کد خبر: ۹۰۱۱
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر عباس محمدی‌اصل جامعه شناس در تحلیل پویش‌های مطالبه وزیر نیرو محیط زیستی :
عباس محمدی اصل : ما وضعیت آرمانی مبتنی بر سیستم مالیاتی، پاسخگویی و مالیات‌دهنده را به جامعه خودمان تعمیم می‌دهیم که این درست نیست. پس مجموعه سیاستی که قابل مقایسه با آن شرایط و آن جوامع نیست را باید کنار بگذاریم.
کلیدملی : دکتر عباس محمدی‌اصل جامعه شناس و پژوهشگر  درباره نقش فعالیت‌های تلگرامی محیط زیستی و تلاش برای تاثیرگذاری در انتخاب گزینه‌های وزارت نیرو می‌گوید: «درمواجهه با دولت‌های رانتی فعالیت جنبش محیط زیستی با تغییر وزیرنسبتی ندارد.   ما وضعیت آرمانی مبتنی بر سیستم مالیاتی، پاسخگویی و مالیات‌دهنده را به جامعه خودمان  تعمیم می‌دهیم که این درست نیست. پس مجموعه سیاستی که  قابل مقایسه با آن شرایط و آن جوامع نیست را باید کنار بگذاریم. »
 استاد دانشگاه علامه طباطباییکه کتاب «زنان و محیط زیست» را نوشته‌است در تحلیل فعالیت‌هایی که از تابستان گذشته حول انتخاب ، نعرفی و عدم رأی اعتماد به حبیب‌الله بیطرف به عنوان وزیر نیرو شکل گرفت و نقش فعالیت‌های تلگرامی را نقد کرده می‌افزاید: تمامیت‌خواهی شخصیت ایرانی در طول تاریخ ۳هزارساله استبداد ریشه دارد و به همین شکل ایده‌آلی  هم تصور می‌کند که در سیاستگذاری‌ها چنان نقش دارد که گویی در حال تکان دادن زیرساخت‌های سیاسی جامعه است در حالی که این هم تصور باطلی است. 
آنچه در ادامه می‌خوانید واکاوی حرکتی است که در پوشش شبکه پیام‌رسان تلگرام برای نقد سیاست‌های انتقال آب و سدسازی شکل گرفته و معرفی افرادی به عنوان وزیر نیرو را خیانت به محیط زیست توصیف کرده‌است. 

دکتر عباس محمدی‌اصل جامعه شناس در تحلیل پویش‌های مطالبه وزیر نیرو محیط زیستی

*از اوایل مرداد امسال وقتی موضوع معرفی حبیب‌الله بیطرف به عنوان وزیر نیروی پیشنهادی مطرح شد گروه‌هایی با راه‌اندازی هشتگ نه_به_بیطرف و راه‌اندازی گروه‌های تلگرامی با همین عنوان به طرح موضوعات سدسازی و نقد انتقال آب از کارون به فلات مرکزی ایران پرداختند. پویش دیگری نیز در گروه‌های تلگرامی شکل گرفت با عنوان نه_به_سدسازی که کارنامه بیطرف در وزارت نیرو را عامل بسیاری از اتفاقات محیط زیستی می‌دانست. الان نیز با نزدیک شدن به موعد معرفی وزیر نیرو پیشنهادی بعدی سعی به تکرار آن حرکت دارند. این توضیح هم باید افزود که با عدم رأی اعتماد به بیطرف بسیاری این اتفاق را پیامی به دولتمردان از سوی فعالان محیط زیستی دانستند. تحلیل شما از این حرکت‌ها چیست و آیا واقعاً توان تاثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی را دارند؟

نخست باید تأکید کنم باید تفاوتی بین جنبش‌های اجتماعی دربرابر دولت‌های مدرن و دولت‌های رانتی قائل بود. در بررسی و تحلیلی که دولت را در برابر جنبش‌های اجتماعی از جمله جنبش محیط زیستی قرار می‌دهد با تحلیلی که مربوط به دولت‌های رانتیر می‌شودباید تمایز قائل شد. در‌واقع ویژگی خاص دولت‌های رانتیر عدم پذیرش مسئولیت اجتماعی و پاسخگونبودن دربرابر سیاستگذاری‌هاست. 
تکیه به رانت‌هایی که درآمدهای دولت رانتیر رقم می‌زند آن‌ها را  از سیستم مالیات‌گیری بسیار دور کرده‌است و به همین دلیل هم توان  پاسخگویی آن‌ها را به حداقل می‌رساند.به همین دلیل هم یک نوع تک‌روی و  دور افتادن از واقعیت در رفتارهای اجتماعی در برابر دولت رانتیر شاهد هستیم. بنابراین 
اولین پیش‌فرض شما را می‌خواهم نقض کنم و بگویم درمواجهه با دولت‌های رانتیر فعالیت جنبش محیط زیستی با تغییر وزیرنسبتی ندارد.  
ما وضعیت آرمانی مبتنی بر سیستم مالیاتی، پاسخگویی و مالیات‌دهنده را به جامعه خودمان  تعمیم می‌دهیم که این درست نیست. پس مجموعه سیاستی که  قابل مقایسه با آن شرایط و آن جوامع نیست را باید کنار بگذاریم. 
 سیاتگذاری‌ها نه متوجه آقای بیطرف بوده و نه متوجه هیچ شخص دیگری و هرکس که جای او قرار بگیرد به همین شکل ادامه پیدا می‌کند. یعنی بریده از واقعیت، دوری از استراتژي‌های مهار نیرو در جهان و همچنین کارهایی که خیلی توجیه  کاملی نداره مثل انتقال آب از کارون به فلات مرکزی ایران. 
این‌ها برمی‌گردد به موانعی که در این ساختار  وجود دارد. هر وزیر دیگری هم براین مسند تکیه بزند با همین روند مواجه است زیرا مسیر دیگری باز نیست. مسیر گفتگو، گفتمان،  کارشناسی و توجیه کارشناسانه تصمیمات در کل سیستم اداری ما وجود ندارد به‌خصوص در قسمت نیرو که اثراتش در محیط زیست نمود پیدا می‌کند. 
بنابراین باز هم تأکید می‌کنم که اصلاً این فرض که در ماجرای عدم رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی نیرو این جنبش‌های محیط زیستی بودند که چنین وضعیتی را رقم زدند باید  نقض کرد.  ما در یک فضای مسئولانه می‌توانیم فرض کنیم که فعالیت یک جنبش به تغییر وزیر منجر می‌شود. 


*خواسته‌ای که این کمپین‌ها مطرح مي‌کنند تا چه اندازه منطقی است؟ برای نمونه تأکید براینکه «ما وزیرنیرو محیط زیستی می‌خواهیم» تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است.  گو اینکه باید گفت آیا فقط  وزیر نیرو باید وزیری محیط زیستی باشد؟  جالب است که آن‌ها پاسخ مي‌دهند ما برای وزیر نیرو تا این اندازه فرصت طرح و پیگیری مطالبات را داشته‌ایم.
 
طرح چنین مسأله‌ای قاعدتاً می‌تواند به جنبش محیط زیستی کمک کند. اما به شرط آنکه مسئولیت دولت در قبال مردم در درجه نخست قرار گرفته باشد. وقتی دولت رانتی به اضافه پشتوانه ایدوئولوژیک شکل مي‌گیرد مسئولیتی در قبال انسان و جامعه و هیچ جنبش اجتماعی نخواهد داشت. 
زیرا این جنبش‌ها هم در چنین شرایطی به صورت خودجوش به وجود نیامده و کپی‌برداری ناقصی از تمد‌ن‌های مدرن است. برای نمونه در ایران وقتی وزیری به هنگام استیضاح خود را در قبال خداوند مسئول می‌داند و نه مردم و مسئولیت خود را به خداوند احاله می‌کند آن وقت اساساً ما  مسئولیتی در قبال انسان و جامعه به معنای مدرن نداریم و جامعه و مردم در چنین نگرشی در درجه دوم قرار دارند. به این ترتیب اگر ما وزرایی داشته باشیم که هم تحلیل‌هایشان متکلی به اعتقادات ایدئولوژیک باشد و هم پاسخگویی‌اشان به باورهای ابطال‌ناپذیر بنابراین جنبش‌های متعدد اجتماعی از جمله جنبش‌های محیط زیستی و جنبش‌های زنان  به طور کاذب دچار این توهم می‌شوند که خواست‌هایشان منعکس می‌شود و در خواست‌های سیاسی و سیاستگذاری‌ها مؤثر خواهد بود. حال آنکه ما به شکل دیگری شاهد تحول در سیستم قانونگذاری در مملکتمان هستیم. 


*این جنبش‌ها را می‌توان جنبش‌های تلگرامی توصیف کرد زیرا عموما با تکیه بر فضای پیام‌رسان تلگرام به شکل سوپرگروه‌های تلگرامی اعلام موجودیت کرده و به انتقال محتواهای خود یا تجمیع محتواها و در نتیجه تجمیع نظرات پرداخته‌اند. در عین حال که گویی با تشکیل یک گروه یا سوپرگروه یک جزیره با اعتقادات خاصی شکل گرفته و کمتر با جزیره‌های مشابه هم در ارتباط است یا اساساً با بدنه جامعه ارتباطی ندارد. اساساً این گروه‌های تلگرامی تا چه اندازه در پیش برد این جنبش‌های اجتماعی می‌توانند مؤثر باشند؟

ما در تماس با همان فضای تمدنی با سیستم‌های جدید تمدنی که فضاهای اجتماعی را تجلی می‌بخشند مواجه مي‌شویم که اجازه می‌دهند دیدگاه‌های جدید مطرح شود؛ تلگرام یکی از آن سیستم‌های جدید تمدنی است.  اگر چنین فضاهایی به این توهم منجر شود که تاثیرگذاری جدی بر امر سیاست گذاری دارند آن وقت به خطا می‌رود زیرا نارساست. 
باید توجه داشته باشیم جنبش‌های اجتماعی در جوامع پیشرفته به تغییر سیاست‌ها منجر می‌شوند و این برمی‌گردد به بسترهای سیاستگذاری بسیار تاریخمند و فرهنگی که  به آن‌ها اجازه می‌دهد حضور را تجربه کنند و سازنده باشند نه اینکه از کنار جریانات دیگر کشورها تجربیاتی را گرفته و بخواهند به تجربه خودشان تعمیم دهند. 
تمامیت‌خواهی شخصیت ایرانی در طول تاریخ ۳هزارساله استبداد ریشه دارد و به همین شکل ایده‌آلی  هم تصور می‌کند که در سیاستگذاری‌ها چنان نقش دارد که گویی در حال تکان دادن زیرساخت‌های سیاسی جامعه است در حالی که این هم تصور باطلی است. 
بنابراین می‌خواهم بگویم دو توهم متفاوت به واسطه همان فضای رانتی - ایدوئولیک در فرهنگ  ایده‌آلیستی ما بروز کرده است؛ فکر می‌کنیم این جنبش‌های اجتماعی و فضاهای مجازی که ایجاد می‌کنیم می‌توانند بر تعیین سیاستگزاران و سیاستمردان مؤثر باشند.
خود سیاستمردان و سیاستگزاران هم متوهم این قضیه می‌شوند که دارند به نفع منافع اجتماعی گام برمي‌دارند در حالی که می‌دانیم منافع آن‌ها به واسطه  دایره‌های بسته جناحی شکل می‌گیرد. 
در شرایطی که ما در دستگاه‌ها و نهادهای اجرایی با تراکم نیرو مواجهیم که باید برای تأمین معاش آن‌ها اقدام کند عملاً شاهد آن هستیم که وزارتخانه‌های ما به کارگاه‌های مشاغل کاذب تبدیل شده‌اند که برای هدفگذاری‌های کاذب برای تأمین معاش نیروهایشان فعالیت می‌کنند نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم این دو ، یعنی سیاستمردان و سیاستگزاران در کنار نیروهایشان در وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها به فکر جنبش‌های اجتماعی و  خواسته‌های مردم باشند. 
پس اولین مشکلی که فضای رانتی ایجاد می‌کند فضای توهم است.ما به جای آنکه به فکر نوجویی و نوخواهی اجتماعی باشیم توهم مضاعفی را تجربه می‌کنیم. حتی در استفاده از سیستم‌های ارتباطی مدرن هم دچار این توهم می‌شویم. 


*چنین وضعیتی و چنین رفتاری چه بلایی بر سر جنبش‌های محیط زیستی می‌آورد؟ در عین حال که در سال‌های اخیر حرکت‌هایی در ان.جی.اوها شکل گرفته و مطالبات محیط زیستی برجسته‌شده است اما نمی‌توانیم منکر شویم که در فضاهای ان.جی.اویی هنوز موفق نبوده‌ایم. چنین رفتاری چه بر حرکت‌های ان.جی.اویی می‌آورد؟

باید به این نکته توجه داشته باشیم که جنبش‌ها، نه در این قسمت که جنبش‌هایی نظیر جنبش  زنان هم تا جایی  مورد توجه قرار می‌گیرند که مناسبات بین‌المللی ما را واداشته تا آن‌ها را پاس بداریم. 
تا اینجا مشکلی نیست و با مماشات این جنبش‌ها تحمل می‌شود. اما اگر پا را از این قسمت فراتر نهند و بخواهند انتقادات جدی کرده و وارد محاجه با جریانات سیاسی شوند واکنش متفاوتی با آن‌ها صورت خواهد گرفت.


*و برای جلوگیری از سرخوردگی جنبش‌هایی از این دست چه ‍راهکاری توصیه می‌کنید؟
اگر این جنبش‌ها بخواهند جلوی ناکامی خود را بگیرند به نظرم باید به چند توصیه توجه جدی کنند. نخست  باید مطالعات جدی بر شرایط بومی خودمان و شرایط بین‌المللی داشته باشند و مکانیسم‌های سیاستگذاری در داخل جامعه خودمان را بشناسند. 
در حال حاضر هیچ کدام از این‌ها روشن نیست و بیشتر حرکات تجملی است و بدون مطالعات عمیق. عموما این جنبش‌ها با ۳ توهم اساسی مواجه می‌شوند. 
اگر از آنچه در کشور در عرصه سیاستگذاری و اجرا به طور واقعی عمل می‌کنند توهم زدوده نشود و به طور دقیق از روی حرکت‌ها و جنبش‌های کشورهای پیش‌رو کپی‌برداری نشود با مشکل فرافکنی به عوامل غیرواقعی مواجه خواهیم بود. 
توصیه‌ام به اعضای جنبش‌ها این است که مطالعات دقیق و مقایسه بسیار جدی بین کشور خودمان با سایر کشورهای پیش‌رو صورت بگیرد تا بتوانیم از شعارها فاصله بگیریم و تلاش کنیم بفهمیم تفاوت اجتماع ما با جامعه پیش‌رو در چیست و از روی آن الگوبرداری کنیم در غیر این‌صورت شاهد خواهیم بود که در طول ۱۰۰ سال دو بار شاهد انقلاب خواهیم بود؛ یک بار انقلاب مشروطه و یک بار انقلاب اسلامی و به نتیجه مطلوب هم نرسیده است. اگر چنین اتفاقی نیفتد و مبانی حرکات اجتماعی برایمان روشن نباشد گویی یک‌جور سیاه مشق غلط از روی اصل آن‌ها خواهیم کرد. 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار