کد خبر: ۸۵۴۰
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
سینا قنبرپور
۸سال دفاع مقدس و پشت سرگذاشتن جنگ تحمیلی روایت‌های بسیاری در خود جای داده که هریک به تنهایی دستمایه ده‌ها و صد‌ها اثر سینمایی و تلویزیونی بوده و هست ولی به نظر می‌رسد سینمای دفاع مقدس تاکنون به وجهی از جنگ که در فیلم سینمایی «ویلایی‌ها» روایت شده نپرداخته بودند. 
«ویلایی‌ها» خود در زمانی روی پرده سینماها قرار گرفت که حوادث بسیاری همزمان با اکران آن در کشورما رقم خورده‌است. از شور و هیجان انتخابات و نتیجه آن گرفته تا وقوع حملات تروریستی در هفدهمین روز خرداد۱۳۹۶. 
شاید فقط یک ویلایی‌نشین بداند «منیر قیدی» دقیقاً چه بخشی از سال‌های جنگ تحمیلی را روایت کرده‌است. اما آنچه باز هم فیلم «ویلایی‌ها» را از سایر فیلم‌های دفاع مقدس یا آثارهنری مرتبط با سال‌های جنگ تحمیلی متمایز کرده روایتی از زنان و جنگ تحمیلی است. 
اگر به خاطر بیاوریم که همواره همه فیلم‌های دفاع مقدس قهرمانانی از جنس مردان داشته‌اند و زنان در این فیلم‌ها در حاشیه بودندآنگاه بیشتر درمیابیم که این فیلم روایتی کاملاً متفاوت دارد؛ این فیلم واقعیتی از زندگی زنان و کودکان را روایت کرده‌است که یا کمتر آن را از ذهن گذرانده‌ایم و یا اصلاً فراموشش کرده بودیم. 
جنگ فقط خط مقدم و تیراندازی و لشگرکشی و آزادسازی نبود. گو اینکه جنگ علاوه بر «ایثار» و «شهادت» آثاری از جمله بمباران شیمیایی داشت. آثاری از جنس موج انفجار و زندگی یک «موجی» در خانواده. اما در همه این سال‌ها زنان را پشت جبهه در حال پخت نان و درست کردن غذا یا مواردی از این دست نمایانده بودند. «ویلایی‌ها» روایتی متفاوت‌تر از قندشکستن و غذاپختن برای جبهه‌ها را تصویر کرده است گو اینکه در آن صحنه‌هایی از قندشکستن هم می‌بینیم. 
این یادداشت قصد ندارد ازنگاه سینمایی ویلایی‌ها را از ذهن بگذراند.  شاید این جبر روزگار بود که به سبب سن و سال جزو رزمندگان و دفاع‌کنندگان از میهن نباشیم ولی به سبب آنکه در اهواز و خوزستان زاده شده بودیم قسمت این بود که راویانی متفاوت از جنگ باشیم. راویانی که جنگ، کودکی و نوجوانی‌اشان را دزدید!
قسمت ما این بود که  جنگ را از زاویه دیگری ببینیم؛ ناظر لحظه‌هایی باشیم که کمتر به آن امتیازی تعلق گرفته است. شاهد آن لحظه‌‌هایی که گویی در برابر بزرگی «ایثار» و «شهادت»  به چشم نیامدند ولی بودند و واقعی هم بودند. وقتی  همکلاسی‌هایمان را از سرکلاس صدا می‌کردند و به دفتر مدرسه فرامی‌خواندند تا مدیر و ناظم آن‌ها را آرام آرام آماده واقعیتی کند؛ واقعیتی که وقتی به خانه می‌رسیدند از شلوغی  محل و گریه و ضجه‌های خویشان و نزدیکان شوکه نشوند. خبر شهادت شاید آن روزها دور از انتظار نبود اما پذیرشش  هم کار ساده‌ای نبود. 
شاید در تمام این سال‌ها سینمایی که امثال «ابراهیم حاتمی‌کیا» با آن راویان جنگ تحمیلی شدند و شخصیت‌هایی چون «شیرین» در بوی پیراهن یوسف  یا زنانی از این دست را ترسیم می‌کردند، جنگ را بیشتر و بیشتر مردانه می‌نمود! آنجا که حاج کاظم «آژانس شیشه‌ای» نامه‌ای به همسرش فاطمه نوشت فقط درددل با سنگ صبورش بود. یا آنجا که «نرگس» در «ارتفاع پست» با بازی سکوت «لیلی حاتمی» جلوی چشممان از صبوری‌های مردم جنگ‌زده خوزستان مجسم شد. داستان «محبوبه» در «روبان قرمز» نیز زن و دفاع مقدس را از نگاهی مردانه تصویر کرده‌است. اما هنوز هیچ‌کس به اندازه «منیر قیدی» نتوانسته بود زنان دفاع مقدس را  واقعی ترسیم کند. 
زنانی که در «ویلایی‌ها» به ما سال‌های پایانی جنگ را یادآوری می‌کنند بیش از هرویژگی دیگری واقعی هستند؛ زنانی که در سال‌های جنگ می‌زیستند. ویژگی‌ها و مولفه‌های آن دوره از تاریخ ایران را دارند و برای همین تجربه زیسته زنان ایران در آن دوره را به نمایش گذاشته‌اند. 
شاید زنانی در جنگ تحمیلی اسلحه به دست گرفتند و شهید شدند. زنانی که حتی نامشان را کمتر زینتبخش بزرگراه‌ها و خیابان‌ها یا اماکن مهم دیدیم ولی جنگ و سال‌های دفاع مقدس فقط محدود به آن‌ها نبود. 
دو دهه از آن زمان سپری شده‌است و اینک ویژگی‌های جامعه زنان ما نیز بسیار تغییر کرده‌است. شاید این روزها تکیه بر عبارت‌هایی چون «شوهرداری» زنان، مناقشه‌برانگیز باشد و زنان را محدود به یک نقش نشان دهد ولی واقعیت این است که ما کمتر به زنانی پرداختیم که جنگ همین نقش محدود را هم از آن‌ها دریغ کرد. زنانی که در ویلایی‌ها ترسیم شده‌اند بخش کوچکی از زنانی هستند که شاید به درستی هیچ‌گاه نتوانستند «شوهرداری» کنند؛ و باز شاید استفاده از واژه‌ای چون «هوو» برای توصیفی از یک واقعیت مهم، با موجی از انتقادات همراه شود اما در ویلایی‌ها می‌بینیم که چگونه در دهه شصت و سال‌های جنگ تحمیلی تجربه‌ای برای زنان ایرانی رقم زده شد که کمتر تشریح و توصیف شده‌است. «دفاع از میهن» هووی بسیاری از زنان شد و دستکم در ویلایی‌ها این موضوع به میان آمده‌است. 
«ویلایی‌ها» در زمان نامناسبی منتظر ما در سینماهای کشور شد. درست در همان روزهایی که تب و تاب انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای شهر و روستا همه چیز را مغلوب بزرگی و اهمیت خود کرده بود. 
«ویلایی‌ها» برخلاف سایر فیلم‌های دفاع مقدس یا فیلم‌هایی که به اتفاقات انقلاب اسلامی و سال‌های درگیری با ترورهای دهه شصت پرداخته مورد توجه قرار نگرفته  و همین موجب شده کمتر درباره آن بحث و تبادل نظر صورت گیرد اما واقعیت این است که این فیلم علاوه بر روایت بخشی از تاریخ جنگ تحمیلی در خود بخشی از تجربه زیسته زنان ایران را جای داده است که باید مرور شود. 
خوزستان «ویلا»های بسیاری داشت. در برخی از آن‌ها روایت «ویلایی‌ها» شکل گرفت و در بسیاری دیگر روایت‌های دیگری از جنگ. هنوز قصه‌های ناگفته بسیاری چون ویلایی‌های منیرقیدی از ویلاهای خوزستان باقیست.

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار