کد خبر: ۹۳۳۳
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
محمد زينالي‌اُناري*


«طرح گفت‌وگوي ملي خانواده»، يك چشم‌انداز اصلي دارد و آن هم بازگرداندن گفت‌وگو به سطح محلات يا به زباني بازگرداندن روح گم ‌شده‌ گفت‌وگو به جامعه ايراني است. بايد گفت كه امروز واحد اجتماعي جامعه ما «فرد» است و در سلسله مراتب اجتماعي، بيش از آنكه او در رده‌هاي خانواده، محله و شهر قرار گيرد، بيشتر به صورت يك عضو نظام اقتصادي قابل فهم است و به صورت ذره‌اي در يك كليت فاقد سلسله مراتب اجتماعي پرتاب شده است. امروز ساختارهايي مانند خانواده و محله از بين رفته‌ و «فرد»، يعني در اغلب موارد سرپرست ذكور خانواده به عنوان عامل اصلي جامعه ما تدارك ديده شده است. سخن گفتن از «محله»، غمي نهفته براي دوستداران جامعه‌ ايراني و تاريخ آن دارد، چرا كه از ديرباز شهرهاي ايراني و حتي روستاهاي آن، داراي بافت‌هاي محله‌محله بوده و در طول ساليان سال به روابط اجتماعي مردم ايران در سطح محله سامان داده است. اما امروز به مدد تك بعدي ديدن نيازهاي انسان و تقليل زندگي شهري به «انباره تصادفي خانه‌ها» و «افراد در حال رقابت اقتصادي»، اين سازه ديرين به‌طور كل حذف شده است. تا جايي كه شهرهاي امروز، روح گفت‌وگو، همبستگي و نظارت اجتماعي در محلات و شهرك‌ها را از دست داده‌اند.
از اين‌رو لازم است كه نسبت به برساختن و در واقع تقويت ساختار اصلي نظام اجتماعي ايران، يعني خانواده كه در كوران تبديل شدن فرد به موضوع اصلي جامعه، جايگاه گفت‌وگويي و تحول‌محوري خود را از دست داده است، اقدام كنيم و البته اين جايگاه در صورتي قابليت خواهد داشت كه در محيط اجتماعي خود يعني «محله» معنادار باشد. «فرد» كه پيشتر در داخل نظام اقتصادي و براي گرداندن زندگي اهل و عيال خود مي‌كوشيد و از نظر مداخله صنفي و اقتصادي هم منفعل و پيرو بود، اين‌بار مي‌تواند در سطح محله، نسبت به حل پاره‌اي از مشكلات پيرامون خود موثر و فعال باشد.
بسياري از مشكلات ما از طريق مداخله‌ محلي كه از قبل گفت‌وگوهاي آييني محلات و اولويت‌بندي آنها قابل شناسايي‌اند، در واقع سطح مداخله فرد در نظام اجتماعي، نه صرفا عرصه اقتصادي و صنفي كه به عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و شخصيتي در محله‌ها ارتقا مي‌يابد. آنگاه از طريق مداخله‌ سازمان‌هاي مردم‌نهاد محلي مي‌توان دخالت نهاد خانواده در نظام اجتماعي شهرها را گسترش داد. در واقع محله اساسي‌ترين بخشي است كه مي‌تواند از طريق گفت‌وگوهاي چهره به چهره اهالي محله نسبت به برساخته كردن دموكراسي اجتماعي اقدام كند.
در واقع بسياري از مشكلات امروزي، ناشي از ناشناخته ماندن عوامل شكل‌دهنده‌ آنها دنباله‌دار و اپيدمي مي‌شوند. به عنوان نمونه، «بيكاري» كه امروز دامنگير جامعه ما شده، ناشي از بي‌سوادي يا «بدسوادي» بسياري از نيروهاي انساني است كه براي رهايي از آن، لازم است كه دور هم نشسته و به چهره واقعي‌اش نگاه كنيم. اما عرصه نشستن و نگاه كردن به اين مشكلات، به جاي نخبگان، اين‌بار عرصه‌ اجتماعي و سطوح محلات است. اين‌بار با بستر اجتماعي بازسازي شده، مي‌توان موفقيت بهتري براي طرح‌هاي توسعه انساني مدنظر نخبگان متصور شد.
به ‌علاوه بسياري از طرح‌هاي توسعه و اشتغال، مي‌تواند در سطح محله پاسخ خود را بيابد، چرا كه در غالب محله‌هاي نزديك به بوم‌، هم‌افزايي‌هاي مهارتي و هماهنگي‌هاي ارتباطي وجود دارد. در برخي روستاها و حاشيه‌هاي شهر، پيوندهاي ارگانيك و ارتباطات «شناخته» وجود دارد كه مي‌تواند فرصتي براي تقويت اعتماد اجتماعي و همبستگي‌هاي اقتصادي پديد بياورد. اما فقط وقتي اين فرصت فراهم مي‌شود كه اين سازه‌هاي اجتماعي به همراه مربيان گفت‌وگو، به رويارويي با چهره واقعي مشكلات بروند.
در نهايت بايد اشاره كرد كه پس از سال‌هاي آزگار از برنامه‌هاي غيراجتماعي توسعه اين‌بار براي مديريت جامعه، «پيوست اجتماعي» ارايه شده است. در واقع طرح گفت‌وگوي ملي خانواده، پيوست اجتماعي سياست در ايران امروز است كه با ابتكار انجمن جامعه‌شناسي ايران و حمايت مديران دولتي در حال اجرايي شدن است، چرا كه اين طرح مي‌تواند مشاركت محدود مردم ايران در دوران انتخابات را كه در دهه‌هاي اخير رايج شده، به كليه عرصه‌هاي اجتماعي تسري بخشد. گفت‌وگوي ملي خانواده فرصتي است براي بازسازي و احياي محلات و شكل دادن به دموكراسي بر اساس مشاركت خانواده‌ها، به عنوان واحد اصلي جامعه ايراني.

* مدير دفتر اردبيل انجمن جامعه‌شناسي ايران

* این یادداشت در صفحه ۱۲ روزنامه اعتماد مورخه ۵آذر۱۳۹۷ منتشر شده است 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار