کد خبر: ۹۴۱۶
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۰:۴۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
فاطمه ظفرنژاد*

فاطمه ظفرنژاد

نوروز 98 شاهد بارشهایی بیش از میانگین در فلات کهنسال ایران بود و وزیر محترم نیرو آنرا بارندگی 50 ساله خواند. این بارندگی با تاسف بسیار، جان شماری از هموطنانمان را گرفت و شماری را زخمی کرد و نزدیک به 300 هزار آواره برجای گذاشت. خسارت سیل تاکنون 3-2 میلیارد دلار برآورد شده است. مردم این دیار کهن بار دیگر نشان دادند که اعضای یک پیکرند و همدلی از همزبانی خوشتر است و از سراسر ایران به یاری شتافتند. نیروهای نظامی، انتظامی، نهادهای مردمی، غیردولتی، دولتی به میان گود آمدند. برای پیشگیری از ویرانیهای چندین برابری آینده، آسیبشناسی سیل و راهکارهای پایدار پیشگیری ضرورت لحظه است.

پرسشها
گرچه بخش بزرگی از سیلهای امروز دستاورد توسعه بیرویه و کاربرد فناوریهای نسنجیده و ناسازگارند و در همه کره زمین دیده میشوند با اینهمه آیا باید دست روی دست گذاشت و رویه نادرست گذشته را پی گرفت؟ آیا در تاریخ ما بارندگی با دوره بازگشت 50 ساله باندازه سیل 500 ساله ویرانی در بر داشت؟ شمار سیل و ویرانگری آن در سده گذشته چه تغییراتی داشته است؟ چرا بنابر فرود شریفی و دیگران در 1330 شمار سیلها نزدیک به 200 بوده و در آغاز دهه 1380 به بیش از 2هزار رسیده و ده برابر شده است؟ آیا طرحها و برنامهها در بسامد سیل نقش دارند؟ اگر بر بستر خشک رودها ساختوساز و کشتوکار میشود و روددرهای در شهرها نمانده که بتواند روانابها را به سرانجام طبیعی خود برساند؛ اگر جنگلها کفبر شده و تالابها و دریاچهها خشک شده و دمای پیرامون آنها ذیگر برای بارش برف و نگهداری آن در کوهها  مناسب نیست؛ آیا نباید در سامانه مدیریت آب، خاک، جنگل و منابع طبیعی، که از سوی وزارتخانهها و شهرداریها و شرکتهای دولتی و خصوصی به حراج گذاشته شده بازبینی کنیم؟ آیا سیل، واکنش طبیعت به کارهای انسان امروز و بازتاب قانون اثر پروانهای نیست؟ 
آیا باز هم باید برای سدهای بزرگ و کوچک منابع مالی واگذار کرد؟ آیا بازهم باید گذاشت بدون هیچ ارزیابی تطبیقی و راستیآزمایی مستقل، وزارت سدسازی به طرحهایش در آبخیزها ادامه دهد؟ چرا شرکتهای مشاور، ناظر، کارفرمای مدیریت سازهای آب و سدسازی خواستار منابع مالی برای سدسازی بیشتر میشوند؟ آیا باید بازهم به شرکتها اجازه داد هر گونه خواستند با مردم بومی مولد، با رودها، روددرهها، باغها، باغشهرها، تپهها و جنگلها، تالابها و دریاچهها رفتار کنند؟ آیا دفتر حفاظت از رودخانههای وزارت نیرو همچنان بیتفاوت به سرنوشت رودها باید با سدسازان همکاری کند؟ آیا باید بازهم گذاشت سازمان محیط زیست در هر کجا و به هر طرح سد مانند شفارود که نابودکننده همزمان رود و تکههای بازمانده هیرکان است مصوبه ساخت یا گردشگری بدهد؟ آیا باید باز هم وزارت صنایع در نقاط کویری کمآب مجوز صنایع آببر فلز و فولاد بدهد تا از صدها کیلومتر دورتر برای آنها آب منتقل شود؟ آیا نباید بازبینی اساسی در شیوه مدیریت و حکمرانی بر منابع طبیعی را در دستور کار بگذاریم؟ اگر شمار رخداد سیل با تصاعد عددی افزایش یاید خسارت سیل با تصاعد هندسی افزایش نمییابد؟ 
ریشهها 
نویسندگان جغرافیا و تاریخ از هرودوت، ابن خردادبه،  محمدبن احمد مقدسی، ناصرخسرو، تا ابراهیم استخری تا جهانگردان سدههای پس از آن به سیل در درون فلات ایران اشاره نداشتهاند گرچه به زمینلرزه که بلای طبیعی این فلات بوده و نیز به گردابها و گذرگاههای خطرناک برای کشتیها در دریای پارس  نیز بارها اشاره شده است. در وندیداد به توفان برف در دوره جمشید جم اشاره رفته که ذبیح بهروز زمان آن را 546 یزدگری باستانی (سال 4048 پیش از میلاد) محاسبه تقویمی کرده است. 
«گفت:...زمستان بد رسد. سخت مرگآور زمستان. این جهان استومند را بد رسد. بسیار ابرهای برفزا بارد که از بالاترین گریوهها (کوهها) به ژرفای آرِدوی (رودی از بلندیهای البرز) به دریای وئوروکشه (فراخکرت، آبسکون، مازندران) فرومیریزد»
اما سخنی از سیل دست کم در دامنههای شمالی البرز و کناره جنوبی دریای مازندران نیست. دراین کرانه هفتهها و ماهها بارندگی نیز به سیل نمیانجامید. دامنههای زاگرس نیز اگر سیل را آزموده باشند به نابودی شهرها و ویرانگری گسترده که مانند زمینلرزهها در کتابها یاد شود نمیانجامیده است. 
فرافکنی بزرگی است اگر جمعیت زیاد یا طبیعت را مسئول سیل بدانیم. تا آغاز این سده، بیش از 20 میلیون هکتار جنگل،میتوانست بارش سالانه تا 50 میلیاردمترمکعب که کمابیش برابر گنجایش همه سدهای امروز است را در خود نگهداری، و میزان تبخیر آب را بسیار اندک کند، و نیز دمای محیط را پائین نگاه دارد تا برف تا تابستان در کوه بماند و با شتاب آب نشود. در حقیقت جنگلهای انبوه البرزی، زاگرسی، تورانی و... و پوشش گیاهی بمانند اسفنج همه باران را در خود نگه میداشتند و در خاک ذخیره میکردند. جنگل بهتر از هر مخزن آب را در خود نگهداری و نظام آبشناختی آبخیزها را هماهنگ میکند. در 10 هزاره، مردم مولد در بیش از 30 حوضه آبی با حفظ جنگلها و پوشش گیاهی آب را چنان مدیریت کردند که با کمترین هدررفت آب، امنیت خوراک فراهم بود و رودی و دریاچهای نخشکید. همین مدیریت سازگار با طبیعت، سیل و خسارت آنرا به کمترین میرساند.  طرح گربایگان دکتر آهنگ کوثر اجرا شده در فسا، که هم در ایران و هم در سطح جهان تحسین شده، نمادی از این گونه خلاقیتهای سازگار با بومشناسی است. 
الگوی مهندسی تهاجمی
الگوی مهندسی تهاجمی encroaching engineering از دهه 1920 در هنگام بررسی و ساخت سد هوور روی رودخانه کلرادو در آبخیزها و سپس در 1927  از سوی کلارنس اشتاین شهرساز با دستور از میان بردن عوارض طبیعی زمین برای خودروها حتی در مرزهای همسایگی خانهها در شهرها آغاز و در سراسر امریکا و سپس در همه دنیا گسترش یافت. این الگو از 1332 با اصل 4 ترومن و  از دهه 1340 با اصلاحات ارضی و ملی (دولتی) کردن منابع آب، جنگل و مرتع، به جوامع مولد کشاورز و عشایر تحمیل شد و به باغشهرهای ایران راه یافت. جنگلها کاهش یافتند و میزان آب در دسترس یا آب تجدیدپذیر روندکاهشی آغاز کرد. امروز آب بارندگی در دسترس ما که آب تجدیدپذیر نیز نامیده میشود تا 100 میلیارد مترمکعب  کاسته شده چراکه جنگل و پوشش گیاهی از میان رفته و  بخش بزرگی از 400 میلیارد مترمکعب بارندگی سالانه بیدرنگ تبخیر و نیز بخش دیگر آن در مخزن سدها تبخیر میشود و به هدر میرود. الگوی تهاجمی با سدسازی، هم جنگلهای تا عمق دوردست  آبخیزها را به نابودی میکشد هم با خشکاندن رود جنگلهای پائین دست را میخشکاند و به سفرههای پائیندست آسیب میزند. از مهمترین ریشههای افزایش سیل و خسارتهای آن الگوی مدیریت نابومی/دولتی آب و منابع طبیعی در روستا و آیخیز و در شهر با تمرکز بر مدیریت سازهای و سدسازی است. این الگو در همه حوضههای آبخیز بسیار متفاوت کشور از دیدگاه بومشناختی (جغرافیا، اقلیم و هواشناسی، ویژگیهای زیستی، تاریخ، فرهنگ و دانش بومی درخشان ایرانی) بگونه یکسان و نسنجیده پیاده شده است. با اینهمه در شش دهه گذشته تا یک سوم منابع مالی عمرانی کشور برای سدسازی هزینه شده و ارزیابی مستقل تطبیقی و راستیآزمایی اهداف، پیامدها و هزینهها انجام نشده است.  این الگوی ناکارآمد در بسیار جاها مانند دانشگاه فنی ماساچوست حذف و با شکایت مردم بیش از 1500 سد در امریکا برچیده شده است.
خسارات سیل، دستاورد مهندسی تهاجمی سازمان مدیریت منابع آب وزارت نیرو است. سدها بدون بررسی جامع پیامدهایی مانند  تخریب نظام آبشناختی در آبخیزها، کمک به نابودی جنگلهای بالادست، انگیزهسازی برای ویلا و شهرک سازی مشرف به دریاچه سدها،  افزایش دمای حوضه آبخیز، خشکاندن رود و نابودی پوشش گیاهی و جنگلهای پائین دست، خشکاندن دریاچهها و تالابها، تبخیر آب کمیاب از مخزن سدها، اجرا شدهاند. گزارشهای ارزیابی اقتصادی، محیط زیستی، اجتماعی این سدها نیز تنها در راستای تایید طرحها که همچنین دارای کمبودهای کلیدی از جمله اثر سدها بر افزایش سیل و خسارت آن، اثر بر نشر کربن، و اثر بر حوضه آبخیز و آبریز وابسته به آن بوده است.  خسارات سیل، دستاورد کوتاهی دفتر حفاظت از رودخانههای وزارت نیروست که در نابودی رودخانهها با سدسازان همکاری کرده که همچنین در حفظ بستر و حریم آنها از ساختوساز نیز کارآمدی نداشته است. و اینهمه با سکوت سازمان جنگلها، سکوت سازمان محیط زیست، پشتیبانی وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداریها از مهندسی تهاجمی، گره خورده است.
جوامع بومی مولد، مدیریت آب و منابع طبیعی و نیز سازو کارهای حفاظت پوشش گیاهی و جنگل «به مثابه جذب کننده اسفنج وار آب» و همچنین باغشهرسازی سازگار با طبیعت را بخوبی میشناختند اما اینک تنها زیان سیل به آنها میرسد.

راهکارها
اصلاح پیامدهای 70 ساله مهندسی تهاجمی کاری است بسیار دشوار. هرگاه سخن از راهکار میشود بیدرنگ به جستجوی یک روش واحد برمیآبیم برای سراسر مملکت فارغ از تفاوتهای بومشناختی.  این نسخه نویسی یکسان، فرزند جهانیسازی ویرانگر زمین و جامعه انسانی است. راهکار در فلات ایران به بیش از 30 حوضه آبی با ویژگیهای بومشناختی گوناگون بازمیگردد که در هر حوضه هم به شیوههای گوناگون و خلاقانه مدیریت منابع طبیعی برمیخورید که هزاران سال آزموده و در هماهنگی با طبیعت بکار گرفته شده است. توقف پرداخت منابع مالی به دستگاه وزارت نیرو برای طرحهای سد و سازه و راستی سنجی مستقل از پیامدها گام نخست است. تمرکز زدایی و دولتیزدایی و ساختوساززدایی در مدیریت آب و منابع طبیعی و یکپارچه کردن آن با مشارکت مردم بومی مولد آغاز مدیریت آب درست است: 
توقف واگذاری منابع مالی برای سدسازی تا ارزیابی تطبیقی مستقل سدهای ساخته شده بویژه سدهای چالشی و راستی آزمایی اهداف و پیامدهای آنها
بررسی راهکارهای احیای منابع طبیعی با نظر ومشارکت مردم بومی هر حوضه آبی و بررسی پیامدهای واقعی سدها در بالادست و پائین دست آبخیزها با حذف گام به گام مدیریت دولتی است. 
احیای دانش بومی سازگار و مدیریت یکپارچه جوامع بومی مولد بر منابع آب و خاک و جنگل و... برپایه توان بومشناختی تلاش برای احیای دانش مدیریت ارزشمند آب و منابع طبیعی، بگونه جدی در دانشگاه، آموزش پرورش و رسانهها 
تلاش برای احیای دانش باغشهرسازی و معماری سازگار با سرزمین و گسترش محلههای کم کربن و ساختمانهای صفر (برای بریدن وابستگی شهر و روستا به سدها)
کاهش دولت تا  چند دستگاه پایشگر امنیت ملی، امنیت خورک، امنیت بهداشت... کاهش دستگاههای فربه ناکارآمدی که با منابع طبیعی سروکار دارند مانند راه و شهرسازی، صنایع.  تا پایش کارکرد شهرداریها با اولویت رعایت جوامع بومی مولد و حفظ طبیعت  
تقلیل نقش تصمیمگیری مجلس برای تصویب بودجه برای طرحها و کارهای اجرایی مانند انتقال از خزر به سمنان یا دیگر طرحهای انتقال و سازه محور ناسازگار علیرغم مخالفت گسترده مردم و شوراهای محلی 

* پژوهشگر آب و توسعه پایدار
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار