کد خبر: ۱۰۰۵۱
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
اظهارنظرهای سیاسی درباره وضعیت مردم اصفهان کمکی نمی‌کند
در چنین شرایطی چگونه می‌توان به سادگی برای مردم که روزی در کنار زاینده‌رود آرامش می‌گرفتند و امروز در کف خشکیده آن تحصن کرده‌اند نسخه پیچید؟ برخی تحلیلگران در این دو هفته بر محیط‌زیستی بودن مطالبات مردم اصفهان تأکید کردند. اما پرسش این است که آیا تحلیلگران سیاسی اساساً چقدر درباره آب و معادلات آن کار کرده‌اند؟
سینا قنبرپور : زخم اصفهان که این روزها سر باز کرده زخمی کهنه است. مطالبات مردم اصفهان که در بستر زاینده‌رود با برجسته‌شدن خواسته‌ای برحق یعنی جاری بودن این رودخانه جریان گرفته است مدتهاست مطرح بوده و به تناسب در سه دهه اخیر پاسخ مناسب نیافته است. هیچ‌کس چه از مردم چه از مدیران ارشد گمان نمی‌کرد که روزی بستر این رودخانه با تصمیماتی که نابخردانه اخذ و اجرا کردند خشک شود. بیش از دو دهه است که زاینده‌رود، دیگر مثل زاینده‌رودی که ۶۰ سال قبل بر آن سد بسته شد جریانی نداشته و ندارد. 
حالا بعد از مدتها انباشت درد، نمی‌توان به سادگی و با نسخه ساده دردی کهنه را درمان کرد. طبیعی است که بسیاری به کمین نشسته باشند تا از خستگی و اعتراض مردم به این وضعیت بهره‌برداری کنند. طبیعی است که ضامنان نظم در همه این سال‌ها راه‌هایی جز همین برخوردهای سلبی راه‌کارهای دیگری نیاموخته‌اند. طبیعی است که با وعده و حرف نمی‌توان مردمی را که دو سه دهه است منتظر اقدام است را نمی‌توان مجاب کرد. 
در چنین شرایطی چگونه می‌توان به سادگی برای مردم که روزی در کنار زاینده‌رود آرامش می‌گرفتند و امروز در کف خشکیده آن تحصن کرده‌اند نسخه پیچید؟

سیاسیون بی‌آنکه آب را بشناسند وارد مسأله اصفهان نشوند

برخی تحلیلگران در این دو هفته بر محیط‌زیستی بودن مطالبات مردم اصفهان تأکید کردند. اما پرسش این است که آیا تحلیلگران سیاسی اساساً چقدر درباره آب و معادلات آن کار کرده‌اند؟ سیاسیون اصلاً چه اندازه درباره تأثیر آب بر امنیت و سیاست تحقیق و پژوهش کرده‌اند؟ جالب آنجاست که آن دولتی که ۸ سال گذشته بر سر کار بود و نخستین مصوبه‌اش محیط زیستی بود نتوانست از پس معادلات آب برآید و بسیاری تصمیمات نادرست باز هم اتخاذ شد و به اجرا درآمد. 
دستکم «حسن روحانی» در کتابی که حاصل جلساتی در مرکز پژوهش‌های استراتژیک بود به مسأله آب و امنیت پرداخته بود ولی عملاً نتوانسته وارد معادلات برخاسته از آب شود. 
حال اگر قرار باشد مطالبات اصفهانی‌ها را مطالبات آبی یا مطالبات زیست‌محیطی بدانیم باید پرسید آن‌ها که چنین عنوانی برای مطالبات برگزیده‌اند در دو دهه اخیر چه اقداماتی در زمینه بررسی و کالبدشکافی درد اصفهان انجام داده‌اند؟
نباید اجازه داد فعالان سیاسی موج‌سوارانه از هر موقعیت معترضانه‌ای برای عرض اندام خود بهره‌برداری کنند. شاید ظاهر آنچه در اصفهان رقم خورده است سیاسی است و اعتراض مردم به عنوان یک حرکت سیاسی قابل تحلیل باشد اما هیچ یک از سیاسیون ما تا کنون نتوانسته در عرصه آب به عنوان ریشه معادلات سیاسی اقدامی عملی کرده و برنامه ارائه دهد. 
در یک دهه اخیر که نهادی چون اندیشکده تدبیر آب راه‌اندازی شد یا از سوی جامعه‌شناسی چون دکتر «هادی خانیکی» پیشنهاد گفتگوی ملی آب برای تمرین در گفتگوهای سیاسی با حضور همه گروه‌ها مطرح شد عملاً هیچ تجربه دیگری با توجه به معضل کم‌آبی و تأثیر آن بر سیاست نداشته‌ایم. 
شاهد این ادعا آن است که ببینیم در ماجرای کم‌آبی‌های خوزستان سیاسیون کجا بودند و چه کردند؟ در ماجرای دریاچه ارومیه وضعیت چطور بود؟ 
جالب اینجاست که دکتر «محمدفاضلی» جامعه‌شناس بارها بر این نکته تأکید کرده است که «حتی در خود دانشگاه هم وقتی می‌گویند چه رابطه‌ای بین جامعه‌شناسی و آب هست؟» چگونه انتظار داریم سیاسیون در زمینه آب و سیاست یا امنیت کار و پژوهش کرده باشند. 
تا کنون همه راهکارهای مدیریت ارشد کشور در زمینه آب فنی و مهندسی بوده است و از ابزارهایی غیر از این دو نظیر اقتصاد و جامعه‌شناسی یا به طور کلی علوم‌انسانی بهره‌ای نبرده است. 
حال اگر قرار باشد در مسأله‌ای چون اصفهان سیاسیون تحلیل دهند و کار به دست روش‌های قهری برای اداره ماجرا بیفتد نه تنها مسأله کم‌آبی به یک موضوع امنیتی تبدیل می‌شود که دیگر نمی‌توان برای بهبود اوضاع کاری کرد. 
وضعیت کنونی وضعیتی به شدت پیچیده و چندوجهی و حاصل انباشت بی‌توجهی‌های متعدد در طول چند دهه است. 
اگر قرار باشد امروز مردم را از کف زاینده‌رود جمع کنیم باید آن‌ها را به بهترین نحو قانع‌کنیم تا آن‌ها همراهی کنند وگرنه با وعده‌هایی مشابه وعده‌های پیشین آن‌ها هیچ همکاری نمی‌کنند و با ماندنشان در میدان فرصت سواستفاده به اغیار می‌دهند. 
اما چگونه می‌توان مردم را قانع کرد. به جز با گفتگو و به جز با تشریح واقعیت‌ها و پذیرش مسئولیت نمی‌توان به نقطه مشترکی رسید. 
هر چه هست وضعیت کنونی با این کیفیتی که می‌بینیم روبه‌رویمان قرار گرفته است. قرار نیست مشکل را به گردن مردم و مصرف آب بیندازیم. اما واقعیت این است که اگر همه ما نپذیریم که در ایرانی زندگی می‌کنیم که همواره کم‌آب بوده نمی‌توانیم تصمیم درستی اتخاذ کنیم. با ضرب‌الاجل و وعده کوتاه‌مدت هم نمی‌توان زاینده‌رود را احیا کرد. 
بایستیم و به صراحت بگوییم که این راه صبوری می‌طلبد و باید با هم آن را حل و فصل کنیم. نمی‌توان در این موقعیت خوزستان حساب آب خود را جدا کند، اصفهان حساب زاینده‌رود را از بقیه کشور جدا کند و بعد انتظار داشته باشیم مسأله‌ای ایران که کم‌آبی است حل و فصل شود. 
مشکلی که به سبب اشتباهات برنامه‌ریزان و مدیران ارشد از یک سو و نمایندگان مجلس در ادوار مختلف از سوی دیگر رقم خورده است اینک همدلی و همراهی همه ما را می‌طلبد تا با صبوری و حوصله همه ما حل و فصل شود وگرنه هم دولتمردان ۴ یا ۸ سال در سمت خود هستند و بعد ما را با این مشکل می‌گذارند و می‌روندو هم نمایندگان مجلس چنین دوره‌ای مشغول به کارند. 
امروز مشکل زاینده‌رود و اصفهانی‌ها مشکل همه ما ایرانی‌هاست. اما این مشکل با یک نسخه ضرب‌الاجل حل نمی‌شود. حتی اگر به قول استاندار اصفهان آب را رها کنیم که ۱۰۰ روز بیشتر کفاف جاری بودن در رودخانه را نمی‌دهد باید به فکر بعد از ۱۰۰ روز باشیم. پس واقعاً چاره‌ای جز صبوری و گفتگو نداریم. 
آن‌ها هم که تلاش می‌کنند با قوه قهریه جلوی گفتگوها را بگیرند باید در رفتارشان تجدیدنظر کنند تا همه حتی اگر خشمگینند بتوانند در حل این مسأله همراه شوند. 


مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار