کد خبر: ۹۲۹۰
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
متهم : من برای مصرف مواد به پاتوق موادفروشان می‌رفتم و آنجا با زنی آشنا شدم. او به تازگی معتاد شده بود. وقتی از خواب‌هایم برایش گفتم او هم با من همراه شد و گفت حاضر است در این سرقت مرا کمک کند. همه چیز دست به دست هم داده بود تا من سرقت را انجام دهم. از سویی با خودم گفتم وضع مالی عروس و داماد خوب است و طلا و سکه‌هایی که سرقت می‌کنم کادوهایی است که دیگران به آنها داده‌اند. با این افکار خودم را مجاب کردم که سرقت را انجام دهم. بنابراین آن شب وقتی مطمئن شدم کسی در خانه نیست با همان زن معتاد وارد خانه شدیم و همه طلا و سکه‌ها را برداشتیم. من صورتم را کامل پوشانده بودم و آن زن را با خودم بردم تا همه فکر کنند سارقان زوج بودند اما باز هم لو رفتم.
کلیدملی : چندی پیش مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت شبانه خانه‌اش خبر داد. او گفت نیمه شب وقتی از میهمانی یکی از اقوام به خانه‌مان برگشتیم متوجه شدم در ورودی شکسته و همه طلا و جواهرات همسرم را که کادوی عروسی‌مان بود دزدیده بودند. نمی‌دانم چه کسی این کار را انجام داده اما فکر می‌کنم دزد باید آشنا باشد.
به گزارش کلیدملی به نقل از روزنامه ایران ، با شکایت مرد جوان تحقیقات پلیسی آغاز شد. در نخستین گام کارآگاهان به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل سرقت پرداختند. دوربین‌ها نشان می‌داد در شب سرقت، مرد و زنی جوان که کلاه و ماسک بهداشتی به سر و صورت‌شان داشتند وارد خانه شده و پس از لحظاتی ساختمان را ترک کردند.

با اینکه زن و مرد جوان، سر و صورتشان را کامل بسته بودند اما تازه داماد، مردجوان را که از اقوامشان بود شناسایی کرد. او گفت: شاپور چند وقتی است که معتاد شده و همسرش او را ترک کرده است. او وضع مالی خوبی ندارد و چند باری هم به خانه ما آمده است. به هر حال هیکل و ظاهر سارق به‌نظر می‌رسد که همین شاپور باشد اما زن جوان را نمی‌شناسم.
با اظهارات صاحبخانه کارآگاهان به سراغ شاپور رفتند و او را بازداشت کردند. شاپور که ابتدا منکر سرقت بود زمانی که با مدارک پلیسی مواجه شد به سرقت اعتراف کرد.
او گفت: من آدم تندخویی هستم و دست بزن دارم. همین موضوع هم هر روز بین من و همسرم فاصله انداخته بود. این مشکلات به قدری زیاد شد که او از من طلاق گرفت. مهریه همسرم 514 سکه بود و باید آن را به‌صورت قسطی پرداخت می‌کردم. همه این مشکلات سبب شد بعد از مدتی به مواد روی بیاورم و معتاد شیشه شدم. اما کاش همه چیز به اینجا ختم می‌شد، قیمت سکه روزبه‌روز بیشتر می‌شد و من توانایی پرداخت آن را نداشتم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم، تا اینکه به عروسی یکی از اقوام دعوت شدم ودر آنجا برق طلا و سکه‌هایی که عروس و داماد به‌عنوان کادوی ازدواج دریافت کردند، مرا به وسوسه انداخت. آنقدر درگیر این فکر شده بودم که شب‌ها خواب سرقت از خانه آنها را می‌دیدم. خواب می‌دیدم پس از شکاندن در و وارد شدن به خانه، همه طلاها و سکه‌ها را برداشته و مال خودم کرده‌ام. سرانجام تصمیم گرفتم این نقشه را عملی کنم.
مرد جوان ادامه داد: من برای مصرف مواد به پاتوق موادفروشان می‌رفتم و آنجا با زنی آشنا شدم. او به تازگی معتاد شده بود. وقتی از خواب‌هایم برایش گفتم او هم با من همراه شد و گفت حاضر است در این سرقت مرا کمک کند. همه چیز دست به دست هم داده بود تا من سرقت را انجام دهم. از سویی با خودم گفتم وضع مالی عروس و داماد خوب است و طلا و سکه‌هایی که سرقت می‌کنم کادوهایی است که دیگران به آنها داده‌اند. با این افکار خودم را مجاب کردم که سرقت را انجام دهم. بنابراین آن شب وقتی مطمئن شدم کسی در خانه نیست با همان زن معتاد وارد خانه شدیم و همه طلا و سکه‌ها را برداشتیم. من صورتم را کامل پوشانده بودم و آن زن را با خودم بردم تا همه فکر کنند سارقان زوج بودند اما باز هم لو رفتم.
با اعتراف مرد جوان به سرقت، متهم پس از تشکیل پرونده روانه زندان شد و تحقیقات برای دستگیری زن شیشه‌ای در دستور کار مأموران قرار گرفت.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۸/۱۲
0
0
هر چی میکشیم از بی احتیاطی خودمونه. من یه در ضد سرقت که میگفتن بلژیکیه و خیلی هم گرون برام تموم شده بود برای خونه گذاشتم ولی سال قبل دزد اومد قفلشو شکست اومد داخل و تقریبا هرچی طلا داشتیم برد. خوشبختانه قالی ها و تابلو فرشها را نبرده بود ولی افسر کلانتری گفت که یه فکری برای در خونه بکن چون دزدی که امشب طلا برده فردا برای اون قالیا و تابلو فرشا نقشه میکشه. بهش خندیدم و گفتم دیگه باید چیکار کنم؟ در ضد سرقت بلژیکی گذاشتم ولی دیدی که بازش کردن. گفت در مهم نیست. قفلی که روی در هست باید جوری باشه که اگر کلیدش گم شد، کلید ساز هم نتونه بازش کنه و مجبور بشه از یه جای دیگه مثل پنجره بره تو یا درو با فرز ببره. گفتم مگه هست یه همچین قفلی؟ گفت بگردی پیدا میکنی. گشتم و قفل ضد دیلم پیدا کردم که میگفتن حتی خودشون هم نمیتونن باز یا خرابش کنن. دقیقا روزی که قفل را گذاشتم. ساعت حدود هفت رفتیم بیرون و ساعت 10 که برگشتیم دیدیم اون دوتا قفل در که از اول روش بوده شکستن و لای در هم اینقدر دیلم انداخته بودن که تمام در خراب شده بود ولی اگرچه اون قفلهایی که از اول روی در بود شکسته بودن ولی خدا رو شکر هر چی تلاش کرده بودن نتونسته بودن از اون قفل ضد دیلم که چند ساعت قبل نصب کرده بودم رد بشن. یعنی فقط اگر چند ساعت دیرتر قفل ضد دیلم را گذاشته بودم. الان باقی چیزایی که نبرده بودن هم برده بودن.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار