کد خبر: ۹۰۸۹
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۲:۵۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
سیف اله یزدانی


چالش های نظری که دریک سال اخیر به دنبال تشدید تضعیف پول ملی اوج گرفت، متاسفانه درنهایت صحت مواضعی را که روزنامه عصر اقتصاد اتخاذ کرده بود را اثبات کرد.
متاسفانه از این جهت که؛  بانک مرکزی وسیاست گذاران اقتصادی و ارزی کشوربه نصیحت ها گوش نکردند وبازارارزو سوداگری مالی به سویی رفتند که دستاوردهای دولت یازدهم را به طور جدی به مخاطره انداخت و یکی از زمینه های نارضایتی عمومی را فراهم کرد. 
لذا از آنجا که نه فال بین هستیم و نه پیشگو و صرفا به موضوعات  بر اساس علوم و تجارب در دسترس نگاه می کنیم ، از این که نارسایی‌های پیش بینی شده از تصمیمات غلط بروز می‌کند و ملت ایران را به رنج و سختی می اندازد نمی‌توانیم خوشحال باشیم.
اما به نظر می‌رسد سوداگران ارز و نظریه‌پردازان و قلم به دستان آنها اشتهایی سیری ناپذیر دارند و با خود می اندیشند که اگر از اظهارات و اعمال فشارهای غیر علمی و منفعت طلبانه که منجر به لطمه به معیشت ملت و اقتصاد ملی شده است عذرخواهی کنند برای اقدامات منفعت طلبانه بعدی فرصتی نخواهند داشت. از همین رو، به رسم متداول این گروه از فرصت طلبان،  با بروز نارسایی های غیر قابل انکار ناشی از جهت گیری های خود، روش بازی را تغییر داده و کسانی که در اوج گیری قیمت دلار زبان به تحسین بانک مرکزی و سیاست‌های ارزی گشوده بودند  . این بار می گویند:  چون اقدامات بانک مرکزی منطبق با  توصیه‌های ما نبوده است این شرایط بروز کرده است.
اما فارغ از دفاعیات پوپولیستی قطب نظریه پرداز دولتمرد این گروه که روز گذشته در یک روزنامه سیاسی بدان مبادرت کرده است ، در روزهای اخیر شاهد یک موضع گیری جدید در روزنامه حامی سوداگران و بعضی از شبکه‌های اجتماعی بودیم که چنین وانمود کردند که منتقدین تضعیف پول ملی به دلیل برداشت اشتباه از نظر جان مینارد کینز در مورد پول ملی،  موضوع نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی را به غلط تحلیل می‌کنند و در نتیجه با یکسان تلقی کردن نرخ برابری ارزها  با قدرت خرید داخلی پول ملی،   استنتاج نادرستی را ارائه کرده اند.
گفتنی است که در ماه های اخیر جمله ای راکه از کینز نقل می‌کنند گفته باشد: "برای واژگون کردن احساس یک مملکت، هیچ وسیله ای ظریف تر و مطمئن تر از کاهش ارزش پول رایج آن نیست. تنزل ارزش پول رایج ، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی به کار می‌گیرد و این عمل را به گونه ای انجام می دهد که  حتی یک‌نفر از میلیون‌ها نفر نیز متوجه آن نمی‌شود."
دکتر فرخ قبادی در یادداشت 2 اسفند خود در روزنامه دنیای اقتصاد به ارائه آدرس دقیق این جملات می‌پردازد و می‌نویسدکه این جمله  از لنین است و کینز  در کتاب "پیام های اقتصادی صلح " که در سال ۱۹۱۹ میلادی نوشته است ، آن را نقل می کند .
آقای دکتر قبادی و آقای میرزاخانی هر دو به  این جمله که به قول قبادی متعلق به لنین و مورد قبول کینز است  اشاره می‌کنند و معتقدند منظور کینز قدرت خرید داخلی پول ملی است و کاربردی در نرخ برابری ارزها ندارد و آقای میرزاخانی معتقد است با یکسان دانستن این دو موضوع پول کشور را دو تابعیتی می کنیم که امکان تصمیم‌گیری درست  را از بین می‌برد .
مدافعین ارز گران  از این استدلال که در یادداشتی هم محسن جلال‌پور بدان اشاره دارد، چنین نتیجه می‌گیرند که ما در داخل باید به کنترل نرخ تورم و تقویت قدرت خرید پول ملی بپردازیم و در بخش خارجی به تقویت صادرات از طریق کاهش نرخ برابری ریال در مقابل سایر ارزها مبادرت کنیم . 
واقعیت این است که برای عالمان صاحب نظر اقتصادی کشور دیدگاه لنین یا کینز در یک قرن پیش مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و اساساً تحلیل‌های قالبی و شعارگونه نمی‌تواند مبنای سیاست گذاری های علمی اقتصاد امروز کشور با عناصر کمی ‌باشد.
این که احساسات نوستالژیک موافقین تضعیف پول ملی آنها را به تکیه بر دیدگاه های یک قرن پیش می کشاند و ناچار می‌شوند دن کیشوت وار به غول تفکرات مدرن اقتصادی حمله کنند جای تاسف دارد و تاسف آور اینکه تحلیل غلط کینز از اقتصاد آلمان در بین دو جنگ را ابزاری برای تحلیل مسائل روز اقتصاد ایران قرار می دهند و یا پارادوکس تعیین نرخ برابری ارز بر مبنای تفاوت نرخ  تورم دو کشور را در تحلیل تورم امریکا وکاهش ارزش جهانی دلار به حال خود رها می کنند و معلوم نمی کنند که اگر فقط مابه التفاوت  نرخ تورم مبنای نوسانات نرخ ارزها است ، چه عامل دیگری دلار آمریکا را با تورم ۲.۱ درصدی با کاهش ارزش ۱۰ درصد در برابر ارزهای دیگر مواجه می کند .
آیا نباید پاسخ دهند که اگر عامل دیگری در این تفاوت ارزش دلار و نرخ تورم آمریکا نقش دارد چرا چنین عواملی  در مورد ریال  قادر به نقش آفرینی نیستند.
معلوم نیست چرا نفت را به اصرار در تراز بازرگانی کشور نادیده  می‌گیرند و درآمدهای نفتی را غیر قابل عرضه در بازار ارز داخلی می‌دانند و ورود دلارهای نفتی را بخشی از سرکوب نرخ ارز تلقی می کنند.گویا استدلالات حضرات همان نیزه  فرسوده  دن کیشوت است که به تفکر علمی و مدرن می کوبند.
 آقای دکتر قبادی در بخشی از یادداشت خود اشاره ی جانبدارانه ای به رانت خوارانی دارد که از قبل درآمدهای بادآورده تضعیف پول ملی قرار است در آینده سرمایه گذاران کارآفرین باشند.
اگر قرار است ما به سیر در قرون بکنیم و دیدگاه‌های مندرس و ناقص را جز مستندات خود قرار دهیم چرا به نظرات ریکاردو بر نگردیم که مالکان را در سایه رانت مضمحل کننده کارفرمایان و کارگران می‌دانند و از کجا معلوم که این" اینترپرینورها " راهی غیر از آنچه که ریکاردو ترسیم کرده است بروند. که اتفاقاً نظرات اقتصادی جناب ریکاردو مستند دیدگاههای مارکس و لنین است .
ما چه میگوییم
 واقعیت این است که ما به عنوان منتقد نظریه‌پردازان سوداگران  وسیاست های  اشتباه بانک مرکزی معتقدیم که نرخ ارز نه از هوس  سوداگران استخراج می شود و نه مابه التفاوت نرخ تورم ها به تنهایی تعیین کننده نرخ ارز است و نه بخل ارزی بانک مرکزی در ایجاد شرایط تعادل بازار ارز را قابل دفاع می‌دانیم ونه  عرضه قطره چکانی آن را سیاست منطقی تلقی می‌کنیم .
ما می‌گوییم نرخ ارز یا باید بر اساس سبد مقایسه ای  مصرف  ویا بر اساس تعادل بازارها تعیین شود.  و درواقع اقدام چین برای پایین نگه داشتن ارزش یوان را  محصول محاسبات علمی و تعادل بازارهای چینی  می دانیم،  کما اینکه چینی ها هر روز به کاهش ارزش یوان نمی پردازند و بر اساس منطق  علمی از یک نرخ برابری برای توسعه و رشد اقتصادی خود استفاده می کنند. لذا اگر چنین اقدامی بایسته است، ایران ما شایسته چنین اقدام سنجیده ای است.
ما معتقدیم روابط عوامل اقتصادی داخلی و خارجی باید دقیقا کشف و محاسبه شود و تکلیف  ارزش پول ملی از دل  این محاسبات استخراج گردد. چراکه اینگونه نیست که بین تجارت خارجی و فعالیت اقتصاد  داخلی دیوارهای بتونی کشیده باشند و ارتباط قدرت خرید داخلی با تجارت خارجی قطع بوده باشد .
ما یک بار در ابتدای دولت سازندگی به احتیاط در کاهش ارزش پول ملی تذکر دادیم و 12 آسیب جامع و ملی را بر شمردیم که نظریه پردازان فعلی سوداگران ارزی در آن روز ها دولت را به دست کاری ارزش پول ملی متقاعد کردند و هشدارهای علمی و سنجیده را به هیچ انگاشتند و در طول این 28 سال همه آن 12 عارضه به شدت بروز کر د و هنوز هم اقتصاد ملی از همان عارضه ها رنج می برد ، ما از علم روز سخن می گوییم و منافع ملی را پاس می داریم نه منافع "اینتر پرینورها" را.
سخن آخر 
دوست  دارم سخن آخر را با استاد سابق خودم" جناب آقای دکتر فرخ قبادی" بزنم که در سال ۱۳۵۴ در دانشکده اقتصاد دانشگاه ملی ( شهید بهشتی فعلی) تدریس خود را شروع کرد و بنده با ایشان درس برنامه ریزی اقتصادی را گرفتم.
وی مردی رشید و رعنایی بود که دقیقا از نظر فکری در نقطه مقابل ما قرار داشت اما این مرد دلنشین و شجاع در اظهار نظر را آنقدر دوست داشتم که همیشه دلم می خواست که کاش هم جهت و همسو با ما بود .
 در آن سال‌ها افرادی مانند دکتر وطن خواه و مرحوم دکتر اکبر حریف مباحث من نشدند و آقای دکتر قبادی بود که حریفی قدر ، شجاع  وباهوش  بود.  بسیاری از دوستان ما و همفکران ما که با آقای دکتر قبادی در دو سوی فکری قرار داشتند ایشان را با مروت  و شجاع می دانستند و می دانند.  لذا به خودم جرات می دهم   و به استاد خودم جسارت می کنم و عرض می‌کنم این مقاله در شان قلم شما نبود و بدانید قبری که برسرش گریه می کنید، صاحب قبرستان شاسی بلند سوار می‌شود ، بهتر از حساب خود را از سوداگران غیرملی جدا کنید .
طبیعی است نقد های شجاعانه و عالمانه شما را با جان و دل پذیرا خواهیم بود مگر آنکه تفکر شما هم همانند انجمن حجتیه، آبادی آینده را در گرو خرابی امروز جامعه بدانند که سمبل  این تفکر را رئیس جمهور پاک دستان آقای محمود احمدی‌نژاد می‌دانیم.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار