کد خبر: ۸۳۱۰
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
فاطمه ناصحی
تابستان 93 بودو ما برروی پل میانگذر شهید کلانتری بودیم ،چشمانم را بسته وبه همسفرانم سپرده بودم تا هرگاه از روی آن پل و آن آبگیری که زمانی نامش دریاچه ارومیه بود گذشتیم به من خبردهند تا چشمانم را بگشایم.سالها دوری از این مکان خاطره انگیز امکان دیدار را تا به آنروز برایم فراهم نکرده بود و دلتنگی دیدن دریاچه کودکیهایم مرا تا بدان جا کشانده بود تا صحت  یا سقم اخباری که حکایت از خشک شدن دریاچه را داشت به چشم خود ببینم.در کتابی خوانده بودم که  رم جایی است که با هیچ شهر دیگری در دنیا رقابت نمی کند چرا که می داند همیشه در امن وامان ودردست تاریخ قرار دارد، در نظرمن نیز دریاچه ارومیه دریاچه ای بود که با هیچ عرصه آبی دیگری رقابت نمی کرد واکنون بازگشته بودم تا طبیعت بی رقیب آنرا دوباره ببینم ودیگربار مجذوب زیبایی های آن شوم. مانند کسی بودم که در پی همان کودکی بودکه سالها پیش آن دریاچه را با تمام خاطراتش رها کرده بود واکنون بازگشته بود تا اورا بیابد ولی در زیرتلی از نمک گم کرده بود! دریاچه تقریبا خشک شده بود،حقیقتی که میتوانست همیشه مایه اندوهم شود.
اینکه ازین پس در کلاسهای درس اکولوژی دریا واشتیاق دانشجویانم چه بحث دیگری را جایگزین معرفی اکوسیستم بی نظیر دریاچه ارومیه خواهم کرد، قلبم را می فشرد.درسمان را اینگونه آغاز می کردیم: دریاچه ارومیه یک دریاچه اشباع از نمک است که به سبب ویژگیهای منحصر به فرد خود مانند دارا بودن یکصد ودو جزیره ،وجود آب شیرین در تعدادی از این جزایر ،داشتن منابع باارزش غذایی وزیستگاه پرندگان  مهاجر به عنوان یک ذخیره گاه طبیعی ومخزن ژنتیکی است...... و با غرورخاص ناشی از این واقعیت که این دریاچه با این ویژگیها ،مکان زیبا ودنجی را درنقشه کشورمان تصاحب کرده است کلاس را به اتمام می رساندیم.
با اطلاع از بودجه سازمان حفاظت محیط زیست وهزینه ای که باید صرف راهکارهای احیا واستفاده از تکنولوژیهای گران می شد هرگز باورنمی کردم که روزی این دریاچه دوباره شروع به نفس کشیدن کند واحیا شود.نمی دانستم که سازمان حفاظت محیط زیست چگونه خواهد توانست با آن بودجه اندک هم مشکل ریز گردهاو معضلات متعدد محیط زیست را حل کند وهم دریاچه تقریبا ناپدید شده را دوباره احیا کند؟
دراین سالها ودرمیان ناباوریها و ناامیدیها دنبال کورسویی ازامید می گشتم و پیگیری وضعیت دریاچه ارومیه مثل یک وظیفه ومناسک روزانه ام درآمده بود. امروزیکی از روزهای سال 96 است گزارشات را مطالعه می کنم ونمی توانم امید بیدار شده دردلم ولبخند نشسته بر لبانم را از کسی کتمان کنم: در یک پروژه 10 ساله که سه سال آن گذشته ،طبق پیش بینی ستاد احیا ،دریاچه به حالت تثبیت رسیده ومراحل احیا شروع شده است یعنی دریاچه ارومیه دوباره خواهد توانست پرآب شود واین برای من مفهومی همچون احیا یک کودک در حال مرگ را دارد چرا که باور دارم اکوسیستمهای آبی خود به منزله فرزندان طبیعتند. 
به عنوان یک فرد محیط زیستی که دشواریهای سرراه محیط زیست جامعه ام را باتمام وجود می شناسم ،قدردان زحمت کشان این عرصه هستم. قدردانی به پاس  تلاشهای دولت یازدهم که با پیگیریهای مستمرخود در چهار سال اخیر توانست علیرغم مشکلات وبودجه ناچیز وموجی از ناامیدی ،با تلاش فراوان ومتعهدانه این فرزند طبیعت را تیمار کند وتمام تلاش خود را به کارگیرد تا دیگر باراین سرمایه جهانی را به آغوش مادر زمین باز گرداند. به امید استمرار سیاستهای اتخاذی در راستای احیا این دریاچه وهر چه پر آبتر شدن این نگین فیروزه ای بی رقیب ایران.

* هیات علمی گروه محیط زیست دانشگاه آزاداسلامی واحد اردبیل 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار