کد خبر: ۸۶۳۰
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زینالی اُناری *
به نظر می رسد سرمایه داری پدیده ای است که بسیاری از طرفداران اقتصاد دولتی اعم از تفکرات مارکسیستی و بنیادگرایان با سر دادن شعارهای ضد آمریکایی علیه آن تشخص می یابند. اما تجربه های گذشته نشانگر این است که سر دادن شعارهای به صرف ضد سرمایه داری نمیتواند تبیین کننده ضدیت کامل با سرمایه داری باشد. گروه هایی که با سر دادن این شعارها، گوی ضدیت با سرمایه داری را می برند، امتیاز و برند محافظت از طبقات پایین و رویارویی با ساختارهای قدرت بازاری را به دست می آورند.
لذا بسیاری از ما فکر می کردیم که دولت های اصول گرا که به نوعی تلفیقی از تفکرات اقتصاد دولتی متنوع است، رفته رفته طبقات پایین را تقویت و توانمند کند تا جایی که با یک مانور هشت ساله بر علیه سرمایه داری همه طبقات پایین بتوانند از این وضعیت خلاص شوند. اما در عوض دیده شد که واردات خودروهای گران قیمت که تبیین کننده ی عملی شکاف طبقاتی بود، در همین زمان صورت گرفت. سیستم هایی خارج از رده دولت به صورت بخش خصوصی به دست بازنشستگان و یا مؤدیان یک سری شرکت های غیر دولتی و صنفی در آمد که هیچ گونه تعلقی به نظم اقتصادی و برنامه های موجود ندارند. 
سرمایه داری از آن چه ما فکر می کنیم به ما نزدیک تر است. یعنی شاید امروز با شعارهای اصولگرایان فکر کنیم دولت موجود که به بخش تخصصی توجه می کند و اقتصاد غیر دولتی را با ورود افراد خلاق و سرمایه گذاران داخلی و خارجی تقویت می کند، به سرمایه داری نزدیک شده است. اما طبیعی است که ما سریعاً به این فکر خواهیم افتاد که گروه هایی که حامی این وضعیت هستند، قبلا هم با این افکار مردم را به سمت دولتی بردند که در آن واحد هم سرمایه داری را مورد شماتت قرار می داد و هم وام کارآفرینی اعطا می کرد، به خصوص به شرکت هایی که عمدتاً وارد بازار گسترده خانه سازی شده بودند (و با گسترش سطح شهرها محیط زیست را نابود می کردند). 
در این جا نکته دیگری هم وجود دارد و آن این است که بنگریم و ببینیم که افراد ورود کننده به عرصه اقتصاد چقدر معتقد به تولید و تطبیق اقتصاد ایران با شرایط جهانی می کنند تا هر چه بیشتر از آسیبهای اقتصادی و تضعیف ایران در مناسبات جهانی جلوگیری شود. باید دید که افراد چه تصوری از اقتصاد دارند و آیا آن را مانند توزیع انبوه نذری و یا فروش تراکم شهری می دانند؟ چنان که این رویکرد صرفا مبتنی بر تولید طبقات بالا و حمایت از ضعفا می باشد. در نتیجه باید گفت تفکر اصول گرایان به تجربه سازنده ی شکاف طبقاتی بوده و چه بسا توانایی رفع آن را نداشته باشند. 
اقتصاد بیش از آن که در توزیع و معامله خلاصه شده و به شکل گرفتن توده های مرفه و گروه های ضعیف نیازمند حمایت بیانجامد، نیازمند ساختارهایی است که به تولید ثروت در جامعه بیانجامد و از این نظر نیازمند کسانی است که بیش از روسازی، به زیرساخت های اقتصادی‌ای بپردازند که خود به خود و با توسعه سیستم های اقتصادی مبتنی بر تولید و تجارت بین المللی، مشکلاتی چون بیکاری و فرهنگ فقر را از بین برده و جوامع بومی و محلی را به تدریج تقویت کند.

*جامعه‌شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه 
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار