کد خبر: ۲۸۷
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
شواهد نشان می‌دهد که متناسب با ارتقای سطح تحصیلات و مهارت‌های زنان، مشارکت زنان در حوزه‌های مختلف چه در شهر و چه روستا رشد چندانی نداشته است و فقط زمانی که سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی پیرامون این موضوع در برنامه‌های توسعه کشور با محوریت جنسیت گنجانده شود می‌توان از موفقیت‌آمیز بودن این برنامه‌ها اطمینان حاصل کرد
ساری نورمحمدی
طبق آمار موجود تا پایان سال 1393 در حوزه دهیاری‌ها، زنان روند رو به رشدی در دستیابی به پست اجرایی دهیار داشته‌اند. گویا جوامع روستایی به زنان در سپردن مسئولیت‌های اجرایی بیشتر اعتماد کرده است. اعتمادی اجتماعی که می‌توان محصول ساختارهای درهم‌تنیده‌ای از قبیل هم‌محلی، هم طایفه و هم‌ایل، همسایه، دوستان و آشنایان، همسری، مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان در فعالیت‌هایی از قبیل تصمیم‌گیری‌های محلی، فعالیت‌های کشاورزی، دام‌پروری، بالاتر رفتن سطح تحصیلات زنان در نسبت با تحصیلات مردان و ... دانست. به طور کلی رضایت از خدمات اجرایی ارائه شده و اثبات شایستگی توسط زنان می‌تواند از عوامل موثر بر انتخاب این زنان باشد.
هر چند بزرگان روستا، کدخدا این زنان و عملکردشان را به رسمیت نمی‌شناسند، اما گویا انتخاب این زنان نوعی دهن‌کجی به باورهای موجود و نوعی ایستادگی در برابر افرادی است که به دلیل شرایط سنی و احترامی که در جوامع سنتی و روستایی وجود دارد از توبیخ و توضیح به سبب عملکردشان  ضعیف‌شان گریخته‌اند. پس شاید بحث اعتماد یک طرف این تصمیم باشد و طرف دیگر انقلاب جوانان روستا بر علیه نظم موجود و تمام کاستی‌هایش باشد و از آنجایی که زنان کمتر مجبور هستند به ریش سفیدان مرد احترام بگذارند، نظم موجود را به واسطه تحصیلات و شایستگی‌هایشان به چالش می‌کشند و برای اثبات شایستگی خود، سعی‌ای مضاعف در رسیدگی به امور روستا و افرادش می‌کنند. اما اگر از منظر اعتماد به این مسئله بپردازیم، با توجه به آمار موجود باید گفت که تعداد دهیاری‌ها حدود 31 هزار و 196 نفر است  که تعداد 29 هزار و 760 نفر دهیار مرد و یک‌هزار و 523 دهیار زن هستند و این در حالی است که تعداد شهردار‌ی‌ها حدود یکهزار و ۲۳۴ است که از این تعداد تنها 3 شهردار زن هستند. در یک نسبت می‌توان دریافت که تعداد دهیاری‌ها حدود 25 برابر تعداد شهرداری‌ها است. یعنی اگر تعداد شهرداری‌ها با تعداد دهیاری‌ها برابری می‌کرد(75= 3* 25) کلا می‌توانستیم 75 شهردار زن در برابر یکهزار و ۵۲۳ دهیار زن داشته باشم و به طور کلی تعداد دهیار‌های زن 20 برابر تعداد شهردارهای زن است.
این اعداد نشان می‌دهد که در جوامع روستایی اقبال به زنان برای مشارکت بیشتر است تا در جوامع شهری. و این اقبال را می‌توان محصول ساختارهای درهم‌تنیده‌ای از قبیل هم‌محلی، هم طایفه و هم‌ایل، همسایه، دوستان و آشنایان، همسری، ایستادگی در برابر بافت سنتی و یا شاید نوعی انقلاب جوانان و زنان روستایی که با اثبات شایستگی‌های خود، سنت دیرینه کدخدای مرد و مرد تصمیم‌گیرنده را به چالش می‌کشند، و می‌گویند حالا که در روستا همیشه دستی بر تولید و اقتصاد داشته‌اند و پابه‌پای مردان کارکرده‌اند، اکنون می‌خواهند دستی بر مدیریت هم داشته باشند.
 واکاوی این مسئله که زنان در جوامع روستایی مورد اعتمادتر از زنان در جوامعه شهری برای پست‌های اجرایی هستند از منظر زنان در جوامع شهری قابل بررسی است زنانی که قریب به دو دهه است که از اندورنی خانه‌ها فاصله گرفته و در فعالیت‌های اقتصادی سهیم شده‌اند و برای اثبات شایستگی‌شان راه طولانی در جامعه‌ شهری که شبکه‌های درهم‌تنیده در آن کمرنگ‌تر است دارند. در کل اگرچه در ظاهر جوامع روستایی به زنان بیشتر اعتماد کرده‌اند تا شهری. با این حال این آمار‌ها نشان‌دهنده مشارکت فعال سیاسی زنان در حوزه‌های اجرایی نیستند. زیرا به نسبت جمعیت و تعداد روستاها و تعداد شهرها، آمار مشارکت به هر صورت پایین است و اگرچه در چند دهه اخیر برنامه‌های توسعه، سطح سواد و تحصیلات و مهارت‌های حرفه‌ای و تخصصی زنان را تا حدودی افزایش داده است، اما شواهد نشان می‌دهد که متناسب با ارتقای سطح تحصیلات و مهارت‌های زنان، مشارکت زنان در حوزه‌های مختلف چه در شهر و چه روستا رشد چندانی نداشته است و فقط زمانی که سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی پیرامون این موضوع در برنامه‌های توسعه کشور با محوریت جنسیت گنجانده شود می‌توان از موفقیت‌آمیز بودن این برنامه‌ها اطمینان حاصل کرد  و شاهد حضور فراگیر زنان در حوزه‌های مختلف مشارکتی بود.
مطالب مرتبط
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار