کد خبر: ۹۱۳۸
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۳:۱۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
از جمله نشانه های رفتن آمریکا به مواضع مقامات کاخ سفید بر می گردد که به طور دائم بر خروج از برجام تاکید می کنند. روی کار آمدن مقامات جدید مانند «مایک پمپئو» به عنوان وزیر امور خارجه و «جان بولتون» در سمت مشاور امنیت ملی ترامپ که مواضعی به شدت ضدبرجامی و ایران ستیزانه دارند، نشانه ای بر احتمال خروج این کشور است.
کلیدملی : اروپا و آمریکا به عنوان شرکای قدیمی در دوره «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری ایالات متحده برخلاف دولت قبلی این کشور، دوره ای از رقابت و اختلاف را تجربه می کنند؛ اختلافی که در مسائلی چون خروج آمریکا از پیمان اقلیمی پاریس و سازمان یونسکو، سیاست های ناهمسوی ترامپ در قبال ناتو و ... برجسته است. اوج اختلاف و واگرایی اروپا و امریکا را در پیوند با طرح جامع اقدام مشترک یا همان برجام شاهد هستیم که ترامپ آن را بدترین توافق تاریخ ایالات متحده می داند اما طرف اروپایی ضمن حمایت تمام قد از آن، توافق هسته ای بین ایران و 1+5 را بهترین گزینه ممکن برای حل و فصل اختلاف فرسوده هسته ای با جمهوری اسلامی ایران قلمداد می کند؛ توافقی که می تواند به الگویی برای حل وفصل مسالمت آمیز سایر اختلافات بزرگ بین المللی تبدیل شود. 
حال تنها چند روز به موعد تصمیم ترامپ راجع به ماندن یا خروج از توافق زمان باقی است و برخی از سران اروپا راهی واشنگتن شده اند تا ترامپ را به ماندن در توافق متقاعد کنند. دلایل نگرش متفاوت واشنگتن و بروکسل در قبال برجام و این که اروپایی ها تا چه میزان از توانایی نفوذ بر مقامات کاخ سفید بهره مندند، از جمله پرسش هایی بود که در گفت وگو با «عزیز الله حاتم زاده» تحلیلگر مسائل اروپا مطرح شد.
حاتم زاده در ارتباط با آینده برجام پس از 22 اردیبهشت ماه، گفت: شرایط کنونی به نحوی است که نمی توان به قاطعیت از ماندن یا خروج آمریکا سخن گفت و هنوز الیت های دیپلماتیک هم از این موضوع بی اطلاع اند. برای ماندن ترامپ در برجام دلایلی وجود دارد ضمن این که برای خروج آمریکا از توافق هسته ای نیز می توان دلایلی را برشمرد. 
از جمله نشانه های رفتن آمریکا به مواضع مقامات کاخ سفید بر می گردد که به طور دائم بر خروج از برجام تاکید می کنند. روی کار آمدن مقامات جدید مانند «مایک پمپئو» به عنوان وزیر امور خارجه و «جان بولتون» در سمت مشاور امنیت ملی ترامپ که مواضعی به شدت ضدبرجامی و ایران ستیزانه دارند، نشانه ای بر احتمال خروج این کشور است. دلیل دیگر به نتیجه دیدار «امانوئل مکرون» رئیس جمهوری فرانسه و همچنین «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان با رئیس جمهوری آمریکا بر می گردد که خروجی روشن و امیدوار کننده ای نداشته است. ضمن اینکه  می توان به نمایش اخیر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل به عنوان بستر و زمینه ای برای طرح ادعای غیرصلح آمیز بودن فعالیت های ایران و در نتیجه خروج آمریکا از برجام نگاه کرد.
در طرف دیگر دلایلی نیز وجود دارد که از ماندن آمریکا در برجام حکایت می کند. نخست حمایت هایی که در این مدت از توافق هسته ای صورت گرفته تاثیر بسزایی بر تصمیم ترامپ خواهد گذاشت؛ حمایت هایی از جانب اعضای اتحادیه اروپا، چین، روسیه و ... و همچنین شخصیت های تاثیرگذاری مانند «یوکیا آمانو» مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، «آنتونیو گوترش» دبیر کل سازمان ملل صورت گرفته که ممکن است به تغییر رویکرد ترامپ منجر شود. بی تردید این جهت گیری های صریح در پایبندی جهان به برجام، ایالات متحده را در مسیر دشواری قرار خواهد داد. در صورت عدم توجه ترامپ به مواضع جهانی در پایبندی به توافق و خروج از برجام، آمریکا همراهی آنها را از دست خواهد داد و همانند گذشته قادر به اجماع سازی علیه ایران نیست.
به این موضوع نیز باید توجه داشت که رویکرد ترامپ در قبال برجام در داخل ایالات متحده نیز طرفداران زیادی ندارد. حتی جمهوریخواهانی که پیشتر جدی ترین انتقادات را به برجام وارد می کردند ولی امروز معتقد به حفظ توافق اند. از دیگر نشانه های ماندن آمریکا در توافق آن است که ترامپ قبلا راه عدم خروج را با قید پیش شرط باز گذاشته است. مشروط کردن امضای پایبندی ایران به برجام خود زمینه ای برای شروط دیگر است. این احتمال وجود دارد که ترامپ با افزودن چند پیش شرط دیگر، برای چهارمین بار تعلیق تحریم های هسته ای را تمدید کند. پس مشاهده می کنیم که ترامپ راه ماندن در توافق را نیز برای خود باز گذاشته است.
این تحلیلگر مسائل اروپا و بین الملل در پاسخ به این پرسش که برجام برای اروپایی ها چه مزایایی دارد که تاکید داردند چه با ترامپ و چه بدون ترامپ به برجام پایبند خواهند ماند؟ اظهار کرد: جدا از بحث ایران، دلیل اختلاف اروپا و آمریکا در موضوع برجام به سه موضوع کلی راجع به اروپا و آمریکا و رویکردهای آنان به نظام بین الملل باز می گردد. موضوع نخست، برای اروپایی ها نظم بین الملل موضوع مهمی است که برجام کاملا با آن هماهنگی و همخوانی دارد چون این توافق مبتنی بر دیپلماسی، گفت و گو و چند جانبه گرایی است. برای دولت جدید آمریکا اما موضوع متفاوت است و مطلوب ترامپ یکجانبه گرایی برای تامین منافع حداکثری کشورش است. بنابراین در این راستا هر زمان که نیاز باشد سازمان ها و توافقات بین المللی را کنار می گذارند، همان طور که دولت ترامپ به توافقنامه پاریس  و مذاکرات اقتصادی- تجاری که با شرکای مختلف پیش از روی کار آمدن وی انعقاد شده بود، پشت کرد. 
مسائل اشاره شده تفاوت آشکار امریکا و اروپا را نشان می دهد که حدود یک دهه پیش در کتاب «بهشت و قدرت» به این تفاوت ها اشاره شده است. بر این اساس اروپا و آمریکا در دو فضای متفاوت زندگی می کنند و یکی مریخی و دیگری ونوسی است. در این کتاب رویکرد آمریکایی ها به جهان بینی «توماس هابز» و رویکرد اروپایی ها را به جهان بینی «ایمانوئل کانت» تشبیه شده که مبتنی بر حقوق و مسائل نرم است. موضع و رویکرد کشورها را جایگاهی که در نظام بین الملل دارند تعیین می کند. آمریکا در منطقه قدرت بالایی دارد و چنین کشوری خود را چندان به معاهدات و دیپلماسی پایبند نمی داند و بیشتر از زور و قدرت خود بهره می برد و در جایی که لازم باشد سازمان ها و نظام بین الملل را نیز برای رسیدن به منافع خود دور می زند. برای دیگر بازیگرانی همچون اروپا که از قدرت کافی برخوردار نیستند، بهتر است که جهان بر مبنای دیپلماسی و چندجانبه گرایی اداره شود و سازمان های بین المللی تعیین کننده مسائل و موافقتنامه های بین المللی باشند. این تفاوت بین آمریکا و اروپا فراتر از برجام است اما توافق هسته ای یکی از مصادیقی محسوب می شود که  این اختلاف را نمایان می کند. 
از نگاه حاتم زاده موضوع دیگر در ارتباط با رفتارسنجی اروپا و آمریکا، بحث «اقتصاد» است. بعد از انقلاب زمانی که آمریکا از محاسبات اقتصادی ایران خارج شد، نزدیک به 25 درصد از سهم تجارت ایران متعلق به آمریکا بود اما بعد از انقلاب آمریکا از رادار ایران خارج شد و اروپایی ها همواره تلاش کردند که جای آمریکا را در ایران بگیرند به ویژه اینکه این موضوع با استقبال و خواست ایران نیز مواجه بوده است. ایران نیز در نظر داشت که برای پر کردند خلاء به وجود آمده از نظر ضعف های تکنولوژیکی و همچنین جذب سرمایه و فناوری های اروپایی سهمی از تجارت را در اختیار آنان قرار دهد. بر این اساس می توان گفت که این تمایل دو طرفه بوده و روند رو به رشدی را نیز پس از انقلاب طی کرد اما بعد از شروع اختلافات هسته ای رو به کاهش گذاشت. وی با بیان این که پس از برجام دوباره روابط میان ایران و اروپا ترمیم یافت، تصریح کرد که توافق هسته ای به اروپا یاری رساند تا بتواند دوباره به بازار ایران باز گردد. در نتیجه سود اقتصادی اروپایی ها دوچندان شد؛ اتفاقی که برای آمریکا نیافتاد و این کشور سود اقتصادی چندانی از برجام به دست نیاورد. بنابراین جنبه اقتصادی برجام برای آمریکا پررنگ نیست. اروپایی ها اما می توانند در سایه برجام مراودات اقتصادی خود را با ایران گسترش دهند و با سرمایه گذاری در حوزه انرژی از مزیت های اقتصادی آن بهره مند شوند. 
به باور این کارشناس روابط بین الملل، نکته سوم به این موضوع بر می گردد که اروپایی ها همواره در تلاش بودند در نظام بین الملل نقشی برای خود تعیین کنند. نقش میانجی یا بازیگری که می تواند از طریق دیپلماسی بحران های بین المللی را حل و فصل کنند. به عنوان مثال رویکرد اروپا و آمریکا در سال های گذشته در قبال ایران متفاوت بوده است. آمریکا همواره بر سیاست مهار و مقابله با ایران متمرکز بوده و هست در حالی که  اروپایی ها براین عقیده بودند که باید با ایران وارد مذاکره شد و طی مراوداتی که دارند نظر ایران را نسبت به مسائل مورد بحث تغییر دهند. به اعتقاد اروپا برجام حاصل چنین رویکردی است. اروپایی ها معتقدند که ایران به آنان اعتماد کرده و اگر برجام از دست برود، نقشی که برای خود در رابطه با بازیگرانی همچون ایران تعریف کرده اند از بین می رود و دیدگاه کشورها به اروپا به عنوان اتحادیه ای که می توان با آن مذاکره کرد و به توافق رسید، تغییر می کند. بنابراین برهم خوردن برجام می تواند لطمه سنگینی به نقش، اعتبار و جایگاه اروپا وارد کند. 
حاتم زاده در ارتباط با نقش و اهمیت امنیت منطقه خاورمیانه برای اروپایی ها و تاثیری که برجام بر آن می گذارد، اظهار کرد: برای اروپایی ها امنیت منطقه از اهمیت بالایی برخوردار است و آنان نگرانند با لغو توافق هسته ای جنگ کشورهایی که با یکدیگر اختلاف نطر دارند، آغاز شود و میان ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل رویارویی نظامی ایجاد شود. به باور سران بروکسل در چنین شرایطی تمام پهنه خاورمیانه به آتش کشیده خواهد شد. اروپا به عنوان همسایه خاورمیانه تبعات و هزینه های سنگینی را متحمل خواهد شد. اروپا اکنون هم  با مسائل ناشی از جنگ در خاورمیانه همچون بحران مهاجران و تروریسم درگیر است و نمی خواهد اوضاع از این بدتر شود. از طرف دیگر جنگ قیمت نفت را بالا خواهد برد که هزینه های بالایی را برای آنان به دنبال خواهد داشت. بنابراین افزون بر مسائل اقتصادی، موضوع امنیتی- سیاسی نیز در ملاحظات و تصمیم سازی های سران اتحادیه اروپا موثر است. 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار