کد خبر: ۹۴۴۷
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۴۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
رضا مختاري اصفهاني


كودتاي 28 مرداد 1332 از موضوعات پرمناقشه تاريخ معاصر ايران است؛ موضوعي كه هنوز به تاريخ نپيوسته و از آن سياست‎زدايي نشده است. از فرداي پس از كودتا نام «قيام ملي» بر آن نهادند و هر ساله در جشن‎هاي به ‎اصطلاح ملي گرامي‎اش داشتند، در حالي كه درباره كودتاي سوم اسفند 1299 هيچ‎گاه چنين انكاري صورت نگرفت. آنچه اما در زير پوست جامعه جريان داشت، مقابله با اين حادثه بود؛ مقابله‎اي كه بيشتر در دو كانون مهم شهري، يعني بازار و دانشگاه تداوم يافت. اگر در طول 25 سال پس از كودتا تا پيروزي انقلاب 57 دوگانه مصدق-شاه در سياست و اجتماع ايران حاكم بود، اين دوگانه در اين دوره در دوگانه‎هاي متعدد تكثير شد؛ دوگانه‌هايي كه بيش از آنكه ريشه در واقعيت‎ها و شرايط خاص تاريخي داشته باشند، متاثر از فضاي سياسي و براي بهره‎برداري‎هاي زمان خاص بوده‎اند. اولين دوگانه‎سازي از همان آغاز انقلاب اسلامي رقم خورد. دوگانه مصدق-كاشاني كه
در واقع در پشت دوگانه مصدق-بقايي پنهان شده بود. از اقدامات برسازندگان اين دوگانه مي‎توان به انتشار نامه پرابهام آيت‎الله كاشاني به مصدق در 25 مرداد 32 پس از 25 سال و كتاب «چهره حقيقي مصدق‎السلطنه» نوشته حسن آيت اشاره كرد. اين مساله هواداران مصدق را به واكنش واداشت، در حالي كه در دوره پس از كودتا، نزديكان مصدق مانند كاظم حسيبي از اتهام همراهي كاشاني دوري كرده و به اين دوقطبي‎سازي دامن نمي‎زدند. پيروان بقايي در كسوت حمايت از كاشاني ابتدا از نقش مصدق در ناكامي جنبش ملي ‎شدن صنعت نفت و كم‎انگاشتن توطئه كودتا توسط او آغاز كردند و درنهايت، به انكار كودتا رسيدند. اين دوگانه‎سازي تنها به نزاع اولين رييس‎جمهور و بخشي از حزب جمهوري اسلامي دامن نزد، بلكه در خود حزب نيز انشقاق مهمي ايجاد كرد.
آنچه در آن زمان رخ داد، برافراشتن خيمه سياست بر سر حادثه‎اي تاريخي در غياب نظام سلطنتي بود؛ حادثه‎اي كه
همچنان از منظر سياسي و ايدئولوژيك نگريسته مي‎شود، از همين رو پيش از آنكه با مدد از اسناد و مدارك تصويرسازي از گذشته منظور نظر باشد، سعي مي‎شود دوره مصدق و وقايع منتهي به كودتا براي بهره‎برداري‌هاي سياسي بازسازي و روايت شوند، در حالي كه اگر اين روايات برمبناي واقعيات و مستندات تاريخي باشند، اين الگوسازي‎ها چندان مورد ايراد نيست. البته به شرط آنكه در اين الگوسازي‎ها دچار آشفتگي ذهن تاريخي نشده و در پي پاسخ سوال‎هاي امروزمان در گذشته طابق‎النعل‎ بالنعل نباشيم. در امتداد همان دوگانه‎سازي دهه اول انقلاب، بعدها دوگانه‎هاي مصدق-قوام (آرمانگرايي-عملگرايي)، مصدق-فروغي (تندروي- اعتدال) و مصدق-وثوق‎الدوله (پوپوليسم- واقع‎گرايي) در فضاي سياسي-رسانه‎اي شكل گرفته‎اند. دوگانه‎هايي كه در فضاي سياسي امروز ايران هم مابه‎ازاهايي يافته‎اند. در حالي كه با وجود نزاع‎هايي كه در فضاي سياسي آن زمان ميان اين رجال وجود داشته و گاهي همديگر را به دماگوژي (عوام‌فريبي) يا خيانت متهم مي‎كردند، بيشتر يك نزاع سياسي بود تا اتهامي از سر باور، به‌طوري كه اين افراد گاهي با يكديگر همكاري كرده و در مقاطعي در يك جبهه قرار مي‎گرفتند. آنچه اما از اين فضاسازي‎هاي شبه‎تاريخي به وجود مي‎آيد، تصويري مغشوش و مبهم از گذشته است. چنين گذشته‎اي حتي نمي‎تواند براي امروز مفيد فايده باشد، چراكه واقعيت‎هاي تاريخي در برابر مصلحت‎ها و منافع سياسي امروز ذبح شده‎اند. حتي از منظر سياسي نيز اين مناقشه موجب شده كساني كه 25 سال بر خوان كودتا نشسته بودند، طلبكارانه از بار مسووليت اين رويداد شانه خالي كرده و تكليف خود را با آن روشن نسازند. پرداختن به كودتا بودن يا حق قانوني محمدرضا شاه در بركناري مصدق چندان برجسته شده كه نتايج مادي و معنوي كودتا مغفول مانده و گويي تلاشي در جهت توجيه ديكتاتوري شده است. كودتاي 28 مرداد 1332 هم مشمول ثنويت‎گرايي جهان انسان ايراني شده و در دام اسطوره‎سازي و قديس‎سازي افتاده است. اين واقعه را مي‎توان وراي اسطوره‎وارگي و قديس‎سازي از مصدق بازشناسي كرد. در اين بازشناسي بدون چشم‎بستن بر كودتا بودن حوادث 25 تا
28 مرداد، مي‎توان به واكاوي خطاهاي مصدق و نقش هر يك از طرفين در ناكامي جنبش ملي ايرانيان پرداخت.

این یادداشت ابتدا در روزنامه اعتماد منتشر شده است 

نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار