کد خبر: ۳۴۵۸
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۶:۴۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
فائزه هاشمی رفسنجانی هنوز هم سیاسی‌ترین چهره خانواده هاشمی بعد از پدر است؛ حتی اگر در انتخابات مجلس کاندیدا نشده باشد و این مسئولیت را به برادر و خواهر خود سپرده باشد.

 کلید ملی : عضو شورای مرکزی حزب کارگاران سازندگی ایران شرکت در انتخابات را تنها راه حل برای تغییر وضع موجود میداند، گفتگوی دولت و ملت را با فائزه هاشمی بخوانید.

همان‌طور که می‌دانید صف‌آرایی سیاسی کشور در یکی دو سال اخیر بر اساس موافقان و مخالفان برجام به عنوان اصلی‌ترین شکاف سیاسی در این روزها بوده است. این آرایش سیاسی چقدر در انتخابات بازتولید شده و در لیست‌های انتخاباتی نمود یافته است؟
من آرایش موافقان و مخالفان برجام را ذیل شکاف اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تحلیل می‌کنم. البته مسئله برجام همچنان در کانون شکاف سیاسی و انتخاباتی قرار خواهد داشت. درست است که برجام اجرا شد اما هنوز مخالفان آن که بخشهایی از حاکمیت را نیز در اختیار دارند، به نظر می‌رسد از کارشکنی دست برنداشته‌اند و علاقمندند که این توافق اجرایی نشود یا تأثیرات آن برای مردم ملموس نباشد. چون توافق به تنهایی نمی‌تواند مشکلات را حل کند. برنامه‌های دولت، مکمل برجام و برای استفاده از فضای لغو تحریم‌ها و توسعه کشور هستند. برای این کار به مجلس همراه نیاز است. البته منظور این نیست که مجلس در اختیار دولت باشد. بلکه بدین معنی که کارشکنی نکند، برنامه‌هایی که به صلاح ملی و به نفع همگان است را تصویب نماید و نظارت بر اجرای قانون داشته باشد. مردم اگر می‌خواهند برجام به نتیجه برسد در این انتخابات باید با مشارکت فعالانه و آگاهانه وارد صحنه شوند. این هم به نفع مردم خواهد بود و هم به نفع کشور. اگر مردم اصلاح می‌خواهند، اگر بهبود و توسعه می‌خواهند، و اگر حل مشکلات را می‌خواهند، باید در انتخابات شرکت کنند. باید مجلسی همسوی با دولت شکل بدهند تا دولت بتواند برنامه‌های خود را اجرایی کند. ما می‌بینیم رفتارهای مجلس نهم باعث شده که تعدادی از وزرای دولت، محافظه‌کار شوند. آقای روحانی هم جرأت دست زدن به کابینه را ندارد. چون مشخص است که این مجلس -که خدا نکند دوره بعد هم ادامه پیدا کند- به وزیر توانمند و باشهامت و با برنامه و فکر رأی نخواهند داد. شاهد این امر، قضیه آقای فرجی دانا است که وقتی وزارت علوم فعال شد و یک‌سری کارهای مثبت را انجام داد، بلافاصله ایشان استیضاح شد. بنابراین خیلی مهم است که این انتخابات چگونه برگزار شود و میزان مشارکت در انتخابات چقدر باشد. اگر تغییر می‌خواهیم نباید پشت دولت را خالی کنیم تا مجلسی بر سر کار بیاید که دست‌کم دولت بتواند برنامه‌هایش را اجرایی کند. راه دیگری هم برای تغییر اوضاع وجود ندارد. اگر تغییر می‌خواهیم باید با شرکت در انتخابات مجلس و خبرگان، رأی خرداد ۹۲ را با همان تدبیر، تکمیل کنیم تا دولتی که انتخاب کرده‌ایم، بتواند کارش را ادامه بدهد. از دولت تنها، نمی‌توان انتظار زیادی داشت.
بعد ردصلاحیت‌های گسترده گروهی از رأی‌دهندگان با این پرسش مواجه شدند که شرکت در انتخابات در این وضعیت تا چه میزان خواسته‌های آنان را پوشش می‌دهد. پاسخ شما به این پرسش چیست؟
تحلیل من این است که ردصلاحیت‌های این دوره آن هم با این ابعاد، دو هدف را دنبال می‌کرد: یکی ناامید کردن مردم از ورود به انتخابات و دیگری سامان دادن به موقعیت اصولگرایان در این انتخابات. بالاخره نظرسنجی‌ها وضعیت را نشان می‌دهد و این بار هم مجری و ناظر انتخابات هماهنگ نیستند. در این وضعیت ناامید شدن، هدف اصولگرایان و رأی ندادن بازی در میدان آنها است. به‌خصوص الان که نتوانستیم چهره‌های شاخصمان را در انتخابات داشته باشیم، باید مواظب باقی ظرفیت‌هایمان باشیم و آن را در زمین رقیب خرج نکنیم. دلیل اینکه در این دوره از مشارکت حداکثری استقبالی نمی‌کنند این است که یک رأی ثابت و سنتی دارند که میزان آن بر اساس مشاهدات چیزی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد است. در این وضعیت اگر مردم پای صندوق‌های رأی حاضر شوند، حتما آنها بازنده خواهند بود. ولی اگر حاضر نشوند، رأی کم آنها می‌تواند تبدیل به اکثریت نسبی شود. بنابراین نباید میدان را خالی کرد. اتفاقا ما باید بایستیم و حقمان را مطالبه کنیم. چون تنها راهمان هم همین است. اگر قرار است دموکراسی محقق شود، آزادی‌ها تأمین شوند، اصلاحات صورت بگیرد و کشور توسعه پیدا کند، تنها راهش صندوق‌های رأی است. از طریق رأی دادن باید بتوانیم صحنه را تغییر دهیم. در غیاب انتخابات تغییری هم در کار نخواهد بود و هیچ‌کدام از آن خواسته‌ها نمی‌تواند اجرا شود.

اجازه بدهید کمی به انتخابات خبرگان بپردازیم. آقای هاشمی در رأس لیستی برای انتخابات خبرگان هستند و از همین جهت فضاسازی‌ها و کمپین‌های مجازی مختلفی علیه ایشان به راه افتاده است. ارزیابی شما از احتمال قطبی شدن انتخابات از سوی تندروها حول محور آقای هاشمی چیست؟
تجربه نشان داده است که دروغ‌پراکنی و تخریب عموما نتیجه عکس می‌دهد؛ به خصوص بعد از روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد. من معتقدم تنها ویژگی مثبت دوره آقای احمدی‌نژاد این بود که بعضی چیزها رو شد و واقعیت بر ملا شد و عملا همه شاهد بودند علی‌رغم ادبیات بگم بگم و تهمت و دروغ بستن به خاندان هاشمی، بزرگترین فسادها از حلقه نزدیک به همین آقا افشا شد. من بعید می‌دانم این فضا‌سازی‌ها خدشه‌ای به وجهه آقای هاشمی وارد کند چون مردم آگاه هستند و به درستی به شرایط کشور واقفند مردم می‌دانند چه کسی دغدغه نظام و مردم را دارد و چه کسی علی‌رغم شعارهایش، خلاف مصلحت عمومی عمل می‌کند. این تخریب‌ها به‌خاطر نگرانی از رأی آوردن است و من معتقدم نتیجه عکس خواهد داشت.

پیش‌بینی شما از نتیجه انتخابات و رأی آقای هاشمی چیست؟
نمی‌توانم اظهار ‌نظر دقیق داشته باشم اما مجموعا خوش‌بین هستم. به انتخابات خبرگان بیشتر خوش‌بین هستم تا مجلس. چون انتخابات مجلس به‌خاطر این رد‌صلاحیت‌ها و حذف چهره‌های شاخص، کسانی مانده‌اند که مردم کمتر آنها را می‌شناسند. البته من فکر می‌کنم باید به لیست رأی داد و افرادی که در لیست اصلاح‌طلبان قرار گرفتند را باید با رأی دادن حمایت کرد تا جریان میانه‌رو جایگزین جریان تند‌رو شود. اگر بخواهیم تنها به چهره‌ها رأی بدهیم و نه به لیست، در مجلس آینده آنها اکثریت نخواهند بود و نمی‌توانند تأثیرگذار باشند. بنابراین تعداد مهم است. به نظر من اتفاق خوبی که بعد از رد‌صلاحیت‌ها افتاده این است که به یک نوع پوست‌اندازی در میان سیاستمداران ما کمک کرده است. بهتر است چهره‌های شاخص به اتاق‌های فکر بروند و فرصت اجرا در اختیار نیروهای ناشناخته‌تر، جوان‌تر و البته کارکرده اما کمتر شناخته‌ شده باشد. ما باید از این قضیه استقبال کنیم چون یک پوست‌اندازی در سطح جامعه و مدیران محسوب می‌شود و می‌تواند جامعه را به سمت چرخش نخبگان سوق دهد. این اتفاق را باید به فال نیک گرفت. باید لیست اصلاح‌طلبان را مثبت قلمداد می‌کنیم و به لیست اصلاح‌طلبان رأی دهیم.

برخلاف فهرست اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی، در لیست خبرگان تقریبا همه کاندیدا‌ها شناخته شده هستند. اما بعضا انتقاداتی در مورد لیستی که آقای هاشمی و آقای روحانی در صدر آن هستند، مطرح می‌شود؛ به‌خصوص از حضور افرادی با سوابق خاص. پاسخ شما به این انتقادها چیست؟
بعد از سال ۸۸ و برملا شدن خیلی از مسائل بسیاری از چهره‌های اصولگرا تا حدودی تغییر دیدگاه و چرخش داشته‌اند. انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بسیاری از مرزبندی‌ها را به هم ریخت. در مورد افراد این لیست هم باید با توجه به همین ملاحظه، قضاوت کرد. مشخصا در مورد آقای دری نجف‌آبادی من همیشه خدمت ایشان ارادت داشته‌ام و به نظرم انسان شریفی هستند. اگر منظور از انتقادها، قتل‌های زنجیره‌ای است که اصلا به ایشان ربطی نداشته و بلافاصله بعد از قضیه استعفا دادند که کار بسیار شجاعانه و ارزشمندی هم بود. به نظر من بسیاری از افراد تغییر کرده‌اند؛ یعنی مواضع قبل از ۸۸ را ندارند. لذا باید مجموعه مسائل را با هم ببینیم. مواضع فعلی افراد مهم است و با توجه به اوضاع فعلی و رد‌صلاحیت‌ها ما با محدودیت انتخاب روبرو هستیم.

این لیستی که برای انتخابات مجلس خبرگان با عنوان «خبرگان مردم» در تهران منتشر شده، چقدر با آقای هاشمی هماهنگ هستند؟
بسیار زیاد. البته در سیاست ۱۰۰درصد نمی‌شود به چیزی مطمئن بود. اما تا جایی که من اطلاع دارم، اعضای لیست با هم هماهنگ هستند.
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار