کد خبر: ۹۱۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
دبیرکل جامعه انجمن‌های اسلامی اصناف و بازار گفت: دولت نهم و دهم یکی از بزرگترین خیانت‌هایش پرداخت یارانه‌ها بود. دادن یارانه باعث شد بیکاری زیاد شود. در کل دولت نهم و دهم اقتصاد کشور را به قهقرار بُرد.
کلیدملی : فعالیت‎های موثر سیاسی بازار از نهضت تنباکو تا ملی شدن نفت و پیروزی انقلاب اسلامی برکسی پوشیده نیست. بازار همواره بدنه اجتماعی را در اعتراضات مدنی و انقلابی نمایندگی می کرده است، اما آیا امروز همان مرجعیت را دارد؟
به گزارش کلیدملی به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین ، احمد کریمی اصفهانی دبیرکل جامعه انجمن های اسلامی اصناف و بازار می گوید: دست بازار از اقتصاد کشور قطع شد و دیگر آن انسجام قبل از انقلاب را ندارد.

* بازار از زمان مشروطه تا پیروزی انقلاب در عرصه سیاسی نقش پررنگی داشت، اگر نارضایتی در جامعه بود، بازار آن را نمایندگی می کرد. مثلا در 15 خرداد 42 می گویند طیّب نقش محوری در قیام تهران داشت. الان نقش بازار چیست؟ آیا می تواند به دولت در اجرای سیاست هایش کمک کند یا آنکه مانع سیاست های دولت است؟
سال 42 فقط شروع کار سیاسی بازار نبود، از نهضت تنباکو و ملی شدن نفت حرکت های موثر بازار را در عرصه سیاسی کشور شاهد هستیم. از سال 42 تا 57 این نوع حرکت های بازار بیشتر برای همه مشخص شد. در واقع باید گفت بازار در همه مسائل سیاسی اعم از اعترضات و اعتصاب ها حضور داشت که خوشبختانه منجر به پیروزی انقلاب شد. البته بازار مثل دیگران نیست که بگوید به تنهایی در پیروزی انقلاب نقش داشت، خیر می گوید «همه سهم داشتند، بازار هم یکی از آنها بود».

بازار در همه جا توفیق و با همه گروه ها و اقشار جامعه تماس عمیق داشت. قبل انقلاب وقتی از استان ها به تهران می آمدند اخبار استان ها از طریق بازار به مبارزان انقلابی منتقل می شد. کارآمدی بازار فقط زبانزد داخلی نبود، بیگانگان نیز از این نقش خبر داشتند بنابراین تلاش کردند بازار را ناکارآمد جلوه دهند. بیگانگان می دانستند چه کسی پشتیبان روحانیت در نهضت تنباکو و ملی شدن نفت بود و به این نتیجه رسیدند که اگر بازار در هر مسئله ای وارد شود به عنوان یک بازوی روحانیت می تواند خیلی گره ها را باز کند. بر اساس همین استدلال بود که بیگانگان بعد از انقلاب سعی کردند دست بازار از مسائل اقتصادی کشور قطع شود و از روز اول سعی در قطع کردن دست بازار داشتند.

از طرفی کسانی حوزه مدیریت اقتصادی کشور را برعهده گرفتند که اکثرا حتی یک روز در اقتصاد تجربه عملی نداشتند و افراد تئوریک بودند. امروز در 40 سالگی نظام جمهوری اسلامی، ما به حمدالله در تمام شئون نظام وضعیت خوبی داریم. در مسائل علمی به اوج رسیدیم. در مسائل سیاست خارجی مستقل هستیم. در عرصه جبهه و جنگ توفیق داشتیم اما در مسئله اقتصاد نمره قبولی نمی آوریم. در حالی که اگر بازار حاکمیت داشت وضعیت اقتصادی کشور بهتر از حال حاضر بود. یک درصد جمعیت دنیا و 7 درصد منابع جهانی را داریم؛ پس کشور فقیری نیستیم؛ اما چرا وضع اقتصادیمان به این صورت است؟ چون کسانی که به عنوان متولی باید به اقتصاد سامان می دادند، با اقتصاد بیگانه بودند. اشکال اصلی این است.

حاج سعید امانی 40-50 سال پیش به تنهایی تمام حبوبات کشور را مدیریت می کرد. زمانی او بعد از انقلاب نماینده مجلس بود، گفتند «مگر یک نخود لوبیا فروش مسائل اقتصادی را می داند؟» بله می داند! رژیم قبل هر وقت مشکل حبوبات داشت به همین نخود لوبیا فروش مراجعه می کرد. یعنی صبح اول وقت به آقای امانی زنگ می زد. اسنادش را در ساواک می توان پیدا کرد. چرا اینها گفته نمی شود؟

گله بسیار شدیدی از نظام دارم چون کسی که تجربه دارد سرکوب می شود. رژیم قبل برای تنظیم بازار حبوبات از حاج سعید امانی کمک خواست تا قیمت حبوبات را در بازار تنظیم کند. درحالیکه می دانست او چه تفکری دارد و برادر حاج صادق امانی است که در ترور حسنعلی منصور دست داشته اما امروز مشکل ما متأثر از افرادی است که نه تجربه دارند و نه اجازه کمک به با تجربه ها را می دهند. امکان ندارد بازاری در مقام فساد و سوءاستفاده برآید؛ چون در این فرهنگ حرکت نکرده است. خانواده ها اکثرا امروز بیکار دارند. مشکل بیکاری بزرگترین معضل ماست. اشتغال زایی با حرف درست نمی شود. کجا دولت ها توانستند اقتصاد را به سامان کنند؟ کشورهایی که اقتصادشان متمرکز و دولتی بود، روزی همین مسئله آنها را زمین زد.

مقام معظم رهبری از سال 84 مرتب صحبت از مسائل اقتصادی می کنند. دولت های نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم آمدند اما دریغ از آنکه یک دولت سیاست های اصل 44 قانون اساسی را پیاده کند.  چرا نمی کنند چون بنگاه های اقتصادی حیاط خلوت برخی است. دولت امروز تبدیل به یک خانواده عیالوار شده است و نمی تواند به تربیت بچه هایش بپردازد. دولت باید آن بالا می نشست و نظارت می کرد، اگر کارخانه ای پرداخت حقوق انجام نمی داد با رئیسش برخورد می کرد، نه آنکه امروز کارگران چند ماه حقوق نگرفته به خیابان بریزند و علیه دولت شعار دهند. اکثریت قریب به اتفاق کارفرمایان بخش خصوصی آنقدر تنظیم کار می کنند که حقوق کارکنان شان عقب نمی افتد؛ در مقابل خیلی استثناست که بنگاه های دولتی حقوق کارکنان شان را سرموقع به پردازند.

* الان بازار سنتی نقشی در کمک به دولت برای اجرای سیاست های اقتصادی دارد یا خیر؟
ما به صورت خیلی شفاف همین مسئله را خدمت مقام معظم رهبری عرض کردیم و ایشان فرمودند «حتما با دولت جلسه داشته باشید و مطالب را منتقل کنید و ببنید چه کار باید کرد». ما از زمانی که برای گرفتن وقت دیدار از رئیس جمهور اقدام کردیم تا روزی که دیدار برگزار شد 7-8 ماه طول کشید؛ اما آن دیدار از نگاه رئیس جمهور بیشتر حالت مصاحبه و گپ زدن داشت چون به همان یک جلسه هم تمام شد. یعنی صحبت او درباره اینکه چه می گویید و چه می خواهید بکنید یا می توانید انجام دهید، نبود. اگر قرار است دیدار و ملاقات کنیم اما عمل نشود بهترین حرف هم بزنیم اثری ندارد.

* پس دست بازار در کمک به دولت بسته است؟
بازار اصلا دستی ندارد که باز باشد یا بسته. ما حرف داریم. مکرر حرفمان را انتقال دادیم اما اجازه ورود نمی دهند. وقتی 80 درصد اقتصاد در ید دولت است و 20 درصد دیگر را هم سیاست گذاری می کند، اوضاع اقتصادی به جایی نمی رسد. بنگاه های اقتصادی دولت گران اداره می شوند، تمام تسهیلات کشور را نیز می بلعند. تا زمانی که دولت خودش عایله مند است خیلی هنر کند به بنگاه های خودش می رسد؛ نه به بخش خصوصی. امروز بنگاه های اقتصادی یله و رها هستند. آن مقداری هم که دست بخش خصوصی است، برای رسیدن به موافقت اصولی آنقدر باید برود و بیاید که اصلا توجیه ندارد که کسی بخواهد دنبال راه اندازی کارخانه برود و کاری انجام دهد. ده ها و صدها مانع روی به روی تولید است. همه مسائل جزیره ای بیمه، دارایی و مالیات اداره می شود. اگر نظارت وجود داشت این همه فساد، اتفاق و مشکل در کشور نبود. فسادها به دلیل عدم شفافیت است. چرا ملت نباید خبر داشته باشند چه خبر است؟ لذا هیچی دست بازار نیست و عدم توفیق کشور در چهل سالگی انقلاب به همین خاطر است.

* ولی این تصور وجود دارد که برخی در بازار دست دارند و اگر بخواهند می توانند اراده خود را به دولت تحمیل کنند، آیا این طور است؟
این حرف تازه ای نیست از اول انقلاب بود قبل از انقلاب هم شاه می خواست کاری کند که بازار به صورت منسجم نباشد؛ چون این انسجام را خطر می دانست. چند دفعه تصمیم گرفتند بازار را در چهار قسمت تهران شرق، غرب، جنوب و شمال تقسیم کنند توفیق پیدا نکردند. ولی جمهوری اسلامی در این قسمت الحمد الله توفیق داشت برای اینکه بتواند بمب بگذارد و انسجام بازار را متلاشی کند. اگر انسجام بازار همچنان برقرار می بود خیلی از فسادها و سوءاستفاده ها نبود. ارز، دست بازار نیست. تنظیم بازار در تمام دنیا دست دولت هاست تا هم منافع مصرف کننده و هم منافع تولید کننده را لحاظ کند. اگر کالایی بیش از اندازه مصرف تولید شد، مازاد بر مصرف صادر شود. از آن طرف اگر تولیدکننده بخواهد قیمتی را به جامعه تحمیل کند واردات می شود. در واقع دولت باید با صادرات و واردات موازنه برقرار کند؛ اما دولت این نقش را نتوانست خوب انجام دهد، اگر مدیریت خوبی داشت کسری ارز به وجود نمی آمد.

* یعنی شما تکذیب می‎کنید که گاهی اراده بازار در برهم زدن سیاست های دولت است؟ مثلا در نواسانات نرخ ارز و طلا، هیچگاه بازار نقشی نداشته است؟
اصلا چه کسی این را گفته است؟! نوسان بازار ارز به دلیل عدم کارایی دولت است، طبیعی است که نقدینگی یک روز به طرف ملک، یک روز به طرف طلا و یک روز به طرف دلار حرکت کند. ما متوجه نشدیم. اقتصاد علم است، بگیر و ببند نیست. دشمن داریم. وقتی امنیت در اقتصاد به هم می ریزد، عده ای می خواهند سرمایه های خود را منتقل کنند. از روزی که آقایان ریختند و گرفتند و گرفتند و گرفتند، آیا آرامشی در بازار ارز پیدا شد؟ به هیچ عنوان معتقد نیستیم که مردم در این وضعیت نقش دارند. دولت از این نمد برای خودش کلاه درست کرد، مگر تعزیرات فقط برای مردم است؟ دولت سکه زیر 600-700 هزار تومان را دارد بیش از یک میلیون و سیصد هزار تومان می فروشد. نمی گویم سرمایه ملی را دور بریزد اما دولت کاری کرد که قیمت سکه بالای یک میلیون و پانصد هزار تومان تثبیت شود.

* دولت نهم و دهم چقدر به بازار لطمه زد؟
دولت نهم و دهم یکی از بزرگترین خیانت هایش پرداخت یارانه ها بود. دادن یارانه باعث شد بیکاری زیاد شود. دولت نهم و دهم اقتصاد کشور را به قهقرار بُرد. سوءمدیریت بنگاه های اقتصادی دولتی را به گردن مردم انداخت چون یارانه تولید را به بنگاه های دولتی مثل ایران خودرو داد. آقای خیامی مکانیک بود، چه کاره بود؟ چون یک مدیر در رژیم گذشته بود، آیا نباید انصاف را رعایت می کردیم؟ شب عید با کارگران و کارمندان چه طور رفتار می کرد؟ ایران هم زمان با کره خودروسازی را شروع کرد، کُره به کجا رسید و ما به کجا رسیدیم؟! هر روز هم به مُرده داریم لگد می زنیم.

دولت در اداره اقتصاد و بنگاه های اقتصادی ناموفق است. باید توبه کند. منظورم فقط این دولت نیست بلکه همه دولت ها چنین بودند. مملکت باید الان با وجود تحریم ها به اوج اقتصاد خودش رسیده باشد. تحریم ها اثرگذار نبود، 80 درصد مشکلات اقتصادی متأثر از تحریم های داخلی است. اگر تحریم های داخلی را کنار می گذاشتیم، اثر آن 20 درصد تحریم خارجی را هم از بین برده بودیم. آقا فرمودند «22 بهمن تماشایی خواهیم داشت» و این اتفاق افتاد. مسئولان از یک طرف باید هر روز توبه کنند از این که به مردم نمی رسند و از طرفی هر روز از مردم تشکر کنند. چون آنها پای اسلام، انقلاب و دفع بیگانه ایستاده اند و همه جوره حاضرند ایثار کنند. رهبر انقلاب به مسئولان گفت «اینکه مردم می آیند فکر نکنید به حمایت از شما می آیند و علاقه به شما دارند مردم با وجود مشکلات زیاد، نظام و انقلاب شان را دوست دارند». مسئولان باید به سرعت برای حل مشکلات مردم اقدام کنند؛ روزی نرسد دست روی دست بزنند و بگویند ای کاش اقداماتی کرده بودیم.

* وقتی می گویند کسی بازاری است مردم این ذهنیت را دارند که او پولدار است، وقتی از مردم بپرسند چند بازاری پولدار نام ببرید، معمولا از کسانی مثل آقای عسگراولادی نام می برند. چه کسان دیگری پولدار بازاری هستند؟
کسی که بیشتر کار می کند ممکن است امکانات بیشتری هم به دستش بیاید. خواص را کاری ندارم اما درباره عموم این طور نیست که فکر کنیم اینها از روز اول پولدار بودند. زمانی اگر کسی برای خواستگاری می رفت کافی بود بگوید کاسب است، فوری به او دختر می دادند اما امروز برعکس شده، دیگر به کاسب دختر نمی دهند! چون می دانند اکثر کسبه در رکود هستند.

آقای عسگراولادی بزرگ روزی که شروع کرد چه داشت؟ او بعد از انقلاب هم در این مسیر حرکت نکرد. اخوی اش هیچ ارتباطی با او ندارد اما برخی اخوی اش را جای او می گذارند. حتی برخی شیاطین می گفتند عسگراولادی چنین و چنان است! اما وقتی می گفتیم این آقای عسگراولادی چنین وضعیتی دارد، می گفتند «اخوی اش را می گوییم». خوب اگر کسی مرض نداشت، این طوری حرف نمی زد که برداشت اشتباهی به ذهن خطور کند!

معتقدم هر مقدار سرمایه باشد، برای ایران است. اگر دست من بود وقتی ببینم کسی 10 هزار کارگر دارد، حتما مجسمه او را در یکی از میادین شهر نصب می کردم چون با اشتغال زایی اش 10 هزار خانواده را اداره می کند. این صفت بدی است که بازاری ها را پولدارمی شمرند. من دست کسی را که کار صحیح و سالم و بدون فساد کند، می بوسم. اسلام کشوری می خواهد که دستش جلوی کسی دراز نباشد. هدف آن بود که در جمهوری اسلامی کسی به عنوان فقیر و محتاج و درمانده نباشد؛ اما ما مردم را درمانده کردیم. در مجموع امروز کسانی پولدار شدند که شخصیت ندارند، کسی که با دست رنج خودش پولدار شود، خیلی متفاوت با کسی است که با زدوبند پولدار شود. خیلی کسانی که امروز پولدار می شوند، بازاری های موفق به گرد پای آنها نمی رسند؛ چون با زدوبند در دولت های مختلف پولدار شده اند.

اخیرا 140 نماینده طرحی دادند که در اموال مسئولان بازنگری کنند اما همین را هم نمی فهمند که کسی که زدوبند می کند، اموال را مستقیم به نام خودش نمی کند! من اطلاع دارم برخی کسانی که اعلام می کنند بیایید بررسی کنید خوشحال هم می شویم اموالی به نام خود ندارند، چون آن را منتقل کردند. یک چیزهایی را خیلی زود می شود حل کرد. چند مرتبه موضوع دو تابعیتی ها را در نظام مطرح کردند. در رژیم قبل کسی که دو تابعیتی یا سه تابعیتی بود، از تمام مسائل محرومش می کردند. بالاخره این مسئله آفت هایی برای نظام دارد. کسی که خانواده او همه در خارج زندگی می کنند اعتقادی به نظام جمهوری اسلامی ندارد؛ چرا می گذارند مسئولیت بگیرد؟ یک روزه می شود همه این مسئله را حل کرد. کافی است بگویند هر کسی خود یا خانواده اش تابعیت کشور دیگری را دارد، فردا سرکار نیاید! اما هیچ عزمی برای حل معضلات اقتصادی جامعه و مبارزه با فساد نیست. فساد این نیست که طرف شب بخوابد و صبح یک چیزی را بردارد برود، خیر، بسترسازی لازم دارد. طول می کشد، پول را در حساب های مختلف نگه می دارد. امروز آدم های سالم مرتب تنبیه می شوند و آدم فاسد در نظام جمهوری اسلامی حمایت می شود. تولید کننده سرکوب و واردکننده کمک می شود و تسهیلات می گیرد.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار