کد خبر: ۹۰۲۸
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دکتر صدیقه ترابی متخصص آب از سال‌ها به تعویق افتادن ارتقاء شغلی‌اش می‌گوید:
چرا باید بیشترین تولیدات و محصولات کشاورزی در استان کرمانی انجام گیرد که کمترین بارش را دارد. این موضوع به آب برنمی‌گردد به این مربوط است که ما می‌خواهیم چه کار کنیم. اشکال ما این است که فکر می‌کنیم مسائل آب را باید درون آب حل کنیم. ما مسايل آب را نمی‌توانیم درون آب حل کنیم.
کلیدملی : ماهنامه «زنان امروز» در شماره ۲۶ که شهریور۱۳۹۶ منتشر شد، مجموعه مطالبی با تاکید بر «تصمیمات تک‌جنسیتی در حوزه مدیریت منابع آب» منتشر کرد که از آن جمله گفتگو با دکتر «صدیقه ترابی» بود. «صدیقه ترابی  پلت‌کله» در دانشگاه امیرکبیر مهندسی عمران خواند و بلافاصله در همین دانشگاه دوره کارشناسی ارشد و دکتری خود را نیز طی کرد. گرچه در قم به استخدام وزارت نیرو درآمد اما با راه‌اندازی گروه تخصیص آب در این وزارتخانه به تهران منتقل شد و رئیس گروه تخصیص آب شد. او پس از گذراندن دوره‌ای در هند در زمینه آب‌های زیرزمینی از تز دکتری خود با عنوان «پیش‌بینی و مدیریت خشکسالی» دفاع کرد. 
در ادامه بخش‌هایی از این گفتگو را می‌خوانید که در آن تلاش شده تا به واکاوی چرایی عدم حضور زنان در سطوح مدیریت عالی و ارشد منابع آب کشور بپردازد.  ترابی دربرابر مسئله‌ انتقال آب که بارها به آن «نه» گفته‌است تأکید می‌کند: مسأله ۸۵درصد از مساحت کشور ما این است که اقلیم خشک و نیمه خشک است. آیا باید این منطقه خالی از سکنه شود. اما مسأله این است که پاسخ به نیازهای این ۸۵درصد در انتقال آب نیست». 

صدیقه ترابی

***

* من بعد از گذران دوره لیسانسم در آب منطقه‌ای گیلان کارم را شروع کردم و به دلیل قبولی در مقطع فوق‌لیسانس این کار را رها کردم. اما در مقطع فوق‌لیسانس و دکتری نیز کار می‌کردم. با شکرت مشانیر و مشاور جاماب که طرح جامع آب را در آن زمان در دست تهیه داشت کار کردم. اما بعد از گذران یک دوره در مرکز تحقیقات آب زیرزمینی  در حیدرآباد هند و اخذ دکتری ازدواج کردم و همراه همسرم که از همکلاسی‌هایم بود و ساکن قم بود راهی این شهر شدم. در آنجا از طریق آزمون به عنوان  نیروی پیمانی وزارت نیرو در آب منطقه‌ای قم که زیرشاخه‌ای از آب منطقه‌ای تهران بود استخدام شدم. بعد از ۳ سال که کارکرده بودم به سبب بروز یک خشکسالی و با توجه به این تز دکتری من هم پیش‌بینی و مدیریت خشکسالی بود به معاون وقت وزیر نیرو آقای دکتر رضا اردکانیان نامه‌ای نوشتم از ایشان تقاضا کردم در راه‌اندازی و ایجاد یک مرکز پیش‌بینی خشکسالی و سیلاب در قم ما را حمایت کند و توجیه آورده بودم که بعد از ۲ سال حمایت این مرکز می‌تواند مستقل از حمایت مالی وزارت نیرو شود. آقای اردکانیان وقتی درخواست مرا دیده بود مصاحبه‌ای برای من هماهنگ کرد و در ستاد وزارت نیرو میزبان من شد.  او بعد از مطالعه سوابق دانشگاهی و تزدکتری من از تاسیس گروهی در وزارت نیرو تحت عنوان «تخصیص آب» خبر داد و گفت من به تخصص شما  و کسی که مدیریت منابع آب بدانند در ستاد وزارت نیرو احتیاج دارم. او هماهنگ کرد تا همسر من نیز به‌همراه من به تهران منتقل شد و به این ترتیب  از سال ۱۳۸۲ با تشکیل گروه تخصیص آب من به عنوان رییس‌این گروه کارم را در ستاد وزارت نیرو آغاز کردم. این مسئولیت را تا سال گذشته داشتم و هربار که بحث ارتقاء اداری من پیش می‌آمد به بهانه اینکه حالا کسی نیست جایگزین شما شود موضوع را به تعویق می‌انداختند. در نهایت در سال ۱۳۹۵ با وعده اینکه برایتان پست جدید و بالاتری تدارک می‌‌بینیم به عنوان مشاور معاون وزیرنیرو در امور آب و آبفا تغییر پست دادم. 


*  ما حتی با طرح کشاورزی ۵۵۰هزارهکتاری در خوزستان مخالفت کردیم زیرا معتقدیم آب کافی برای این طرح وجود ندارد. دستکم نباید این طرح با این شیوه کشاورزی انجام شود و حداقل نباید آن را توسعه دهند. 

*  اگر قرار است ما تصمیمات اجرایی و سیاستگذاری‌های یک دوره تاریخی را ارزیابی کنیم باید با ظرف زمانی خود آن دوره [دوره وزارت حبیب‌الله بیطرف در وزارت نیرو] این کار را انجام دهیم. آن هم دوره‌ای که ممهور به مهر «سازندگی» است. تمام شاخص‌ها برای ارزیابی دوره سازندگی برای آبادانی بیشتر و ساخت سازه‌های بیشتر از جمله سد بوده‌است. همه به یاددارند که هدف در این دوره ساخت زیرساخت‌های کشور بعد از جنگ تحمیلی بود.  بنابراین روا نیست که از دوره آقای بیطرف و اردکانیان در وزارت نیرو یادکنیم و نگوییم که در همین دوره همپای سدسازی نظامی به نام نظام تخصیص آب در وزارت نیرو شکل گرفته و اجرایی شده‌است تا آنجا که از سال ۱۳۷۸ این کار مطالعه و پابه پای دنیا تطبیق داده شده و در نهایت در سال ۱۳۸۲ رسما در وزارت نیرو ابلاغ شده‌است. 
در آن زمان اسناد جهانی به سوی این دیدگاه می‌رفت که ما با محدودیت منابع آب مواجه هستیم. در همین زمان ما جزو انگشت‌شمار کشورهایی بودیم که منطبق با علم روز دنیا نظام تخصیص آب را شکل دادیم.  باید توجه داشته باشیم که تصمیمات دوره وزارت آقای بیطرف در یک دوره نسبتاً پرآب اتخاذ شده است و در این دوره پرداختن به موضوع «تغییر اقلیم»  یک موضوع تفننی تلقی می‌شد. بگذارید اینگونه برایتان بگویم که تز دکتری من به عنوان پیش‌بینی و مدیریت خشکسالی به عنوان نگاهی نو شناخته می‌شد و وقتی در سال ۱۳۷۹- ۱۳۸۰ خشکسالی در قم روی داد و من پیشنهاد ایجاد مرکز پیش‌بینی خشکسالی و سیلاب را دادم موضوعی نو محسوب می‌شد. اگر به سابقه تاریخی  و خاطره مردم مراجعه کنیم ، پیش از همان سالهایی که  از آن به تصمیمات آقای بیطرف یاد می‌شود  هیچ خشکسالی  ثبت تاریخی نشده است. از خشکسالی دهه ۴۰ نیز تحت عنوان قحطی یاد می‌شود. 

* ما باید مملکتمان را به دو بخش ۱۵/۵ درصدی و ۸۴/۵ درصدی تقسیم کنیم. در ۸۴/۵ درصد از مساحت ایران اقلیم خشک و نیمه خشک را داریم که شامل فلات مرکزی ایران، مناطق جنوب و جنوبشرقی کشور از جمله سیستان و بلوچستان هم می‌شود. این اقلیم خشک و نیمه خشک با خشکسالی متفاوت است. برای همین است که اساساً کسی در سیستان سدی نساخته است. تمام منابع آب سیستان وابسته به منابع خارج از ایران است و ما به شدت در این منطقه وابسته‌ایم. تفاهم‌نامه‌ای هم که از پیش از انقلاب در مورد حقآبه با افغانستان داشته‌ایم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. موضوع دیگر در مورد انتقال آب بین حوضه‌ایست. نخستین طرح انتقال آب بین حوضه‌ای در دهه ۳۰ و طرح کوهرنگ۱ اتفاق افتاده‌است. 

* پرسش این است که برای ۸۴/۵درصد از اقلیم خشک کشور چه باید کرد؟ آیا باید خالی از سکنه شود؟ تجربه مصر بر همین موضوع اصرار داشت و شکست خورد. در تجربه مصر ۹۵درصد اقلیم این کشور بیابانی و فقط ۵درصد در جوار رود نیل غیرخشک بود.  کشور مصر سال‌ها در برابر انتقال آب بین حوضه‌ای مقاومت کرد و نتیجه تراکم جمعیت در جوار نیل بود. سال‌ها مصر دنبال این بود که جمعیتش را متمرکز کند دو اجازه انتقال آب را ندهد. اما بعد از اصرار بر این موضوع و تمرکز جمعیت در کنار نیل باشرایطی مواجه شد که مجبور شدند علاوه بر انتقال آب امتیازاتی دیگری بدهند تا جمعیت در نقاط خشک و بیابانی هم ساکن شوند. 


* آیا ما برای آن ۸۵درصد از مساحت کشور که آب نداریم راهکار دیگری برای معیشت و اشتغال نداشته‌ایم؟  چرا باید بیشترین تولیدات و محصولات کشاورزی در استان کرمانی انجام گیرد که کمترین بارش را دارد. این موضوع به آب برنمی‌گردد به این مربوط است که ما می‌خواهیم چه کار کنیم. اشکال ما این است که فکر می‌کنیم مسائل آب را باید درون آب حل کنیم. ما مسايل آب را نمی‌توانیم درون آب حل کنیم. 

*  من عدم ارتقاء شغلی خود را ناشی از دو نکته می‌دانم یکی نگاه مردانه  که همواره شک دارد که خانم‌ها می‌توانند از پس اداره امور برآیند و دیگری اینکه نوع نگاه کارشناسی من به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد.  باید به صراحت بگویم که خیلی از تصمیماتی که من در گروه تخصیص و سیاستگذاری منابع آب گرفتم به نفع خیلی‌ها نبود. بله کاملاً موافقم که ضررکردن بسیاری از آدم‌ها از حرف‌ها و نظرات کارشناسی که من برآن اصرار می‌کردم موجب شد از اینکه قدرت بیشتری بیابم جلوگیری کنند. 

* من تا مدت طولانی در مسئولیتی که در تخصیص آب داشتم متوجه نمی‌شدم چرا خیلی‌ها ناراحت می‌شوند. زیرا تصمیمی که می‌گرفتم نظر شخصی‌ و سلیقه‌ام نبود و من صرفاً براساس دانش و آموخته‌هایم  تصمیم می‌گرفتم و بر آن اصرار می‌کردم و در برابر آن کوتاه نمی‌آمدم.  وقتی متوجه شدم که دیدم تعدادی از کسانی که ناراحت از تصمیمات کارشناسی من بودند و بارها تحت عنوان «موضوعات مدیریتی» نظرات کارشناسی مرا نقض کردند تمام تلاششان را می‌کنند تا من ارتقاء شغلی نیابم. 
من با عذرخواهی از همه استادان دانشگاه می‌خواهم نکته‌ای را بگویم. من می‌توانستم یک استاد دانشگاه باشم و در گوشه‌ای از یک دانشگاه کار پژوهش و تدریس انجام دهم و کار علمی کنم. اما این میزان راحتی را برای خودم نخواستم و در جایگاهی قرار گرفتم که بیشترین چالش را داشت. با همه تنش‌هایی که در این مسئولیت داشتم سفت و سخت ایستادم تا کارم را درست انجام دهد. شما هم اشاره کردید که بسیاری از نمایندگان مجلس از من به عنوان فردی که انعطاف ندارد یاد می‌کردند. اما این ناشی از اهمیت آب دارد و کسی که آب را بشناسد در مورد آن همین‌قدر سختگیرانه عمل می‌کند. حال با همه آن آبدیده‌شدن و تجربه‌ای که برای من حاصل شده سیستم حاضر نیست از آن بهره بگیرد.

* من با پول این مملکت و با امکانات این مملکت درس خواندم و در همین مملکت هم درس خواندم و پس از سال‌ها کار شدم آدمی که آب را می‌شناسد.  آیا به این بهانه که من یک زن هستم نباید از توانمندی من به ویژه در سطوح تصمیم‌گیری و ارشد استفاده شود؟
به هرحال اگر از توانمندی من استفاده نشود  دوران عمر من سپری می‌شود و دوره کاری من در وزارت نیرو به سر می‌رسد و من از این سیستم می‌روم. آیا نباید بازگشت سرمایه برای این سیستم و این کشور رقم بخورد؟ من در پاسخ به بسیاری از مدیران و مسئولانی که مدعی‌اند باید به زنان فرصت بدهند می‌گویم اشتباه نکنید که دارید به خانم‌ها فرصت می‌دهید. اتفاقاً باید این مملکت از سرمایه‌گذاری‌ای که بر خانم‌ها کرده  سود ببرد. 
اتفاقاً خطابم به آن‌ها این است لطف کنند و به خانم‌ها لطف نکنند که فرصتی به آن‌ها بدهند اما مرد و مردانه اگر آقایی ضعیف‌تر بود او را از مسئولیتش کنار بگذارند و خانمی که قوی‌تر بود را بگذارند.  متأسفانه در مورد موقعیت خودم بارها با این سئوال در ذهنم مواجه شدم و حتی آن را با دوستان و همکارانم در میان گذاشتم که آیا کار من مشکلی دارد؟
ستاد آب در وزارت نیرو دستکم ۵ پست مدیرکلی دارد. پرسش من این است که آیا من نسبت به سایر گزینه‌هایی که به این پست‌ها منصوب شدند چیزی کم داشتم و مشکلی داشتم. اتفاقاً در بحث کارشناسی و تخصصی من معتقدم که بین زن و مرد نباید تفاوت قائل شد. اما وقتی قابلیت و برتری در زنی وجود داشت آن وقت حتماً خطاست که یک مرد ضعیف‌تر را به مسئولیت بگمارند. 
جالب است که من باید در جلساتی شرکت می‌کردم و در برابر مدیران و مسئولانی حضور پیدا می‌کردم که مطالبات و سهم‌خواهی‌هایشان از آب را «نه» بگویم و با آن‌ها درباره دلایل و منطق این «نه» بحث کنم و بعد متهم شوم که من فرد بداخلاقی هستم و حتی با زیردستانم هم با سختگیری و بداخلاقی رفتار می‌کنم. 




* در پاسخ به اتخاذ تصمیمات تک‌جنسیتی در وزارت نیرو : ما با این رویه داریم  مردم مان را قربانی می‌کنیم.  فقط زنان و کودکان نیستند. می‌دانید که استان خراسان جنوبی یکی از خشک‌ترین و بی‌آب ترین استان‌های کشور است که ۱۸سال است خشکسالی را تجربه می‌کند. در سفری که به آنجا داشتیم یکی از ائمه جمعه این استان توصیفی کرد که برای من متخصص آب بسیار جالب بود. او گفت تصور کنید فردی همه دارایی ‌اش را صرف ساخت و تجهیز کلبه‌ای در جنگل کند. بعد در پی اتفاقی جنگل طعمه حریق شود. این حریق رفته‌رفته به آن کلبه نزدیک می‌شود. آن فرد چه باید بکند؟ این روحانی در ادامه توصیفش گفت حالا ما بحران آب حکایت همان صاحب کلبه‌ایم. به راستی اگر روزی در محله‌ای از جایی که زندگی می‌کنیم خانه و محل سکونت کسی آتش گرفت چه می‌کند؟ دیگران چه مي‌کنند؟ اگر همه امکانات و توانمندی‌هایمان را برای اطفاء حریق به کار نگیریم چه می‌شود؟

*در پاسخ به این پرسش که «فکر مي‌کنید آن‌قدر زن تحصیلکرده و متخصص داریم که بتوانند در حل بحران آب وارد عمل شوند؟» : بگذارید برایتان از زمانی که تازه به ستاد وزارت نیرو آمده‌بودم بگویم. کمتر از ۳ ماه بود که آقای اردکانیان مسئولیت گروه تخصیص آب را به من سپرده بود. او از من خواست به عنوان مشاور امور زنان ایشان عمل کنم. البته نه به معنای امروزی مشاور امور زنان. نتیجه آن اقدام نگارش مقاله مشترکی توسط من و آقای اردکانیان تحت عنوان «ارتقاء نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های مدیریت منابع آب» منتشر شد. 
آقای اردکانیان در آن زمان به دنبال ارتقاء نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های مدیریت منابع آب بود.  همان زمان در شرکت مدیریت منابع آب ۴۰درصد نیروها خانم‌ها بودند و اغلب این خانم‌ها زنان تحصیلکرده بودند .همین الان اغلب کارهای خوبی که دارد انجام می‌شود را خانم‌ها پیگیرند. از قدیم هم گفته‌اند اگر مدیر خوبی می‌بینید حتماً در سایه یک زن در حال کمک به اوست. 
به هر حال باید بپذیریم که زنان درگیر شبکه‌های فساد در موضوع آب نشده‌اند.  اما کسی نیز حاضر نیست به این پرسش پاسخ دهد که با کدام خطکش و نگاه  و در پشت درهای بسته زن متخصص را  کنار می‌گذارند. 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار