کد خبر: ۸۰۹۸
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمدزینالی اُناری *

محمدزینالی اُناری

وقتی مفهوم و محتوایی رواج پیدا می‌کند و تکنیک هایی ایجاد می کند، چه بسا خود محتوا و اهمیت آن از بین برود ولی تکنیک‌های آن یا صورت های ابراز ان باقی بماند. یکی از این روش ها، روش هایی بود که مارکسیست ها در ابراز مسائل و سیاست خود داشتند. البته ان ها تقریبا در این موضوع به حق بودند که مشکلات از سرمایه داری است و طبقه بورژوا یا اشراف مسلط هستند و چه مسائلی ایجاد می کنند. یکی از اشخاص دیگر به بازاریان و تاجران می گفت انگل، چرا که معتقد بود به جای تولید کالا و افزایش ظرفیت جامعه، بازاریان در پی افزایش مصرف هستند و در این بازی، طبقات پایین هستند که به ازای مصرف هر کالای لوکس، مجبورند اجناس به ظاهر لوکس را اتستفاده کنند و مدام ادای طبقات بالا را در بیاورند.

در نتیجه، طبقات بالا، اشراف و بازاریان از این نقطه نظر مقصر بودند و گروه هایی که علائق روشنفکری مارکسیستی داشتند اغلب مشکلات جامعه را در موضوع سرمایه و جمع شدن آن در دست یک طبقه می دانستند و حتی افکار و اندیشه های رایج در جامعه را توجیه منافع آنان می‌دانستند. از نظر اینان هر کس هم در جامعه حرف می زد، چون بر اساس زبان و ساختارهای موجود آن سخن می گفت، می‌توانست یک گول خورده باشد، چون زبان و حتی بحث‌های شاعرانه با پول ثروتمندان تأمین می‌شد و در نتیجه آرا یا احساسات آنان تبلیغ می‌شد. از این نظر هر کس هر چیزی می گفت، توجیه سلطه بود و باید گروهی روشنفکر می‌بودند و میان این همه سخنان و رفتارهای سلطه پذیر روشنگری می کردند و مردم را آگاه می کردند. لذا افشاگری رواج می‌یافت.

حال دیگر در ایران جنبش های مارکسیستی با آرمان‌های جا افتاده ی آنان وجود ندارد، اما روش‌هایی که آن ها در افشاگری و مقابله با سلطه و ساختارهای موجود رواج داده بودند، جا افتاده است و انگار اگر کسی در عالم سیاست و اندیشه باشد و ساختارها و متولیان امر را محکوم نکند، کار سیاسی و روشنفکری انجام نداده است. از این بعد هر کسی ولو حتی 4 روز در یک منصب بوده باشد، باید آن را کوبید. حال مشکل آن جا است در جامعه ما که ابعاد فلسفی موضوع کمتر تبیین می شود، این رفتار از جانبه اغلب نیروهای حذف شده از سیاست قابل تصور است. سیاست به این معنا شده است که مدیران و مجریان کوفته شوند چون مسئول آن ها هستند و باید بر علیه شان افشاگری شود. حتی اگر چیزی برای گفتن وجود نداشته باشد، باید یکی از افشاگری دم بزند.

حاد مارکسیسم، به آن گونه رفتار انقلابی گفته می شود که در درون آن انقلابی وجود ندارد. هیچ ساختاری قرار نیست تغییر پیدا کند، اما باید رفتارها به صورت تند و آتشین باشد. حتی هیچ کس نمی‌تواند دم از ساختارشکنی بزند و همه نظم رایج را قبول دارند، اما باید کسی را در مقام های بالای جامعه پیدا کنند تا علیه آن بشوند و این امری هیجان ساز و پرشور در سیاست است. اما بعد از آن که چنین رفتاری نتیجه داد، هیچ چیزی تغییر نمی‌کند و مردم فقط احساس می کنند که باید در زمان بروز چنین رفتارهایی بسوزند و گذاخته شوند و سپس بدون این که حتی کسی آن ها را فوت کند، خاموش شوند. حاد مارکسیسم نوعی تداعی پارک های مهیجی چون ژوراسیک است، بدون آنکه داخل جنگلی رفته باشید و احتمال خطر و اجازه شکار وجود داشته باشد، هیجان را تجربه می کنید.

در ایران هر از چندگاهی جنبشهای انتخاباتی شروع می شود و گروهی یک نفر را در ساختار پیدا می‌کنند که اگر حتی وضع مالی خوبی نداشته باشد، بتوان به او برچسب اشرافیگری زد، یا این که بشود از پرونده های مال و ثروت او حرف زد. می‌توان از دست های پنهان احتمالی دم زد که به دنبال منابع ملی است و از این قبیل سخن ها تا مردم احساس کنند شخصی پیدا شده و به دنبال تسخیر قله هایی است که قرار است در آن جا برای مردم نعمت فراوان و با مساوات برقرار کند. از این رو مبارزه با ساختار و دم زدن از حرف های ناگفته به یک بازی سیاسی و مهیج رایج و رفتار به ظاهر کاریزماتیک تبدیل شده است. این رفتار بخش زیادی از مردم را که از طبقات پایین هستند، امیدوار می کند و به عنوان طرفداران آن سیستم در پازل کسانی قرار می دهد که شعارهای آتشین حادمارکسیستی سر می دهند تا برنده رقابتی باشند که بسیاری امیدوارند پس از آن اتفاقی بیفتد. تجربه نشان داده است که این یک بازی جذب آراء است و پس از آن هیچ اتفاقی نمی‌افتد.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد