کد خبر: ۸۱۱۷
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
هانیه گرائیلی*

هانیه گرائیلی

فرهنگ به مجموعه رفتارهای اکتسابی و ویژگی‌های اعتقادی اعضای یک جامعه  گفته می‌شود که در میان افراد آن جامعه مشترک است و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود، براساس آموزه‌های فرهنگی مردم مهارت‌هایی پیدا می‌کنند و فنونی می‌آموزند که برای ادامه حیات و بقای آنان در انواع محیط‌های مادی پیرامونشان ضروری است، مردم می آموزند که چگونه باهم ارتباط برقرار کنند و فعالیت‌های خود را هماهنگ و متعادل سازند. اما هرگونه کوشش برای همکاری با دیگران در جامعه مستلزم وجود یک زبان مشترک است، جامعه هنگامی می تواند به آرامی وظایف خود را انجام دهد که افراد بتوانند رفتار یکدیگر را پیش بینی کنند و از قواعد و الگوهایی که دیگران به کار می برند آگاه باشند. 
آنچه می‌تواند به رشد زبان مشترک و در نتیجه فرهگ پذیری اعضای یک جامعه کمک کند ارزشها و نمادهای فرهنگی هستند. 
ارزش‌های فرهنگی همان عقاید ریشه‌داری هستند که افراد هنگام سئوال درباره خوبی‌ها، برتری‌ها و کمالات به آنها مراجعه می‌کنند. تحصیلات، زندگی خانوادگی، موقعیت شغلی، دین، اطاعت از قوانین، آراستگی ظاهری و ... نمونه ارزشهایی هستند که در جوامع مختلف مورد رجوع هستند. 
 بنابراین در کلان شهری مانند تهران در حوزه فرهنگی نیازمند وضع قوانینی هستیم که زبان مشترک مردم را تقویت کند تا آنها بتوانند با پیش بینی یکدیگر، به گونه ای باهم ارتباط برقرار کنند که از یک زندگی متعادل و پایدار برخوردار گردند. 
آنچه به این مهم کمک شایانی میکند تقویت ارزشها، آداب و رسوم اخلاقی است که این امر هم مستلزم وضع قوانین دقیقی است که مانع تن دادن افراد به ممنوعیت های اجتماعی شود. 
اما متاسفانه امروزه در شهر ما بین فرهنگ آرمانی و فرهنگ موجود عدم تطابق جدی وجود دارد، رعایت نکردن قوانین و مقررات، تقلب در مواد غذایی، احتکار اجناس، نپرداختن عوارض، مصرف دخانیات و مواد مخدر، تبلیغات دروغین و...  از این جمله است 
از زاویه ای دیگر نه تنها ما شاهد رشد خرده فرهنگ هایی هستیم که ارزشهای جامعه از جمله سخت‌کوشی، انضباط، دین باوری، صداقت و ... را طرد می‌کند بلکه نظاره گر رشد ضد فرهنگ هایی هستیم که با فرهنگ غالب در جدال و ستیزند که شیطان پرستی و فرقه گرایی از این گونه اند 
شهر ما همچنین از پدیده دیگری به نام قوم مداری رنج می برد شاید زیانبارترین پیامد قوم مداری این باشد که غالباً مانع نوآوری‌های سودمند در جامعه می‌شود و منجر به طرد غیر ضرور و بیهوده خرد و دانش دیگر اقوام و فرهنگ ها می‌شود. 
ذکر این نکته ضروریست که مردم  ما نسبت به رها کردن سنتها، ارزشها و آداب رسوم خود انعطاف ناپذیر و سخت گیرند ولی در طول تاریخ کمتر فرهنگی است که دچار دگرگونی نشده باشد بنابراین متولیان امر فرهنگی باید با وضع قوانین صحیح و آلترناتیوهای مورد اقبال مردم ، جهت دهی مناسبی به جامعه داشته باشند.
 دگرگونی‌های فرهنگی زمانی شکل می گیرد که جامعه نیازهای خود را بشناسد، نیازهایی که بیشتر جنبه روانی و ذهنی دارد، اما علیرغم هزینه کرد میلیاردها تومان بودجه فرهنگی شهرداری ما نه تنها شاهد جهت گیری صحیح در فرهنگ مردمان شهرمان نیستیم بلکه مواجه با پدیده تاخر فرهنگی نیز شده‌ایم این تاخرفرهنگی که همانا رشد سریعتر فرهنگ مادی از فرهنگ غیر مادی است، باعث بروز تنش، اضطراب و احساس محرومیت در جامعه شده‌است  بنابراین تا دیر نشده است متولیان شهر باید با حفظ هویت و نظارت شورای‌ اسلامی شهر؛ مقوله فرهنگ را جدی بگیرند تا با یک ثبات نسبی گام موثری در جهت توسعه شهری برداریم.

*مدرس جامعه‌شناسی و عضو مجمع زنان اصلاح‌طلب 


نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد