کد خبر: ۸۹۴۹
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
اگر به وضع و حال وزارت نیرو نگاهی بیندازیم خواهیم دید ، قرار نیست معجره‌‌ای رخ دهد بلکه باید مدیری به عنوان وزیر معرفی شود که بتواند از دل همان نهاد۵۴ ساله و کارشناسانش چنان تحرک و پویایی رقم بزند که راهکارهایی برای حل مشکلات و معضلات وزارت نیرو ارائه شود.
کلیدملی :‌ ۷۰هزار میلیارد تومان بدهی برای وزارتخانه‌ای که بودجه‌اش در سال ۴ تا ۵ هزارمیلیاردتومان است آن‌قدر بارسنگینی هست که زیر فشار آن کمر خرد کند. حالا علاوه بر سنگینی این بدهی انباشته و هزاران پروژه روی زمین مانده، مطالبات مردمی هم بر سنگینی آن افزوده زیرا مردم نگرانند که علاوه بر کم‌آبی و بی‌آبی با ریزگردها و تبعات آنچه کنند؟ 
به ویژه آنکه در همین شرایط برخی از دست‌اندرکاران دولت‌های گذشته دم به دم از غیرقابل سکونت شدن ایران می‌گویند و دل همه را خالی مي‌کنند که ایران آب ندارد!هم دل ایرانی‌ها را خالی مي‌کنند که باید مهاجرت کنید و هم دل سرمایه‌گذاران که ایران جای امنی برای سرمایه‌گذاری‌اتان نیست. 
این نکته که ایران کم آب است واقعیتی است که ریشه در دل تاریخ ایران دارد و سالیان سال و هزاره‌های پی در پی ادامه یافته و ایرانیان با مدیریت و تدبیر از پس آن برآمده بودند.  حال چه شده که عده‌ای به جای ارائه تدبیر و راهکار دم به دم بر ترس‌های مردم مي‌افزایند هنوز برکسی مشخص نشده‌است.
همین نگرانی‌ها در کنار تجربه‌های ناخوشایندی که برای تالاب‌های ایران رقم خورده دست به دست هم دادند تا وزن مطالبات بیرونی از وزیرنیرو را چنان سنگین کنند که در تاریخ مجلس شورای اسلامی نیز چنین اتفاقی بی‌سابقه بود؛ هیچ‌گاه «وزیرنیرو» گزینه عدم رأی اعتماد  مجلس نبوده‌است. 
در همین حال در فاصله ۲ماه پایانی تابستان بحث بر سر تصدی وزارت نیرو داغ بود و به یمن سرعت و درهم‌تنیدگی شبکه‌های اجتماعی به سرعت پویش‌های مردمی با کلیدواژه‌هایی شبیه به هم سازهایی کوک کردند که «#نه_به_این» ، «#نه_به_آن» یا  «نه_به_سدسازی» و «#نه_به_انتقال_آب» نام گرفتو بر حرارت و شعله‌های آتش هیجانی می‌افزود که واقعیتی بزرگ و خطرناک را نادیده می‌گرفت. 
شاید این روزها «نه» گفتن ساده‌تر از دادن پاسخ مثبت شده باشد! اما این است که هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت مدعی شود آنچه بر سر محیط زیست و طبیعت ایران آمده حاصل عمل‌کرد یک شخص یا یک وزارتخانه است و برای مثال روش‌های مدیریت منابع آب را یک‌سره مطرود و منسوخ کند. گو اینکه همه می‌دانیم «سد» صرفاً ابزاری مدیریتی است که می‌توان همواره دریچه‌های آن را باز گذاشت تا آب جریان مستمر داشته باشد. پس شاید روش‌های مدیریت منابع آب جای بحث داشته باشند نه ابزارهای مدیریتی و نحوه به‌کارگیری و جانمایی آن. 
کیست که نداند بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ادوار مختلف از سر دلسوزی و برای توسعه منطقه و حوزه انتخابیه خود برسر اجرای پروژه‌هایی پافشرده‌اند که شاید با منطق مدیریت منابع آب و حفاظت از محیط زیست همخوانی نداشته است. 
شاید همین رفتارها سبب شد که ایران سال‌هایی را در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰تجربه کند که کمتر کسی تصورش را می‌کرد؛ تحریم‌های اقتصادی و توقف نبض تولید از بی‌تدبیری و مدیریت ناصحیح ، هنوز نیز آثارش پابرجاست. بی‌راه نیست اگر بگوییم آثار این مدیریت ناصحیح در مدیریت منابع آب نیز امروز خود را نمایانده است.  گواینکه بسیاری معتقدند ایران امروز گرفتار بحران آب نیست بلکه گرفتار خشکسالی  مدیریتی در حوزه منابع آب است. 
مصداق این مدعا بیانه ۱۱۰نفر از فعالان و دست‌اندرکاران صنعت آب ایران تحت عنوان «وضعیت مدیریت آب کشور» خطاب به دکتر حسن روحانی در ۱۷تیر۱۳۹۶ بود.
با این توصیف‌ها پرسشی مطرح می‌شود ؛ آیا همه تقصیرات برگردن یک وزارتخانه و آن هم «وزارت نیرو» است؟ 
حتی اگر فرض کنیم همه تقصیرها هم بر گردن وزارت نیرو باشد آیا با سردادن شعارهایی از قبیل «ما وزیرمحیط زیستی می‌خواهیم» یا انواعی از کمپین‌های «#نه_به_این» یا «#نه_به_آن» می‌توان انتظار داشت که وزارت نیرو مشکلاتش راه حل بیابند؟
در عین حال که ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیرانی حساس به وضعیت محیط زیست و منابع آب است و این محدود به وزارت نیرو نیست، باید پرسید نقش وارتخانه‌ها و نهادهای دیگر نظیر وزارت جهادکشاورزی، وزارت کشور، وزارت صنعت معدن و تجارت، وزارت آموزش و پرورش و یا وزارت علوم تحقیقات و فن آوری در بروز وضعیت کنونی آب چه بوده‌است؟ نهادهایی چون قوه مقننه و قضایی نقشی در این عرصه نداشته‌اند؟
اما حالا که فرصت بیشتری برای بحث درباره وزیر نیروی دولت دوازدهم رقم خورده‌است  باید پرسید چه کسی این بارسنگین مطالبات مردمی و مشکلات پیش روی وزارت نیرو را می‌تواند بردوش کشیده و برایش راه حل بیابد؟
بدیهی است اگر وزارت نیرو نتواند از پس بدهی‌۷۰هزارمیلیاردتومانی خود برآید هیچ اقدامی در راستای بهبود محیط زیست و زندگی مردم هم نمی‌تواند انجام دهد. 
شاید باید به سال ۱۳۹۲ بازگشت و از تمثیلی که حسن روحانی در قامت نامزد ریاست جمهوری به کار بست بهره برد؛ چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد همانطور که چرخ اقتصاد باید بچرد به همان تناسب که باید چرخ زندگی مردم بچرخد. 
اگر امروز شاهد آن هستیم که با تدبیر و مدیریت صحیح پرونده‌ هسته‌ای ایران به برجام رسیده و آرام آرام چرخ اقتصاد به چرخیدن درآمده حاصل چیست؟
هیچ‌کس معجزه‌ای رقم نزدو حسن روحانی نیز کسی خارج از بدنه مدیریتی این کشور نبود. او با به کارگیری همان دیپلمات‌ها و کارشناسان سیاست خارجی توانست پرونده هسته‌ای ایران را از بن‌بست خارج کندو طرح نودراندازد. 
حال اگر به وضع و حال وزارت نیرو نگاهی بیندازیم خواهیم دید ،  قرار نیست معجره‌‌ای رخ دهد بلکه باید مدیری به عنوان وزیر معرفی شود که بتواند از دل همان نهاد۵۴ ساله و کارشناسانش چنان تحرک و پویایی رقم بزند که راهکارهایی برای حل مشکلات و معضلات وزارت نیرو  ارائه شود. 
تجربه به کارگیری «محمدجوادظریف» در وزارت خارجه و «بیژن نامدارزنگنه» در وزارت نفت توانست چرخ اقتصاد ایران را دوباره به چرخش درآورد و نبض از نفس افتاده زندگی مردم را به ضربان درآورد. 
هم‌نشینی دیپلماسی و توانمندی ترکیبی است که بیش از هر زمان دیگری نسخه امروز وزارت نیرو است. این وزارتخانه نیاز دارد به دور از هیاهو و هیجان  کسی سکان هدایتش را برعهده بگیرد که دوباره ضربان و نبض حرکت در آن را برگرداند.
کسی باید سکان اداره وزارت نیرو را در دست بگیرد که البته دغدغه آب و محیط زیست داشته باشد اما چنان قدرت رهبری و هدایت این وزارتخانه را داشته باشد که هم زنان و هم مردان متخصص این نهاد را دوباره بسیج کند تا به کارشان سرعت ببخشد و در همین حال بتواند از ظرفیت‌های بین‌المللی و قدرت نهفته در گفتگو و دیپلماسی برای بهینه‌سازی روش‌های مدیریتی بهره جوید.  یکی از مولفه‌هایی که می‌تواند به تکاپوی بیشتر در وزارت نیرو منجر شود استفاده از همه کارشناسان اعم از زن و مرد است و تنها کسی می‌تواند این کار را انجام دهد که به حضور و فعالیت زنان اعتقاد داشته باشد و صرفاً به دلیل دستور رییس‌جمهور مبنی بر انتصاب یک زن به معاونت نخواهد موضوع را از سر وا کند. 
کسی باید در رأس تصمیم‌گیری‌های وزارت نیرو قرار گیرد که مشارکت بخش خصوصی و حضور همه ذی‌نفعان آب اعتقاد داشته باشد و به گفتگوی میان بخش‌های مختلف برای اتخاذ بهترین تصمیم معتقد باشد وگرنه مصداق همان توصیفی است که رئیس هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب ایران به کار برد می‌شود و دوباره وزارت نیرو در قامت دولت به جای ذی‌نفعان آب تصمیم می‌گیرد. اسماعیل مسگرپورطوسی  در این باره گفته است : «معتقدم مشکل ما از آن موقع شروع شدکه آب دولتی شد. هروقت درجایی دولت دست می‌گذارد به قیم تبدیل می‌شود. اینگونه که می‌خواهد بگوید من مشکلتان را حل می‌کنم. می‌خواهد بگوید من ولی تو هستم، مواظب تو هستم اما این رفتار بلافاصله تبدیل به یک معضل اجتماعی می‌شود».
اگر به این موارد توجه داشته باشیم خواهیم دید در سایه چنین مدیریتی است که می‌توان امیدوار بود پروژه‌های برزمین مانده این وزارتخانه تکانی بخورند به سرانجام برسند، بازدهی داشته باشند تا هم اشتغال را جانی ببخشند و هم وضعیت زندگی مردم را بهبود بدهند. 
واضح است تا مشکل تأمین مالی پروژه‌های صنعت آب مرتفع نشود نمی‌توان انتظار داشت صنعت قدیمی و روش‌های کهنه یا بی‌جان مدیریت منابع آب به بهره‌وری نزدیک شوند و نگرانی در زمینه کم آبی و بی‌آبی را رفع کنند. 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار