کد خبر: ۹۷۵۵
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
نگاهی به نخستین نشست از سلسله نشست‌های شهر و رمان
«آيا رويايي درباره شهرهايمان داريم؟» همين پرسش برخاسته از مجموعه پيمايش‌هاي ملي در سطح كشور است كه جامعه‌شناسان آن را انجام داده‌اند. برهمين اساس و نتايج پيمايش‌هاي ملي كه بر وقوع نوعي «گسيختگي اجتماعي» تاكيد داشته است، بهانه‌اي شده تا پس از مدتي تامل اينك انجمن داستان‌نويسان استان تهران با همكاري اداره كل مطالعات اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران سلسله نشست‌هاي «رمان و شهر» را برگزار و در آن به بررسي ادبيات و شهر بپردازند.
کلیدملی: آیا با مطالعه و بررسی ۷ رمان می‌توان نتیجه گرفت که تهران ذهنی جنایتکار دارد؟ این پرسش برخاسته از عنوان سخنرانی «سیدابوالحسن ریاضی» تحصیلکرده جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری و مدیرعامل موسسه همشهری است. این سخنرانی یکی از سه سخنرانی از نخستین جلسه از سلسله نشست‌های شهر و رمان بود. مبحثی تحت عنوان «ذهن جنایتکار تهران» که حاصل تحلیل ۷ رمان از جمله «جمجمه جوان» و «خدایان شهری و اشباح پرسه‌زننده» بود. 
از سوی دیگر این سلسله نشست پرسش‌هایی عمیق را پیش رو قرار می‌داد؛ اگر دربرابر اين پرسش قرار بگيريد چه پاسخي به آن مي‌دهيد: «آيا رويايي درباره شهرهايمان داريم؟» همين پرسش برخاسته از مجموعه پيمايش‌هاي ملي در سطح كشور است كه جامعه‌شناسان آن را انجام داده‌اند. برهمين اساس و نتايج پيمايش‌هاي ملي كه بر وقوع نوعي «گسيختگي اجتماعي» تاكيد داشته است، بهانه‌اي شده تا پس از مدتي تامل اينك انجمن داستان‌نويسان استان تهران با همكاري اداره كل مطالعات اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران سلسله نشست‌هاي «رمان و شهر» را برگزار و در آن به بررسي ادبيات و شهر بپردازند. 
سلسله نشستي كه در آن پرسش‌هايي از اين دست مطرح شد كه آيا نويسندگان ايراني به ويژه آنها كه در تهران ساكن هستند رويايي درباره شهرشان ندارند؟ چه چيزي سبب شده است كه بيشتر نويسندگان به ويژه نويسندگان تهراني شهرشان را تلخ به تصوير بكشند؟
نخستين نشست از اين مجموعه با عنوان «دگرگوني ذهنيت شهري در رمان» عصر 14آبان1398 برگزار شد و در آن دكتر «سيدمحسن حبيبي» شهرساز، دكتر «ابوالحسن رياضي» متخصص جغرافيا و برنامه‌ريزي شهري و مديرعامل موسسه همشهري و «حسين سناپور» نويسنده به طرح بررسي‌هاي خود در اين‌باره پرداختند. 
«خاطره گسيختگي و حيات شهري؛ سيرتحولات مضامين شهري در رمان» عنوان بحث سيدمحسن حبيبي بود. «ذهن جنايتكار تهران» عنوان موضوعي بود كه سيدابوالحسن رياضي، مدير پنل، به آن پرداخت. «حسين سناپور» نيز با موضوع «شهر و رمان امروز» امروز سخنراني كرد. همه اين سخنراني‌ها به گفته خود سخنرانان نتيجه دست كم دو سال بررسي رمان‌هاي منتشر شده در حوزه شهر بوده است. در اين نشست علاوه بر اعضاي انجمن داستان‌نويسان استان تهران، نويسندگان و علاقمندان به ادبيات داستاني «احمدمسجدجامعي» عضو شوراي شهر تهران ري و شميرانات، محسن جوادي يگانه معاون اجتماعي فرهنگي شهرداري تهران و محسن گودرزي جامعه‌شناس و ايده‌پرداز اصلي اين سلسله نشست هم حضور داشتند. 

نگاهی به نخستین نشست از سلسله نشست‌های شهر و رمان

*نتايج پيمايش‌ها ايده اصلي 
ابوالحسن رياضي در ابتداي اين نشست به ايده‌پردازي آن اشاره كرد. او گفت : ايده اصلي اين جلسات توسط «محسن گودرزي» مطرح شد. جامعه‌شناسي كه سال‌هاست مسئوليت بررسي و انجام پايش‌هاي ملي در كشور را برعهده داشته و يكي دو سال قبل ايده اصلي اين بررسي را مطرح كرد و بر اين نكته تاكيد داشت كه يافته‌هاي پيمايش‌هاي اجتماعي نكاتي را در بردارد كه از نگاه برخي كارشناسان و همين‌طور از ديد خود ايشان حاكي از نوعي «گسيختگي اجتماعي» است. 
اين تحصيلكرده جغرافيا و برنامه‌ريزي شهري درباره آنچه گودرزي تاكيد كرده بود، افزود: مولفه‌ها و برخي عوارض در پيمايش به چشم مي‌خورد كه نشانگر عمق برخي گويه‌ها و متغيرهاي اجتماعي هستند. براساس آن‌ها مي‌توان چشم‌اندازي براي آينده ترسيم كرد، براي وضعيت كه در آن قرار گرفته‌ايم يا قرار خواهيم گرفت و به اين منظور بايد هرچه زودتر به بنيادهاي فرهنگي جامعه رجوع كنيم. ضمير ناخودآگاه اجتماعي يا شهود اجتماعي اين موضوع را بازتاب مي‌دهد و نمود آن، نوشته‌ها و آثار مكتوب مي‌تواند باشد. به عبارتي نويسندگان از زوايايي مختلف في الواقع دارند ضمير ناخودآگاه جمعي را بازتاب مي‌دهند. 

* تاثير متقابل شهر و ادبيات بر هم 
سيدمحسن حبيبي، شهرساز كه در دو حوزة فيلم و شهر و ادبيات و شهر پژوهش‌هاي مختلفي داشته است با اين پرسش سخنراني خود را آغاز كرد كه «چگونه شهر در داستان تعريف مي‌شود و داستان چگونه شهر را تعريف مي‌كند». 
او بحث خود را اينگونه ادامه داد: تقريبا از زماني كه رمان به عنوان پديده مدرن شكل گرفته، چه در جهان و چه در ايران، شهر هميشه حضور داشته است و براي من به عنوان يك شهرساز همواره اين مسئله مطرح بوده كه چگونه خاطره بازخواني مي‌شود و دگرگوني شهر و گسيختگي در خاطره چگونه ايجاد مي‌شود. آيا شهر مكانهايش را از ياد مي‌برد و به تبع آن شهروندان هم مكان‌هاي شهرشان را فراموش مي‌كنند و بعد در داستان‌ها هم اين فراموشي و گسيختگي رخ مي‌دهد؟
حبيبي سپس موضوع خاطره را پي گرفت؛ حضور خاطره هم به مكان معني مي‌دهد و هم فضاهاي شهري را بازسازي مي‌كند. همين امر است كه در رمان‌هاي مدرن شهر بيشتر با كالبد شهر تعريف شده‌اند. 
اين شهرساز سپس با اشاره به سازه‌هايي نظير «شمس‌العماره» كه معتقد است در خاطره شهر نشسته و شهروندان آن را زندگي كرده‌اند، به خيابان‌هاي نادري، استامبول و لاله زار اشاره كرد و توضيح داد: رفته‌رفته بعد از دوره ناصري و مشروطيت با آغاز سده جديد كه مدرنيسم ايراني شكل مي‌گيرد، شهر نيز حضور جدي در رمان و ادبيات ما پيدا مي‌كند. 
او سپس به مقايسه دو ميدان «توپخانه» و «بهارستان» به عنوان دو ميدان كه يكي رسمي و ديگري محل طغيان‌هاي مردمي بوده پرداخت و گفت: بعد از سال 1309 كه نخستين نقشه تهران با محوريت نشان دادن خيابان‌هاي تهران بود، خيابان‌ها هركدام به صفتي موصوف شدند و هركدام رفتاري از خود بروز مي‌دادند. اگر خيابان‌ها را استخوان‌بندي شهر بدانيم، خاطرات جمعي به اين ستون فقرات پيوند خورده است. 2 مفهوم شرقي- غربي و شمالي – جنوبي واقع در خيابان حضور قدرتمندي در ادبيات داستاني ما دارند كه شهر را هم تعريف مي‌كنند و از شهر هم تعريف مي‌پذيرند. 
حبيبي سپس به مهمترين محور داستان‌هايي كه برخاسته از تهران است يعني «پلشتي» پرداخت و به نگاه مشفق كاظمي و صادق هدايت از تهران يا بزرگ علوي اشاره كرد و افزود: تقريبا وقتي به رمان‌هاي قديمي‌تر و رمان‌هايي كه دوستان جوانم نوشته‌اند، نظر مي‌كنم، مي‌بينم كه هم آنها و هم اين‌ها به تلخ‌نويسي از شهر مشغول بوده‌اند و اين تلخ‌نويسي از شهر از دهه 20 تا كنون ادامه داشته است. حتي وقتي داستان «دل‌كور» اسماعيل فصيح را مي‌خوانيم كه توصيف زيبا از فضاهاي شهري و سرخوشي‌هاي شهر دارد، بازهم موضوع اصلي آن در پلشتي است. 
اين شهرساز و پژوهشگر در بخش ديگري از سخنراني خود به نوشته‌ها و داستان‌هاي دهه 80 و 90 به عنوان «جمع ضدين» پرداخت كه انبوهي از داستان‌نويسان به داستان‌نويسي شهري پرداخته‌اند و گسست رفتارها و هنجارها در داستان‌هايشان منعكس شده است. حبيبي تاكيد كرد: در برخي از اين داستان‌ها از كل شهر تا مقياس محله محور داستان بوده است ولي در اكثر آنها كم‌كم شهر دارد غايب مي‌شود و اين رويدادهاي شهري است كه غالب مي‌شود. اينجاست كه اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا خاطره شهر در غيبت مكان صورت مي‌گيرد. اين همان سئوالي است كه من در بررسي‌هايم به پاسخي براي آن نرسيده‌ام. 
اين شهرساز با طرح سئوالي ديگر بحث خود را پي گرفت: تلخ‌نويسي در همه روايت‌هاي داستاني هست و اينك كه به آخرين سال‌هاي سده رسيده‌ايم اين پرسش پيش مي آيد چطور اين تلخ‌نويسي راجع به شهر ادامه دارد. آيا ما بيشتر داريم از «دستوپيا» يا مدينه ضاله مي‌نويسيم، از كابوس‌ها مي‌گوييم؟ اين در حالي است كه در داستان‌هايي كه مربوط به آغاز سده حاضر بوده يك نوع روياي شهر وجود داشته ، نگوييم مدينه فاضله، اما امروز اگر نگوييم كابوس‌ها بايد بگوييم يك بي‌آرزويي بر داستان‌هاي نويسندگان دو دهه اخير و شهرنگاري‌هايشان حكم شده است. 

نگاهی به نخستین نشست از سلسله نشست‌های شهر و رمان

*رمان‌هايي كه خوانده شدند 
هيچ از يك سخنرانان اين نشست به درستي مشخص نكردند رمان‌هايي را كه مورد بررسي قرار داده‌اند برچه مبنايي انتخاب كرده‌اند. نام رمان‌هايي چون «تهران مخوف» نوشته «مرتضی مشفق کاظمی» به عنوان نخستین رمان اجتماعی ایرانی يا «فيل در تاريكي» نوشته قاسم هاشمی‌نژاد طبيعي بود كه به ميان آيد زيرا وجهه تاريخي هم بر آن حاكم بود، اما نام رمان‌هايي كه «حسين سناپور» و «ابوالحسن رياضي» مطرح كردند به نظر مي‌رسيد صرفا بر مبناي سليقه آنها يا كتاب‌هاي در دسترس بوده باشند. 
با اين حال «حسين سناپور» در سخنراني خود تحت عنوان «شهر و رمان امروز» بر موضوعي دست گذاشت كه نشان مي‌داد رمان‌هاي ايراني نوشته دهه‌هاي ابتدايي سده حاضر و دو دهه پاياني آن به شهر پرداخته‌اند و رمان‌هايي كه در ميان اين دهه‌ها منتشر شده، بيشتر با محوريت تاريخ شكل گرفته‌اند و در آن رويارويي طبقات اجتماعي، انتقاد به حكومت و نظاير آن مطرح بوده است. قدرت، نكته مهم رمان‌هايي است كه در فاصله دهه‌هاي 30 تا 50 نوشته و منتشر شده است. نكته ديگري كه سناپور به آن اشاره كرد، بحث طول زمان در رمان‌هاي دو دهه اخير و مقايسه آن با «شازده احتجاب» بود. عموما رمان‌هاي قبل از دهه 80 در خانه يا آپارتمان روي داده‌اند و حتي در نمونه‌هاي متاخر آن در دهه 70 اين سبك نوشتن را داستان‌هاي آپارتماني نام گذاشته بودند. 
حسين سناپور بر اين نكته تاكيد كرد كه جغرافيا براي نويسندگان قديمي نظير «احمدمحمود»، «محمود دولت آبادي» يا «هوشنگ گلشيري» كمتر مطرح بوده است ولي نويسندگان دو دهه اخير برخلاف آنها شخصيت‌هايي طراحي كرده‌اند كه در شهر هم پرسه مي‌زنند. برخلاف نويسندگان قديمي‌تر كه مكان‌هاي شهر را نشانه‌گذاري نمي‌كنند نويسندگان دهه‌هاي اخير اين كار را مي‌كنند. 
نويسنده كتاب «نيمه غايب» در شباهت آنچه در رمان‌هاي دهه‌هاي آغازين سده كنوني و دهه‌هاي پاياني آن درباره شهر‌نويسي رخ داده نيز توضيح داد: به نظر مي‌رسد در سال‌هاي آغازين سده حاضر، اقدامات رضاخان در تهران، بناي ساختمان‌هاي جديد، دانشگاه و احداث خيابان‌هاي جديد شهر را براي شهروندان ناآشنا كرده بود. براي همين آدم‌ها با اين شهر احساس غريبگي مي‌كردند و نويسندگان هم چنين حسي را انعكاس داده بودند. همين اتفاق در دهه‌هاي اخير افتاده است. تا آنجا كه يك بار در يك برنامه تلويزيوني از آقاي قاليباف شهردار تهران مي‌شنيدم كه مي‌گفت ما به گونه‌اي رفتار مي‌كنيم كه شهروندان تهراني اگر يك هفته از خانه خود بيرون نيايند و بعد از خانه خارج شوند متوجه تغييرات شوند. البته لابد ايشان تغييرات مثبت منظورشان بود. اما واقعيت اين است كه اين شيوه موجب همان ناآشنايي با شهر شده است و نويسندگان نيز از همين ناآشنا بودن نوشته‌اند. 
سناپور سپس به بررسي موتيف‌هاي داستان‌هاي دو دهه اخير در شهرنويسي پرداخت و گفت: «تك‌افتادگي»، «گمگشتگي»، «ويرانشهر»، «محله‌اي شدن» مهمترين اين موتيف‌ها هستند. 


*ذهن جنايتكار تهران

يكي از محورها و سخنراني‌هاي نخستين نشست شهر و رمان موضوع «ذهن جنايتكار تهران» بود و سخنراني اين بخش را «ابولحسن رياضي» به عهده داشت. او ۷ رمان را بررسي كرده و براساس آن نتيجه گرفته بود كه رمان‌هاي مورد نظر مي‌توانند ترسيم‌كننده اين عنوان باشند كه تهران ترسيم شده در اين رمان‌ها حاصل ذهني جنايتكار است. 
او در اين‌باره توضيح داد: به طرز غريبي همه شخصيت‌هاي رمان‌ها تمايل به قتل دارند و خواننده هم از آن تعجب نمي‌كند. همين مبناي فرضيه براي بررسي رمان‌هايي شد كه براساس آن مي‌توان گفت شكل ذهن جنايتكاري حاصل از كلانشهري را مي‌توان در تهران و رمان‌هاي نوشته‌شده درباره آن جست. 
ابوالحسن ریاضی در سخنانی با موضوع «ذهن جنایتکار شهری» بیان کرد: وقتی برخی رمان‌ها را می‌خواندم می‌دیدم که فرد در این رمان‌ها گرایش به قتل دارد و بعد این پرسش برایم مطرح شد که آیا این گرایش به قتل یک پدیده‌ مرسوم در رمان‌های ماست؟ و وقتی رمان‌های جنایی و رمان‌های دیگری خواندم متوجه شدم می‌توان این سوال را به عنوان یک فرضیه در نظر گرفت.

او ادامه داد: قتل پیچیده با مدرن شدن شهر و پیچیده شدن آن همزمان بود. داستان‌های شهری برای بیان همین پیچیدگی بوده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: افراد با ورود به شهر با ناشناخته‌ها مانند انسان، محلات و... مواجه می‌شوند و روابط‌شان بسیار محدود می‌شود. کلان شهرها ویژگی خاصی به نام بی‌چهرگی دارند که فرد برای دیگری ناشناخته است و این باعث عقده و کینه شده و قتل و جنایت امری می‌شود که از ویژگی‌های شهر ناشی خواهد شد.
مدیرعامل موسسه‌ همشهری در ادامه به یکی از ویژگی‌های شهر پرداخت که سرکوب است و حاصل قواعد برخاسته از تصمیم افراد است و باعث گریز و مقابله با شهر می‌شود.

او با بیان برخی دیگر از ویژگی‌های شهرها، اظهار کرد: میان تهران و شهرهای پیشرفته تفاوت‌هایی وجود دارد که حاصل آن‌ها بی‌اعتمادی، جنایت و... و مانند این‌ها در تهران است که این خود را در رمان هم نشان می‌دهد.

ریاضی در ادامه چند رمان را تحلیل کرد و آن را با فرضیه‌ خود سنجید و نتیجه گرفت که شهر و عناصر آن در این رمان‌ها وحشت‌آفرین، دارای فشار و سرکوب، فاقد عدالت، اصالت دادن به منافع فردی، ترس از توانایی شهر برای کنترل و ... است.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار