سلامت و شفافیت برخوردارند، و چون همزمان دنبال چند کار نیستند در نتیجه یک کار را با دقت تمام انجام می‌دهند تا به نتیجه برسانند همانطور که در مسایل مالی گفته شد و در دنیا هم نشان داده شده و بر اساس آمارها 40 درصد فساد مالی در زن‌ها کمتر از مردان است ، حضورخانم‌ها در این عرصه ها می‌تواند تا حدی بر سلامت کار بیفزاید و شرایط را بهبود بخشد. اما نکته‌ای وجود دارد و آن این که نباید به صرف زن بودن کاندیداها انتخاب شوند اگر صلاحیت‌های لازم را نداشته باشند. صرف جنسیت کفایت نمی‌کند. یعنی خانمی می‌تواند در کرسی نمایندگی شورای شهر یا مجلس موثر باشد که دارای تخصص لازم، مهارت ودانش کافی، باشد و از استعداد، توانمندی و قابلیت لازم برخوردار باشد .

* قبول؛  ولی آن وقت با این موضوع مواجه می‌شویم که ما با خیل عظیمی از مردان مواجه هستیم که تجربه و کارنامه ای دارند که بسیار پر است و زنانی که تجربه اندک دارند، آن وقت چه باید کرد. 
الان داریم راجع به لیستی که مثلاً 30-40 درصد زنان باشند صحبت می‌کنیم. من عرضم این است که نمی‌تواند این 40-30 درصد زنان، نمی تواند فقط به صرف زن بودن انتخاب شوند. هدفمان حضور نمایشی و تصنعی زنان نیست ،حضوری کارا و اثرگذار است وقتی زنان اثرگذارخواهند بود که جلوی فساد را بگیرند، که  شفافیت ایجاد کنند، نقش نظارتی شورا را تقویت ببخشند اینجاست که باید به زنانی رای دهیم که بتوانند این نقش را ایفا کنند. حالا وقتی می‌خواهید 8 تا 10 خانم را انتخاب کنید اگر در بین این 8 تا 2- 3 نفر از تجربه کافی برخوردار نباشند اشکالی ندارد، چون در کنار بقیه تجربه را کسب می‌کنند ولی دانش و مهارت را باید داشته باشند. تجربه را کم کم بدست می آورد. اعتقادم بر این است حضور زنان در این عرصه‌ها تاثیر گذار است اما به شرطها و شروطی، همان طور که بودن مردان همین طور است ما قرار نیست هر مردی را به شورا بفرستیم به صرف اینکه این آقا، آقا است یا در حوزه‌ای کار کرده که مرتبط با امور شوراها نیست. چرا شوراهای دچار مشکلات و معضلات عدیده  هست؛ برای اینکه افرادی به این شوراها راه یافته اند که گرچه از نظر شخصیتی اشخاص خوبی هستند ولی صلاحیت این کار را ندارند و چون صلاحیت این کار را ندارند نتیجه اش چه می شود؟ این که شهرداری به صورت افسار گسیخته حرکت می‌کند و هیچ کس نظارت بر عملکردش نمی کند، ضعف‌هایش را رصد نمی کند تا مانع فساد و آلودگی که دچارش شده است گردد.

*بسیار خب. بگذارید از منظری دیگر این بحث را ادامه دهیم. به نقش آفرینی زنان در اداره شوراها و مدیریت آن. ما در مدیریت‌های عالی کشور کرسی‌های اندکی برای زنان می‌بینیم. از سویی در اداره شورای شهر تهران شاهد هستیم که نقش رئیس شورای شهر در کند کردن حرکت شورایی مؤثر است. اگر زنان می‌توانستند در مدیریت شورا هم نقش ایفا کنند شاید وضع مطلوبتری پیش می‌آمد. آمارهای وزارت کشور می‌گوید از ۱۲هزار و ۹۶ زنی که برای انتخابات دوره چهارم کاندید شدند 6 هزار و 96 زن  وارد شورا شدند که ازاین تعداد حدود ۱۰ نفر رئیس شورای شهر خود شده‌اند. این به نسبت ۱هزار و ۲۴۵ شهری و شورایی که داریم سهم مناسبی نیست. به نظر می‌رسد ما باید به گونه‌ای عمل کنیم که زنان علاوه بر انتخاب شدن توسط مردم ، بتوانند در کسب کرسی ریاست هم توفیق داشته باشند.  کما اینکه مثلاً در شورای شهر اهواز خانم زیبا صالح‌پور رأی اول شهر را دارد اما هیچ گاه نتوانست رئیس شورای شهر اهواز شود. 

ما در شروع یک حرکت نمی توانیم انتظار داشته باشیم که عدالت به صورت تمام و کمال رعایت شود. اتفاقی که در مجلس افتاده‌‌است ما قبل از انقلاب چند دوره مجلس شورای ملی و بعد از انقلاب چند دوره مجلس شورای اسلامی را طی کردیم، تعداد نمایندگان زن ما در تمام این ادوار کم بوده و فقط در این دوره است که به 17 نفر رسیده. خب شورای شهر هم بی تاثیر از این جریان نیست. ما باید تلاش کنیم زنان را در عرصه های مختلف به صحنه بیاوریم، حمایت کنیم، مسئولیت بدهیم. چیزی که ما از دولت انتظار داریم این است که فرصت‌های بیشتری برای زنان  فراهم کند تا تجربه پیدا کنند و به یک قابلیت هایی برسند. حتی اعتماد به نفسشان بیشتر شود تا فرصت پیدا کنند و به صحنه بیایند و کاندیدا شوند.

*خب همین آماری  که عرض کردم را از این منظر بنگریم که این میزان سهم زنان در شوراها و سهم آنان در اداره شهر و شورا چقدر تاثیر دارد در اینکه شهرهای ما محل زندگی نیستند از همین تهران که ابرشهر ایران است تا کلان شهرها و شهرهای کوچک‌تر؛ شهرها عموماً فقط کارگاه عمرانی شده اند. همه بتن و آجر و سازه، به چیزهای دیگر اصلاً فکر نمی شود. مثلا شهر تهران یکی از شهرهایی است که می گویند پیاده‌رو ندارد اینقدر که به ماشین ها توجه می‌شود به عابر پیاده توجه نمی‌شود اما قرار است شهر جایی باشد که مردم در آن آرامش داشته باشند. چقدر  کم بودن زنان در عرصه مدیریت شهری منجر به وضعیتی که گفتیم شده‌است. رابطه‌ای بین این دو می‌بینید؟

اگر شهر را به عنوان  بخشی از جامعه ببینیم،  جامعه ای  بزرگ‌تر از خانواده، همان‌طور که خانواده به عنوان یک جامعه کوچک  به پدر احتیاج دارد به مادر هم احتیاج دارد.  خانواده سالم، خانواده‌ای است که در آن پدر، مادر و فرزندان نقش آفرین هستند.  شهر سالم، شهری است که هم زنان و هم مردان و همه عناصر شهر در آن نقش‌آفرین باشند. طبیعی است اگر شهرها بی‌نصیب از نگاه زنانه شوند به همین معضلی که الان دچار آن هستیم دچار خواهند شد. نگاه زنانه نگاهی صلح‌جو، توام با عشق،محبت و صمیمیت است ، این نگاه اگر بخواهد به شهر بپردازد شهر را از وضعیت صلب، سخت وخشن و بی روح و یک مجموعه ای مملو از اتفاقات خاص که هرگز نمی‌تواند با انسان‌ها ارتباط برقرار کند باز می دارد.
بگذارید تجربه خودم را خدمتتان عرض کنم. وقتی به عنوان اولین شهردار زن انتخاب شدم برای خیلی‌ها این انتخاب باورنکردنی بود ، فکر می‌کردند نمی‌شود یک خانم مسئول شهرداری شود ، شهردار باشد و بعد بتواند کارها را اداره کند. موفق شدم به لطف خدا و کمک همکارانم درب شهرداری را به روی زنان باز کنم. اگر تا دیروز اکثریت مراجعین  مرد بودند بعد از حضور من اوضاع تغییر کرد. خیلی وقت‌ها حقوق زنان تضییع می‌شد؛ زنی که مالک بود برای اینکه به شهرداری بیاید راهی نداشت ، باید کارهایش توسط  یک مرد انجام می شد؛  وکیل می‌گرفت یا وابستگان او کارش را  انجام می‌دادند واین امر موجب تقلب‌ و تضییع حقوق زنان می شد نکته دیگر اینکه افرادی که قرار بود خدمات ارائه بدهند و مسئولیت‌هایی را عهده دار شوند تعدادی ازخانم‌هارا منصوب کردم، خانم‌هایی که تخصص داشتند یعنی هم خدمات‌دهندگان ترکیبی از زنان و مردان شدند و هم خدمات گیرندگان، فضایی که ایجاد کردم فضایی توام با احترام، آرامش و طمانینه بود ، ساعت‌ها می‌نشستم و به حرف، و درد و دل مردم ،درخواست ها و نیاز مردم گوش می دادم و سعی می کردم در حدی که برایم مقدور است کمک کنم و راهگشای مسایل مردم باشم. 
 در همان مقطع جلوی بعضی از پروژه‌های بزرگ را که بدون مطالعه اجتماعی و محیط زیستی بودند گرفتم ،در حالی که پروانه ساخت داشتند پروژه‌های بزرگ اقتصادی که نمونه اش مثلا پروژه خیلی بزرگی در خیابان بهار بود.آن مجموعه اگر ساخته می شد منفعت خیلی زیادی برای شهرداری می داشت چون درآمد زیادی کسب می‌کرد ولی آیا برای شهر هم منفعت داشت؟ آیا برای همان معبر خیابان بهار محدوده خیابان بهار همان منفعت را داشت؟ آیا  مشکلات و معضلاتی به همراه نمی‌آورد؟  اینها را خیلی بررسی کردم و به این جمع بندی رسیدم که اساساً به صلاح نیست نه صلاح مردم است ونه به صلاح شهراما شاید در وهله اول و ظاهر قضیه به صلاح شهرداری بود چون می‌توانست کسب درآمد کند. 
بله؛ اگر نگاه زنانه را امروز از شهر بگیریم، این شهر و جامعه، خشن، صلب و سخت خواهد بود ،تجربه دنیا چه چیزی را نشان می دهد؟ امروز مسولیت پست های حساس را به زنان می دهند چرا؟ به این دلیل که زنان با نوع نگاه، روحیات و ویژگی‌هایی که دارند می‌توانند ارتباط و تعامل برقرار کنند بعضی از وزرای خارجه در دنیا خانم‌ها هستند برای اینکه می‌توانند در تعاملات اثر داشته باشند و آن تعامل لازم را برقرار کنند.  می‌خواهم بگویم ما جدای از دنیا نیستیم ما  مردمی تافته جدا بافته از دنیا نیستیم تجربه دنیا را باید استفاده کنیم. نباید چرخ را دوباره از نو بسازیم. تجربه خوب دیگران را باید به کار ببریم، اگر امروز از این توان استفاده کنیم ضرر نخواهیم کرد. شهردار تهران که 11-12 سال است  مدیراین شهر است در ماه‌های آخر کارش یک خانم را به عنوان شهردار انتخاب می‌کند. البته همین کار هم کار خوبی است ولی خوب بود که طی 10-12 سال این اتفاق می‌افتاد نه در استانه انتخابات !

* نگاه به شورای شهر تهران و انتخابات آن نشان می‌دهد که در این 4 دوره انتخابات، سهم زنان 3 کرسی از شورای شهر بوده است. چه در دوره اول تا سوم که 15 نفر عضو شورا داشتیم و چه در دوره چهارم که 31 نفر بودند. آیا اینکه در هر دوره ۳ زن بودند تحلیل خاصی دارد؟ 
نمی توانیم بگوییم تکرار عدد ۳ براساس یک قاعده و یک منطق ریاضی است؛ زمانی که  نفر 3 از خانم ها به شورای شهر اول راه یافتند شاید واقعاً سهمی که به زنان در لیست داده بودند همین مقدار بود و همین تعداد هم انتخاب شدند. چون در دوره اول شورا همه لیست رای آورد. در دوره های بعد تعداد سهمیه زیاد نبود وقتی تعداد سهمیه را بالا نمی‌بریم بنابراین سهمی که به زنان در برگزیده شدن داده می شود سهم اندکی است. از این رو است که برای مجلس دهم که سهمیه 30 درصدی را مطرح کردیم در شوراها دنبال این هستیم که بتوانیم سهمیه 30-40 درصدی را دنبال کنیم و تعداد زنان در لیست تعداد قابل توجه وقابل دفاعی باشد .

* الان فکر می‌کنید باید مشخصاً چه کرد که تهران از این نگاه تغییری را شاهد باشد و در دوره پنجم بیش از سه کرسی برای زنان کسب شود.
تجربه مجلس، تجربه خوبی بوده است اگر بتوانیم آن روند را دنبال کنیم و آن اتفاق دوباره تکرار شود همان طور که در لیست تهران، 8 نفر خانم معرفی شدند  و همه 8 نفر رای آوردند. یعنی مردم اعتماد می‌کردند اگر همین رویه را بتوانیم ادامه دهیم یعنی بتوانیم اعتماد، علاقه، شور و پویایی مردم را بیشتر کنیم می‌توانیم این انتظار را داشته باشیم که لیست اصلاح‌طلبان از اقبال خوبی برخودار باشد.

*این اعتماد را چگونه می‌توانیم جلب کنیم مشخصاً راجع به جلب اعتماد مردم برای انتخاب زنان .
 باید زنان را به خوبی معرفی کنیم. تا می‌توانیم زنان موفق را به جامعه معرفی کنیم.

*اگر از نگاه بدبینانه به عمل‌کرد زنان در شورای شهر بنگریم ممکن است این اعتماد در مردم جلب نشود یا بحث‌هایی مطرح شود. ما کارنامه درخشانی از زنان در شورای شهر نداشتیم 
مگر کارنامه درخشانی از مردان داشته‌ایم !؟

* در دوره چهارم در بیش از ۱هزار و ۲۰۰ شهر حدود ۲۰۷ هزار کرسی اصلی و علی‌البدل شورایی داشتیم که این فرصتی برای زنان خلق کرد. اما به همین میزان هم فرصت برای حضور زنان در شهرداری‌های به عنوان شهردار بود. ما تنها چند شهردار زن آن هم در شهرهای کوچک داریم. چگونه از این فرصت به نفع زنان می‌توان بهره برد.

در کشور مشکل ما مشکل فرهنگی است و تا مشکل فرهنگی یعنی نگرش جامعه اصلاح نشود وضع همین است. تعداد دانش آموختگان دختر در دانشگاه، تعداد ورودی ها در دانشگاه‌ها سال‌هاست که هم خروجی و هم ورودی دختران بیشتر از پسران است. یعنی دختران در حال کسب دانش و تخصص هستند،  اماچرا فرصت داده نمی‌شود؟ برای اینکه بتوانند این دانش را به کار ببندند و تجربه کنند باید فرصت کار داشته باشند. اکثر آقایانی، که منصف هستند وغرض ندارند و نگاهشان، نگاه واقع بینانه است اذعان دارند که زنان مدیریت قوی‌ای دارند، دقت بیشتری دارند، سلامت ، تعهد دارند و کار را به ثمر می‌رسانند. با وجود این توصیف باید گفت تا این نگاه تنگ نظرانه و منفی به زنان عوض نشود تا این نگاه که متاسفانه به نام دین توجیه می شود عوض نشود عملا شاهد چنین نتیجه‌‌ای هستیم. 

*اینکه زمان‌بر است. طبیعتا برای این دوره پنجم یک برنامه کوتاه مدت مورد نیاز است تا بتوانیم زنان بیشتری را وارد شورا کنیم و یا در مدیریت ‌ها از آن‌ها بهره بگیریم.
نه. ما باید تلاش کنیم در همین دوره پنجم کار کنیم که زنان توان مندمان را معرفی کنیم واقعا باید زنان توان مند را بشناسانیم.

* این شناساندن از چه طریقی است؟ غیر از راه رسانه من راه دیگری سراغ ندارم؟
خوب خود رسانه یک ظرفیت است.

*معرفی و شناساندن سازوکار هم می خواهد. چگونه زنان دارای قابلیت را رسانه معرفی کند یعنی این یکی از چیزهایی است که در شورای سیاست گذاری باید راجع آن صحبت کنید یک راهکار هم بدهید چطور این زنان را به رسانه معرفی می کنید تا رسانه آن‌ها را بشناساند. ولی صرف اینکه رسانه کار شناساندن را انجام دهد یعنی یک بار اضافه بر دوش رسانه‌ها که هزار گرفتاری دارند بگذاریم.  

وقتی مردم مرتباً خانم هایی را ببینند که در جامعه حضور دارند، حرف می زنند، بحث می‌کنند، نظر می‌دهند، پیشنهاد می دهند، مخالفت و موافقت می‌کنند اینها را به عنوان یک واقعیت جامعه می‌پذیرند. می یابند که آنها دارای قابلیت و توانمندی هستند و همین طور که ما به آنها اقبال داریم جامعه هم باید اقبال کند، یک راهش این است که به احزاب رجوع شود به شورای  عالی سیاستگذاری  اصلاح طلبان مراجعه شود به گروه های مرجعی که فعالیت‌های زنان را سامان می دهند مراجعه شود و با افراد توان مند مصاحبه و گفتگو شود و نظرات  و دیدگاه آنها  در مطبوعات ، رسانه ها و شبکه های اجتماعی منعکس شود.

*البته این باز هم به معنای آن است که رسانه‌ها باید ساز و کاری برای معرفی بیایند و خود احزاب دست به کار نشوند. اما بگذارید سئوالی برای پایان این مصاحبه از شما بپرسم.شما خودتان تجربه شهردارشدن در تهران را در کارنامه دارید.  زنی را سراغ دارید که به عنوان شهردار تهران، به عنوان نامزدی شهردار تهران معرفي‌اش کنید؟
یکی از دستاوردهای مهم سالهای اخیر به ویژه بعد از حماسه دوم خرداد  تحولات همه جانبه ای است  درجامعه ما به ویژه درحوزه زنان فراهم آمده که یکی از نتایج آن حضور مسئولانه ومشارکت جویانه زنان است امروز زنان به درجه ای ازبلوغ وشایستگی رسیده اند که برای همه مناصب کشور ازحمله ریاست حمهوری  کاندیداهای واجد شرایط دارند قطعا درحوزه مدیریت شهری نیز زنان کاردان ، متخصص ، کارافرین وسیاست مدارانی داریم که می توانند کاندیداهای شهرداری تهران باشند بله، جای نگرانی نیست . 

زهرا صدراعظم نوری

عکس‌ها: عسل بیگدلی 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد