کد خبر: ۹۱۸۴
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۸
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
ادموند میرزاخانیان عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب ایران
برای پذیره نویسی و برای سرمایه گذاری کردن بازچرخانی آب و پساب مشخصا جای اقتصادی یا جای زود بازده است. اینجا جایی است که می توانیم بخش خصوصی را سریع در آن برجسته کنیم و هم سریع می تواند بازدهی را افزایش دهد. بعد هم بپذیریم که ما نزدیک به 30 درصد آبی که داریم تامین می کنیم را به شکل نشتی از دست می دهیم و دوباره به جایی برمی گردانیم که نمی توانیم از آن استفاده کنیم.
تصفیه فاضلاب برای بخش خصوصی از منظر درآمد جذاب‌است

کلیدملی - سینا قنبرپور : آب در ایران کالای اقتصادی محسوب نمی‌شود از بنزین ، شیر و نوشابه ارزانتر است. «ادموند میرزاخانیان» عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب می‌گوید: «آب‌بها آن‌قدر کم اهمیت است که اگر از ۱۰۰ نفر سوال کنید به احتمال زیاداکثریت آنها نمی‌دانند چقدر  برای آبی که می‌نوشند پول می دهند، چون در سبد مصرفشان جای خیلی نازلی دارد.»
میرزاخانیان هم کامپیوتر خوانده و هم اقتصاد و بعد در رشته توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی در دانشگاه استنفورد ادامه تحصیل داده‌است. او که عضو جامعه مهندسان مشاور است توضیح مي‌دهد: «  از منظر ماهیت کالا، آب کالایی است که الان بسیار کمیاب است و به همان دلیل کمیابی نیز می بایستی در اصل ماهیت اقتصادی پیدا کند.» 
در گفتگویی که پیش رو دارید بحث با میرزاخانیان با طرح این سئوال پیش رفت که چگونه با اقتصادی نبودن آب انتظار سرمایه‌گذاری در آن را داریم و آیا وزارت نیرو می‌تواند از پس حل مشکلات و مواجهه با معضلات مدیریت منابع آب برآید. او تأکید می‌کند: «

ادموند میرزاخانیان عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب ایران

* به نظر می‌رسد در کشور ما «آب» گرچه یک کالای حیاتی است ولی ارزش اقتصادی حیاتی نیافته است. یا به عبارتی باید بگوییم که «آب» کالای اقتصادی نیست. به همین دلیل هم همه رفتارهای چه به لحاظ مصرف، به لحاظ مدیریت و تولید با مشکلاتی مواجه است.

 از منظر ماهیت کالا، آب کالایی است که الان بسیار کمیاب است و به همان دلیل کمیابی نیز می بایستی در اصل ماهیت اقتصادی پیدا کند. چیزی از نیاز تبدیل به تقاضا می شود که مردم حاضر باشند بابت آن بهایی را پرداخت کنند. این یکی از اصول اقتصادی است. مثلا هوا را نگاه کنید؛ برای زنده ماندن یک نیاز است ولی هیچ کس حاضر نیست بابت آن پولی پرداخت کند علتش چیست؟ علتش این است که کمیابی در مورد اکسیژن و هوا وجود ندارد. اگر همین الان ما به کره ماه برویم، چون آنجا اکسیژن وجود ندارد حاضر هستیم پول زیادی بابت هر کپسول اکسیژن برای زنده ماندن پرداخت کنیم. آب هم همین ویژگی را دارد، کالایی است که از یک طرف، کمیابی روی آن حاکم است همین طوری نمی توانید آب را برای زنده ماندن استفاده کنید، بلکه فرایندهایی باید روی آن انجام شود، استحصال شود. با توجه به جمعیت کره خاکی که در چندین سال گذشته رشد قابل توجهی داشته و پیش بینی ها نشان می دهد افزایش جمعیت در دوره زمانی خیلی کمتری رشد بیشتری را داشته باشد تقاضا برای آب هم بالا می رود. اما در کشور ما به دلایل مختلف اعتقادی، سیاسی، آب به عنوان یک کالای خیلی مشخص اقتصادی مطرح نمی شود. البته قابل ذکر است آب همواره به عنوان یک کالای عمومی در تمام کشورهای دنیا در نظر گرفته می شود چون به حیات انسان بستگی دارد، دولت ها در بازار آب ورود پیدا می کنند و مداخله می کنند. بنابراین در جایی که ورود به بازار توسط دولت وجود داشته باشد و سیاست گذاری از آن طریق بخواهد انجام شود این موضوع، موضوعی است که  کالا را از کالای اقتصادی بودن به یک گروه دیگری تبدیل می کند مثل امنیت. در کشور ایران با توجه به اعتقادات شیعی موجود ابعاد اجتماعی فرهنگی آن برجسته‌تر نیز شده‌است. چرا؟ برای  اینکه علمای ما به یک ترتیبی با اعتقادات مذهبیشان آب را پیوند داده‌اند تا بتوانند شرایطی را بوجود بیاورند که بر اهمیت آب راتاکید کنند به ویژه آنکه  همواره در کشور ما یک کمیابی نسبی منابع آب وجود داشته است. به همین دلیل هم می‌بینیم در گذشته ما از معدود کشورهای دنیا یا می توانم بگویم اولین کشور دنیا بودیم که مدیریت منابع آب را با قنات شروع کردیم. اما امروز داریم به ذخایر دائمی مان هم دست می گذاریم که زنده بمانیم. 

* از همان واژه و تعبیر خودتان استفاده کنم؛ آن جایی که آب به عنوان کالای اقتصادی تعریف نشده و کالای عمومی تعریف شده است و هیچ وقت به آن نگاه به عنوان یک کالای استراتژیک نگاه نشده است. آیا مفهوم این حرف این است که هیچ گاه به آب به عنوان مقوله استرتژیک نگریسته نشده است؟

همواره نگاه عمومی بر آب بیشتر از آنی بوده که بخواهد به عنوان یک کالای استراتژیک تلقی شود. همه می دانیم منابع آبی ما به گونه ای محدود است که دو منبع برای تأمین آب بیشتر نداریم. یکی منابع جاری و روزانه ای است که وجود دارد و یکی منابع زیرزمینی آب است. اما دو موضوع به استراتژیک شدن این کالا دامن می زند؛ یکی مسأله گرم شدن زمین است که خیلی از مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی را در پی دارد، دوم به مسائلی که امروزه هزینه تمام شده تامین آب قابل توجه شده است. این دو تا کنار همدیگر این کالا را خیلی استراتژیک می کند. اما چرا دست سیاستگذار و سرمایه گذار و همه اینها را می بندد، چون باید دسترسی همگانی به آب وجود داشته باشد و تامین آب به صورت یکسان برای همه باید دیده شود. این موجب می شود دست سیاستگذار محدود شود. درست است که به عنوان یک کالای استراتژیک مطرح است و اهمیتش خیلی بالا است اما نمی تواند برای این موضوع هر کاری کند و یک محدودیت های ویژه ای را برای خودش ایجاد می کند.

* اگر قیمت یک لیتر آب، یک لیتر بنزین، یک لیتر شیر و یک لیتر نوشابه را در ایران از نظر بگذرانیم می‌بینیم که قیمت آب و بنزین هر دو ارزان‌تر است. ….

 پرداخت سوبسید برای کالاهای عمومی عدم جذابیت اقتصادی در بخش خصوصی ایجاد می کند و موجب می شود بخش دولتی به موضوع ورود کند. برای همین است که الان می بینید متولی ساماندهی مسائل مربوط به آب یک وزارتخانه ای به اسم وزارت نیرو است.  خیلی مشخص است به نظر من مهم ترین عاملی که نمی گذارد در بازار آب، قیمت واقعی آب دربیاید وجود دولت به عنوان اصلیترین متولی در این مملکت است. در خیلی از کشورهای دیگر دولت ها متولی آب هستند ولی ما می‌بینیم آن سوبسید یا یارانه را به فرد درست و به شکل درست  پرداخت می‌کنند. اگر فرض کنیم هر لیتر آب از یک آب شیرین‌کن معادل ۲هزار و ۳۰۰ تا ۲هزار و ۴۰۰ تومان تمام می شود. شما حتی این امکان را ندارید که یک لیتر آب را مثلاً ۲هزار و ۳۱۰ تومان بفروشید.اینجا پاردوکسی ایجاد می‌شود. زمانی که شما قیمت گذاری‌اتان پایین باشد مدیریت مصرفتان ناکارآمد می شود. برای همین است که شاهدیم  در فرهنگ این کشور شستن حیاط با آب شرب خیلی معمول بوده است یا مثلاً طرف ماشینش را با همین آب شرب می شورد. آن هم یک زمانی که واقعا با بحران بی‌آبی داریم مواجهیم. بگذارید از کشور اردن برایتان مثالی بزنم. منابع آب اردن به شدت تقلیل یافته است و الان فقط ۸ ساعت در هفته آب دارند. اگر ما از منابع‌امان مراقبت نکنیم و مدیریت منابع آب را بهینه‌سازی نکنیم ما نیز مجبور به سهمیه‌بندی مجبور می‌شویم. این موضوع، موضوع بسیار گسترده ای است. مکانیزم قیمت گذاری تاثیر روی مصرف دارد. الان آنقدر قیمت آب پایین است که نگاه می کنیم و می‌بینیم از یک لیتر بنزین ارزان تر است. بطری نیم لیتری آب 300 تومان دارد فروخته می شود. یعنی هزار تومان به ازای هر لیتر. در حالی که بیش از دوهزارتومان تمام شده‌است. تازه این آب، آب آشامیدنی  و هزینه های مربوط به بسته بندی، حمل و نقل و سود را در آن لحاظ می‌کنند. اگر نگاه کنید می بینید که قیمت ارائه شده آب بسیار پایین تر از آن چیزی که الان من شیرلوله خانه ام را باز می کنم و آبی که با یک کیفیت قابل قبولی می توانم به عنوان آب شرب استفاده کنم را دریافت می‌کنم. 
این موضوع زمانی برجسته می‌شود که به بخش کشاورزی برویم و ببینیم الگوی کشت ما به چه ترتیب است. خیلی با افتخار در قسمت هایی از کشورمان هندوانه، گندم، گوجه فرنگی کاشته می شود و همه هم کشت های غرقابی هستند. در حالی که اگر شما بیایید معادل قیمت های این آب و محصول نهایی را حساب کنید و فقط پول آبی که از دل زمین بیرون می کشیم را محاسبه و معادل‌سازی کنید می‌بینید خیلی از کشت های ما قابلیت رقابت در دنیا ندارند و بهتر است ما اینها را خودمان تولید نکنیم و بیاییم این موضوع را از خارج از کشور وارد کنیم، چون به صرفه تر است. امروز به علت قیمت‌گذاری اشتباه آب در صنعت، کشاورزی، شرب، کالاهای نهایی که تولید می کنیم از مزیت رقابتی ساقط می شود. این بحث با تمرکز بر مصرف است و مولفه ارزیابی اجتماعی و اعتراض به قیمت‌گذاری صحیح را لحاظ نکرده‌ایم. لاجیک اقتصادی به ما می گوید برویم کالایی را تولید کنیم که در آن مزیت اقتصادی داشته باشیم. عدم قیمت گذاری صحیح در آب یکی از آن چیزهایی است که نشان می‌دهد خیلی با دید استراتژیک به آب نگاه نمی‌کنیم و اینگونه استراتژیک بودن آب را مخدوش می کنیم.

* درچنین موقعیتی وزارت نیرو و ساختاری که الان دارد چقدر می تواند اوضاع آب را مدیریت و کنترل کند.  اسمش را بحران نمی گذاریم اما خشکسالی طولانی‌مدت و پی در پی. تغییرات اقلیمی و مقوله که از آن به « بحران مدیریت منابع آب» تعبیر می‌شود. آیا وزارت نیرو می‌تواند راهگشایی کند؟

 تجربه نشان داده است که فقط اتکا به دولت بدون ورود منابع غیر دولتی ناکارآمد است. تقریبا می‌توان گفت وقتی دولت به خیلی از مسائل ورود پیدا می کند موجب شکست بازار می شود. درعین حال فکر می‌کنم نمی‌توانیم همه موضوعات را گردن دولت بیندازیم و دولت را مقصر بدانیم در حالی که نهادهای جایگزین دولت وجود ندارد. حالا اگر دولت این کار را نکند چه کسی فرهنگ سازی بکند که من آب کمتر مصرف کنم. چه کسی باید به من بگوید قیمت واقعی آب که در حال مصرف آن هستیم هر لیترش ۲هزار و ۳۰۰ تا ۲هزار و ۴۰۰ تومان تمام شده‌است. چه کسی باید اعلام کند که آب بهای هر لیتر چقدر است؟ آب‌بها آن‌قدر کم اهمیت است که حتی همین را از ۱۰۰ نفر سوال کنید به احتمال زیاداکثریت آنها نمی دانند آبی که می‌نوشند چقدر برایش پول می دهند، چون در سبد مصرفشان جای خیلی نازلی دارد.  از طرف دیگر عدم وجود بخش خصوصی واقعی هم این موضوع را یک مقدار دامن می زند چون ما بخش خصوصی نارکارآمد و بی قدرت داریم. نگاه کنید ببینید بخش خصوصی ما چند درصد از GDP ما را تولید می کند. همین شاخص کمک می کند که بدانیم به غیر از دولت کسی دیگر نیست که بخواهد این موضوع را پیش ببرد. ولی راهکار چیست؟ من فکر نمی کنم به یکباره نگاهمان را از سوبسیدایز کردن این مسئله برداریم و به روی قیمت بازار آزاد برویم و به آن اتکا کنیم، بلکه به نظر من حرکت پله ای به سمت بهینه شدن این موضوع یکی از راهکارهای میانی است که دولت می تواند انتخاب کند.
 به نظر می رسد «سگمنتیشن» بازار (تقسیم‌بندی بازار) که بخش های مختلفی را دارد باید وزارت نیرو به این تصمیم برسد که بخش شرب را جدا کند و همچنان سوبسیدایز نگه دارد و بخش‌های دیگری مثل صنعت و کشاورزی را به علت اینکه به موضوع تولید بهینه و دارای مزیت رقابتی هدایت کند به ترتیبی در بازه‌های زمانی مشخصی حرکت دهد که از قیمت واقعی استفاده کنند چون تغییر الگوی کشت، نوع سیستم آبیاری در کشور، مسائل مربوط به تولید کالاهایی که آب بر هستند و یا حتی استقرار صنایع. مثلاً ما به علت کم بها دادن به موضوع آب داریم فجایعی اساسی ایجاد می کنیم . دو صنعت آب‌بر کشور، ذوب آهن و فولاد را در اصفهان آوردیم و در مرکز کشور گذاشتیم و نتیجه آن خشک شدن زاینده رود شده است. می توان با سگمنته کردن (تقسیم بندی)  بازارهای مختلف و قیمت گذاری مناسب در هر یک از اینها می تواند استقرار صنایع و هم تولید، هدایت کند و چیزی را در منطقه تولید کنیم که دارای مزیت رقابتی هستیم. این به نظر من راهکار میانی است که پله پله باید برود تا بعد به سمت و سوی قیمت واقعی برساند.

* چون از ساختار وزارت نیرو و توانش در مواجهه با معضل آب و مدیریت منابع آب پرسیدم به نکته‌ای که آقای اردکانیان وزیر نیرو در گفتگو با روزنامه اعتماد مطرح کرد اشاره می‌کنم. ایشان گفت وزیرنیرو یک مدیره پاره‌وقت برای آب است. با این توضیح وزیر و ساختار فربه وزارت نیرو فکر نمی‌کنید این نهاد دولتی تا بخواهد تکانی به خودش بدهد و کاری بکند مدتها زمان صرف شده باشد و ما عملاً در شرایطی نیستیم که زمان زیادی برای اقدام داشته باشیم. 

صد در صد نیست. ولی معنایش این نیست که یک وزارتخانه خیلی بزرگ را به اسم وزارت آب داشته باشیم تا بتوانیم از پس معضل آب در کشور برآییم. واقعیت این است که می بینیم تعداد کسانی که در بخش دولتی کار می کنند خیلی بیشتر از بخش خصوصی هستند و این معادله، معادله وارونه است. ما باید بخش خصوصی را تقویت کنیم نباید یک وزارتخانه دیگری را درست کنیم یا وزارتخانه آب راه‌اندازی کنیم. به نظر من تحلیل وزیر کاملاً اشتباه است که من یک وزیر پاره وقت در امور آب هستم. ضرورتی ندارد که ما حتما وزیر آب داشته باشیم تا امور آبمان درست شود. اگر یک ساختار سیستماتیک درست برای پرداختن به مسائل آب داشته باشیم و نهادهایی غیر از نهاد دولتی را هم ایجاد و ساپورت کنیم و  همه چیز را از انحصارات در بیاوریم می‌توانیم موفق شویم. یکی از بدبختی ها انحصار است. می شود راهکارهای زیادی را پیدا کرد. 
ببینید برای نمونه در جنوب تهران مجموعه‌های بزرگ داریم؛ فرودگاه بین المللی امام خمینی که پروژه شهر فرودگاهی روی آن تعریف شده است، مناطق ویژه اقتصادی و آزاد جنوب تهران که یکی از اینها منطقه ویژه اقتصادی ری است، در خود ساختار شهر فرودگاهی یک منطقه ویژه و یک منطقه آزاد دیگری داریم. همه اینها قرار است پلت فرمهای جذب سرمایه گذاری باشند. وقتی نگاه می کنیم می بینیم محل تأمین آب همه این‌ها از محلی یکسان به اسم کانال محمدیه تعریف است. اما واقعیت این است که کانال محمدیه اصلاً آب ندارد. این را من به عنوان مشاور شهر فرودگاهی در جذب سرمایه گذار می گویم. فرض بر این بوده است که این حجم آب از آب های زیر زمینی تهران استحصال شود و به آن کانال هدایت شود. الان کانال وجود دارد ولی قرار براین بود که از محل جمع‌آوری آب و بازچرخانی آن استفاده شود ولی این اتفاق نیفتاده است. ما داریم توسعه و تقاضایی را ایجاد می کنیم که آن طرف مابه ازا ندارد. چطور شما می توانید چنین فرایندی را ایجاد کنید بدون اینکه عرضه این آب به صورت کالای سکیور باشد. خیلی از طرح های توسعه ای این کشور همین طوری اجرا می شود. مفروض است که آب تامین می شود در حالی که آبی وجود ندارد. وزارت نیرو با این ساختارش قطعا نمی تواند به این مسائل برسد و اگر می خواهد این موضوع را پیگیری کند باید یک ساختار چابک طراحی کند در خود وزارت نیرو  این را به عنوان یک پروژه نگاه کند که یک ابتدا و یک انتها و یک هدف مشخص دارد. اگر این کار را کرد موفق است و اگر نکرد این یک چرخه باطل است که می گردد و به نتیجه نمی رسد.

* در دوره ای که هم آقای بی طرف و آقای اردکانی معرفی شد صحبت از بدهی های وزارت نیرو بود که یک عدد 70 هزار میلیارد تومانی ذکر می شد. هیچ کسی نه تایید کرده و نه تکذیب کرده است. از طرفی می شنویم بودجه سالانه وزارت نیرو 4-5 هزار میلیارد تومان است اینها با هم تناسبی ندارد از یک طرف چابک سازی برای وزارت نیرو هزینه بر می‌دارد.

نه، اتفاقاً هزینه هايش صرفه جویی می شود به خاطر اینکه یک ساختار عریض و طویلی که اگر بخواهند چابک بشوند یعنی اینکه حداقل از 8 ساعت کار 6 ساعت باید همه در دولت کار کنند که امروز به طور میانگین20 دقیقه است . 
آنچه عرض کردم یعنی اینکه بتوانند هزینه هایشان را به راحتی مدیریت کنند. اصلا این نیست که بگوییم این ساختار هزینه بر است. اتفاقاً به معنای آن است که هزینه اضافی را بکاهد و چابک شود . اگر امروز وزن من 90 کیلو است و نمی توانم دوی صد متر بروم باید وزنم را روی 75 کیلو ببرم تا بتوانم دوی صد متر بدوم. هر چقدر چربی اضافه روی من است باید زمین بگذارم پس این هم یک دوران سختی دارد و قطعاً دوران بسیار ریاضت آور خواهد بود ولی چاره ای نیست. انگلیسی ها خیلی خوب این را می گویند، می گویند اگر سودی وجود دارد دردی هم قبلش وجود داشته و باید این درد را تحمل کنید.

* با این انباشت بدهی و این بودجه محدود طرح های نیمه کاره ای که هست ما می توانیم کارهایی انجام دهیم که منابع مان را مدیریت کنیم
چرا نمی شود، من فکر می کنم اگر سیاست گذاری درست شود، می توانیم از منابع دیگران برای ساختن این حوزه از کشورمان بهره بگیریم. منابع دیگران یعنی منابع مردم، الان خیلی جالب است که بدانید با اعلام سود سپرده 20 درصدی حجم عظیمی سرمایه و پول دست مردم به این سمت حرکت کرده. سوال این بود که این پول ها کجا بوده است؟ این هزار هزار میلیاردها از کجا است؟ دست من و شما که نیست بالاخره یک سری منابع پولی در این کشور وجود دارد که از آنها می توانید یک قسمتی استفاده کنیم، از راه درست به آنها منفعت دهیم، حتی می توانیم سرمایه گذاری مستقیم خارجی را جذب کنیم.

* با آن نکته ای که اول بحث کردیم که آب در کشور ما کالای اقتصادی نیست و طبیعتاً سرمایه گذاری در حوزه آب منوط به حمایت دولت و سوبسیدهایی که دولت می‌دهد است این دو تا با هم همخوانی دارند؟

اگر  این سوبسیدها را در جای درست بدهد، بله. به جای اینکه به آن سمت تقاضا ما بیاییم سوبسیدمان را متمرکز کنیم اگر روی بحث عرضه متمرکز کنیم و در قالب گارانتی‌ها و نه پول نقد در اختیار سرمایه گذاران بگذاریم و این یک شیفت عظیم می شود و بدانید چقدر شرکت ها حاضر خواهند شد حتی از تصفیه فاضلاب و بازچرخانی این در چرخه استفاده کنند و استقبال می شود



* سیاست گذاری درست سوبسید دادن؛ آیا شما این راه را در کوتاه مدت شدنی می‌دانید؟
در بخشبندی و استفاده از بخش کشاورزی، صنعت و استفاده درست در هر کدام از بخش ها این سیاست گذاری، اره، در کوتاه مدت هم جواب می دهد. چرا ما بایستی سطح زیر کشت هنداونه داشته باشیم که این همه آب مصرف می کند و مردم حاضر نیستند قیمت بالایی برای هندوانه پرداخت کنند. ما باید حتما چیز دیگری بکاریم اگر تا دیروز غرقابی گندم را می کاشتیم امروز باید تحت فشار، سیستم های آبیاری را عوض کنیم و همه اینها یعنی تغییر نگرش اگر کالا را در بخش خودش درست به آن سیاست گذاری کنیم قاعدتا در کوتاه مدت هم جواب خواهد داد.

* این سیاست گذاری تا الان از یک جایی به اسم دولت بوده است و همیشه هم یک عده مشخصی بوده اند همین کمیته ملی سازگاری با کم آبی باز هم دولتی ها در آن هستند، باز هم ذی نفعان آب همان هایی هستند که قبلا بودند. همان هایی که در ماده 10 قانون تشکیل  جهاد کشاورزی آمده است. بخش خصوصی در آن نیست که یک فکر جدیدی بیاورد. حتی خیلی از مدیران هم مدیران قبلی هستند. در این شرایط فکر نمی کنید باز این تغییر نگرش صورت نمی گیرد و آن آدم های قبلی همان تصمیم‌های قبلی را تکرار می‌کنند.

صد در صد این اتفاق می افتد. ما تا نپذیریم که بلد نیستیم یاد نمی گیریم. اول باید بپذیریم که نمی دانیم بعد باید بپذیریم حالا که نمی دانیم باید یاد بگیریم این دو تا را باید داشته باشیم. این دو تا پیش نیاز خیلی اساسی است. اگر باز همان آدم ها همان طوری شروع کنند حکمرانی مطلوب رقم نمی‌خورد و دوباره ناکارآمدی اتفاق می افتد. چندی قبل ما از طرف فدراسیون با یک هیئت فنلاندی که به ایران دعوت شده بودند دیدار داشتیم. در این دیدار متوجه شدیم  70 درصد سطح کشور فنلاند را برکه ها و آب تشکیل می دهد. کیفیت آب طوری است که از برکه آب بردارید معادل آب معدنی های ما است. بدون تصفیه می توانند خیلی راحت آن را به عنوان آب شرب استفاده کنند. فنلاندی‌ها در چنین شرایطی به این نتیجه رسیدند که در سطح شهر از تصفیه فاضلاب، آب شرب را بدست بیاوریند. من از آنها سوال کردم آیا این استحصال آب از پساب برای شما اقتصادی است؟ گفتند اگر نگاه مان بلند مدت باشد این بازچرخانی و استحصال آب شرب از فاضلاب برای ما اقتصادی تر تمام می شود. آنجا 70 درصد سطح مملکتشان برکه است و به فکر استحصال آب از پساب هستند. 

* به پیشنهادی اشاره کردید که دولت با پذیره نویسی بتواند پول‌هایی که هزار جای دیگر رفته و موجب تلاطم و آشفتگی برخی بازارها شده را جذب کند و بتواند از طریق آن برای تأمین مالی پروژه‌های آب اقدام کند. این کار چگونه ممکن است؟

چندی قبل مطلب جالبی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشته بود، نوشته بود اوراق منعفت به بازار آمد با سود 20 درصد و سررسید 3 و نیم سالانه. ما یک روش تامین مالی اسلامی به نام صکوک داریم. خب بر پایه این آمدند اوراق منعفت را شکل دادند. الان در بازار دارند این را می فروشند و قاعدتا استقبال می شود چون گواهی سپرده ها زود تموم شد نشان می دهد نرخ بهره 20 درصد را هنوز دولت از دید من به اشتباه می خواهد نگه دارد که بتواند این کار را بکند حداقل از این فرصت ها برای آب استفاده کنند

* اگر قرار باشد همچنین کاری کنند شما باز معتقد هستید که باید پذیره نویسی در پروژه های خاصی از آب صورت بگیرد درست است؟

 یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که نمی‌آییم «کاستوم بنفیت» ( سود سفارشی )  کنیم ببینیم چه پروژه ای از اولویت برخوردار است و اگر قیمت های سایه را برای آب در پروژه های آب استفاده کنیم چطوری است اینها انجام نمی شود و این کمبود دانش موجب می شود ما به بیراهه برویم.

* اگر بخواهید بگویید چه پروژه هایی در آب می تواند در اولویت باشد به کدام موارد اشاره می‌کنید؟

من فکر می‌کنم پروژه‌های استحصال مجددآب. به عبارت دیگر پساب. 


* آقای اردکانیان هم در گفتگو با اعتماد، خیلی تاکید می کرد که ما 6.5 میلیارد مترمکعب پساب قطعی از محل آب شرب داریم که از 6.5 میلیارد متر مکعب مصرف آب شرب 4.3 دهم میلیار متر مکعب پساب قطعی داریم که فقط 1.2 میلیارد متر مکعب آن را کنترل می کنیم. یعنی اصلا هیچ بازچرخانی وجود ندارد.

برای پذیره نویسی و برای سرمایه گذاری کردن بازچرخانی آب و پساب مشخصا جای اقتصادی یا جای زود بازده است. اینجا جایی است که می توانیم بخش خصوصی را سریع در آن برجسته کنیم و هم سریع می تواند بازدهی را افزایش دهد. بعد هم بپذیریم که ما نزدیک به 30 درصد آبی که داریم تامین می کنیم  را به شکل نشتی از دست می دهیم و دوباره به جایی برمی گردانیم که نمی توانیم از آن استفاده کنیم. بیاییم و این موضوع را در سطح شهرهایمان اجرایی کنیم. این دو ویژگی دارد یکی اینکه سرمایه خودش را بر می گرداند و دوم صرفه جویی می کند و می توانیم نسبت به نسل های آینده بدهکار نباشیم ما همین الان خیلی بیش از آن چیزی که می بایستی بصورت استاندارد برداشت می کردیم به آیندگان بدهکار هستیم.

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار